بیا تا «رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم»

Doran er al 2009 - Sarah Jose blog

چند ماه گذشته روزگار خوبی برای سیاره ما نبوده است. شاید بهتر باشد بگوییم برای آینده حضور ما روی این سیاره روزگار خوبی نبوده است. زمین میلیاردها سال قبل از آنکه ما بر آن قدم بگذاریم بوده است و با این  روند که پیش می‌رویم بعید است گونه ما آن‌قدر دوام بیاورد که پایان ایام زمین را به چشم ببیند. زمین بعد از ما نیز به‌احتمال زیادی میلیون‌ها سال و شاید میلیاردها سال دوام بیاورد.

اما ما مانند زمینِ مادر مقاوم نیستیم. از زمانی که خردمند شدیم، از زمانی که ابزاری ساختیم تا زندگی خود را بر این سیاره بهبود بخشیم و از زمانی که به عبارتی انسان شدیم، در آزردن زمین کم نگذاشته‌ایم. زمانی بود که با همه آنچه می‌کردیم در تعادلی معقول بودیم. زمین فرصت التیام از زخم‌هایی را که ما بر صورتش می‌زدیم داشت. اما رشد علم و فناوری و پزشکی همان‌قدر که زندگی ما را بهتر کرد وقتی به دست بی‌خردان افتاد، فاجعه آفرید. ما غره بر پادشاهی خویش بر زمین، آن‌چنان بر ویرانی آن کوشیدیم که فراموش کردیم خود نیز ساکن این خانه‌ایم.

ما انسان‌ها به‌جای آنکه بر عمق و ژرفای حضور خود بیفزاییم به‌سرعت دست بر توسعه عرض حضور خود زدیم. به رشد لجام‌گسیخته جمعیت در دو قرن اخیر نگاه کنید. البته که ما در هر کاری ناتوان باشیم در دلیل‌تراشی برای کارهای بی‌دلیل خود استادان اعصار هستیم. ما برای توسعه جمعیت هزار و یک بهانه آوردیم از بقای نسل و نژاد خود تا دشمنی که بزرگ‌تر است.

رشد جمعیت در کنار نیازهای رفاهی و زیستی انسان مدرن، در کنار منابعی که برای زیست انسان در هزاره تازه نیاز است، همه و همه فشاری خردکننده را بر سیاره مادری ما وارد کرده است.

به روند تخریب جنگل‌ها که در تمثیلی می‌توان آن‌ها را ریه‌های تنفسی سیاره نگاه کرد نگاهی بیندازید. از جنگل‌های باستانی هیرکانی در شمال ایران، تا جنگل‌های درهم‌فشرده آمازون که روزبه‌روز شاهد ویرانی و تراش بی‌رویه هستند.

از استخراج نفت بگیرید تا سوزاندن سوخت‌های فسیلی، از زباله‌دان کردن آب‌ها و اقیانوس‌ها بگیرید تا جنگ‌ها و نبردها و فشارهای متعدد برای تولید مواد غذایی این‌همه جمعیتی که قرار نبوده در این نظام طبیعی باشند. به تعداد گونه‌هایی که در هرسال نابود می‌شوند نگاه کنید و به همه آن فشاری که بر سیاره مادر خود می‌آوریم.

زمین از این مصیبت زنده بیرون خواهد آمد. اگر در توان زمین شک دارید از دایناسورهای سوال کنید که چه بر سرشان رفت و از دل آن مصیبت زمین چگونه دوباره بذر حیات را شکوفا کرد. ما اما حتی به توان و قدرت و پایداری دایناسورها هم نیستیم. خیلی هم به قدرت و توان فناوری و دانشمان مغرور نشویم. ما اگر توان علم و فناوری را در اختیار داریم تاریخ نشان داده است که در جهالت و بی‌خردی و سو استفاده نیز سابقه‌ای ویران‌کننده داریم که می‌تواند همه آن هشدارها و امکانات را در محراب منافع شخصی و گروهی و ایدئولوژیک و مرزبندی‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی قربانی کند.

با وقوع انقلاب صنعتی در جهان رویدادی بی‌نظیر رخ داد. انسان زندگی ماشینی را آغاز کرد. اما قلب ماشین صنعت، برای تپیدن به سوختی نیاز داشت و ما منبعی قدیمی در اختیار داشتیم زغال‌سنگ، موتور محرک انقلاب صنعتی بود. بعدتر که نفت کشف شد، نفت به خونی تازه در رگ‌های جامعه در حال نو شدن بدل شد. نفت و مشتقات آن ما را از دنیای اسب‌ها و درشکه‌ها به دنیای خودروها و هواپیماها و هزار و یک ابزار دیگر آوردند.

