بازگشت اسطوره در قرن ۲۱

Benedict Timothy Carlton Cumberbatch – بازیگر نقش شرلوک هولمز در سریال بی بی سی

کمتر مخلوق ادبی را می توان یافت که به جایگاهی نظیر جایگاه شرلوک (یا شرلاک) هولمز، کارگاه معروف انگلیسی، حتی نزدیک شده باشد. شرلوک هولمز با خصوصیات رفتاری متفاوت، ذهن طبقه بندی شده، دماغ عقابی و روش مطالعه خاص و ویژه و حتی شغل ویژه ای که خودش برای خودش ابداع کرده بود ( او خود را کاراگاه مشاور می نامید و معتقد بود خودش این شغل را تاسیس کرده است و هر وقت پلیس در حل پرونده های مهم نا کام می شود، که معمولا هم این اتفاق می افتد، از مشاوره او استفاده می کند) ، به یکی از ماندگارترین چهره های تاریخ ادبیات و البته سرآمد همه کاراگاهان و قهرمان های داستان های جنایی بدل شده است.


خالق هولمز همانند خود او شخصیتی متفاوت داشت، سر آرتور کانندایل، پزشکی که به ماورا الطبیعه علاقمند بود و در عین حال نویسنده داستان های تاریخی و علمی تخیلی بود. خالق یکی از ماندگارترین شخصیت های تاریخ ادبیات چندان دل خوشی از مخلوق خود نداشت و بارها سعی کرد خودش را از دست او خلاص کند. یک بار او را در آخرین نبرد با پرفسور موریارتی از بلندای آبشار ریشنباخ به مغاک دره مرگ باری پرت کرد تا از دست شرلوک راحت شود. او معتقد بود شرلوک بخشی از ذهن او را اشعال کرده و مانع پرداختن او به موضوعات مهم تر می شود اما فشار علاقمندانش به حدی بود که بار دیگر مجبور شد او را به زندگی بازگرداند.
ساکن شماره ۲۲۱ ب خیابان بیکر به چنان محبوبیتی رسید که هنوز هم مردم برای این ادرس نامه می فرستند. اگرچه زمانی که کانندایل داستان های هولمز و همراه او دکتر واتسون را می نوشت خیابان بیکر هنوز آن قدر توسعه نیافته بود که به شماره ۲۲۱ برسد اما در سال ۱۹۳۲ اینخیابان توسعه پیدا کرد و ساختمان بانک ابی از شماره ۲۱۹ تا ۲۲۹ را در اختیار داشت. اما تعداد نامه نگاری ها به هولمز افسانه ای به قدری بود که این شرکت برای سال ها یک منشی تمام وقت برای پاسخ دادن به نامه هایی که خطاب به هولمز نوشته می شد استخدام کرد. سال ۲۰۰۵ سرانجام این آدرس در اختیار موزه هولمز قرار گرفت.
کانندایل در مجموع داستان های هولمز را در ۵۶ داستان کوتاه و ۴ داستان بلند روایت کرده است. اولین ظهور هلمز در سال ۱۸۸۷ و در کتاب اتود در قرمز لاکی بود. جایی که او با واتسون بازگشته از جنگ آشنا و به همراه او در شماره ۲۲۱ ب خیابان بیکر، به میزبانی خانم هادسون ساکن می شود. کانندایل داستان ها را از قلم دکتر واتسن روایت می کند. ا هربار شرحی از پرونده های جالبی که هولمز با آن دست و پنجه نرم کرده است را منتشر می کند. داستان ها در داستان های بلند و کتاه بعدی ادامه پیدا می کند و حتی در برخی از داستان ها، پرونده هایی مطرح می شوند که علی رغم حل مساله از سوی هولمز اما جواب نهایی حاصل نمی شود و یا برخی از گره ها باز نشده باقی می ماند. بر اساس یادداشت های واتسن به نظر می رسد هولمز پس از دوره ای از کار خود دست کشیده و به پرورش زنبور عسل مشغول می شود.
