نگاهی به بازتاب رسانه ای ابر درخشان خاورمیانه

ظهور ابری درخشان در شامگاه روز پنج شنبه در آسمان مناطقی از خاور میانه و رویت گسترده آن در ایران و کشورهای همجوار باعث ایجاد موجی خبری در رسانه های رسمی و مجازی شد.

من اولین بار از طریق سایت خبر آنلاین تصاویر این پدیده را دیدم. معمولا به طور معمول روزی چند بار صفحه علم خبر آنلاین را بررسی می کنم و با توجه به حضور ذوالفقار دانشی نسب در سمت مدیریت این بخش می توانم نسبت به خبرهای آن اطمینان کامل را داشته باشم. برای همین وقتی این سایت تصاویر و گزارشی از رصدهای این ابر در نقاط مختلف ایران را منتشر کرد، قطعا موضوع هیجان انگیزی رخ داده بود.

 عکس از آسمان تهران و به نقل از سایت خبر آنلاین. عکس متعلق به آقای سهراب شیخانی است

دیدن اولین تصاویر مرا یاد تجربه شخصی ام در سال ۲۰۰۷ انداخت. در آن سال به همراه بابک امین تفرشی و اوشین زاکاریان برای رویت هلال ماه به منطقه دیزین رفته بودیم. پس از غروب خورشید ظهور ابری تقریبا مشابه منظره ای خیره کننده در آسمان به وجود آورد. این شی در ابتدا همانند یک نقطه کوچک آشکار شد و در عین حرکت در آسمان هاله ای به شکل قیف در اطراف آن شکل گرفت و کم کم توسعه پیدا کرد. عکس و گزارش بابک از این پدیده که در spaceweather منتشر شده بود را می توانید در اینجا ببینید.

بلافاصله با تماس با دوستان دیگر متوجه شدیم رصدگران دیگر نیز آن را مشاهده کرده اند. بلافاصله بررسی ها را شروع کردیم و فردای آن روز با شهرام یزدان پناه و کارن ملاوردی در سازمان فضایی ایران به تحلیل عکس ها پرداختیم و بعد از بررسی پرتاب های فضایی و گزارش های آن متوجه شدیم که شی مورد نظر در واقع تخلیه سوخت از یک پرتابه های آمریکایی اطلس ۵ بوده است که به دلیل تقص فنی رخ داده بود.

با توجه به این تجربه وقتی این عکس ها را دیدم تنها گزینه ای که به ذهنم می رسید این بود که با همان پدیده مواجهیم و این داستان مربوط به یک پرتاب فضایی است. به همین دلیل به سراغ فهرست پرتاب های فضایی چند روز اخیر رفتم. اما هیچ پرتابی در بازه زمانی نزدیک اتفاق  نیفتاده بود که بتواند مانند نمونه قبلی عامل این رویداد باشد.

مرحله بعدی بررسی ماهواره ها و اجرام فضایی آشنایی بود که ممکن بود نقشی داشته باشند. یکی از گزینه ها تخلیه فاضلاب ایستگاه فضایی بود البته این پدیده هیچگاه چنین منظره ای با این ابعاد را به وجود نمی آورد و معمولا ابر درخشان کوچکی را شکل می دهد. با وجود این احتمالی که بود ارزش بررسی را داشت. اما گذر ایستگاه از فضای ایران چند ساعتی با این رویداد فاصله داشت. ماهواره بعدی که به نظرم رسید شاتل فضایی پنتاگون، X-37B بود. اگرچه این شاتل فضایی کوچک و بدون سرنشین از نیروی خورشیدی استفاده می کند اما با توجه به طبقه بندی بودن اطلاعاتش به نظرم رسید شاید نوعی نقص فنی و یا تخلیه سوخت ذخیره یا چیزی شبیه به آن عامل این پدیده باشد اما این شاتل نیز از فراز ایران گذری نداشت. بعد این مرحله به سراغ بررسی دیگر ماهواره هایی رفتم که در آن بازه زمانی از فراز ایران رد می شده اند. با کمک نرم افزارها و سایت های مختلفی که وجود دارد این موارد را بررسی کردم و عمده گذرهای ماهواره ای در آن بازه زمانی مربوط به قطعات راکت های فضایی قدیمی و یا ماهواره هایی بود که فاقد سوخت هستند و به همین دلیل امکان به وجود آوردن چنین پدیده ای را نداشتند.