1309_consensus-graphic-2015-768px

در این میان ما متوجه نبودیم که این سوخت مهم، اثری جنبی نیز بر سیاره ما دارد. سوزاندن این سوخت‌های فسیلی مقادیر زیادی ترکیبات کربن آزاد می‌کند. این گازها در دل خانواده‌ای از گازهایی قرار دارند که به آن، گازهای گلخانه‌ای می‌گوییم. این گازها و وجود آن‌ها در جو زمین کلید بقای حیات است. همین گازها است که باعث می‌شود تا حرارت روز در جو زمین به دام بیفتد و شب‌ها که خورشید در پس افق غروب می‌کند دمای هوا قابل زیستن باشد. در غیاب این گازها اختلاف دما روی زمین آن‌چنان بود که شاید بسیاری از گونه‌ها تاب و تحمل تغییرات آن را از دست می‌دادند. اما وقتی‌که بر حجم آن‌ها افزوده شد آن‌ها جلوی خروج گرمای اضافی زمین را بیشتر و بیشتر گرفتند. در نهایت دمای میانگین زمین رو به افزایش نهاد و وقتی دمای میانگین زمین بالا می‌رود، هزار و یک داستان دیگر را به همراه می‌آورد. چرخه‌های آب و هوایی تغییر می‌کند، یخ‌های قطبی آب می‌شود و در نتیجه آب‌های اقیانوسی بالا می‌آید و در آخر شهرهای ساحلی زیر آب می‌روند، موج مهاجرت آغاز می‌شود، فشار اقتصادی و امنیتی به مناطق ایمن‌تر وارد می‌شود، حتی بذر تروریسم شکوفا می‌شود و بماند که هزاران و هزاران گونه جانوری و گیاهی به وادی خاموشان قدم می‌نهند و از سیاره ما برای همیشه رخت می‌بندند و ما در حالی شاهد این مرگ عظیم آن‌ها هستیم که گاه فراموش می‌کنیم بسیاری  از این موجودات و گیاهان نقش‌های کلیدی در زنجیره‌های غذایی بازی می‌کنند و مرگ یکی به نابودی ده‌ها گونه دیگر منجر می‌شود.

اکنون سال‌های سال است که علم و دانش ما درباره این مسئله به قطعیت رسیده است. زمین در حال گرم شدن است. اقلیم ما در حال تغییر است و ما چاره‌ای جز مواجهه با آن و تلاش برای مهار آثار و شاید کند کردن روند آن نداریم. از اول دعوایی بر سر اصل ماجرا نبود اما وقتی چنین رویدادی مشخص شد و وقتی جامعه علمی وقوع آن را نشان داد، اگر بسیاری از بازیگران سیاسی و اقتصادی آن را می‌پذیرفتند چاره‌ای جز تغییر سبک تجارت خود نداشتند. به همین دلیل هم مناقشه‌ای در دلیل رخ دادن این تغییر آغاز شد. آیا این موضوع پدیده‌ای طبیعی است یا انسان در آن نقش دارد. آن‌ها همان‌طور که زمانی علیه تحقیقاتی که خبر زیان‌بار بودن سیگار می‌داد، صف بسته بودند، دست به شک گرایی در برابر این اجماع جامعه علمی زدند. نه‌تنها شرکت‌ها و گروه‌های سیاسی که با نهادهای نفتی و انرژی‌های فسیلی پیوندی نزدیک داشتند دست به انکار نقش انسان در این رویداد زدند که کار تا جایی پیش رفت که بسیاری از دانشمندان فعال در این زمینه تهدید شدند، بودجه فعالیت‌های آن‌ها قطع شد، به بسیاری پیشنهادهای مالی بزرگی شد تا واقعیت علمی را انکار کنند و حتی شرکت‌های نفتی سعی کردند با گروهی از متخصصان حقوق‌بگیر خود تحقیقات را انجام دهند و نقش عامل انسانی و سوزاندن سوخت‌های فسیلی را در گرم شدن زمین انکار کنند. اما حتی امروز آن‌ها نیز رام‌تر شده‌اند. اگر از چند گروه انرژی تندرو و گروهی از سیاستمداران انزوا طلب و کوتاه بین – ازجمله دولت جدید ایالات‌متحده – چشم‌پوشی کنید، پس از سال‌های طولانی جهان سرانجام به این واقعیت تن داده است که زمین ما در حال گرم شدن است و این تغییر اقلیم، ما را دگرگون می‌کند و ما هزینه آن را خواهیم داد.

Global_warming_perception_gap.png.650x0_q70_crop-smart

به یاد داشته باشید مسئله تنها انقراض گونه‌ها و ملاحظات زیست‌محیطی نیست. تغییرات اقلیمی اثرات جامعه‌شناسی سیاسی و اقتصادی و حتی امنیتی واقعی و جدی دارد. سری به اسناد پنتاگون بزنید تا برنامه‌های پیشنهادی این سازمان دفاعی برای مقابله با تهدیدات ناشی از گرم شدن زمین را پیدا کنید. این توصیه‌نامه سال‌های سال پیش و زمانی که آمریکا حاضر نبود تن به هیچ توافق بین‌المللی بدهد ارائه‌شده بود. اکنون همه شرکت‌های تجاری و حتی انرژی جهان حتی اگر عمل خود را تغییر نداده باشند روی کاغذ، رخ دادن این پدیده را به رسمیت شناخته‌اند.