ویژگی بارز هولمز که او را از دیگر کارآگاهان مجزا می کند روش دقیق منطقی و مشاهدات و استنتاج های بی نظیری است که انجام می دهد. او می تواند با نگاه کردن به عابری در آن سوی خیابان بخش عمده ای از گذشته دور و نزدیک او را روایت کند. خود او این توانایی را به تفاوت میان دیدن و مشاهده کردن تعبیر می کند. هولمز که بوکسوری آماتوری، ویالون زنی چیره دست و دارای اطلاعات جامعی از حوزه های مورد نیاز کارش است ،زمانی که پرونده ای در اختیار ندارد به شدت دچار افسردگی می شود. مواد مخدر استفاده کرده و یا روزها بدون آنکه چیزی بخورد در گوشه ای ساکت می نشیند. در مقابل زمانی که ذهنش به پرونده ای پیچیده مشغول می شود موجودی چابک، تیزبین و پر انرژی ظهور می کند که با توانایی های خیره کننده اش در تغییر چهره، استفاده از شبکه ای از کودکان خیابانی لندن و توان استدلالیش معماهای پیچیده را حل می کند. در فاصله بین آن حضیض و این اوج به تحقیق در امور جنایی می پردازد. کتابی در باره انواع خاکستر سیگار دارد و ترکیبات شیمیایی متفاوت را آزمایش می کند و حتی از آزمودن سم روی خودش ابایی ندارد و اگر لازم باشد برای انجام ماموریتش می تواند افراد مزاحم را از سر راه بردارد. روزی در حالیکه از پنجره منزلش به لندن مه گرفته خیره شده بود و مثل همیشه به علاقه اصلیش، دود کردن سیگار مشغول بود به واتسن گفت: چه شب استثنایی برای جنایت ،مردم این شهر شانس آورده اند که من طرف آنها هستم!
میراث هولمز با مرگ کانندایل به پایان نرسید. نویسنده های دیگر بر اساس شخصیت هولمز داستان های زیادی نوشتند و با اغزا عصر سینما و تلوزیون برداشت های مختلف سینمایی از زندگی او روایت شد. بی شک یکی از ماندگارترین بازسازی های تلوزیونی داستان های هولمز به مجموعه ای بر می گردد که جان هاوکس وورت در فاصله سال های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۴ برای شبکه گراندا ساخت. در این مجموعه مرحوم جرمی برت به ایفای نقش هولمز پرداخت و بسیاری معتقدند پس از آن هولمز و رفتار و چهره اش با این شخصیت برای همیشه گره خورد. بازی بی نظیر او جزییات رفتاری هولمز را به تصویر می کشید. در ایران نیز این این مجموعه با دوبله بی نظیر بهرام زند پخش شده است و اینک صدای بهرام زند و چهره جرمی برت برای علاقمندان فارسی زبان همیشه یادآور هولمز خواهد بود.