با توجه به اینکه این پدیده به طور قطع ناشی از یک رویداد فضایی بود بهترین جایی که به نظرم می آمد می تواند در ایرن باره کمکم کند، دوستان در گروه رصدگران غیر حرفه ای ماهواره ها بودند. این گروه از افراد نه تنها تقریبا به طور دایم آسمان را زیر نظر دارند و مدارهای اشیای مصنوعی نزدیک زمین را ردیابی می کنند که تقریبا همه منابع مرتبط را نیز زیر نظر دارند. به همین دلیل در نامه ای ضمن ضمیمه کردن خبر و عکس های خبرآنلاین خواستم اگر خبری دارند در اختیارم قرار دهند. در چند دقیقه ای که تا دریافت پاسخ فاصله افتاد فیلمی از همین پدیده در روسیه منتشر شد که پرتاب فضایی روس ها را محتمل می کرد و اندکی بعد یکی از اعضای این گروه خبری را به نقل از وزارت دفاع روسیه برایم ارسال کرد که به آزمایش موشکی موفق روسیه اشاره می کرد و آن را با اختمال زیاد مسوول این رخ داد می دانست. بررسی زمان پرتاب آن با اولین گزارش های رویت در ایران سازگاری داشت.

این پرتاب به طور قطع پاسخ بود. در دقایق بعدی لینک های دیگری از آرشیو اینترنت درآمد. چند روز پس از پدیده نروژ در سال ۲۰۰۹ پدیده دقیق مشابهی رویت شده بود که فلیپ پلیت، نویسنده وبلاگ بد آسترونومی در آن توضیح داده بود که این پدیده چگونه حاصل نقص فنی یک موشک روسی بوده است. بعدا دوستان دیگر خبری از MSNBC را پیدا کردند که در آن ضمن مربوط دانستن پدیده دیده شده در خاور میانه در ۵ شنبه شب به پرتاب روسی  اشاره شده بود که برخلاف تصور قبلی آنچه در سال ۲۰۰۹ رویت شده به دلیل نقص فنی نیست و تغییری است که به عمد در ساختار موشک داده شده است. در این فاصله تقرییا همه افرادی که داستان را از نزدیک دنبال می کردند نسبت به کلیات عامل پدید آورنده این پدیده مطمئن شده بودند.

با وجود این در این بین داستان های هیجان انگیزی هم رخ داد. از جمله سایت مشرق نیوز (اگرچه مطمئن نیستم اولین بار این سایت این موضوع را به این شکل منتشر کرد یا خودش از جای دیگری برداشت کرده بود) خبری را منتشر کرد که در آن با انتشار بیانیه ستاد پدافند غیر عامل و اجرای مانوری به نام طلوع فجر این دو موضوع را به هم ربط داده بود. اگرچه در متن بیانیه ای که به نقل از روابط عمومی پدافند غیر عامل منتشر شده بود به این پدیده اشاره ای نشده بود اما همزمانی آن و متن ناواضح بیانیه نویسنده خبر را واداشته بود که این دو را به هم مرتبط کند و این خبر دقایقی بعد در اکثر سایت های داخلی منتشر شد. با توجه به مشخص شدن پدیده و از طرفی تعریف واضحی که به نظر می رسد از وظایف پدافند غیر عامل وجود دارد، این خبر به شوخی گسترده ای در بین علاقمندان موضوع بدل شد.

همه این اتفاقات عملا تا اولین ساعات بامداد روز جمعه به پایان رسید. برخی از دوستان آماتور مانند پیمان اکبر نیا از این فرصت استفاده بهتری کردند. او مشاهدات اعلام شده را به یک پروژه محاسباتی بدل و سعی کرد بر اساس داده های موجود و مستقل از مشخصات فنی موشک ارتفاع این پدیده را تخمین بزند. ( این شاید نمونه و الگوی خوبی برای علاقمندان نجومی باشد که چگونه از هر پدیده ای می توان یک فرصت هیجا انگیز ساخت)

البته هنوز درباره برخی از جزییات این داستان و به خصوص علت ارتفاع بالایی که این تخلیه سوخت رخ داده  و غیره سوال هایی وجود دارد که مطمئنم در چند روز آینده که شهرام یزدان پناه کار بررسی داده ها و محاسباتش را به پایان برساند نتیجه آن را در سایت دانش فضایی منتشر خواهد کرد.

