داستان تعرض جنسی جمعی ما

DP0V__oXkAIexvC

 

در ماه های اخیر موجی از اخبار مربوط به تعرض های جنسی در میان گروه های مختلف اجتماعی به راه افتاده است. بعد از آنکه یکی از تهیه کننده های به نام و سرشناس هالیوود به نام هاروی وانستاین متهم به تکرار مکرر تعرض های جنسی به بازیگران سرشناس هالیوودی شد که بسیاری از آن ها در طول سال ها از ترس ایجاد مشکل برای زندگی حرفه ای خود سکوت اختیار کرده بودند، دومینو رسوایی افتادن گرفت. در هالیوود از کوین اسپیسی گرفته تا بن افلک و لوییس سی کی، در سنا از ال فرانکلین گرفته تا نامزد پر حاشیه سنا روی مور تا جرج بوش پدر و از دنیای ما روزنامه نگاران از چارلی رز گرفته تا مت لئور مهره هایی بودند که در این فروریزش دومینو نامشان بر سر زبان ها افتاد.

اگرچه نه تعرض جنسی موضوع تازه ای است و نه اعمال آن از سوی مردان – یا در مواردی زنان – پر قدرت تازگی دارد، اتفاقی که این بار رخ داد تنها موجی زودگذر از چهره های سرشناسی نبود که متهم به آزار جنسی در رده های مختلف شده بودند. در واکنش به رویدادهای حاشیه هراوی وانستی، در شبکه های مجازی واژه فعالی (هشتگی) به نام من هم (Metoo) فعال شد که عمدتا زنان و دختران از سابقه و تجربه تعرض هایی که شاهد آن بوده اند نوشتند. برای من که سال ها است این موضوع را دنبال می کنم و فکر می کردم هیچ وقت از عمق چنین فاجعه ای شگفت زده نخواهم شد، دیدن این حجم از تعداد کسانی که در مرحله ای از زندگی خود به نوعی مورد تعرض    قرار گرفته بودند میخکوب کننده بود. تعداد زیادی از شاگردانم، دوستان و آشنایانم در این همراهی جهانی داستان هایی را گفتند که نه تنها قلب انسان را فشرده می کند که از اینکه باید با چنان موجوداتی در زیر یک چتر و خانواده انسان قرار بگیریم دچار شرم می شویم.

از پردیس های دانشگاه گرفته تا شرکت های خصوصی تا اداره های دولتی و از محیط های ورزشی گرفته تا خیابان ها همه جا صحنه قدرت نمایی جنسی ضعفایی است که بی خبری، بلاهت و وحشی گری خود را در قالب کلمات، رفتارها و گاه در قالب تجاوز های فیزیکی به دختران، پسران، زنان و مردان ابراز می کنند تا توهم قدرت خود را تقویت کنند.

در ایران به دلیل موقعیت فرهنگی و موقعیت اجتماعی و سیاسی که حاکم است قربانیان کمتری فرصت بیان آزار را پیدا می کنند. اما همه ما در این شهرها و خیابان ها رفته ایم. همه ما شاهد متلک گویی و رفتارهای غیر انسانی هم شهری های خود بوده ایم و بیایید واقع بین باشیم وقتی با سکوت از کنار آنها گذشته ایم خود در عمل آن مشارکت کرده ایم.

همه ما که دانشگاه رفته ایم داستان هایی از کارمندان بخش اداری، اساتید یا مدیرانی شنیده ایم که به انواع مختلف به دانشجویان خود تعرض جنسی زبانی یا فیزیک روا داشته اند. در اداره‌ها و شرکت ها بارها و بارها شاهد چنین رویدادهایی بوده ایم و در غیاب رسانه های توانا در افشاگری این رویدادها و در فضای هراس از بدنامی و عواقب بدتری که گزارش بدکاران دارد، شبکه ای از زمزمه گران درگوشی شکل گرفته است که این داستان ها را به گوش ما می رساند.

اما گاه فرصتی پیش می آید که عمق فاجعه خود را نمایش دهد.

 

اتفاقی که چند هفته گذشته از عمق فاجعه ای بود که خبر از آن می دهد که اگر این پرده بر افتد نه تو مانی و نه من.