جرمی برت یکی از ماندگار ترین تصویرها از هولمز را به نمایش گذاشت

در بین روایت های دیگری که از هولمز صورت گرفته است به نظرم یک مورد دیگر جایگاه ویژه ای دارد.
وقتی داستان های هولمز را می خواندم یکی از سوال هایی که با آن مواجه بودم این بود که آیا جامعه امروز ما می تواند میزبان هولمز دیگری باشد؟ به عبارت دیگر اگر هولمز در عصر ما قرار داشت چه رفتارهایی می کرد، زندگی اش چگونه بود و چگونه می توان هولمز و واتسون را در قرن ۲۱ تصور کرد؟ اگر این سوال برای شما هم مطرح شده است دیدن سریال شرلوک محصول شبکه یک بی بی سی را از دست ندهید.
خالقان این سریال مارک گتیس و استیون موفات هستند. افرادی که شهرتشان بیشتر به دلیل ایفای نقش نویسنده در مجموعه محبوب انکلیسی دکتر هو است. آنها معتقد بودند ویژگی اصلی هولمز کانندایل پوشیدن کت فراکف یا لندن مه آلود که با چراغ های گاز سوز روشن می شود و یا درشکه ها و شبکه تلگراف آن نیست. بلکه اهمیت آن در ذهنی موشکاف، دقیق، کارآکاهی شورمند و شبکه ای پیچیده از جنایت های سازمان یافته و همینطور جس ماجراجویی زندگی هولمز است. پس تصمی گرفتند هولمز را به قرن ۲۱ بیاورند و با الهام و حداکثر وفاداری ممکن به متن داستان های کانندایل داستان ها را در عصر حاضر روایت کنند.
این درباره هولمز جدیدی نیست. کسی از روی کارهای هولمز کپی نمی کند بلکه داستان با بازگشت دکتر واتسن از جنگ افغانستان شروع می شود و شرلوک به دنبال همخانه ای با واتسون در شماره ۲۲۱ ب خیابان بیکر همخانه می شود.
همه چیز اصل است با این تفاوت که همه داستان ها در عصر حاضر اتفاق می افتد. مایکرافت هولمز هنوز به تنهایی دولتی در دل دولت انگلستان به شمار می رود ،موریارتی به شیوه عصر مدرن مشغول طراحی شبکه جنایات خویش است و البته دکتر واتسن دیگر مقاله ها را در روزنامه منتشر نمی کند بلکه آنها را در وبلاگش می نویسد، هولمز وب سایت شخصی خود را دارد. به جای تلگراف از پیامک و سیستم انتقال داده تلفن های همراه استفاده می شود و به جای کودکان خیابانی و گداهای ژولیده لندن، شبکه ای از کارتون خواب ها نقش لشکر هولمز را بر عهده گرفته اند. البته متناسب با عصر حاضر دیگر هولمز نمی تواند به عادت قدیمی استعمال دخانیاتش ادامه دهد و مجبور است از برچسب های نیکوتین استفاده کند و البته همیشه هم با این مساله مشکل دارد و آن را مانعی برای عملکرد مغزش می داند.
طبیعی است که در این شرایط داستان ها هم به ضرورت زمان تغییر کرده اند. اما نکته جالب توجهی که به نظر می رسد این است که نویسنده ها و سازنگان هولمز جدید توانسته اند علی رغم این تغییر زمان و فضا و داستان اصالت هولمز را در آن حفظ کنند. آنها به درستی ماهیت و روح کاراکتار هولمز را پیدا کرده اند و وقتی دوباره داستان را بر آن اساس نوشته اند با وجود تغییر همه چیز هنوز هولمز را می توان در این فضا باز شناخت.
تا کنون دو فصل از این مجموعه متناسب با سرفصل های داستان های کانندایل پخش شده است. پایان فصل دوم در واقع بازسازی مدرن سقوط هولمز از آبشار رایشنباخ است. فصل آینده به داستان های مربوط به بازگشت هولمز خواهد پرداخت و البته هر اپیزود این سریال مدت زمانی معادل یک فیلم سینمایی کامل دارد.
در کنار جذابیت داستان و روایت نباید از بازی خوب و قابل قبول مجموعه بازیگران و به ویژه بندیکت کامبربچ در نقش هولمز و اندرو اسکات در نقش جیم موریارتی چشم پوشید.
به نظر می رسد این مجموعه که از مخاطبانش در IMDB رتبه ۹٫۱ از ۱۰ را کسب کرده توانسته پس از سال های نمونه ای از یک شرلوک هولمز قابل قبول و هیجان انگیز را مقابل چشمان مخاطبش قرار دهد.

