کالبد شکافی یک ماجراجویی

فضا، این آخرین سرحدات نامکشوف، ما را به سوی خود می خوانند.

هنوز تماشای لحظه ای که نیل آرمسترانگ قدم بر خاک ماه، گذاشت تا انسان و بشر برای اولین بار در تاریخش بر سطح جرم سماوی دیگری جز زمین بایستد، نفس هایمان را در سینه حبس می کند. هیچ ماجراجویی دیگری در طول تاریخ به اندازه کشف رازهای  آسمان و سفر به دشت ستاره ها برای ما هیجان انگیز و البته پر خیر و برکت نیست. از دل تدارک چنین سفری است که نه تنها مرزهای جهان خود را توسعه می دهیم که زندگی بر سیاره مادری خود را نیز بهبود می بخشیم. سفرهای فضایی ما را از گهواره خود بیرون می کشد، ما را بالغ می کند و دیدمان و جان و جهانمان را تازه می کند.

و البته این سفرها مانند هر سفر ماجراجویانه دیگری پر خطر است. زمانی که نخسیتن اجداد راست قامت ما با سختی فراوان قدم از قاره آفریقا بیرون نهادند و در جهان بذر انسان را پراکندند، زمانی که از غارهای خود سرک کشیدیم و طبیعت را به چالش فراخواندیم،  زمانی که در میانه دریاها بادبان برافراشتیم و زمانی که سرزمین ها نو را کشف کردیم، خطر های بزرگ و قمار مرگ و زندگی لحظه ای رهایمان نکرد. شاید آن روز اگر از ما می پرسیدند در پشت این سفرهای پرخطر  چه چیزی نهفته است، هیچ کس تصویری از امروز ما در سر نداشت. این اقدام های شجاعانه گذشتگان ما بوده است که امروز ما را معماری کرده است. شکی در این وجود ندارد که آینده ما را رفتارهای شجاعانه و ایده های تند روانه و آینده نگرانه امروز ما می سازند.

timeline-2011

طرح از اسپیس وان

همه این شجاعت ها و خطر به جان خریدن ها آنچنان چشمگیر و درخشان است که گاهی فراموش می کنیم همه این ماجراجویی ها در کنار روحیه مردان و زنان شجاعی که آن را به انجام رساندند و یا در راه آن جان باختند، عناصر دیگری نیز به همراه داشتند. ماجراجویان بزرگ تاریخ دوراندیش بودند، از خِرَد زمانه خود استفاده می کردند و تا جایی که می توانستند از تجربه و یافته های دیگران سود جسته اند. آنها به استقبال خطر می رفتند اما خود را بی دفاع در مهلکه نمی انداختند. آنها تا حدی که می توانستند آینده نگری می کردند. آنها به دل ماجرا نرفتند که جانشان را از دست بدهند. آنها می خواستند موفق شوند پس تا جایی که می توانستند و در توانشان بود آماده می شدند و سپس آنجا که دیگر محاسبه و امکانی برای آینده بینی نبود، پس از آنکه همه آنچه را می شد پیش بینی کرد پیش بینی می کردند و به همه سوال هایی که می دانستند پاسخ می دادند دل به دریا می زدند و خطر را با آغوش باز و آگاهانه می پذیرفتند.

این روزها پروژه ماجراجویانه دیگری توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. پروژه ای به نام مریخ – ۱  یا Mars-One که در آن اعلام شده است قرار است تا سال ۲۰۲۳ نخستین گروه از انسان ها را به مریخ بفرستد. البته این سفری یک طرفه خواهد بود. شرکت کنندگان از بین داوطلبانی از سراسر دنیا انتخاب می شوند و پس از گذراندن دوره های آموزشی کوتاه مدت عازم مریخ می شوند. اولین گروه در سال ۲۰۲۳ به مریخ  خواهند رسید. این چهار فضا نورد بعد از فرود باید کار تکمیل بناهایی که پیش تر به طور خودکار و پیش ساخته به مریخ رفته است را کامل کنند و دو سال بعد دومین گروه به مریخ خواهند رسید.  بدین ترتیب هر دو سال یک بار انسان هایی بدون امید به بازگشت به مریخ می روند تا آنجا را مسکونی کنند. البته بخش عمده ای از برنامه به طور زنده و در قالب یک نمایش تلوزیونی بزرگ برای زمین پخش می شود. این کار بخشی از هزینه های این ماموریت را نیز تامین خواهد کرد. درباره جزییات این برنامه رسانه های مختلف جهان و از جمله ایران بارها به تفصیل نوشته اند و برای اطلاع بیشتر علاوه بر وب سایت این پروژه می توانید به چند شماره اخیر ماهنامه نجوم و همچنین آرشیو برنامه تلوزیونی آسمان شب مراجعه کنید.