پایان این داستان البته شروع بخش دیگری از ماجرا بود. دنبال کردن واکنش روزنامه های کثیر الانتشار به این موضوع برای من فوق العاده جالب بود. با توجه به دسترسی اندکی که به محتوای روزنامه ها دارم و عملا متکی به وب هستم تنها توانستم صفخات اول برخی از روزنامه ها و صفحات داخلی چند نمونه از آنها را بررسی کنم که در بین آن چند نکته هیجان انگیز وجود داشت.

طبق آنچه من دیدم در بین روزنامه های روز شنبه این روزنامه ها با انتشار عکس در صفحه اول خود به این موضوع پرداخته بودند: آفتاب یزد، ابتکار (که در یکی از  عکس های صفحه اول به اشتباه عکس بابک امین تفرشی از پدیده سال ۲۰۰۷ را منتشر کرده بود) ،اعتماد، تهران امروز، خراسان، فرهنگ آشتی، کیهان، مردم سالاری و همشهری

روزنامه های ۷ صبح، آرمان و آفرینش نیز تیتر این رویداد را در صفحه اول خود آورده بودند و روزنامه جام جم نیز در باکسی در صفحه آخر خود به قلم شهرام یزدان پناه به این موضوع پرداخته بود.

صفحه اول روزنامه های ایران در روز شنبه را می توانید در این نشانی مشاهده کنید. چنین توجهی به این پدیده هم ناشن از اهمیت موضوع برای مردم و هم از اهمیت آن برای سردبیران روزنامه ها داشت. شرایط ویژه ایران از نر سیاسی در میانه مناقشات هسته ای و در میان بحث تحریم ها و هر از چندگاهی بحث هایی که اشاره به احتمال درگیری نظامی دارد رویت چنین پدیده نا اشنایی را به مراتب برای مدیران رسانه ای مهم تر می کرد کما اینکه حتی سیاسی ترین روزنامه های کشور از جمله کیهان نیز این موضوع را به شکلی ویژه در صفحه اول خود کار کرد.

محتوای گزارش اکثر روزنامه روایتی از ماجرا و شایعات پخش شده. گزارش ستاد پدافند عامل و گزارش های مربوط به موشک روسی و در نهایت استناد به گزارش خبرگزاری های مختلف و از جمله گفتگوی آقای قمری نژاد و رحیمی با خبرگزاری مهر بود.

برخی از روزنامه به نکات متفاوتی نیز اشاره کرده بودند. سقوط شی نورانی در بهبهان و همچنین احتمال اینکه یک شهابسنگ عامل این پدیده باشد، همچنین صحبت با مسولان سازمان های پدافندی و دفاعی کشور  در یکی دو مورد از این گزارش ها به عنوان حاشیه مطرح شده بود.

در این بین روزنامه اعتماد گزارش بسیار مفصلی را منتشر کرد که –حداقل در بین گزارش هایی که من آنها را مطالعه کردم – با بقیه متفاوت بود.

در این گزارش مفصل گزارشگر ابتدا سابقه ای تاریخی از داستان رویت بشقاب های پرنده را بیان کرده است. سپس گزارشی از رویداد را ارایه داده و پس از بیان گمانه های مختلف با میان تیتری طعنه آمیز منجمان ایرانی را به نوعی در عدم پاسخگویی در این مساله مقصر می داند. در زیر میان تیتر «روس ها فرشته نجات منجمان ایرانی» نویسنده گزارش چنین نوشته است:

 «تا پیش از ظهر روز جمعه و قبل از پخش این خبر (در متن گزارش اشاره نشده است که منظور از این خبر کدام خبر است؟) ، تقریبا تمامی منجمان نام‌آشنا و مدعی ایرانی در پیگیری‌های خبرنگار «اعتماد»، از وقوع چنین رخدادی اظهار بی‌اطلاعی می‌کردند ! در همین چند ساعت، پخش خبری از سوی وزارت دفاع روسیه به ظاهر! حسن ختامی شد برای این رخداد و سردرگمی مسوولان کشوری و کارشناسان نجوم ایران !»