دیدگاه‌ها

  1. سلام
    البته که همین طور است … من خودم چند تا از فیلم هاشو دیدم … چند تا هم بازی کامپیوتری هم از ایشان دارم …
    واقعاً با آن هوش و ذکاوتی که دارند باید احسن گفت …
    به وبلاگ من هم یه سری بزنید … راستی از آقای سیاوش صفاریان پور و برنامه آسمان شب چه خبر ؟… چرا دیگه پخش نمیشه …

    چه دعایی کنم بهتر از این که خدا پنجره ی امید باز اتاقت باشد …

  2. اینن قدر عاشق این جنبه های افسانه ای شخصیت شرلوک هلمز بوده ام که همیشه دلم میخواست کارگاه بشوم..!!
    واقعا هر بار فیلمی بر اساس این داستان ساخته شده دیده ام چرا که به نطرم این افسانه در مدیوم جادویی سینما خیلی خوب جا می افتد..میگویم افسانه اما..از آن دست افسانه هایی که به جز قبول کردنش..و حتی دفاع فعالانه برای اثیات وجودش کاری از آدم ساخته نیست..میل به حضور و وجود شخصیتی چون هولمز و همذات پنداری با او تا به حدی در من و شاید بی اغراق هر بشر دیگری بی انتهاست که فکر میکنم این داستان بی نظیر تا همیشه باقی خواهد ماند!!!
    ..و واقعا این شرلوک هولمز بی بی سی مثل باقی کارهای این شبکه..حرفه ای دقیق..و البته تکرار نشدنی بود!!

  3. اما تعداد نامه نگاری ها به هولمز افسانه ای به قدری بود که این شکرت برای سال ها یک منشی تمام وقت برای پاسخ دادن به نامه هایی که خطاب به هولمز نوشته می شد استخدام کرد. سال ۲۰۰۵ سرانجام این آدرس در اختیار موزه هولمز قرار گرفت.
    شکرت=شرکت

  4. سلام داشتم در مورد شخصیت جدید شرلوک میگشتم به اسم شما برخورد کردم استاد من آقا پوریا ناظمی جاتون تو باشگاه نجوم خالیه

    هر جا هستید موفق باشید استاد من

  5. سلام من یکی از علاقه مندان سریال شرلوک هلمز هستم و بسیاری از قسمت های آن را ندیدم
    آیا سایتی برای خرید کامل این مجموعه (منظورم همین مجموعه جدید است)سراغ دارید ؟
    خواهشا در صورت وجود آدرس آن را به ایمیل من([email protected])ارسال کنید
    متشکرم

  6. واقعا این شرلوک جدیده فوق العادست عاشق این فیلمم. قدیمی ها رو هیچکدوم رو تا حالا ندیدم از بچگی اصلا دوست هم نداشتم که ببینم ولی این جدیده که هم عصر ماست عالییییییییییه هر قسمتش رو کلللللللللی بار نشستم دیدم

  7. شخصیت جالبیه فقط باید مثل خودش باهوش باشی و ببینی که هالی وود از آوردن شخصیت تاثیر گذار قدیمی چه سودی می بره؟………منظورم سود مالی نیست

  8. سلام!
    باتشکر از توصیحات جالبتون واقعا خوشم اومد من همه ی قسمتای این مجموعه جدید شرلوک هولمزو دیدم ومثل خیلیای دیگه عاشق همچین شخصیتی شدم و توی ذهن خیالیم دنبال این بودم که آیا میشه واقعا تو این دوره یا شاید بشه گفت دنیا آدمی مثل اون باهوش وبازکاوت یا به عبارتی خاص پیداکرد که شخصیتش اینقدر جذاب،پیچیده ومرموز باشه؟؟؟؟ ومثل همیشه توی افکار وجستجوهام به یه بنبست رسیدم ولی امیدوارم این بن بست روزی باز بشه! واقعا خوشحالم که در مورد نویسنده ای که تونسته همچین موجودیو خلق کنه شنیدم!این فرد واقعا ذهن تخیلی وخاصی داشته! خوشحالم که افرادی با این سطح تخیل وجود دارن!

  9. توضیحاتتان عالی بود من واقعا هوادار شرلوک هولمز هستم هر چند متاسفانه فقط چند قسمت از مجموعه ای که به آن اشاره کردید رو دیدم.
    باز هم ممنون خیلی جالب بود.

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.