آیا این ماجراجویی بزرگ پیش روی ما است؟ آیا آرزوی بزرگ انسان در شرف تحقق یافتن است و تنها باید چند سال دیگر صبر کنیم تا شاهد این رویداد باشیم؟ آیا ما شاهد حضور نخستین انسان ها در مریخ خواهیم بود؟ آیا این بار به جای گذر از اقیانوس و ساخت کلونی های جدید در قاره جدید بنیان های اولین مستعمره فضایی خود را خواهیم گذاشت؟ اگر این اتفاق بیفتد هیچ رویدادی در تاریخ معاصر و شاید کل تاریخ ما یارای برابری با اهمیت آن را نداشته باشد. اما این پروژه با چالش های بسیار و سوال های مهمی رو در رو است.

downloadجدول برنامه ریزی پروژه مارس وان – منبع جام جم روزنامه مورخ ۸ خرداد

چالش های فنی

مدیران پروژه مارس وان، اعلام کرده اند همه فناوری های لازم برای چنین پروژه ای هم اکنون در دسترس ما است. آنها امیدوارند با پیشرفت هایی که در زمینه فناوری فضایی و به ویژه دست آوردهایی که بخش خصوصی در این زمینه به دست آورده است بتوانند این ایده خود را به تحقق در آورند.  اما واقعیت این است که این فناوری های مورد ادعا در بسیاری از موارد هنوز وجود خارجی ندارد. هر برنامه سفر به مریخی باید ۴ بخش اصلی را در نظر بگیرد. سفر از زمین به مدار زمین، سفر از مدار زمین به مدار مریخ ،سفر از مدار مریخ به سطح مریه و بازگشت از آن. پروژه مارس وان با حذف بازگشت به زمین بخش آخر این مشکل را ندارد. اما به جای آن مشکل دیگری را باید حل کند و آن اقامت و زیست پذیری در شرایط محصور و بسته برای مدت نا محدود است.  سوال مهمی که پیش روی این طرح قرار دارد این است که آیا مطابق با جدول زمانی ارایه شده این برنامه امکان فنی انجام این طرح وجود دارد.

به نظر می رسد بخش عمده ای از امکانات فنی یا اکنون در دسترس نیستند و یا اینکه در جدول زمانی اعلام شده جای نمی‌گیرند. برخی از بدیهی ترین چالش های پیش روی پروژه در این بخش این موارد هستند:

برای سفر از زمین به مدار زمین، در حال حاضر به طور بالقوه بخش خصوصی این توانایی را دارد. شرکت اسپیس – ایکس شاید مهمترین نمونه فعال در این زمینه باشد. این شرکت با توسعه کپسول های دراگون و پرتابگرهای فالکون هم اکنون نقل و انتقال بار به مدار زمین و ایستگاه فضایی را بر عهده گرفته است. البته در هر دو پرتابی که تا کنون انجام شده است، نقص فنی جزیی، در موتورهای پیشران رخ داد که مهندسان این مجموعه در حال بهبود آن هستند. این کپسول امکان انتقال فضانورد به مدار را پس از انجام تغییراتی دارد. در عین حال این شرکت روی پرتابه ای برای مدارهای بالاتر و محموله های سنگین تر در حال کار است. بقیه رقبای اسپیس – ایکس از این شرکت عقب تر هستند. اگر مارس وان بخواهد از این فناوری استفاده کند هنوز هیچ طرح آزموده شده ای برای انتقال فضانورد در مسیرهای طولانی از سوی این شرکت طراحی نشده است. (پیشرانی که ما را به مریخ ببرد و نیازهای کپسولی که مسافران را در سفری چند ماهه عازم مریخ کند با سفر چند ساعته به مدار بسیار متفاوت است). از طرفی برای انتقال محموله به مریخ نیز مشکل جدی وجود دارد. آیا اسپیس – ایکس خواهد توانست پیشران لازم برای سفر به مریخ را تا سه سال دیگر توسعه دهد (به یاد داشته باشید که اولین پرتاب قرار است سال ۲۰۱۶ یا سه سال دیگر اتفاق بیفتد) همچنین آیا در این مدت این امکان وجود دارد که کپسول های دراگون به گونه ای تغییر داده شوند که نه تنها قابلیت فرود خود کار روی مریخ را پیدا کنند که قابلیت اتصال در شبکه ای از محفظه های حامی حیات را داشته باشند؟ اگر همه این ها اتفاق بیفتد (که یکی از علایم آن باید این باشد که شرکت اسپیس – ایکس یا هر شرکت دیگری تولید پیش نمونه ها را برای آزمایش های اولیه از الان شروع کرده باشد که البته خبری از آن نیست) این شرکت خواهد توانست محموله ای را به مدار مریخ بفرستد. مساله مهم بعدی در این مرحله فرود از مدار مریخ بعه سطح است. این یکی از چالش های جدی پیش رو در زمینه سفر به مریخ به شمار می رود. بیایید فرض کنیم تمام احتمالات غیر ممکن شرکت را تا این مرحله یاری کرده باشد. طبق برنامه قرار است یکی از مریخ نشین ها به همراه ۲۵۰۰ کیلوگرم بار در جایی نزدیکی محل نهایی فرود آید. تا کنون معجزه فناوری های فرود روی مریخ مربوط به مریخ نورد کنجکاوی یا Curiosity   است. این مریخ نورد در فرآیندی پیچیده و خلاقانه که به طور عمومی به ۷ دقیقه وحشت معروف شده بود به پرجرم ترین محموله ای بدل شد که تا کنون روی مریخ فرود آمده است. جرم این محموله ۹۰۰ کیلوگرم بود. فعلا این مرز فناوری موجود ما است. (به یاد داشته باشید که شرکت ادعا می کند همه چیز برمبنای فناوری امروز قرار است پیش برود) حالا تصویر کنید کپسول بهبود یافته دراگون قرار است به همراه ۲۵۰۰ کیلوگرم بار و تجهیزات فرود بیاید. اگر فرض کنیم دست کاری خاصی که منجر به افزایش وزن دراگون نشود در این کپسول صورت نگیرد (برخی از این اصلاحات ضروری است چرا که بدنه کپسول قرار است در دراز مدت به عنوان لایه بیرونی مکان زندگی فضانوردان یا انبار آنها به کار رود و باید در برابر تشعشعات تا حد امکان مقاوم باشد) جرم کپسول دارگون در حال حاضر ۴۲۰۰ کیلوگرم است و به همراه ۲۵۰۰ کیلوگرم بار همراه وزن آن به ۶۷۰۰ کیلوگرم می رسد. بنابراین مهندسان و طراحان سفینه های این پروژه – که الان هیچ خبری از آنها وجود ندارد- باید بتوانند توان فرود بر مریخ را از ۹۰۰ کیلوگرم به ۶۷۰۰ کیلوگرم برسانند. اگر در نظر داشته بگیرید که طراحی سیستم فرود مریخ نورد کنجکاوی با حضور همه امکانات ناسا بیش از ۵ سال زمان برده است نا ممکن بودن این ایده خود را بیشتر نشان می دهد. این جرم زیاد امکان استفاده از روش هایی مانند چتر نجات و یا حتی جرثقیل آسمانی که در کنجکاوی مورد استفاده بود را سلب می کند و شما باید بر سیستم موتورهای قابل کنترل برای فرود تکیه کنید. یعنی مشابه آنچه در مورد مه نشین و فرودش در ماه اتفاق افتاد. با این تفاوت که این بار در شرایط گرانش  مریخ و با جرمی معادل ۶۷۰۰ کیلوگرم باید این کار را انجام دهید. حداقل لازمه این کار به همراه بردن وزن اضافی از سوخت است. که بدین ترتیب هم مشکلات و هزینه پرتاب شما را بیشتر می کند و هم مانورهای فرود را به گونه تصاعدی دشوار تر می کند.