حال در این میان در کشور ما که خود قربانی رویدادهای محیط زیستی فراملی است، صداهای مخالف با تأخیری چشمگیر به هوا بلند شده است. برخی این رویداد را ترفند تازه استعمار و استکبار برای عقب نگاه‌داشتن اقتصادی کشورها و به‌طور خاص کشورهایی مانند ایران که وابسته به نفت هستند می‌دانند. آن‌ها به‌درستی استدلال می‌کنند که تغییر الگوی انرژی به سمت انرژی‌های پاک در نخستین گام‌ها ممکن است هزینه‌بر باشد و این روند، رشد اقتصادی را آرام می‌کند. این روایت درستی است و به همین دلیل هم بیش از یک دهه طول کشید تا کشورهای جهان از جمله کشورهای جنوب و در حال‌توسعه حاضر به امضای توافق پاریس شوند که در آن راه‌حل‌هایی برای مهار روند رو به رشد گرمایش زمین، با توجه به این ملاحظات ارائه شده است.

شاید برخی از منتقدان که بیشتر از طیف‌های سیاسی ریشه می‌گیرند، استدلال کنند در این توافق کشورهایی مانند ایران عقب نگاه داشته می‌شوند و کشورهای دیگر قصد دارند نظرات خود را بر ما تحمیل کنند، فارغ از اینکه این استدلال چقدر شبیه استدلال دولت ترامپ در ایالات‌متحده است باید توجه داشت که این الزام یک کشور نیست؛ تمام کشورهای جهان غیر از دو کشور سوریه که درگیر جنگ داخلی است و نیکاراگوئه که این توافق را ناکافی می‌دانست آن را امضا کرده‌اند و تنها کشوری که تاکنون از آن خارج‌شده و عملاً باعث انزوای خود شده است ایالات‌متحده است.
از سوی دیگر باید به یاد داشت، هر کشوری اهداف و برنامه‌های خود را برای تحقق اهداف این توافق، خود تعیین می‌کند.

نکته مهم دیگری که در بحث اقتصادی باید به آن توجه کرد این است که برخلاف آنچه تبلیغ می‌شود انتقال به فاز انرژی‌های پاک و یا کمتر آلاینده پس از یک مرحله گذر به‌طورجدی سودآور است. ایران با در اختیار داشتن سرزمین‌هایی که دارای تابش آفتاب طولانی در سال هستند، با در اختیار داشتن دو حوزه آبی وسیع در شمال و جنوب و وجود دالان‌ها یکی از ایده­آل‌ترین سرزمین‌ها برای توسعه انرژی‌های پاک است. جایی که با سرمایه گذاری روی تحقیقات جهانی، بومی کردن آنها و توسعه بر مبنای ویژگی‌های کشور می‌توان نقش رهبری در آینده جهان را در حوزه انرژی ایفا کند. حوزه “انرژی جایگزین”، شغل‌های بهتر و پردرآمدتر تولید می‌کند که ما را در مسیر استقلال پیشتر می‌برد و گذشته از آن، مگر نه اینکه یکی از سیاست‌های اصلی نظام در تمام این سال‌ها قطع وابستگی از نفت و سوخت‌های فسیلی بوده است؟ و مگر نه اینکه مقام‌های عالی‌رتبه این کشور سال‌های سال است از آرزوی خود مبنی بر بستن شیرهای نفت سخن میگویند؟

همه انتقادها از سوی نهادهای سیاسی و اقتصادی نیست. گاهی این صدای مخالفت تازه در استدلال‌های پیچیده دار جملات فلسفی و با ظاهری عقلانی، در قالب ترویج تئوری‌های توطئه بیان می‌شود. کسانی خود را نشسته در برج عاج دانایی مطلق، محق می‌دانند که درباره هر چیز و هر موضوع و هرکسی سخن بگویند و هر نقدی بر نظرشان را نیز به شلاق عدم تحمل صدای مخالف بنوازند.

اینکه گفته می‌شود گرمایش زمین حاصل بازی رسانه‌های جریان اصلی و بازی شرکت‌های انرژی برای تغییر الگو، روش جدید استعمار و استثمار است اگرچه ظاهری دل‌نشین دارد و اگرچه با باورهای توطئه پرور ما سازگاری دارد و اگرچه گاهی گویندگان آن رداهای محترم و معتبری به تن دارند؛  از جریان‌های روشنفکری مختلف می‌آیند، اما در نهایت چون داستان داستان علمی است ما به سنگ محکی مجهزیم که ما را قادر به سوال می‌کند. مهم نیست گویندگان چنین سخن‌هایی دیدگاه خود نسبت به علم را در چه ردایی از برداشت‌های فلسفی خود بپیچند. علم علم است و خوش بود گر محک تجربه آید به میان.