در ادامه گزارش به گفتگوی آقای قمری نژاد با خبرگزاری مهر اشاره شده است و در ادامه برای اینکه حرف های وی برای خواننده قطعیتی هم ایجاد نکند چنین آورده شده است:

« پس از پخش این خبر بالاخره انجمن نجوم آماتوری ایران با سخنانی مبهم نسبت به این پدیده واکنش نشان می‌دهد! اسدالله قمری‌نژاد، دبیر اجرایی کمیته آماتوری انجمن نجوم ایران، در گفت‌وگو با مهر با بیان اینکه وجود این شیء نورانی «احتمالا ناشی از سوخت مخزن موشک‌ها است»، یادآور می‌شود: زمانی که سوخت مخزن موشکی در فضا نشت می‌کند و وارد جو زمین می‌شود می‌سوزد و به صورت شیء نورانی مخروطی شکل دیده می‌شود!»این درحالی است که تاکنون – هنگام تهیه این گزارش – هیچ‌یک از مراجع ذی‌صلاح امنیتی یا مرتبط اظهارنظری دراین خصوص نداشته‌اند!»

سپس نویسنده که گویا از وجود توضیحی برای این داستان چندان راضی نشده است داستان خود را اینگونه به پایان می رساند:

«به راستی پدیده‌های رویت شده از چه ماهیتی برخوردارند؟ آیا ابزارهایی جاسوسی و فوق‌سری هستند یا فرستادگانی از کراتی دیگر؟ یا پدیده‌هایی از جنس پدیده‌های ماوراء‌الطبیعه!؟ و صد البته شاید پدیده‌هایی کاملا توجیه‌پذیر، عینی و علمی، اما ناشناخته از منظر ما!

این خبر هر چه بود، می‌توانست و «باید»، تلنگری برای ما باشد، چرا که به نظر می‌رسد هنوز با وجود پشت سر گذاشتن انواع بحران‌ها و خطراتی که کشورمان را تهدید می‌کند، در مقابله و بروز واکنش‌های سریع و شناسایی پدیده‌های ناشناخته‌یی که می‌تواند تهدیدی برای‌مان باشد چندان موفق نبوده و نیستیم! چه از منظر مدیریتی، چه از منظر دفاعی، چه از منظر امنیتی، و حتی چه از منظر علمی! و این به معنای تهدیدی جدی برای جامعه‌یی است که هر آن، از سوی دشمنان خود نشانه رفته و بازار خرافات نیز درآن داغ است و پرطرفدار.»

درباره این گزارش چندین نکته جالب از نظر روزنامه نگاری وجود دارد. نخست اینکه به نظر می رسد تهیه کننده گزارش واقعا متوجه داستانی که درباره آن مطلبی نوشته، نشده است. در روزنامه نگاری علمی یکی از محدود خطوط قرمز موجود این نکته است که هرگز درباره موضوعی که آن را متوجه نشده اید مطلبی ننویسید.

در این گزارش این پدیده با داستان سال های قبل که داستان شایعاتی مبنی بر ظهور بشقاب های پرنده و اجرام پرنده ناشناس مطرح شده بود از یک خانواده فرض شده اند. در حالیکه این دو داستان در ذات و در شکل با هم تفاوت دارند. از سوی دیگر در این گزارش، تهیه کننده محترم آن – شاید به دلیل وقت محدود – نتوانسته است به این سوال برای خود پاسخ دهد که چه کسی باید در این زمینه پاسخگو باشد. اگرچه منجمان آماتور به دلیل رصد آسمان و علاقه و آشنایی با پدیده های آسمان شب در بسیاری از اوقات اطلاعات وسیعی از رویدادهای آسمان شب دارند اما اولا این گزاره قابل تعمیم به منجمان و یا ستاره شناسان به طور عام نیست و در ثانی منجمان وظیفه پاسخگویی در باره هر رویدادی که در آسمان اتفاق می افتد را هم ندارند. حالا در این داستان منجمان در چه بحرانی قرار گرفته بودند که موشک روسی فرشته نجاتشان شده است؟

خوشبختانه در کشور ما انواع سازمان های پاسخگو درباره مسایل اینگونه وجود دارد. برای مثال می توان به سازمان فضایی ایران، پژوهشکده هوا – فضا، سازمان فضایی سپاه، نیروی هوایی ارتش، نیروی هوایی سپاه، سامانه رادار کشور، سازمان پدافند غیر عامل و عامل و دهها نمونه ریز و درشت دیگر اشاره کرد.