باز هم فرض کنید این کار ممکن باشد (که در این جدول زمانی قطعا نیست) قرار است کجا فرود آیید؟

انتخاب مکان فرود برای یک ماموریت مریخی بخش بزرگی از آماده سازی آن به شمار می رود. مریخ محیط یکسان و همگنی نیست. در برخی از دشت های مریخی ارتفاع غبار سطحی بلند تر از قد یک انسان است و در مکان هایی مانند بسترهای رودخانه های باستانی سطح سنگلاخی امکان فرود آرام را به خطر می اندازد. مارس وان می خواهد بخش عمده ای از انرژی اش را از انرژی خورشیدی تامین کند پس مکان مورد نظر باید جایی نزدیک استوای مریخ باشد که امکان جذب بیشتری از انرژی خورشیدی را دارد. انتخاب محل فرود فرآیندی طولانی است به خصوص اینکه این بار قرار نیست روباتی به مریخ فرستاده شود قرار است محلی برای زندگی دایمی انسان هایی ساخته شود. یک خطای کوچک هزینه اش از دست رفتن یک ماموریت نخواهد بود و جان انسان ها را در بردارد. در پروژه ای مانند مریخ نورد کنجکاوی سال ها زمان صرف بررسی مکان های مناسب فرود شد امکانات ماهواره ای ناسا و اطلاعات ماموریت های قبلی و سال ها بررسی در نهایت دانشمندان و مهندسان در نقطه ای مانند دهانه گیل به تفاهم رساند. در این مورد نیز انتخاب محل  یکی از اساسی ترین بخش های ماموریت است. و این انتخاب باید تا پیش از سال ۲۰۱۶ به پایان رسیده باشد. این در حالی است که هیچ خبری مبنی بر بررسی مریخی برای انتخاب محل در این پروژه وجود ندارد. ماهواره اختصاصی که این پروژه در نظر گرفته است ماهواره ای ارتباطی است و نه مکان یاب و حتی با فرض استفاده از داده های ناسا هنوز هیچ پروژه ای برای مکان یابی آغاز نشده است. طراحان پروژه نوشته اند ما اولین محفظه فرود را در نزدیکی محل تقریبی فرود می آوریم و بعدا با کمک مریخ نوردی که می فرستیم مکان دقیق را مشخص می کنیم. کاری که حل کردن معکوس مساله است. مریخ سیاره کوچکی نیست و شما از قبل دقیقا باید بدانید کجا می روید. از آن گذشته حتی با فرض اینکه مکان دقیق ساخت این تجهیزات در نظر گرفته شده باشد. مساله دیگری در فناوری های فرود وجود دارد. ما با پدیده ای به نام بیضی عدم قطعیت در فرود مواجه هستیم. به دلیل شرایط سامانه های فرود ما تنها می توانیم یک منطقه را برای فرود مشخص کنیم و در نهایت با توجه به شرایط مختلف (وزش باد، دمای سطحی، چگالی لایه های مختلف جو مریخی و …) که از قبل قابل پیش بینی دقیق نیست ممکن است چندین کیلومتر تا چند صد کیلومتر اختلاف در محل فرود وجود داشته باشد. بنابراین حتی با فرض مشخص بودن محل دقیق الزامی ندارد همه تجهیزات ارسالی دقیقا در کنار هم فرود آیند (یادمان باشد موفقیت ماموریت های مریخی هنوز در حد ۴۰ درصد است و عمده تلاش ها شکست خورده است همه این حرف ها با فرض این است که همهفرودها و ماموریت ها موفق باشد)

