جیمز کامرون: ماجراجویی بی پایان

سفر حدود ۱۰ ساعته جیمز کامرون به اعماق عمیق ترین گودال شناخته شده اقیانوسی، از جنبه های مختلفی هیجان انگیز و قابل توجه است. این واقعیت که ما دانسته های اندکی از اعماق دریا ها داریم واقعیت انکار ناپذیری است و شاید یادآوری اینکه دانسته های ما از برخی از نقاط سیاره خود و شرایط حاکم بر آن کمتر از دانسته هایی است که از سیاره ای مانند مریخ یا قمر زمین داریم، نکته ای تکراری باشد.

جیمز کامرون در این سفر ، که برای دومین بار در طول تاریخ و برای اولین بار به صورت تنها و فردی انجام می شد، داستان هایی را برای ما به ارمغان آورده است که می تواند چشم ما را به برخی از نادیده ها و شگفتی های جهان اطرافمان باز کند.

او به مانند بسیاری از کارهای اکتشافی و حتی فیلم سازی خود چند سالی را بی سر و صدا روی این پروژه کار کرده بود. گروهی از بهترین مهندسان، دانشمندان و متخصصان را گرد آورد تا او را در دست یابی به رویای خود یاری دهند. اما این سفر فقط یک ماجراجویی شخصی نبود. دست آوردهای این سفر در قالب های متفاوتی به مرور زمان بروز خواهد کرد. حضور حامی و همکاری مانند بنیاد نشنال جئوگرافیک در پشت این کاوش نوید آن را می دهد که بخش های فراوانی از یافته های این سفر در قالب مقاله ها و از همه مهمتر فیلم های مستند در مقابل چشمان مشتقان علم قرار گیرد. او در این سفر علاوه بر تصویر برداری کامل مراحل سفر با دوربین های سه بعدی معروفش – که برای این سفر بهسازی شده بودند – از بستر اقیانوس نمونه های کم یابی را جمع آوری کرده است که می تواند اقیانوس شناسان و زیست شناسان را در درک حیات در اعماق اقیانوس یاری دهد. این اولین باری نیست که جیمز کامرون با ناشناخته ها روبرو می شود. زمانی که فیلم دیگر خود – بیگانه های ژرفا – را با سفرهای کاوشگرانه در اعماق آب ها می ساخت، با موجوداتی مواجه شد که هنوز طبقه بندی نشده بودند و ما از وجود آنها بی خبر بودیم.

زیردریایی استوانه ای او داده های خام فراوانی را در این مدت جمع آوری کرد تا در کنار نمونه های گردآوری شده دانشمندان را در درک بهتر جهان ناشناخته اقیانوسی یاری دهند. اما سفر او فقط به درک ما از اعماق دریاها کمک نمی کند. او با این سفر درهایی را به سوی شناخت ما از جهان های دورتر باز کرد. چارلز بولدون ، رییس ناسا بعد از سفر موفق کامرون بیانیه ای در وبلاگ ناسا منتشر کرد. او در این بیانیه  از جیمز کامرون و همکارانش تقدیر کرد و یادآوری کرد دست آوردهای او برای صنعت فضا مهم است و یادآوری کرد که ناسا نیز در این پروژه تاریخی مشارکت داشته است. کوین هند، از JPL به دعوت کامرون به تیم او پیوسته و مسولیت تحلیل و آنالیز نمونه هایی که او از اعماق با خود به ارمغان آورده است را بر عهده دارد. بررسی این نمونه ها می تواند درک ما از شرایط حیات در بسترهای اقیانوسی را افزایش دهد. اهمیت این کاوش زمانی بیشتر احساس می شود که به یاد آوریم قمر اروپا در اطراف مشتری یکی از محتمل ترین مکان های منظومه شمسی برای میزبانی حیات است. جایی که در زیر پوسته ای عمیق از یخ اقیانوسی ژرف وجود دارد که از نظر ساختار با بخش های عمیق اقیانوس های زمین مشابهت دارد. بررسی تراشه مارینا شاید درک ما از حیات در اعماق اروپا را آسان تر کند.