وقتی اعلام شد یکی از خبرنگاران ورزشی روس قرار است اجرای مراسم قرعه کشی را بر عهده داشته باشد لشکری از ما ایرانیانی که گاه خود را در اوج قله های حقانیت و اخلاق و معرفت می دانیم به طرق مختلف با او تماس گرفتیم و از او خواستیم به گونه ای لباس بپوشد تا ما در ایران بتوانیم بدون سانسور مراسم را تماشا کنیم. مطمئن نیستم این خبر چقدر صحت دارد اما شنیدیم یکی از بازیگران تیم ملی که پیش تر این خبرنگار با او مصاحبه ای کرده بود، بخشی از این پیام ها را به او رسانده است و از او خواسته که چنین کند.

حتی رییس اسبق سازمان صدا و سیما آقای ضرغامی به جمع طعنه پردازان پیوست و ابراز امیدواری کرد و او لباسش منشوری نباشد و با اشاره به اجرای سانسور در دوره قبل اعلام کرد که دستگاه و ابزار سانسور و تغییر واقعیت به صلاح دید آقایان و ارایه تصویری غیر واقعی در دوره پیش از دنیا از کار افتاده بوده است.

گویا ایشان هم این پیام را شنیده و در پایان مراسم در توییتی اعلام کرد آیا از من راضی بودید و البه حدس می زنید که برخی از جواب های چه بود.

شاید بپرسید این دو موضوع چه ربطی به هم دارد؟ بیایید داستان را خلاصه کنیم و از حاشیه های خالی کنیم تا رابطه اش آشکار شود.

دو حالت زیر را در نظر بگیرید.

الف: گروهی از مردم – مردان و زنان و البته که بیشتر مردان – در جمعی نشسته اند. می خواهند دقایقی خوش باشند و به قول خودشان حال کنند. از خانمی می خواهند لباس هایش را در بیاورد تا آنها لذت ببرند. این درخواست بر نحوه عملکرد و لباس پوشیدن یا نپوشیدن ان خانم اثر می گذارد.

ب: گروهی از مردم – مردان و زنان و البته بیشتر مردان –  در جمعی نشسته اند. می خواهند دقایقی خوش باشند و به قول خودشان حال کنند. از خانمی می خواند مطابق میل آن ها – و حتی نه مطابق میل آنها مطابق استانداردهایی که حتی خود آنها قبول ندارند – لباس بپوشند. تا آنها بتوانند دقایقی لذت ببرند. این درخواست بر نحوه پوشش آن خانم اثر می گذارد.

 

در هر دو این اتفاق ها مردمانی از فردی خواسته اند در خصوص ترین رفتار شخصی اش و به دلیلی که به جنسیت مربوط می شود، به گونه ای عمل کند که آنها خوشحال شوند. در هر دو حالت این مردمان و عمدتا آقایان، خانمی ار به شکل شی ای دیده اند که می توانند در باره  او ابراز نظر کنند و این حق را به خود می دهند که از او بخواهند مطابق رضایت آنها عمل کند.

این تعرض جنسی است. تعارف نکنیم. توجیه نکنیم. این نماد بارز تعرض جنسی است. مهم نیست که او به این خواست عمل کرده یا نه. مهم نیست که مجبور بوده یا نه نفس عمل تعرض است.

طبیعتا فحاشی های آنلاین مردمان غیورمان حتی نیاز به توضیح ندارد.

ما نه تنها به طور جمعی به شخصی تعرض کرده ایم که رسانه های ما – حداقل برخی از آنها – به جای اینکه این عمل را به آنچه هست تفسیر کنند آنرا خبر خود کرده و از آن دفاع کرده اند.