وظیفه جابجایی سامانه های فرود، برقراری اتصال آنها به هم و آماده کردن محیط برای فرود اولین مسافران بر عهده دو روبات مریخ نورد گذاشته شده است. این روبات ها باید به طور خودکار این وظایف را انجام دهند. اگر نگاهی به پیچیده ترین روبات فضانورد موجود بیاندازید تفاوت این روبات با آنچه مد نظر طراحان است به خوبی مشخص می شود. بازهم باید یادآوری کرد آنها از امکانات موجود حرف می زنند و حتی اگر بخواهند فناوری را توسعه دهند باید تا سال ۲۰۱۸ (۵ سال دیگر) طراحی، توسعه فناوری، ساخت و آزمایش روبات مورد نظر را به پایان برسانند. در حال حاضر نه طراح و نه تیم طراحی چنین روباتی مشخص نیست.

همه این مشکلات مربوط به پیش از مرحله انسانی ماموریت بود. اگر از ایده و نحوه انتخاب فضانوردان بگذریم که بر مبنای فراخوانی عمومی صورت گرفته است، اعزام فضانوردان به مریخ و فرود آوردن آنها با چالش های جدی مواجه است. اینک آنها باید مدت طولانی را در راه باشند و در محفظه کوچکی سپری کنند. در این مدت تابش های کیهانی و حضور طولانی مدت در شرایط بی وزنی بدن فضا نوردان را فرسوده می کند (مگر اینکه طراحان بخواهند سامانه پرتابی مبتنی بر گرانش مصنوعی درست کنند که این کار با ادعای آنها مبنی بر در درسترس بودن این فناوری تضاد دارد و زمان لازم برای توسعه چنین طرحی نیز وجود ندارد) هنوز فضانوردان پس از اقامتی ۶ ماه و پس از آنکه به زمین بر می گردند با مشکلات زیادی مواجه می شوند. مسافران ما باید چند ماهی را در این کپسول به مریخ بروند. اما آنچه در آنجا به انتظار آنها است در بهترین شرایط انبوهی کار نیمه تمام است. آنها به محض فرود بدون اینکه آزمون پزشکی بگذرانند تحت مراقبت قرار بگیرند، فرصت داشته باشند تا استراحت کنند و … باید شهرک نیمه کاره خود را تکمیل کنند تا حداقل جایی برای استراحت داشته باشند. ما هنوز از مقاومت در برابر ریز غبارهای مریخ خبر نداریم. فضانوردان که تازه از شرایط عدم گرانش بیرون آمده اند باید خود را با شرایط گرانش مریخ هماهنگ کنند. جایی که بخشی از عوارض گرانش کم همراه آنها باقی خواهد ماند.

سیستم فرود آنها مشخص نیست. سیستم سفر آنها معلوم نیست، سیستم تصفیه و ذخیره آب و اکسیژن آنها مشخص نیست، سیستم فاضلاب و بازیافت مشخص نیست. (تجربه های قبلی نظیر بیوسفر ۲ درباره اقامت در محیط بسته و ایزوله و بدون ارتباط با محیط اطراف که تا کنون آزمایش شده اند هیچ کدام کارآمدی کامل  را نداشته اند و نتواسنته اند این استقلال را تضمین کنند) سیستم دفاع آنها دربرابر تاثیرات پرتوهای کیهانی مشخص نیست. وضعیت پزشکی آنها مشخص نیست و …