جیمز کامرون درون زیر دریایی Deep Sea Challenger 

این سفر حاصل علاقه طولانی کامرون به کشف اعماق آب ها است. او در سال ۲۰۱۰ در کنفرانس تد، از داستان خود پیش از ساخت فیلم آواتار برای حاضران سخن گفت و در همانجا گفت بیش از ۳۰۰۰ ساعت را زیر دریا و به کاوش آب ها پرداخته است. زمانی که حدود یک سوم آن در زیر دریایی های کاوشگر و در اعماق ژرف اقیانوس ها سپری شده است. در همان کنفرانس به حاضران گفت  که زمانی که طرح فیلم تایتانیک را به استودیو ها می برده است، چقدر تلاش کرد تا آنها را راضی کند تا هزینه های یک سفر اکتشافی را قبول کنند که بتوانند تصاویری واقعی از بقایای تایتانیک به دست آورد. او استدلال می کرد که چنین نماهایی برای جذب مخاطب لازم است اما چیزی که به تهیه کننده ها نگفت این بود که خود، سال ها است رویای دیدن تایتانیک را در سر داشته و دنبال فرصتی برای تحقق آن رویا بوده است. پس از آن فیلم در حدود ۱۰ سال خبری از کامرون نبود. در آن مدت وی وقتش را به کاوش در اعماق دریا و توسعه فناوری های جدیدی می گذراند که مرزهای جدیدی در سینما را ترسیم کردند و در نهایت شاهکاری مانند آواتار از دل آن بیرون آمد.

داستان کامرون اما از خیلی قبل تر ها شروع شده بود. داستان او داستان  کودک مشتاق و کنجکاوی که خلاقیتش را با خواندن داستان های علمی – تخیلی شکوفا می کرد. او به یاد می آورد که چگونه زمان بین مدرسه و خانه را هرروز به خواندن داستان های علمی – تخیلی می پرداخته است. او با این ایده های جدید خو گرفت و شروع به خلق آنها کرد. ایده هایش را نقاشی می کرد ، در جنگل اطراف محل زندگی اش نمونه جمع می کرد و زیر میکرسکوپ به بررسی آنها می پرداخت و وقتی با فیلم های ژاک کوستو و داستان های هیجان انگیز او از اعماق دریا آشنا شد فهمید که دنیایی بیگانه و شبیه به یک سیاره فراخورشیدی دقیقا بیخ گوش او قرار دارد و می تواند با سفر با دریا و غواصی حس حضور در فضا را تجربه کند. اقیانوس همیشه علاقمندان فضا را به خود مجذوب کرده است. آرتور سی کلارک فقید به واسطه همین علاقه بود که در سواحل سری لانکا به غواصی و شنا می پرداخت تا حس حضور در فضا را تجربه کند.

او  در حالی  آموزش غواصی را شروع کرد که تا دو سال بعد از آن  اقیانوس را از نزدیک ندید و تا زمانی که به کالیفرنیا رفت نتوانست لذت غواصی در اعماق آب ها را تجربه کند.

البته زندگی او مملو از آرامش و رفاه نبود. وقتی ۲۲ سالش بود از کالج بیرون آمده بود و برای تامین مخارج روزانه اش با وانت در منطقه اورنج کانتی کالیفرنیا به جابجا کردن مواد غذایی برای مدارس می پرداخت. در اوقات فراغت به خلق داستان های علمی – تخیلی و رویا پردازی و شنا و عواصی می پرداخت. سال ۱۹۷۷ او نیز مانند بسیاری از جوانان هم عصر خود با یکی از دوستانش در صف طولانی سینمایی ایستاده بود که فیلم تاریخی جرج لوکاس، جنگ های ستاره ای را به نمایش می گذاشت. دوستش روایت می کند بعد از پایان فیلم کامرون عصبانی بود و گویی به دنبال چیزی می گشت تا بر آن مشت بکوبد. او سال ها دنیاهای درو دست را در ذهن خود تصویر کرده بود و حالا می دید لوکاس بخش از رویاهای او را به تصویر کشیده است. به خانه برگشت و سعی کرد سر از کار جلوه های ویژه در بیاورد. خانه اش به کارگاهی کوچک بدل شد و بیشتر ساعت روزش در کتابخانه USC صرف مطالعه کتاب های مربوط به جلوه های ویژه می شد. در نهایت متوجه شد باید حمایت مالی به دست آورد تا بتواند کار را ادامه دهد. او کمک هزینه ای از یک گروه دندانپزشک محلی جمع کرد تا نسخه ای ۱۲ دقیقه ای از فیلم مورد نظرش را بسازد . امیدوار بود با نمایش جلوه های ویژه درون آن فیلم به استودیو ها موافقت آنها برای ادامه کار را بگیرد اما موفق نشد و در عوض یک کار کوچک در یک فیلم درجه دو به دست آورد همان کار باعث شد تا این کار کوچک در بخش جلوه های ویژه به سکوی پرتاب او بدل شود. چند سال بعد و پس از کارگردانی فیلم ترسناک Piranha II: The Spawning   زمانی که بیمار و تب دار در بستر خوابیده بود کابوسی از روباتی را دید که به زنی که از ترس خمیده شده حمله ور شده است. این جرقه ای بود تا او داستان های ترمیناتور را آغاز کند.

