۲۰ سالگی وایرد

مجله وایرد مجله منحصر به فردی است. اگرچه موضوع اصلی این مجله را فناوری تشکیل می دهد اما متفاوت با هر مجله دیگری در این حوزه است. وایرد ۲۰ سال پیش و در ژانویه ۱۹۹۳ انتشار خود را در ایالات متحده و به شکل ماهانه آغاز کرد. وب سایت این نشریه – که در دوره ای به شکل مستقل انتشار خبر های فناوری را بر عهده داشت اما دوباره تحت مدیریت واحد با نسخه چاپی در آمد – یکی از منابع عالی روی وب درباره داستان های  مروبط به فناوری دیجیتال است که در عین حال میزبان بلاگ های اختصاصی برخی از نویسنده های برجسته معاصر علم و فناوری به شمار می رود. 

وایرد بر خلاف صدها مجله فناوری که در دنیا منتشر می شوند، دیدگاهی متفاوت دارد. این مجله درباره نسل دیجیتال است. درباره آینده و در باره افراد، ایده ها و فناوری ها و حتی فانتزی هایی که راه را به سوی آینده می گشایند. به همان اندازه که آینده پیش بینی ناپذیر و شگفت انگیز است، این مجله چه از نظر محتوا و چه از نظر گرافیک نیز اینگونه است. هر باره که مجله را در دست می گیرید می توانید انتظار داشته باشید که شگفت زده شوید. در این مدت علاوه بر نسخه اصلی مجله که در ایالات متحده منتشر می شود، نسخه های ویژه انگلستان، ایتالیا و آلمان این مجله نیز منتشر شده و در تابستان سال گذشته تیراز نسخه انگلیسی زبان آن از ۸۳۷ هزار نسخه فراتر رفت. 

1366582855

 

این مجله در شماره اخیر خود و به مناسبت بیستمین سالگرد انتشارش ویژه نامه ای را منتشر کرده است. ویژه نامه ای با جلدی متفاوت که برروی آن فهرستی از نام های افراد، فناوری ها، ایده ها و شرکت ها به چشم می خورد که از A تا  Z فهرست شده اند. از انگری بردز گرفته تا بهار عربی، از http تا DARPA و از مارک زاکربرگ تا بیل گیتس.

«چرا ما سالگرد یک مجله را جشن می گیریم؟ این سوال خوبی است. به خصوص برای مجله ای مانند وایرد که دغدغه اش بیش از آنکه معطوف به گذشته باشد روی به آینده دارد. اما گاهی سودمند است که لحظه ای توقف کنیم و به این فکر کنیم که چطور به اینجا رسیده ایم. به همین دلیل شماره بیستمین سالگرد انتشار ما تنها جشنی برای انتشار مجله نیست بلکه بزرگداشتی از انقلاب هایی است که در این مدت بخت آن راداشته ایم که آنها را پوشش دهیم»

این بخشی از مقدمه این شماره مجله است. در این شماره موضوعات مختلف در قالب های مختلف از یادداشت گرفته تا گفتگو و گزارش مورد مرور قرار گرفته اند. این توقف کردن و نگاه به آنچه بر ما رفته است در دنیای پرشتاب امروز  فوق العاده مهم است. ما آنچنان در دوران شتابان تغییرات انقلابی در حوزه دیجیتال قرار داشته ایم که گاهی فراموش می کنیم جهان ۲۰ سال قبل چگونه جایی بود. حتی در کشور ما و با همه مشکلات مربوط به اینترنت و دنیای دیجیتال بسیاری از ما دوران دو دهه پیش را از یاد برده ایم.

اگر به این مجله دسترسی دارید توصیه می کنم از خواندن آن غافل نشوید. برخی از مقالات این شماره برروی وب سایت مجله قابل دسترسی است.

اگرچه امکان ترجمه همه این مجله شاید ممکن نباشد اما سعی می کنم هر ازچندگاهی یکی از یادداشت ها و مطالب آن را ترجمه کرده و اینجا منتشر کنم. این داستان ها نه تنها از نظر محتوایی که دارد بلکه از نظر سبک های مختلف گزارشگری و نوشتن و مصاحبه نیز حایز اهمیتند و برای بسیاری از ما که به نوشتن در این حوزه علاقه مندیم می تواند آموزنده باشد. 

 

۸ نظر

  1. احسان می‌گه:

    ممنون.
    میشه بگید چجوری میتونم نسخه چاپی این مجله رو داخل ایران پیدا کنم؟

    • پوریا ناظمی می‌گه:

      فکر می کنم برخی از فروشگاه هایی که نشریات حارجی را عرضه می کنند داشته باشند. تا دو سال پیش فروشگاهی در خیابان کریم خان بود که مجلات خارجی را می آورد. همچنین فکر می کنم موسسه نشر آوران – حداقل به صورت اشتراک – نشریات را وارد می کند.