این ها بخش کوچکی از مشکلات فنی پیش روی این ماموریت است اما همه مشکلات فنی تازه بخش اندکی از مشکلات این پروژه را شکل می دهد. یکی از مشکلاتی که تاثیر خود را بر بخش فنی بیش از هر جای دیگری نشان می دهد وضعیت مالی و برآورد اندکی است که این تیم ارایه داده است. آنها امیدوارند از حق پخش تلوزیونی بتوانند بودجه ماموریت را تامین کنند. بودجه  مورد نیاز اعلام شد از سوی این پروژه چیزی در حدود ۶ میلیارد دلار است. این عدد به تنهایی بیان گر ناآشنایی طراحان پروژه با قیمت ها و هزینه ای کاوش فضایی است . در پروژه آپولو که در مدت حدود ۱۰ سال به نتیجه رسید و بسیاری این پروژه را با آن مقایسه می کنند علاوه بر بسیج همه نیرو ها و امکانات موجود، ۱۰ سال تلاش منجر به این شد که دو فضا نورد آپولو ۱۱ دو ساعت ۳۶ دقیقه در اطراف ماه نشین خود گشت بزنند. بودجه این پروژه در فاصله سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۹ که نخستین فرود انسان برروی ماه انجام شد معادل ۱۶۱۳۰۴۲۰۰۰۰ دلار بود. مقایسه این دو عدد و ابعاد دو پروژه نشان می دهد که چقدر خطای محاسبه وجود دارد.

چالش های روان شناختی

یکی از مهم ترین چالش های پیش روی این ماموریت مسایل روانش شناختی سفر انسان به مریخ است. اقامت طولانی در فضا و در محیطی ایزوله و در حالیکه تنها با افراد محدودی باید سرو کار داشته باشید و البته تحت تاثیر شرایط ناشناخته ای نظیر ریز گرانش و یا تابش های کیهانی هستید که به هر حال ممکن است بر روی سلامت شما تاثیر بگذارد و از همه مهمتر زمانی که می دانید هیچ کمکی در دسترس شما نیست و برای مدت طولانی (و در این مورد خاص برای همیشه ) نه تنها کسی به فریاد شما نخواهد رسید بلکه هیچ گاه امکان دیدن عزیزان و یا شهر و دیار و دوستانتان را ندارید تاثیرات روانشناسی جدی بر فرد باقی می گذارد که نه تنها توانایی های او که قوای شناختی او را نیز متاثر می کند. مطالعه چنین تاثیری نه تنها برروی فضا نوردان ایستگاه فضایی (با این تاکید که آنها همیشه زمین را زیر پای خود می بینند، ارتباط زنده با زمین دارند) که با مطالعه افرادی که دست به سفرهای طولانی و یا مهاجرت زده اند و یا در شرایط ایزوله ای مانند سکوهای حفاری نفتی، گروه های کاوش در قطب و … بوده اند به دست آمده است. یکی از آخرین این آزمایش ها که اتفاقا با پروژه مریخ مرتبط است نتایج آزمونه ای روان شناختی طرخ مریخ ۵۰۰ بود. در این طرح تعدادی از فضانوردان حرفه ای زیر نظر آژانس های فضایی در یک شبیه سازی ۵۰۰ روزه مریخی در محیطی تحت کنترل قرار گرفتند. آنها روی زمین بودند و در نهایت می دانستند که خطر قطعی و مرگ باری آنها را تهدید نمی کند. بررسی های روانشناختی آنها نشان داد که آنها به هیچ وجه تعادل کامل خود را در این مدت حفظ نکرده بودند. حسادت و تند خویی در آنها بروز کرده بود به طوریکه می توانست بر ماموریت اصلی سایه افکند.

این شرایط را به حالتی توسعه دهید که شما حتی نمی توانید با زمین مستقیم صحبت کنید. برای ۲ سال تنها افرادی که می بیند غیر از خودتان سه نفر دیگر هستند. زندگی شما لحظه به لحظه در مرز میان مرگ و زندگی شناور است و البته می دانید ماموریتی وجود ندارد که پایان بپذیرد شما به تبعیدی خود خواسته  رفته اید و در آنجا خواهید مرد. بعد از چند ماهی که شور واشتیاق اولیه شما فروکش کرد چه خواهید کرد؟ روان شناسان مطمئن نیستند که انسان برای چنین ماموریت یک طرفه بدون هدفی آماده باشد. شاید اگر هدف مهمی مانند نجات سیاره و یا نجات یک کشور مطرح بود چنین عزمی را بر می انگیخت که این شرایط اندکی قابل تحمل می شد.  اما در نهایت شما بازیگر معروف نمایشی خواهید بود که خودتان نمی توانید از مزایای آن استفاده کنید. به همین دلیل برخی از روانشاسان فکر می کنند کسانی که داوطلب چنین ماموریتی می شوند اگر از همه جوانب آن اطلاع کافی داشته باشند عملا دست به تبعیدی خود خواسته و خودکشی تدریجی می زنند که همین امر صلاحیت روانی آنها برای یک ماموریت علمی را سلب می کند.