علاقه او به اعماق از بین نرفت و زمانی که فیلم مغاک یا ابیس را می ساخت دو علاقه خود را کنار هم گذاشت. در این فیلم او نه تنها بخش های بزرگی را در یک استخر صنعتی غول آسا فیلم برداری کرد – و حتی یک بار به دلیل پایان یافتن ذخیره اکسیژنش تا آستانه مرگ پیش رفت – بلکه پای موجودات فضایی را به داستان خود باز کرد و از آن مهمتر مرزهای جلوه های ویژه رایج در سینما را توسعه داد.

بعد از ابیس بود که ایده آواتار را مطرح کرد اما همکارانش به او گفتند چنین تکنولوژی برای واقعیت بخشیدن به رویای او وجود خارجی ندارد و به همین دلیل او این طرح را تا سال ها بعد کنار گذاشت. این بار دوباره به سراغ اعماق دریا رفت و فیلمی تاریخی را ساخت. تایتانیک فقط یک داستان عاشقانه نبود. او با وسواس کپی دقیقی از تایتانیک را تهیه کرده بود و همه چیز مطابق اصل بود. وسواس او و بودجه بالای صرف شده خبر از یک شکست تجاری عظیم می داد. شکستی که می توانست مهر پایانی بر کار کامرون به عنوان کارگردان بزند. همه عوامل و مدیران و تهیه کنندگان و خود کامرون تنها امیدوار بودند ضرر فیلم به قدری نباشد که منجر به ورشکستگی همه آنها شود. نتیجه اما چیزی شد که هیچ کس باور نمی کرد. تایتانیک پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما شد و چندین اسکار برای کامرون به ارمغان آورد. شاید همه آن فشارهای طولانی بود که باعث شد وقتی برروی صحنه مراسم اسکار قدم گذاشت و جایزه اش را گرفت فریاد بزند: «اکنون پادشاه جهانم» .

بعد از موفقیت خیره کننده تایتانیک کامرون باردیگر ناپدید شد و این بار در طول ۱۰ سال کسی چیز زیادی از او نمی شنید. چند مستند زیر دریایی و همکاری در تهیه کنندگی چند مستند دیگر. می گوید مردم گمان می کنند در این مدت من در کنار ساحل نشسته و استراحت می کردم. اما واقعیت بسیار متفاوت تر از این بود. او در این دوره به گفته خودش در کنفرانس تد، تصمیم گرفت سینما را به عنوان کار و علاقه دوم خود در نظر بگیرد و کار اصلیش را کاوش ناشناخته ها قرار دهد. او در این مدت دو پروژه بزرگ را پیش برد. با همکاری غول های فناوری، شروع به خلق فناوری هایی کرد که برای ساخت ایده قدیمی اش، آواتار نیاز داشت و از سوی دیگر به اعماق دریاها سفر کرد و بار دیگر به تایتانیک رفت ، از زیر دریا نمونه برداری کرد و خود را به کاوش های علمی نزدیک تر کرد. او عضو هیات مشاوران ناسا شده بود، طرح هایی برای ماموریت های فضایی داشت و وقتش را به کاوش و توسعه مرزهای فناوری و افزایش درک خود و دیگران از ناشناخته ها می گذراند. زمانی که وقت ساخت آواتار فرا رسید. او دوباره تیمی از محققان را دور خود جمع کرد. آواتار فیلمی بود که هیچ مشابهی پیش از آن نداشت. سیستم تصویر برداری آن بر اساس فناوری ابداعی کامرون و همکارنش بود اما این برای او کافی نبود. او می خواست فیلمش فراتر از یک داستان تخیلی باشد پس سعی کرد همه چیز در دنیای پاندورا تا حد امکان توجیه علمی داشته باشد. اگر کوه ها در میانه زمین و آسمان شناورند، میدان های مغناطیسی را به کار گرفت، یک زبان شناس برای ناوی ها زبان ساخت، یک متخصص فرهنگ، آداب و رسوم آنها را طراحی کرد. یک گیاه شناس به طراحی گیاهان این دنیا پرداخت و متخصصان عصب شناسی او را در معنی دار تر کردن ایده اصلی آواتار یاری دادند. حجم این داده های علمی به قدری بود که یک دانشنامه آنلاین در باره آن طراحی شد و نویسنده علمی تخیلی برجسته و مهندس انگلیسی استفان بکستر که مجموعه اودیسه زمان را با همکاری آرتور سی کلارک فقید نوشته بود، کتابی به نام علم آواتار نوشت که  ۲۹ می امسال منتشر می شود. آواتار البته فیلمی کنایه آمیز بود. ناب ترین دست آورد فناورانه سینما در محتوای خود به فیلمی ستایشگر طبیعت بدل شد که به مبارزه علیه روند بی رویه صنعتی شدن بر می خواست. فیلم الهام بخش برخی از تلاش های زیست محیطی  به ویژه در برزیل شد. جایی که قرار است سد بزرگی بخشی از جنگل های آمازون را نابود کند و کامرون به جمع مخالفان پیوست و نه تنها در جمع این فعالان حضور یافت که در نامه هایی به رییس جمهور برزیل از او خواست از تخریب ناب ترین میراث طبیعی سیاره ما جلوگیری کند.