برخی ممکن است در دفاع بگویند این اقتضای فضای مجازی است . اشتباه می کنند. فضای مجازی امکان سخن گفتن را برای ما فراهم آورده است. فضای مجازی ما را وادار به گفتن هر حرفی نکرده است. این ما هستیم که به مدد رسانه اجتماعی و فناوری قدرت و صدای بیشتری پیدا کرده ایم. همان قدر که می شود در فضای مجازی از خیر و با زبان مودب سخن گفت می شود دهان خویش را به وقاحت گشود. در غیاب شبکه های اجتماعی این سخن گویان بد دهن و این معترضان در خیابان به دختران و پسران متلک می گفتند. اینک دهانشان صدای بلندتری دارد و به مردمان بیشتری تعرض می کنند. ما مشکل اخلاقی داریم. مهم ترین بحران ما بحران اخلاقی است و اولین قدم برای حل مساله به رسمیت شناختن آن است. وقتی در برابر چنین رفتارهایی سکوت می کنیم وقتی ان را به شوخی بی خطر و خنده کاهش می دهیم ما همدستان تعرض هایی هستیم که اگر امروز جلویش را نگیریم فردا که کمی فضا آزادتر شود فاجعه می آفریند و مگر نه اینکه همین امروز در حال فاجعه آفریدن است. اشتباه نکنید من شخص اخلاق گرا و معصوم و زاهدی نیستم. اما بین زندگی شخصی افراد و تعرض به زندگی دیگری تفاوت وجود دارد.

 

 

و نکته آخر که به نظرم مهم می آید و مدتی است درباره آن گفته ام و می نویسم نا کارآمدی و بد کارآمدی ساختار آموزشی ما است. این کسانی که امروز بی پروا چنان لجام گسیخته ،در هر فضایی که به دست می آورند فحاشی می کنند، دست پرورده نظام آموزشی هستند که از دبستان معلمان و مشاوران پرورشی و اخلاقی را سوار بر سیستم آموزشی خود کرده است. از دبستان ها آموزش دین و اخلاق را سرلوحه کار خود قرار داده و امروز نتیجه چنان افراطی را اینگونه می بیند. وقیحانه تر آنکه برخی از مدیران و مسؤولان نه تنها این زنگ خطر بزرگ فروپاشی اخلاقی را جدی نمی کردند که چون رییس سابق صدا و سیما آن را نشانه ای از بانمک بودن خویش می دانند و در آن مشارکت می کنند.

اگر در برابر چنین تعرضاتی سکوت کنیم ما نیز همدست کسانی هستیم که بی پروا چنین تعرض می کنند. چه فرقی است بین ما و آنهایی که از شنیدن اتهاماتشان شگفت زده می شویم؟

 

 

۸ نظر

  1. AmirT می‌گه:

    بخش اول مطلب به کنار، با تحلیل و نظر شما درباره اتفاقات مربوط به مراسم قرعه کشی کاملا مخالفم.
    برنامه تلویزیونی‌ای که در سراسر دنیا در حال پخشه با حریم خصوصی مجری تفاوت داره، مردم از این خانم نخواستن که سبک زندگی خودش رو عوض کنه تا برای نمایش در تلوزیون ایران مناسب باشه. هدف برگزاری چنین مراسمی همان “حال” کردن بینندگانه، و هر کاری که تولیدکنندگان انجام میدن برای جلب نظر مخاطبان انجام میشه، پس انتقاداتی یا پیشنهاداتی از این دست هم حق طبیعی بینندگانه. من میخوام با مثالی این اعتراض شما رو به نهایت ببرم تا اشکالش مشخص بشه: در اینجور برنامه‌ها انواع تصحیح‌های جور و واجور روی مجری اجرا میشه تا برای پخش از تلوزیون مناسب باشه، مثلا گریمی انجام میشه که با مسائل تکنیکی تصویربرداری همسو باشه یا از فرد جلو دوربین خواسته میشه از فلان رنگ رژ لب استفاده نکنه، با خط فکری‌ای که شما اینجا مطرح کردید، همه این کارها دخالت مستقیم در انتخاب‌های مجری در مورد اصلی‌ترین جنبه ظاهری، یعنی صورتشه! یا از مجری خواسته میشه از فلان کلمات حساسیت برانگیز (چه سیاسی، چی اجتماعی و…) پرهیز کنه، آیا این تجاوز به آزادی بیان اوست؟ فرض کنیم مجری تصمیم داشت با لباس زیر به روی صحنه بیاد، آیا تهیه کنندگان برنامه به او چنین اجازه‌ای می‌دادند؟ آیا در این حالت هم از استقلال او دفاع می‌کردید؟
    تهیه‌کنندگان تصمیماتی رو که در چارچوب عرف جامعه خودشون هست رو به عهده مجری گذاشتند و طبیعتا خط قرمزی هم وجود دارد. حالا بینندگان ایرانی که اتفاقا مخاطب مستقیم چنین برنامه‌ای هستند هم درخواست کردن این محدودیت‌ها به گونه‌ای جابه جا بشه که برای نمایش در ایران هم مناسب باشه. نه فحاشی در کار بوده (با مثال‌های نقض همیشگی کاری نداریم)، نه اجباری؛ این یک درخواست متمدنانه بوده و مجری یا تهیه کننده هم می‌تونستند به راحتی این درخواست رو رد کنند.