درثانی اگر منجمان باید پاسخگو باشند چرا پس از صحبت های آقای قمری نژاد، که نویسنده به اشتباه او را از انجمن نجوم آماتوری ایران و بعد جایی به نام کمیته آماتوری انجمن نجوم ایران معرفی می کند در حالی که او عضو هیات دبیران شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران است –  نویسنده تاکید می کند که البته این موضوع از سوی مقامات ذی صلاح تایید نشده است؟ خوب از اول به سراغ همان مقام های ذی صلاح بروید.

در ضمن وقتی گفته می شود منجمان معروف و مدعی خبر از این داستان نداشته اند خوب باید به جای افراد مدعی سراغ افراد مرتبط می رفتید. این داستان در بین دوستان نجوم و فضا تا پیش از سپیده دم روز جمعه حل شده بود. در جمع همکاران مطبوعاتی ایران حداقل ذوالفقار دانشی، منجم آماتور و روزنامه نگار حرفه ای و دبیر علمی خبر آنلاین و شهرام یزدان پناه دبیر گروه دانش جام جم و مدیر دانش فضایی و محمد جواد ترابی دبیر بخش علمی روزنامه ۷ صبح،  نه تنها از افراد به نام و شناخته شده نجوم آماتوری کشور هستند که از نزدیک این رویداد را دنبال کرده بودند و هر دو هم داستان هایی در این زمینه نوشتند. روزنامه خراسان در این باره با دکتر قنبری مصاحبه کرده و ایشان به درستی گفته اند این پدیده نمی تواند پدیده ای نجومی – نظیر شهابسنگ و دنباله دار و … – باشد. ایشان رییس سابق انجمن نجوم ایران و از چهره های قدیمی و با سابقه نجوم هستند و در دسترس هم بوده اند و صحبت هم کرده اند.

در نهایت اینکه این همه منابع خارجی در این زمینه وجود داشت. برای مثال روزنامه کیهان که احتمالا فرصت نکرده به سراغ منابع داخلی برود و علاقه خاصی هم به رصد رسانه های اسراییلی دارد، در گزارشش اینگونه نوشته است:

«یدیعوت آحارونوت به نقل از رئیس انجمن نجوم اسرائیل نوشت: این احتمالاً یک تست موشکی بوده است. موشک احتمالاً از کنترل خارج شده و باقیمانده ها و سوخت آن همان چیزی بوده اند که مردم آنها را دیده اند. این موشک تا ارتفاع ۲۰۰-۳۰۰ کیلومتری رسیده و به این علت از مکان های مختلف قابل مشاهده بوده است. این اولین بار نیست که چنین پدیده ای در آسمان مشاهده می شود. در زمستان سال ۲۰۰۹ نیز پدیده مشابهی در آسمان کشور نروژ مشاهده شد که بعداً معلوم شد ناشی از آزمایش موشکی روسیه بوده است.»

بخش هیجان انگیز دیگر گزارش اعتماد دو پاراگراف آخر آن است، نویسنده پس از  گزارش از نتیجه ناراضی است و ترجیح می دهد در حالیکه رویداد پاسخ مشخصی دارد و  به جای اینکه به مخاطبی که دنبال پاسخ این رویداد است، توضیحی شفاف ارایه دهد، در مقابل  پرونده را با لفظ هایی که فقط نام ترویج شبه علم می توان بر آن نهاد باز می گذارد و حتی بر نگرانی های بی مورد اضافه می کند. یک بار دیگر پاراگراف آخر این گزارش را بخوانید:

«به راستی پدیده‌های رویت شده از چه ماهیتی برخوردارند؟ آیا ابزارهایی جاسوسی و فوق‌سری هستند یا فرستادگانی از کراتی دیگر؟ یا پدیده‌هایی از جنس پدیده‌های ماوراء‌الطبیعه!؟ و صد البته شاید پدیده‌هایی کاملا توجیه‌پذیر، عینی و علمی، اما ناشناخته از منظر ما!