چالش های حقوقی و اخلاقی

با فرض اینکه هیچ یک از چالش های علمی و عملی بالا وجود نداشته باشد این پروژه اگر به مرز اجرایی برسد با چالش های جدی و چشمگیر حقوقی و اخلاقی مواجه خواهد شد. بخش عمده ای از بودجه این پروژه از نمایش مستقیم زندگی فضا نوردان قرار است تامین شود. به عبارتی چیزی به نام حریم خصوصی برای آنها متصور نشده است البته آنها می توانند جلوی ارسال تصاویر را بگیرند و مثلا دوربین ها را بشکنند. اما در این صورت باید به این مساله فکر کنند که در غیاب یک پخش کامل شرکت های آگهی دهنده و خریداران حق پحش دیگر علاقه ای به این شو تلوزوینی نخواهند داشت و بودجه برنامه کم می شود و در نتیجه زندگی آنها در خطر قرار بگیرد. از آن گذشته این اقدام فرستادن آنها به سفری یک طرفه است آیا رضایت این داوطلبان مجوز لازم برای امضای حکم خودکشی آنها را صادر می کند؟ اکنون قتل از روی ترحم (اتانازی) در حالی که هیچ امیدی به درمان یک بیمار نیست و او تنها درد می کشد و علی رغم خواسته و اصرار او تقریبا در همه جای جهان ( غیر از چند کشور) ممنوع است. آیا نهادهای حقوق بشر دربرابر اعزام افرادی به سیاره دیگر بدون آنکه شانس برگشتی برای آنها وجود داشته باشد کنار می آیند؟ اگر یک نفر از این افراد در میانه سفر پشیمان شد چه اتفاقی می افتد؟ چطور چنین تیمی تنها بر مبنای داوطلبان شکل می گیرد که تنها آموزشی چند ساله را پشت سر گذاشته اند؟ آیا نباید یک پزشک متخصص و حداقل یک جراح عمومی با آنها همراه باشد؟ اگر به هر دلیلی در میانه این برنامه بودجه شرکت برگزار کننده کاهش یافت چه اتفاقی می افتد؟ آیا غیر از این است که باید سازمان های فضایی بزرگ و دولتی به کمک آنها بیاییند و احتمالا ماموریت نجاتی که طراحان  در نظر نگرفته اند را برای آنها سامان دهند؟ آیا با درنظر گرفتن چنین شرایطی – اگر چنین طرحی جدی شود – سازمان های فضایی با آن مخالفت نخواهند کرد؟ این پروژه قطعا با بحث های اخلاقی و حقوقی سرگیجه آوری همراه خواهد شد که به سادگی نمی تواند با پنهان شدن پشت رضایت افراد داوطلب از آنها فرار کند.

 

همه این موارد بخش کوچکی از مسکلات پیش روی این ماجراجویی است. البته سوال های بنیادی دیگری نیز در مورد چنین پروژه هایی وجود دارد. چرا مریخ؟ اگر ایده ساخت یک  شهرک فضایی و حتی پخش تلوزیونی بود آیا ماه گزینه مناسب تری به شمار نمی رفت؟ اطلاعات ما درباره ماه بسیار بیش تر از مریخ است. مشکلات فنی درباره ماه قابل مقایسه با مریخ نیست. مسایل روانشناختی پیش پای مشکلات سفر به مرخ قابل مقایسه نیست.امکان بازگشت وجود دارد امکان نجات و کمک بسیار بالا تر است و بسیاری از سازمان های فضایی می توانند در آن مشارکت کرده و با هزینه ای معقول تر آن را به پروژه ای ماجراجویانه اما مطمئن تر که دست آوردهای علمی فراوانی دارد بدل کنند. یکی از مدیران این پروژه در پاسخ به این پرسش گفته بود مریخ جذاب تر از ماه است. این حرف درستی است اما آیا جذابیت تنها عامل در چنین پروژه بلند پروازانه ای است؟

برخی معتقدند درست است که جدول زمانی این پروژه دقیق نیست اما اصل ایده جذاب است و شاید با چند سال تاخیر اتفاق بیفتد. سوال این است که چطور باید به برنامه چنین پیچیده ای اعتماد کرد در حالی که طراحان آن حتی از ارایه یک جدول زمانی معقول ناتوانند؟ برخی دیگر استدلال می کنند سرعت رشد فناوری به حدی است که در طول سال های باقی مانده ما را برای این سفر آماده می کند. فراموش نباید کرد که طراحان این پروژه این ایده را ندارند آنها معتقدند همه فناوری های لازم اکنون وجود دارد و همچنین باید در نظر داشت که بسیاری از کارهای فنی در سال ۲۰۲۳ انجام نمی شود بخش عمده ای از آنها باید تا ۳ سال دیگر که اولین پرواز قرار است صورت بگیرد باید شکل نهایی به خود گرفته باشد. برخی دیگر استدلال می کنند که این ایده شاید اجرایی نشود اما حداقل یک ایده مهم و در دراز مدت کارآمد را برای اولین بار مطرح کرده است. واقعیت این سات که حتی ایده این پروژه ایده اصیلی به شمار نمی رود در سال ۲۰۱۰  دکتر جوئل لوین، کتابی به نام ماموریت انسانی به مریخ : کولونایز کردن سیاره سرخ نوشت و در آن با استفاده از ایده های ۴۰ دانشمند و مهندس ناسا و از جمله چنیدن فضا نوردی که عازم ماه شده بودند، ایده هایی برای کلونی سازی در مریخ را مطرح کرد. در بخشی از این کتاب ایده هایی برای درآمد زایی و تامین هزینه این پروژه مطرح شده بود که در آن به فروش نام و حق پخش تلوزیونی بخش هایی از ماموریت  اشاره شده بود.