    نقل قول: “در هر دو این اتفاق ها مردمانی از فردی خواسته اند در خصوص ترین رفتار شخصی اش و به دلیلی که به جنسیت مربوط می شود، به گونه ای عمل کند که آنها خوشحال شوند.”
    این جمله در مورد رهگذران خیابان کاملا صدق میکنه. اما اگر شما یک مدل عکاسی رو برای مدتی استخدام کنید، صد در صد حق خواهید داشت تا لباسی که میپوشه رو انتخاب کنید!

    • پوریا ناظمی می‌گه:

      بله حرف درستیه. تهیه کننده برنامه و اجرا تحت قرار داد مشخصی که دارند اصول مختلفی از جمله لباس و حتی متنی که باید خوانده بشود را تعیین می کنند. این بر مبنیا قرار دادی است که طرفین – مجری و تهیه کننده – به آن رضایت دادند. مردم ایران نه تهیه کننده هستند، نه تعیین کننده فرهنگ حاکم. آنها هیچ نقشی جز بیننده در این معادله نداشته اند.

      • AmirT می‌گه:

        درسته، اما بیننده در این صنعت همان مشتری‌ست، که به نظر من نقش بسیار مهمیه. و طبیعتا جلب نظرش، هدف تهیه کننده و مجری خواهد بود. همونطور که اتفاق افتاد.

      • پوری یا می‌گه:

        باسلام کاملا با نظر آقای امیر موافقم
        همچنین که شما آقای ناظمی به قرارداد مابین مجری و تهیه کننده و رضایت دوطرف اشاره کردید باید عنوان بشه که رفتار این دو لزوما پیشنهادی یا به شکل رای گیری شکل نمیگیره بلکه غالبا بصورت دستوری و کارفرما-کارگزار صورت میگیره. و در اینجا ایرانینان هم کاملا پیشنهادی عمل کردند، کسی دستور نداده! و در اینم حد که پیشنهاد بیان بشه کاملا محق هستند. انصافا گاها دیگه سعی داریم از هر فرصت پدیده ای به عجیب ترین طرق خودزنی کنیم. و حتی این حرکت هموطن هامون رو میشه به تعبییری بهترین مدل اعتراض به سیستم درنظر گرفت که به این شکل سعی در برقراری ارتباط دارند، کاری که سیستم سانسور از انجام عاجز هست.

    • پاشا مجيدى می‌گه:

      فقط مى تونم برا این طرز نگاه تأسف بخورم. این نگاه مریض ما مردان که باعث مى شه به خودمون این اجازه رو بدیم که در مورد لباس پوشیدن بانوان نظر بدیم…

  2. پاشا مجيدى می‌گه:

    آقاى ناظمى، مثل همیشه بسیار سنجیده و به جا نوشتید. آیامن اجازه دارم این
    مطلب رو با درج نام شما باز نشر کنم؟

  3. مهسا می‌گه:

    سلام ممنون از متن اعتراضی زیباتون متاسفانه انتخاب پوشش برای خانم ها تو مملکت مااختیاری نبوده و نیست پس نتیجتاً زن ها سالهاست که مورد تعرض قرار میگیرن و صداشون در نمیاد، در واقع یک جور عادت شده

نظرتان را بنویسید