آواتار بار دیگر رکورد شکست و در عین حال مرزهای سینما را تغییر داد. برخی از منتقدان از آن به اختراع دوباره سینما یاد کردند. چنین موفقیت هایی برای یک نفر می تواند انگیزه حرکت را از او بگیرد. اما روح کنجکاو  کامرون بازهم به دنبال کاوش ناشناخته ها بود. در حالیکه تنها خبری که از او شنیده می شد آماده شدنش برای ساخت قسمت های بعدی آواتار و پیش تولید فیلم علمی – تخیلی دیگری به نام بتل انجل بود. طرح دیگری را که سال ها روی آن کار کرده بود را به نتیجه رساند. او با همکاری نشنال جئوگرافیک و حمایت کمپانی ساعت سازی رولکس و همکاری JPL پس از ۵۰ سال و برای دومین بار در تاریخ بشر عازم ژرف ترین نقطه شناخته شده بستر اقیانوس شد.

بی شک سفر کامرون دست آوردهای علمی و ترویجی فراوانی به همراه خواهد داشت. اما آنچه به نظر در کنار همه کارهای او اهمیت دارد، الهام بخشی او است. داستان زندگی او و داستان کنجکاوی سیری ناپذیر او، داستان مشکلاتی که با آنها روبرو شده و از پس آنها برآمده و گاه در برابر آنها سرخم کرده است می تواند الهام بخش بسیاری از ما باشد. کامرون به قول خودش یک چرخه را کامل کرده است. داستان های علمی – تخیلی بذر کنجکاوری را در دل او کاشت. او به کاوش جهان پرداخت و به این داستان ها امکان بروز داد و وارد کاوش هایی شده که دانشی را تولید می کند که موتور محرک علمی – تخیلی های جدید است.

موفقیت کامرون را اگر از پنجره بازه زمانی محدود بنگریم می توانیم به سادگی از کنارش بگذیم، موفق ترین و یکی از ثروتمندترین و پر نفوذ ترین چهر های هالیوود به کاوش نقطه ای عمیق در اعماق دریا رفته است. می توان پا روی پا انداحت، لبخند زد و گفت خوب کار خاصی نکرده است. ثروت و شهرتش راه ها را برای او باز می کند. حتی می توان دوباره داستان اینکه اگر این هزینه صرف فلان منطقه قحطی زده می شد بهتر نبود را پیش کشید و … اما اگر داستان کامرون را در طول پنجره زمانی بزرگتری نگاه کنیم دیگر چنین حرف هایی زده نخواهد شد. او خود امپراتوریش را ساخته است، او اجازه نداده تا شعله کنجکاوی درون روحش خاموش شود و به رویای خود وفادار مانده است و در این راه از خطر کردن نهراسیده است.

در پایان سخنرانی اش در کنفرانس تد می گوید:«توصیه من این است که هیچ وقت برای خود محدودیت قایل نشوید، اطرافیان شما، محیط و شرایط برای شما به اندازه کافی محدودیت ایجاد می کنند شما لازم نیست بر این محدودیت ها بیافزایید…در ناسا جمله معروفی دارند که به آن خیلی علاقمندند و می گویند، شکست در بین گزینه ها نیست. من معتقدم همیشه شکست بخشی از گزینه های پیش رو و ممکن است. چیزی که نباید در بین گزینه های پیش روی ما باشد، ترسیدن از انجام کار ها است»

دیدگاه‌ها

  1. مرتضی جان جالب بود.فقط همین؟!؟!؟!
    این مفید ترین وب سایت فارسی هستش که تا حالا دیدم.

    آقای ناظمی واقعا خسته نباشید.
    کارتون عالیه.

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.