بسیاری از کارشناسان فعال فضایی امکان سفر به مریخ را در این زمان غیر ممکن می دانند. فیروز نادری مدیر سابق برنامه مریخ ناسا در یکی از مصاحبه هایش ۲۰۵۰ را حداقل زمان لازم برای این سفر قلمداد کرده بود، باز آلدرین که یکی از خوشبین ترین افراد درزمینه برنامه های فضایی است و دومین انسانی است که بر سطح ماه قدم گذاشته است در کتاب جدید خود به نام ماموریت به مریخ به توضیح ایده های خود درباره سفرهای انسانی فضایی پرداخته است، اخیرا ۲۰۴۰ را نزدیک ترین فاصله ممکن برای چنین سفری در نظر گرفته است.

روزی ما به مریخ خواهیم رفت. روزی این رویداد که یکی از بزرگترین ماجراجویی های پیش روی بشر است به واقعیت خواهد رسید و ما جهش غول آسای دیگری را همزمان با گام برداشتن نخستین انسان بر سطح مریخ تجربه خواهیم کرد. آن روز خواهد آمد و ایده های آینده نگرانه راه ما را به سوی آن روز هموار می کند. فضا این سرحدات نامکشوف ما را به سوی خود می خواند و ما تنها با مدد ماجراجویی و خطر کردن و البته مبتنی بر دانش و منطق و برنامه ریزی می توانیم آن روز را بسازیم.

—–

توضیحات:

۱- مدتی پیش آقای یزدان پناه از من خواست تا مطلبی درباره پروژه مارس وان برای جام جم بنویسم. توضیح دادم که نظر من تغییری نکرده و هنوز هم این را داستانی غیر واقعی می دانم ولی ایشان خواستند که به هر حال موضواعت را بنویسم. مطلب اصلی دو برابر مطلب بالا بود آن را خلاصه کردم که به این رسید و یک بار دیگر هم خلاصه کردم تا تقریبا  ۱۲۰۰ کلمه رسید. نسخه کوتاه شده در روز ۸ خرداد در روزنامه جام جم منتشر شده است. این نسخه اندکی بلند تر است که شاید بخشی از مسایل را باز تر کرده باشد

۲- برخی از دوستان به من گفته بودند تاکید بر این مساله با توجه به علاقه ای که در جامعه نسبت به این پروژه به وجود آمده است و پوشش خوبی که در باره آن ارایه شده است شاید این شائبه را به وجود بیاورد که من مساله شخصی نسبت به این داستان دارم. قطعا این حرف درست نیست. من بخشی از کارم باز کردن مسائل جالب توجه برای خودم و دیگران است. ضمن اینکه اتفاقا در چنین داستانی که به هر حال مناقشه برانگیز است باید اطراف آ نرا مورد نظر قرار داد و به همین دلیل فکر نمی کنم نوعی وسواس اشتباه به آن باشد.

۳- من می دانم که تاسیس یک وبلاگ به معنی تعهد دادن به مخاطب برای به روز کردن منظم آن است. متاسفانه در هفته های گذشته به دلایل مختلف و برای چندمین بار نتوانستم این تعهدم را انجام دهم به همین دلیل از مخاطبانی که به اینجا  آمدند و با صفحه ای تکراری مواجه شدند معذرت می خواهم و امیدوارم دیگر این چنین تاخیری در این فضا رخ ندهد.

 

۱۱ نظر

  1. داود می‌گه:

    مرسی اقای ناظمی
    از هر نظر که به این پروژه نگاه می کنی در این مدت زمان کم عملی نیست!!
    فقط یک نکته: بودجه پروژه اپولو را این عدد اعلام کردید “۱۶۱۳۰۴۲۰۰۰۰ دلار”؟!!!!

    • پوریا ناظمی می‌گه:

      سلام بودجه برنامه آپولو در فاصله سال های ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۳ در کل چیزی معادل ۲۰٫۴ میلیارد دلار برآورد شده است. این عدد که توسط کمیته مرور این برنامه به دست آمده با ارزش دلار در سال ۲۰۱۰ معادل ۱۰۹ میلیارد دلار شده است. به طور متوسط هر ماموریت ۱۸ میلیارد دلار. عدد ۱۶ میلیارد بر اساس بودجه تا پایان ماموریت آپولو ۱۱ است و بخشی از بودجه مقدماتی را در نظر نگرفته است و تنها بودجه از سال ۱۹۶۰ در آن محاسبه شده است و به همین دلیل عدد آن از میانگین ۱۸ میلیارد دلار برای هر ماموریت که Space Review اعلام کرده کمتر است.