این خبر هر چه بود، می‌توانست و «باید»، تلنگری برای ما باشد، چرا که به نظر می‌رسد هنوز با وجود پشت سر گذاشتن انواع بحران‌ها و خطراتی که کشورمان را تهدید می‌کند، در مقابله و بروز واکنش‌های سریع و شناسایی پدیده‌های ناشناخته‌یی که می‌تواند تهدیدی برای‌مان باشد چندان موفق نبوده و نیستیم! چه از منظر مدیریتی، چه از منظر دفاعی، چه از منظر امنیتی، و حتی چه از منظر علمی! و این به معنای تهدیدی جدی برای جامعه‌یی است که هر آن، از سوی دشمنان خود نشانه رفته و بازار خرافات نیز درآن داغ است و پرطرفدار

یعنی نه تنها در پایان گزارش ما نمی فهمیم داستان چه بود، بلکه این احتمال هم اضافه می شود که شاید فضایی ها بودند شاید هم پدیده های ماورا طبیعی مثلا ارواح حمله کرده بودند. در نهایت هم افسوس از جامعه که بازار خرافه در آن داغ است و یادآوری خطر دشمنان.

به نظر من اگر ایران امروز ما با دشمنی مواجه باشد اصلی ترین و مهم ترین آن ناآگاهی است و این چنین متن هایی متاسفانه به این ناآگاهی میدان می دهند، خرافه را تبلیغ و شبه علم را توسعه می دهند. آن هم نه در باره موضوعی پیچیده و غیر قابل توضیح بلکه در باره موضوعی که توضیح آن بارها در همان ساعت اول تکرار شده بود.

نکته دیگری درباره این گزارش اشاره به آفتی است که متاسفانه برخی از همکاران ما را سال ها است به دام خود انداخته و آن نقل بی منبع از روایت های دیگران و نوشته های دیگران است که نه تنها در قالب الهام گرفتن و استفاده از منابع صورت نمی گیرد که به شکل فرآیند و تکنیک جدید روزنامه نگاری یعنی استفاده از کلیدهای کپی و پیست اتفاق می افتد.

بخش های زیادی از داستانی که در این گزارش به عنوان پیشینه داستان نقل شده است متاسفانه برداشت مستقیم و گاه کپی پیست یادداشت های قبلی بنده است. من سال ها پیش گزارش کاملی در سایت مجله نجوم ایران درباره تاریخچه رویت اشیا پرنده ناشناس نوشتم. آن گزارش در مجله نجوم منتشر شد و بعدها بازنویسی های مجددی از آن را برای دانستنیها و جام جم تهیه کردم. این یک نمونه آنلاین از متنی است که بر اساس آن گزارش اولیه برای جام جم نوشته بودم.

مقایسه دو متن نشان می دهد که چقدر از متن این گزارش در بخش تاریخچه برداش و حتی کپی از آن مقاله است. برای مثال بخشی که به نشانه های قدیمی از این پدیده اختصاص دارد دقیقا کپی و پیست مطلب جام جم من است.

البته تاکید بر استفاده از منبع هنگام نقل قول مستقیم فارغ از از اینکه رفتاری حرفه ای و اخلاقی است اما به این دلیل نیز مهم است که مسولیت محتوای متن را از شما سلب می کند. صاحب این قلم بر اساس مطالعات خودش فهرستی از این گزارش ها و موارد مشکوک تاریخی و … تهیه کرده است و نتیجه آنها را در قالب یک پاراگراف آورده است. از کجا معلوم که من در این تحقیقم دچار اشتباه نشده باشم؟

حداقل اگر چنین کپی برداری های صورت می گیرد، یک بار متن ها خوانده شود. ما پایگاه هوایی شاهرخی نداریم. بلکه خلبان شاهرخی کسی بوده است که خلبانی آن ماموریت را بر عهده داشته است.