  2. سلام

    فکر نکنم اگه تا ۲۰۰ سال دیگه هم از این مجله تعریف بکنید نظرم در موردش عوض بشه. لینک پائین، برای من گویای خیلی چیزها در مورد این نشریه است به طوری که جای هیچ توضیح و تفسیری را باقی نمیگذاره؛ مشک آن است که خود ببوید…

    http://www.wired.com/dangerroom/2013/04/iran-time-machine/

    • پوریا ناظمی می‌گه:

      سلام
      من متاسفانه متوجه منظور شما نشدم. قطعا من مبلغ مجله نیستم اما لینک را به دقت خواندم. مطلبی بود درباره ادعاهای ابلهانه رسانه ها و نهادهای ایرانی و متوجه نشدم چطور این مطلب نفیا یا اثباتا بازتاب دهنده کلیت مجله است.

      • احسان حاجیان خیادانی می‌گه:

        سلام مجدد
        اگه نوشته‌ی من باعث شده این تصور به وجود بیاد که شما مبلغ این مجله هستید، ازتون معذرت می‌خوام. من اصلا کاری به شما نداشتم (و ندارم).

        (توی اون مطلب ماشین زمان، اون اواخر، نظرتون را در مورد عملکرد رسانه های خارجی در مورد بازتاب اون خبر پرسیده بودم ولی مثل این که متاسفانه شما اون را ندید تا جواب بدید. بحث الآن هم در واقع تکرار دوباره بخشی از همون سوال هست)

        امّا
        ۱-ادعاهای (ابلهانه‌ی) داخل کشور ما مطلقا هیچ ربطی به وایرد یا هر رسانه خارجی دیگه ای نداره. تو دنیا، دویست و چند کشور وجود داره. یعنی اینا میان در مورد حرف های اشتباه تمام رسانه ها و مسولان این کشور ها نظر میدن؟ ضمن این که فکر نکنم در زمینه اعتقادات و حرف های ابلهانه، کسی به پای خود غربی ها برسه. حضرات اگه بیل زنن زمین خودشونو بیل بزنن

        ۲-مطلبی که لینکش را گذاشتم از اوّل تا آخرش پر بود از مسخره کردن، تحقیر و توهین به ایران و چیزهایی که مربوط به ایران هست(اگه تمام توهین هایی که به ایران و اسلام کرده را کنار بگذاریم بعید میدونم ندونن سازمان ملل چه اسمی را برای خلیج فارس تائید کرده
        The commandos who operate in secret across the Persian/Arabian Gulf are now irrelevant).
        مسلما این نوع ادبیات جایی توی روزنامه‌نگای حرفه‌ای نداره. از نظر من انتشار چنین متنی تو وب سایت وایرد نشون دهنده ی دو چیز در مورد کلّیت مجله هست: یکی رعایت نکردن اصول روزنامه نگاری(هر جا که لازم باشه) و یکی نهایت بغض و کینه ی گردانندگان اون نسبت به ایران و اسلام

        ۳-فکر کنم همه ی ما توقع داشته باشیم یک رسانه ی علمی حرفه ای و معتبر در مواجهه با چنین خبرهایی واکشنی مثل نشنال جئوگرافیک نشون بده نه این که مثل وایرد بیاد هر چی از دهنش در میاد بنویسه

        http://news.nationalgeographic.com/news/2013/13/130412-iranian-time-machine-time-travel-grandfather-paradox/

        • پوریا ناظمی می‌گه:

