ایگ نوبل و شکستن دیوار برج عاج دانشمندان

حالا دیگر ۲۷ سال است که مراسمی به نظر غیرعادی – حتی بعد از ۲۷ دوره برگزاری – آغازگر فصل نوبل به شمار می‌رود. مراسمی با نام ایگ نوبل که در آن به ایده‌ها و تحقیقات علمی که کمتر موردتوجه قرارگرفته‌اند و در نگاه اول خنده‌دار به نظر می‌رسند جوایزی اهدا می‌شود.

مراسم ایگ نوبل از جنبه‌های مختلفی قابل‌توجه است. نخست نشان دادن بخشی نادیده از زندگی دانشمندان. همه آن‌هایی که در مراسم حضور پیدا می‌کنند دانشمندانی جدی هستند و تحقیقات آن‌ها – غیر از مواردی خاص که جایزه در حوزه‌هایی مثل اقتصاد یا سیاست و به شکلی طعنه‌آمیز اهدا می‌شود – تحقیقاتی آکادمیک درباره موضوعاتی انجام داده‌اند که در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد. شعار این جایزه که عبارت است از «تحقیقاتی که ابتدا شما را به خنده می‌اندازد و سپس به فکر وامی‌دارد» بیان‌گر همین ویژگی است. شاید این جایزه یکی از معدود فرصت‌هایی برای افراد خارج از دایره تحقیقات آکادمیک و حتی برای بسیاری از افرادی است که درون این حلقه قرار دارند تا بتوانند نگاهی وسیع‌تر به چشم‌انداز تحقیقات علمی بیندازند که در دنیای علم در حال رخ دادن است. این یکی از ویژگی‌های مهم این جایزه است. علم و تحقیقات علمی در اصل و ذات خود زاییده کنجکاوی و میل به پاسخ دادن به پرسش‌ها است. اگرچه در فضای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و سیاسی امروز دانشگاه و مراجع آکادمیک و کسانی که در آن به فعالیت می‌پردازند ناچارند برای حفظ و ارتقای جایگاه خود گاهی بر کنجکاوی‌های شخصی مهار بزنند و گاه در مسیرهای از پیش تعیین‌شده و در حوزه‌های خاص به تحقیق بپردازند اما این جایزه یادآور این است که چطور علم مرز مشخصی نمی‌شناسد. اگر سؤالی داشتید و سعی کردید با استفاده از شیوه و روش علمی به آن پاسخ دهید، کار علمی می‌کنید، حتی اگر سوال شما درباره تاثیر ملاقات با تمساح و اثر آن بر میزان ریسک‌پذیری شما در انجام قمار باشد.

1160790

نکته مهم اینجا است که دنیای علم مملو از چنین تحقیقاتی است. تحقیقاتی که اکثر اوقات به حوزه خبرها راه پیدا نمی‌کنند و عمده نتیجه آن برای ارضای کنجکاوی محققان است. اما علم دنیای عجیبی است گاهی از دل همین تحقیقات به‌ظاهر بی‌دلیل، راه‌هایی به‌سوی درک بهتر طبیعت و دنیای اطراف باز می‌شود.

نکته مهم دیگر در این جایزه، ایجاد ترک در برج عاجی است که بسیاری از مردم دانشمندان را درون آن می‌بینند. این واقعیت که گاهی اعضای جامعه آکادمیک و علمی نیز نسبت به تشدید این تصویر بی‌میل نیستند، شکی نیست. تصویر رایج ما از دانشمندان و محققان افرادی معمولاً عبوس است که کاری به دنیای اطراف ندارند و یا به دلیل سپری کردن عمده وقت خود در آزمایشگاه‌ها و کتابخانه‌ها حس طنز خود و ویژگی‌های رفتار اجتماعی خود را ازدست‌داده‌اند. این‌گونه نیست. دانشمندان بخشی از مردم عادی هستند. آن‌ها درزمینه حوزه فعالیت خود متخصص به شمار می‌روند همان‌طور که شما درحوزه کاری که می‌کنید هر چه که باشد، متخصص هستید. علم و تحقیقات علمی راه و روش خود را دارد و البته که گاه قدم زدن در این وادی نفس‌گیر و دشوار  و طاقت‌فرسا است اما در انتها این مردمانی عادی هستند که تصمیم گرفته‌اند وقت و زندگی خود را صرف یک رشته تخصصی کنند و خارج از آن حوزه مردمانی عادی‌اند.

ایجاد شکاف و تقویت آن میان بدنه جامعه و اعضا جامعه علمی درنهایت به ضرر علم و جامعه هر دو است. کسی انتظار ندارد که مردمی خارج از حوزه تخصصی یک دانشمند با تمام ریزه‌کاری‌های فعالیت او آشنا باشند اما این مانعی برای صحبت کردن، معاشرت کردن و ارتباط داشتن نیست. این تخصص الزاماً به معنی جایگاه فرادست داشتن دانشمندان نیست. همان‌طور که یک دانشمند احتمالا از چگونگی اداره یک سوپرمارکت یا ساخت یک فیلم یا ساخت یک میز چوبی بی‌اطلاع است، بسیاری از ما نیز از ریزه‌کاری‌ها و فعالیت‌های تخصصی جامعه علمی بی‌خبریم و ایرادی هم ندارد اما همان‌طور که تخصص اداره یک تجارت، یک نجاری یا هر کار دیگری باعث ایجاد شکاف طبقاتی نمی‌شود کار در حوزه علم نیز نباید چنین کند. شاید برخی از اعضا جامعه علمی که درنهایت آن‌ها هم انسان‌هایی مثل من و شما و با ضعف‌ها و توانایی‌های مشابه هستند دوست داشته باشند که این شکاف را افزایش دهند تا بر جایگاه خود اضافه کنند اما آن‌ها نماد و بیانگر دنیای علم نیستند یا حداقل نمادی از همه آن نیستند. به‌خصوص در دوران ما با افزایش دسترسی‌ها به منابع، اطلاعات و حرکت به‌سوی جوامع باز اطلاعاتی و شفافیت در جریان داده و حرکت‌های عظیمی که به‌سوی تمرکززدایی جریان دارد، ما به‌سوی جامعه‌ای در حال حرکت هستیم که در آن گفتگو جای خطابه را می‌گیرد. این گفتگو نه‌تنها میان هم‌رده‌ها که میان بخش‌های مختلف جامعه صورت می‌گیرد و باعث تقویت آن می‌شود.