در جایی دیگر نویسنده محترم بخشی از مقاله ویکی پدیا فارسی را کپی کرده اند. مقاله ویکی را اینجا ببینید. جالب اینکه ویراستاران ویکی فارسی متن مقاله نجوم را تا پیش از نتیجه گیری منتشر کرده اند و نویسنده اعتماد نیز عینا همین اشتباه را تکرار کرده بدین ترتیب جمله  :«… برای بقیه پاسخ قاطعی وجود دارد. چیزی که حتی باور آن نیز مشکل است که چطور چنین شمار زیادی از مردم و رسانه‌ها به آن بی‌توجه بوده‌اند. گزارش ایرنا از دیده شدن این شی در تبریز را مرور کنید … » در مقاله اصلی پس از نقل قول از ایرانا اشاره می شود که این مشخصات مشخصات سیاره زهره است و به همین دلیل همه آن گزارش ها به سیاره زهره باز می گردد اما نویسنده گزارش به دلیل کپی کردن از ویکی بدون توجه که این جمله چه معنایی می تواند بدهد از آن به عنوان بخشی از رموز داستان اشیا پرنده نام برده است.

ضمن اینکه نه تنها ویکی پدیا فارسی که ویکی انگلیسی نیز هیچگاه منبع نهایی به شمار نمی روند. قبلا هم در یادداشتی نوشته ام که اگرچه امروزه ویکی نقطه آغاز بی نظیری برای تحقیق درباره هر موضوعی است اما نباید و نمی توان به طور کامل به محتویات آن اعتماد نمود. البته که برای روزنامه نگار استناد به ویکی به تنهایی اشتباهی غیر قابل بخشش است. حالا اگر هم یم خواهیم متن ویکی را کپی کنیم حداقل به عنوان یک منبه باید نام آن را بیاورم.

اگرچه در مطبوعات ایران نیز اراده جدی برای مقابله با چنین برداشت های بی منبعی وجود دارد اما نویسنده ها اگر از پیامدهای آن نگرانی ندارند. اگر به کار همکاران خود احترام نمی گذارند و اگر اصول حرفه ای و اخلاقی را رعایت نمی کنند حداقل خود را در خطر بر عهده گرفتن مسولیت محتوای نوشته دیگری قرار ندهند.

نکته آخر اما همان تاکید مجدد به اطلاع رسانی است. در چنین شرایطی باید جایی باشد که بتواند حداقل اطلاعات قابل اتکایی را در اختیار رسانه ها و مردم قرار دهد. کاری که در بین دوستان در شبکه های اجتماعی رخ داد و نتیجه آن را اگر جایی بود که به صورت رسمی بیان می کرد می توانست سریعتر التهاب ها را کم کند و رسانه ها را نیز در تهیه گزارش های بهتر یاری کند. بر اساس این نیاز بود که زمانی کمیته اطلاع رسانی شاخه آماتوری را تاسیس کردیم و آن را در ساختار شاخه آماتوری به طور جدی مورد توجه قرار دادیم. اگرچه امروز نه تنها دیگر نشانی از آن کمیته نیست و اگر زحمات محمد رحیمی عزیز نبود همین پنجره آنلاین شاخه نیز بسته می شد ،که بزرگواران آن ساختار را اشتباه و ناکارآمد  غیر قانونی می دانند.

دیدگاه‌ها

  1. با سلام
    ما نیز در مشهد این پدیده را دیدیم…
    اگر همه روزنامه نگاران مانند شما نسبت به کار خودومخاطب متعهد بودندواینقدر به شایعات دامن نمی زدندو حواسشان را درگیر مسایل مهمتری میکردند،اگر حقایق را فدای دروغهای به قول خودشان مصلحتی نمیکردند،اگر صرفا به فکر مطرح کردن خود نبودند،اگر کمی فقط کمی پیشرفت این کشور برایشان مهم بود،اکنون وضع بهتری داشتیم…
    اگر ادمهای اینچنینی نبودند،شاید مدتها پیش توسعه می یافتیم ودیگر جهان سومی نبودیم…
    بزرگترین مانع رشد ایران شاید همین رسانه های نامتعهد داخلی هستند…نمی دانم…
    امیدمان به شماوامثال شماست تا حقیقت را نشانمان دهید!
    بینهایت از شما سپاس گزارم اقای ناظمی عزیز

    1. ممنون . ببخشید که من بدون اجازه عکس را در مطلبم کار کردم و ببخشید که اصلاح آن طول کشید
      موفق باشید
      پوریا

دیدگاهتان را بنویسید

*