یک نگاه – رنگ آمیزی تاریخ

  دانستنیها – شماره ۶۳– ۱ مهر  ۱۳۹۱ – یک نگاه:

۱-     درسال ۱۹۱۱ میلادی، شیمیدان و صنعتکاری بلژیکی به نام ارنست سالوی (Ernest Solvay) که به طور جدی به مساله آموزش و پژوهش بها می داد سمیناری در زمینه فیزیک را با دعوت از چهره های برجسته فیزیک دوران خود در شهر بروکسل برگزار کرد. در پی موفقیت این سمینار ها بود که وی بنیادی به نام خود در زمینه مطالعات بنیادی فیزیک و شیمی تاسیس و از سال بعد میزبانی کنفرانس هایی را به عهده گرفت که به نام موسسه او کنفرانس سالوی نامیده می شدند. این کنفرانس ها با تناوب سه ساله برنامه ریزی شده بودند و تا کنون هم ادامه دارند البته گاهی اوقات فاصله زمانی میان دو کنفرانس به دلایل مختلف طولانی تر هم شده است. هر بار یکی از موضواعتی که احتمالا آینده این دو دنیا یعنی فیزیک و شیمی را مشخص می کند در دستور کار قرار دارد و بهترین های جهان در این حوزه ها گردهم می آیند.

۲-     در سال ۱۹۲۷ پنجمین کنفرانس سالوی به یکی از خاطره انگیز ترین کنفرانس های جهان بدل شد شرودینگر، انیشتین ، ماری کوری، پاولی، دیراک، بورن ،بوهر، لورنس، پلانک ، انیشتین و بسیاری دیگر از میهمانان کنفرانس آن سال بودند. هر یک از این افراد نقشی تاریخی در بهبود درک ما از جهانمان ایفا کرده اند. در این عکس همه آنها را می توان در کنار هم دید. هریک از این افراد دیدگاه های متفاوت و بعضا متناقضی با هم داشته اند. تنها بخش کوچکی از مباحثات داغ آن کنفرانس را می توان در خاطرات هایزنبرگ از مناظره های روزانه اش با انیشتین بر سر مفهوم عدم قطعیت مشاهده کرد. در پشت این عکس یادگاری زیبا جنجال ها و تنش های بی نظیری وجود دارد که جهان علم در دوران گذار خود تجربه می کرد.

۳-     اخیرا و به کمک فناوری های نوین پردازش تصویر یکی از شهروندان فضای مجازی، عکس یادگاری آن سال را رنگ آمیزی کرده است. من از جزییات فنی این کار اطلاع ندارم و نمی دانم مثلا از روی چه رفرنسی رنگ لباس ها یا کروات مثلا انیشتین و یا شالی که در دستان ماری کوری است مشخص شده است. اما این موارد مهم نیست. زمانی که به این عکس رنگی شده نگاه می کنید یک باره این شخصیت ها دربرابر چشمان شما جان می گیرند. آنها انسانی تر و نزدیک تر به ما به نظر می آیند. این تصویر دوباره بهانه ای است برای بازگشتن به آن دوران و خواندن شرح حال این افراد. نقش هایی که بازی کردهاند. اختلافاتی که داشته اند. مناظره هایی که پشت سر گذاشته اند و مسیری که به پیش رو باز کرده اند. شاید هیچ کدام از آنهایی که در این تصویر به دوربین خیره شده اند، نمی توانستند آینده خود و امروز ما را پیش بینی کنند. شاید حتی مطمئن نبودند راه هایی که باز می کنند به کجا می انجامد اما همه آنها در یک نکته اشتراک نظر داشتند. همه آنها علم و راه علمی را می فهمیدند و نه تنها در پژوهش های روزانه که در زندگی روزانه خود به کرا می بردند.