  2. حمید می‌گه:

    ممنون برای این مطلب که بسیار همه جانبه بود، و تنها مصاحبه کم داشت …

  3. پیمان اکبرنیا می‌گه:

    از نظر من هم این سفر با شرایطی که گفته شده امکان پذیر نیست و نقد علمیش لازمه. به خصوص به نظرم جامعه مهندسان و دانشمندان علوم فضا باید واکنش بیشتری نسبت بهش نشون میدادند.

    فقط به نظرم باید یک بررسی هم انجام بشه که این همه آدمی که ثبت نام کردند واقعا دلیلشون چی بوده و آیا اگر شرایط را کامل بدونند باز هم حاضر به سفر هستند؟ این خودش میتونه یک پروژه روان شناسی جداگانه باشه…

    • پوریا ناظمی می‌گه:

      نکته فوق العاده جالبی از کار در خواهد آمد. البته من الزاما ثبت نام در این پروژه را نتیجه مساله ای روحی نمی دانم. به نظرم بخش عمده ای از ثبت نام کننده ها به دلیل عدم دراختیار داشتن اطلاعات کافی اعتماد می کنند. ضمن اینکه برخی از تجربیات هست که به نظرم از تجربه های روزمره ما بزرگتر است به همین دلیل عملا تا وقتی در مقابلش قرار نگیریم ابهت و چگالی آن را درک نمی کنیم. ولی موافقم که در هر حال این سوژه فوق العاده عالی برای روانشناسان است.

  4. ح.م می‌گه:

    سلام اقای ناظمی
    ببخشید یه سوالی داشتم ازتون،ناسا و جاهای دیگه مثل اون بخشی ندارن که ادم بتونه ایده هاش رو ارائه بده؟منظورم اینه که ممکنه یه فکری به ذهن یکی بیاد که بتونه خیلی مفید باشه این جور جاها نمیخوان از این ایده ها استفاده کنن؟

  5. مهدی می‌گه:

    ممنون بابت توضیحات.
    اصولا عملکرد برنامه ها و فناوری های فضایی، غیر قابل پیشبینی تر از آن هستند که ابتدا تصور می شود.
    به عنوان نمونه پروژه شاتل ها در ابتدا برای اهداف بسیار رویایی تری تعریف شده بود (یک پرتاب در هر دو هفته! و بسیاری اهداف رویایی دیگر) اما در میدان عمل، اتفاق دیگری افتاد.

    خود محققان ناسا، از همان اوایل آغاز عصر فضا رویاپردازی ها بیشماری برای فتح مریخ کردند، اما عقب نشینی های سنگین در اختصاص بودجه، آن رویاها را به باد داده است.

    سوال اینجاست که کاری که چندین دهه است بسیاری از سازمان های فضایی دنیا در سطح پایین تری (یعنی صرفا دستیابی به مریخ) را با چالش های جدی مواجه کرده، چگونه با بودجه ای چنان اندک و با برنامه ای که هنوز جنبه های فنی آن به درستی مشخص نیست، قابل انجام باشد؟ و این سوال واقعا سوال به جایی هست.

  6. s k می‌گه:

    واسه اونا که به وضعیت روانیِ داوطلب‌ها علاقه‌مند هستند:

    من حاضر بودم برم دیگه هم برنگردم. شاید بشه گفت یک جور کار ماجراجویانه است. کارهای ماجراجویانه هم همین‌طوری هستند، یکی که از یک کوه وحشی می‌ره بالا، یکی که می‌خواد از ارتفاعی بپره که تا حالا کسی نپریده، یکی که به عمق فلان قدری دریا می‌خواد بره، همه‌ی اینا توی ذاتشون احتمال مرگ و عدم موفقیت رو دارند، ولی چیزی که آدم رو به جلو می‌کشونه نفسِ خود ماجراجوییه. حالا من در این ابعاد ماجراجویی نکردم، ولی بارها تو موقعیت‌های خطرناکی بودم که معلوم نبوده اگه ادامه بدم چی می‌شه، ولی باز به پیش رفتم. آدم تو اون لحظه که توی دل طوفان روی یک صخره‌ی لیز چهار دست و پا می‌ره جلو، می‌دونه هر لحظه ممکنه بیافته و بمیره، ولی می‌ره. این هم خیلی فرقی نداره. یعنی حداقل من نمی‌شینم به افسردگی و این جورچیزاش فکر کنم، تصور اکتشاف فضا و بودن تو شرایطی که تا حالا کسی نبوده، به قدر کافی برام جالب هست.
    یک چیز دیگه هم هست، اونم این که شاید کمی سویسیدال بودن هم تاثیرگذار باشه!:دی حالا نمی‌دونم همه‌ی ماجراجوها سویسیدال هستند یا نه، اینم برای خودش قابل بررسیه.

  7. مبین رنجبر می‌گه:

    همونطور که میدونید این پروژه هنوز به مرحله اجرا نرسیده و پروژه ای که هنوز اجرایی نشده ، نقد اون و رد کارایی اون و مراجعه به تاریخ پروژه های انجام نشده گذشته کاری است بیهوده.

    پس باید صبر کرد.

نظرتان را بنویسید