          به دلایل بسیار زیادی ایران یکی از موضوعات حساس دنیای امروز به شمار می رود. دلایل این امر هم به شدت واضحه بنابراین طبیعی است که خبرهای ایران به طور دایم رصد می شود. به خصوص خبرگزاری هایی مانند فارس که عملا اگرچه خبرگزاری غیر رسمی به شمار می روند به دلیل ارتباط های پشت پرده موجودشان به نوعی سخنگوی بخش مهمی از حاکمیت به شمار می روند. به همین دلیل روزنامه ها و نشریات مختلف از جمله منبع اصلی این خبر آن را دنبال می کنند. خبرگزاری وابسته به حکومت ما و بعد از آن هم روزنامه ای معتبر این خبر را منتشر کردند. موضوع درباره ادعای مهمی در حوزه فناوری و آینده است و طبعی است که بهترین سوژه برای چنین مجله ای – در نسخه آنلاینش – به شمار می رود.
          اینکه ادعاهای ما ربطی به آنها ندارد که دیگر خیلی حرف جالبیه. ما در دنیای به هم پیوسته زندگی می کنیم. معلومه که مرتبط است. بخش عمده ای از مصیبت های اقتصادی امروز ما به دلیل بهانه هایی است که همین ادعاهای ابلهانه دست بقیه داده است. اینکه آقایون صبحت از اینترنت حلال می کنند، از گوگل ارت اسلامی حرف می زنند. در نمایشگاه رسانه های دیجیتال نام یوتیوب و شبکه های اجتماعی – که بستر انقلاب جدید دیجیتال هستند – را به عنوان نماد شیطان می سازند و سنگ می زنند. اینکه تصاویر آژمایش های فنی خود را تغییر می دهند، اینکه عکس رزمایش نظامی خود را فوتوشاپ شده منتشر می کنند خوب طبیعی است که واکنش برانگیز است. درمورد بقیه کشور ها هم همینطور است. مساله اینه که دوستان ما در این سال ها خیلی بیشتر از همتایان دیگرشان حرف می زنند. و ادعاهای عجیب و غریب را مطرح می کنند. اگر این استدلال را بپذیریم که ما هم حق نداریم درباره هیچ اتفاقی که در آن سوی مرزهای خودمان می افتد حرف بزنیم و باید برویم زمین خودمان را بیل بزنیم. ضمن اینکه من واقعیت یک پارچه ای به نام غرب و غربی ها نمی شناسم . آن چیزی که از آن یک موجود یک پارچه عظیم و غول بی شاخ و دم و در عین حال هماهنگ به نام غرب ساخته ایم یک مجموعه از کشورها ساختارها ،رفتارها فرهنگ ها و عملکردها و سیاست ها و تاریخ و فلسفه و شعر و ادبیات و فناوری و سبک زندگی و … است که مثل یک پتوی چهل تکه کنار هم قرار گرفته است. اینکه یک عبارت بسازیم به نام غرب و یک رفتار را به آن نسبت بدهیم به همان اندازه اشتباه است که گزاره ای مانند این بگوییم که همه ایرانی ها…. کدام ایرانی؟ در چه سالی؟ در چه شهری؟ در چه جایگاهی؟ ضمن اینکه اتفاقا کارکرد رسانه این است که هزینه حرف مفت زدن را بالا ببرد. ای کاش فضایی بود که ما می توانستیم در خود ایران به طور جدی یقه کسانی که چرند می گویند را بگیریم و رسوایشان کنیم. غرب یا شرق یا هرجای دیگری هیچ وقت نه بهشت برین است و نه جهنم اسفل. اما در همیندنیای غربی که می گویید. فضایی – با همه محدودیت های ممکن – وجود دارد که می توان یقه هر فردی را گرفت و گفت آقا جان داری چرند می گویی.

          درباره توهین به اسلام و ایران این هم داستانی است. ما انگار آماده شده ایم تا بهمان بربخورد. آیا این تمسخری که می گویید بی دلیل بوده یا درست بوده؟ اگر بی دلیل بوده بله اشتباه کرده اند. اما اگر درست بوده خوب خود ما هستیم که داریم با این کارهایمان ابروی ایران و اسلام را بر باد می دهیم.
          همین مساله خلیج فارس. ما چه کرده ایم؟ می دانید در سال چه خرحی را کشورهای برادر و دوست ما در حاشیه جنوبی خلیج فارس می کنند که این نام را جا بیاندازند؟ ما اسم اتوبانمان را می گذاریم خلیج فارس یا بچه ها می روند عکس یادگاری کنار خلیج فارس می گیرند یا در اوج رفتارمان اسم خلیج فارس را در کف ورزشگاه جزیره ابوموسی می نویسیم که در ماهواره ها بیفتد. بله بازی امروز دنیا پیچیده است و اگر می خواهیم در آن بازی کنیم باید با هوش باشیم.

          البته که هر نشریه ای روش و سبک خودش را برای پوشش یک موضوع داره که هرکسی ممکنه با بخشی از آنها موافق باشد و با بخشی مخالف باشد.
          در نهایت با فرض اینکه همه حرف های شما را هم قبول کنم – که نمی کنم – آیا بر اساس یک خبر در وب سایت یک نشریه ( که حتی در نسخه چاپی هم نیامده است و ربط مستقیمی به تحریریه مکتوب ندارد) در باره کلیت یک نشریه ۲۰ ساله که در ۴ ورژن مختلف و با تیراژِی بیش از ۸۰۰ هزار نسخه – فقط نسخه انگلیسی آن – منتشر می شود و وب سایتی که روزانه دهها مطلب کار می کند قضاوت میکنیم؟

  3. آقای ناظمی خسته نباشید…بابت تمام زحماتهاتون که من همیشه دورادور پیگیرش بودم و الان هم که پاسختون به یک هموطن رو خوندم باز هم تحسینم رو برانگیخت….مممنونم ازتون

نظرتان را بنویسید