علم عهد اخوت با کسی ندارد. علم بر مبنای مدارک و تحلیل و داده و استدلال منطقی پیش می‌رود و درهای نقد و بررسی‌اش بر هرکسی که راه و روش را بداند باز است. علم دیدگاه شخصی نیست و به همین دلیل هم برخلاف نظرات شخصی در حوزه‌های دیگر، وقتی دیدگاه تازه‌ای ارائه می‌شود یا تحقیقی صورت می‌گیرد زمانی اعتبار می‌یابد که دیگران که همان تخصص را دارند آن را نقد کرده باشند.

تحقیقات مختلفی درباره اجماع جامعه علمی در زمینه گرمایش زمین و نقش انسان در آن وجود دارد. هفت مطالعه مهم در زمینه دیدگاه و اجماع جامعه علمی و متخصصین در این زمینه صورت گرفته است. در این تحقیقات مقالات دارای بازبینی هم‌رده‌ها که در ژورنال‌های آکادمیک در بخش‌ها و حوزه‌های مختلف منتشر گردیدند و ممکن است با تغییرات اقلیم مرتبط باشند مورد بررسی قرارگرفتند.

studies_consensusدر سال ۲۰۱۶ نویسندگان اصلی این تحقیقات، مقاله مشترکی را منتشر کردند که به بررسی مجموعه این تحقیقات می‌پرداخت. این گروه که به‌نوعی باید آن‌ها را متخصصان در زمینه دیدگاه متخصصان گرمایش زمین دانست در نهایت دو نتیجه‌گیری را بیان کردند (Cook et al. -2016)

  • بسته به اینکه چه جمعی را متخصص در زمینه تغییرات اقلیم در نظر بگیرد و تعاریف مختلفی که می‌توانید از اجماع ارائه دهید بین ۹۰ درصد در حالت کمینه تا ۱۰۰ درصد در حالت بیشینه بر سر وقوع گرمایش زمین و قطعی بودن نقش انسان در رخ دادن آن اتفاق‌نظر وجود دارد.
  • هرچقدر که حوزه متخصصان را به بازه تخصص‌های مرتبط‌تر با اقلیم محدود کنید، درصد میزان توافق بر نقش انسان در تغییرات اقلیم افزایش می‌یابد.

علم خود را مطابق نظر من و شما تعریف نمی‌کند. داده‌ها را شاید بتوان متفاوت تفسیر کرد اما این، تغییری در واقعیت بیرونی نمی‌دهد. هواپیمایی که در حال پرواز است، فارغ از اینکه مسافرانش اعتقادی به وجود جو در اطراف زمین داشته باشند یا نه، گرانش را قبول کنند یا نه، به حرکت خود ادامه می‌دهد و اگر خطایی در پیشران آن رخ دهد گرانش زمین هواپیما و مسافرانش را بی‌تفاوت از باور شخصی آن‌ها به زمین خواهد کوبید.

Expertise_vs_Consensus

اگر ۹۷ درصد پزشکان معتبر جهان به شما بگویند باید مصرف فلان ماده غذایی مثلاً چربی دنبه را تا فلان مقدار کاهش دهید وگرنه در چند سال آینده قطعاً با حمله قلبی مواجه خواهید شد، آیا حاضرید زندگی خود و یا عزیزانتان را مورد ریسک قرار دهید و مثلاً بگویید این‌ها همه بازی‌های استعمار است که ما را از مصرف دنبه دور کند و الگوی غذایی خودشان را برای ما جای بیندازند؟ یا حداقل این است که به‌شرط احتیاط هم که شده کمی در مصرف دنبه احتیاط کنید؟

ما راه‌های متفاوتی داریم تا بر دفتر دانش خط شک بکشیم. باید که شکاک بود. باید که سوال کرد اما باید راه رسیدن به پاسخ را نیز در نظر داشت. داده‌های ما را طرز تفکرهای ما، خط‌کشی‌ها ما و مرزبندی‌های ما تعیین نمی‌کند. بیایید رقم مغلطه بر دفتر دانش نکشیم که هزینه‌اش را نه ‌فقط ما که نسل‌های پیش روی می‌دهند.

 

این یادداشت ابتدا در علمنا منتشر شده است

۱ نظر

  1. محمود می‌گه:

    سطحی نگری توی این نوشته شما موج می‌زنه …
    با مثال دنبه میخوای مسئله به این مهمی رو توجیه کنی؟!

نظرتان را بنویسید