جایزه‌ای مثل ایگ نوبل کمک می‌کند تا پیش‌فرض قدرتمند این شکاف اندکی ترک بردارد.

این جایزه و رفتارهای مشابه آن نشان می‌دهد که جامعه علمی از برخی از نقدها به عملکرد خودآگاهی دارد. میل به انتشار داده‌های دست‌اول یا تأکید بر نو بودن و تازه بودن و اول بودن تحقیقات که لازمه رشد در ساختار آکادمیک است و گاه باعث بزرگ‌نمایی‌های افراطی در کارهای پژوهشی می‌شود، به شکل طنز خود را در عنوان جایزه نشان می‌دهد. هرسال برگزارکنندگان جایزه خود را با پیش وند نخستین برگزار می‌کنند امسال نخستین، بیست هفتمین جایزه ایگ نوبل بود. ازنظر منطقی این ادعای درستی است اما مانند بسیاری از ادعاهای دیگر وقتی با دقت بیشتری نگاه می‌شود معنی خود را از دست می‌دهد.

حضور دانشمندان برنده نوبل در اهدای جایزه و مشارکت محققان در دریافت آن و قبول جایزه و حضور بر روی صحنه، همه و همه کمکی به شکستن تصویر رایج از دانشمند است.

این‌چنین رویدادهایی برای ترویج علم نیز مهم است. اگر بخواهیم کودکان و نوجوانان را به علم علاقه‌مند کنیم باید به آن‌ها یادآور شویم که در کنار دشواری‌ها و کار جدی که دانشمندان باید انجام دهند اما درنهایت آن‌ها هم مثل همه ما می‌توانند اوقات فراغت خود را داشته و شخصیت‌هایی دوست‌داشتنی، اجتماعی و حتی باقابلیت طنزپردازی داشته باشند.

بخشی دیگر از این داستان به‌نوعی به طنز گرفتن روند ارجاع دادن و اهدای جایزه‌ها و تشویق‌ها به تحقیقات است. این بار اتفاقاً تحقیقاتی برنده می‌شوند که چندان دیده نشده‌اند یا ازنظر عموم چندان اهمیتی ندارند. اما چه کسی قرار است اهمیت را تعریف کند.

چنین رویدادهایی می‌تواند برای جامعه‌ای مانند ایران و کشورهایی که باوجود سابقه طولانی در دنیای دانایی، هنوز درحال‌توسعه هستند اهمیتی افزون‌تر از دیگر نقاط جهان داشته باشد. ما با میراثی بزرگ از تلاش‌های علمی و فرهنگی قدم به روزگاری نو نهاده‌ایم که سازوکار علم با آنچه پیش‌تر می‌شناختیم تفاوت دارد. دانشمند به معنای حکیم و فرزانه و فرهیخته نیست، متخصصی است در کار خود. داشتن تخصص در یک‌رشته و اعتبار گرفتن در یک حوزه علمی قابلیت انتقال به حوزه‌های دیگر را ندارد و اگر کسی متخصص رشته‌ای مثلاً فیزیک ذرات است به این معنی نیست که در همه علوم و دانش‌ها حرف و سخنش معتبر و غیرقابل پرسش است. این تمایزی مهم میان مفهوم قدیم دانشمند و یا حکیم و عالم درگذشته فرهنگی ما با دنیای مدرن است.

تأکید بر تفاوت‌ها و تنوع‌ها در دنیای علم یکی از راه‌های علاقه‌مند کردن مردمان به این حوزه است. علم و بازگیران آن افرادی قالب‌بندی شده نیستند و شما برای اینکه در علم موفق شوید لازم نیست ظاهر یا رفتاری مشابه دیگران داشته باشید تنها باید در کار خود از روش‌هایی استفاده کنید که در این دنیا پذیرفته‌شده است و حتی اگر نسبت به آن‌ها ایراد و انتقادی دارید می‌توانید با استفاده از هزار و یک ابزار دیگر این تغییرات را در کار خود اعمال کنید.

استقبال از چنین جایزه‌ای روی دیگری نیز دارد و آن رشد یافتگی جامعه علمی است که می‌پذیرد خود را نقد کند و گاهی با خود شوخی کند. آیا تصور می‌کنید بتوان چنین مراسمی در میان جامعه علمی ما برگزار کرد بدون آنکه به ضدیت با علم و توهین به جایگاه دانشمندان روبرو شد؟ بعید می‌دانم فعلاً این‌چنین زمینه‌ای مهیا باشد و البته که دلایل خوبی هم وجود دارد. ما تازه درراه علم گام برمی‌داریم و سابقه و تجربه ما چندان قدرتمند و قوی نیست. زمان می‌خواهد و تمرین تا بتوانیم جامعه علمی توسعه‌یافته‌ای را ایجاد کنیم که شاید یکی از مهم‌ترین نیازهای ایران امروز و فردا باشد.

نظرتان را بنویسید