۴-     باید تاریخ خواند. اگر به علم و داستان علم و ترویج علم علاقه داریم و آن را مهم می دانیم. گر فکر می کنیم باید دل به سودای علم سپرد و اگر فکر می کنیم در این راه گام بر می داریم. اگر دغدغه گذشته داریم و یا اگر نگران آینده هستیم باید تاریخ بخوانیم. تاریخ علم تاریخ ماجراجویی های دلکشی است داستان های فراموش شده نیست. راه  و مسیر ما ار به سوی آینده نشان می دهد. عکس رنگی پاییز ۱۹۲۷ هنوز هزاران درس در دل خود دارد.

۳ نظر

  1. امیر نقی پور می‌گه:

    ببینید در سال ۱۹۱۱ یعنی حدود ۱۰۱ سال قبل یعنی سال ۱۲۹۰ ما کجا بودیم کشور ما در تلاطمات سیاسی اواخر دوره قاجار و هواخواهی های قومی در گوشه و کنار میهن پهناورمان درگیر جنگهای تعصباتی بود و از آن زمان به بعد هنوز هم هم مردم و هم رهبرانمان به ضرورت ایمان به نقش برتر علم نرسیده اند آری باید تا سالها کار کنیم که اول از همه ذهن مردمانمان را عوض کنیم تا مثل دیگرانی بیندیشند که سالها قبل از ما این راهها را طی کرده اند ترویج علم فقط با روز پزشک برای ابوعلی سینا گرفتن و یا نامگذاری روز تولد رازی برای روز داروسازی کاری از پیش نمی برد کارهایی زیادی باید برای زنده نگه داشتن خاطرات بزرگان درگذشته دیروز و یا معاصر به دور از هرگونه دیدگاه سیاسی صورت بگیرد تا روزی نباشد که ما مفاخر خود را از زبان دیگران بشنویم والسلام

  2. فریبا سرآمد می‌گه:

    سلام آقای ناظمی
    من همیشه به وبلاگ شما سر میزدم و مطالب بسیار جالبی که میگذارید رو میخوندم.
    اما امروز با خوندن این مطالب به قدری به وجد اومدم که اصلا نمیتونم بیانش کنم…
    همش یاد این میفتم که هموطن ما پروفسور حسابی شاگرد انیشتین بودند و این بزرگترین افتخار برای ماست.
    کسی که وقتی خواست نظریه خودش رو اثبات کنه دانشمندان بزرگی چون انیشتین،شرودینگر،بورن و… به پای دکتر حسابی بلند شدند در حالی که ایشون یه جوان سی و چند ساله بودند..!!
    این بزرگی اونها نشون دهنده اهمیت علم و مهم بودن کشفیات بشر هستش..
    درسته که خیلی از ما ایرانی ها فقط به این مورد “افتخار”و “بزرگداشت” بسنده کردیم اما باید کاری کرد تا حسابی های دیگه ای متولد بشند…
    نه نه ، اشتباه گفتم،حسابی های زیادی متولد شدند،اما هنوز قدر خودشونو نمیدونندو حسابی نشدند…
    و یا کسانی دست توی کار دارند و نگذاشتند که اینها تو مملکت خودشون حسابی بشند و اختراعات و اکتشافاتشون رو جای دیگه ای غیر از ایران به مرحله عمل بردند…
    افسوس …

    باید کاری کرد..اولیش هم باید خودم باشم…

  3. عکس های جالبی بودند، مخصوصاً عکس رنگی بازسازی شده اش.

    ضمناً در مورد نظر دوستمون هم باید بگم درسته، هیچ کس شکی در شخصیت علمی دکتر حسابی نداره، اما متأسفانه ما ایرانی ها هم بعضی مواقع بد جور دچار اسطوره سازی، تحریف واقعیت و بلوف کردن می شیم. یه روز می خواهیم ثابت کنیم انیشتین شیعه بوده و یه روز عکس معروف انیشتین و کورت گودل (ریاضیدان معروف اتریشی) رو به عنوان عکس انیشتین در کنار دکتر حسابی معرفی می کنیم.

نظرتان را بنویسید