و اینک … هیگز

 نیم قرن تلاش دانشمندان برای یافتن مهم‌ترین ذره بنیادی عالم عملا به نتیجه رسید و نتایجی که در کنفرانس صبح چهارشنبه در سرن منتشر شد، وجود ذره‌ای شبیه به هیگز را در محدوده انرژی ۱۲۵ تا ۱۲۶ گیگاالکترون‌ولت اثبات کرد.

متن زیر را برای پرونده هفته سایت خبرآنلاین نوشتم که می توانید در زیر متن کامل آن را به نقل از این سایت در این نشانی مطالعه کنید.

ساعت ۹ صبح چهارشنبه ۴ جولای ۲۰۱۲ به وقت مرکزی اروپا، ژنو میزبان سمیناری بود که به طور اضطراری تشکیل می‌شد. تنها یک هفته از بررسی داده‌های مختلفی که شتاب‌دهنده «برخورد دهنده بزرگ هادرونی» یا LHC در سال ۲۰۱۲ گردآورده بود، می‌گذشت که سرن، جلسه‌ای ویژه را برای اعلام نتایج به دست آمده از این داده‌ها برگزار کرد. در حضور خبرنگاران و چهار فیزیکدان برجسته‌ای که نظریه میدان هیگز را ۵۰ سال پیش مدل‌سازی کرده بوند، سخنگویان دو آشکارساز اطلس و سی.ام.اس این شتاب‌دهنده سرانجام نتیجه شکار این ذره گریزپای را اعلام کردند؛ تلاشی که برای به ثمر رسیدن آن نیم قرن تلاش منجر به ساخت بزرگ‌ترین و یکی از گران‌ترین آزمایشگاه‌های تاریخ بشر شده بود. اینک پاسخ یکی از سوال‌های مهم بشر درباره ماهیت عالم مشخص شده است؛ بوزون هیگز مسوول به وجود آمدن جرم در عالم ماست.

پاییز گذشته، مدیران دو آشکار ساز اطلس و سی.اس.ام در ژنو در برابر خبرنگاران حضور یافتند تا آخرین نتایج داده‌های به دست آمده در این دو آزمایش را با مردم به اشتراک بگذارند. نتایج اعلام شده توسط آنها نه آن قدر‌ها که برخی فکر می‌کردند، هیجان‌انگیز بود و نه آنقدر ناامیدکننده. در هر دو آزمایش نشانه‌هایی پیدا شده بود که می‌شد به بوزون هیگز نسبت داد، اما قطعیت آزمایش‌ها به قدری نبود که بتوان آن را کشف لقب داد. به همین دلیل قرار شد تا امسال بر اساس آزمایش‌های جدید نتایج دقیق‌تری را منتشر کنند.
اولین گزارش از نتایج تحلیل داده‌های مربوط به آزمایش‌های سال ۲۰۱۲ در ساعت ۹ صبح چهارشنبه ۴ جولای به وقت مرکزی اروپا (ساعت ۱۱:۳۰ چهاردهم تیر به وقت ایران) در مقر شتاب‌دهنده بین‌المللی ذرات سرن اعلام شد.

 

بوزون هیگز چیست؟
براساس مدل‌هایی که تکامل عالم را بررسی می‌کند، می‌دانیم در ابتدای شکل‌گیری عالم ذرات جرم نداشتند. اما در دوره‌ای نسبتا کوتاه، هر یک از ذرات جرم مشخصی را به دست آوردند و این جرم ذرات بود که روند بعدی تکامل عالم را مشخص کرد. برخی از ذرات مانند فوتون‌ها که ذرات تشکیل‌دهنده نور هستند، بدون جرم ماندند و توانستند بدون محدودیت در عالم سفر کنند؛ برخی دیگر اما جرم پیدا کردند و رفتارشان تغییر کرد. سوال مهمی که در دنیای فیزیک وجود دارد، این است که چه چیزی باعث شد تا ذرات عالم جرم‌دار شوند؟
برای اینکه اهمیت این داستان را بهتر درک کنید، نگاهی به جهان اطرافتان بیاندازید: جهان اطراف ما از مواد مختلفی ساخته شده است. من و شما و هر آنچه می‌بینید، هر یک از ترکیبات و مواد گوناگونی تشکیل شده‌اند. اما اگر اندکی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم همه این مواد قابل تبدیل به تعداد محدودتری از ذرات تشکیل‌دهنده هستند. برای مثال همه اشیا از مولکول‌هایی تشکیل شده‌اند.
تنوع و تعداد این مولکول‌ها بسیار زیاد است اما هر ترکییی که داشته باشند، قطعا از عناصر محدودی شکل گرفته‌اند که آنها را در طبیعت می‌شناسیم. همه این عناصر به نوبه خود از ذرات بنیادی‌تری به نام الکترون، نوترون‌ و پروتون شکل گرفته‌اند و خاصیت مختلف هر یک از آنها به این برمی‌گردد که چه ترکیبی از این سه ذره در کنار هم قرار گرفته باشند.
برخی از این ذرات به نوبه خود از ذرات بنیادی‌تری شکل گرفته‌اند. بررسی این ذرات بنیادی می‌تواند ما را به درک جهان اطرافمان یاری کند. ترکیب این ذرات که آنها را ذرات زیر اتمی می‌نامند، کمک می‌کنند بفهمیم چه قوانینی بر جهان ما حاکم است. اهمیت این دنیای فوق‌العاده کوچک مقیاس و در عین حال فوق‌العاده مهم باعث شده تا گروهی از دانشمندان تمام تمرکز و هم و غم خود را به رازگشایی از این جهان شگفت و توصیف آن با کمک نظریه ذرات بنیادی مبذول کنند.
نظریه ذرات بنیادی مانند هر نظریه دیگری در دنیای علم بر مبنای مشاهده‌ها شکل می‌گیرد، پدیده‌ها را پیش‌بینی می‌کند و در برابر آزمایش‌های جدید محک می‌خورد و اگر از آن سربلند بیرون آید مستحکم‌تر شده و اگر در آزمایشی شکست بخورد نظریه دیگری را باید بر مبنای نتایج جدید تدوین کرد. به همین دلیل برای توصیف یک پدیده، گاهی نظریات مختلفی مطرح می‌شود که هر کدام بتواند بهتر از پس چالش‌های پیش‌رو برآید، جای پایش محکم‌تر می‌شود و بیشتر مورد قبول قرار می‌گیرد.

 

مدل استاندارد ذرات بنیادی
در نظریه ذرات بنیادی نیز نظریه‌ای به نام مدل استاندارد ذرات بنیادی وجود دارد که بدون ورود به جزئیات فنی و دشوار آن، می‌توان آن را نظریه‌ای توصیف کرد که تلاش دارد به روان‌ترین شکل رفتارهای حاکم بر ذرات بنیادی را توصیف کند و توضیحی بر دلیل رفتارهای آنها ارائه دهد.
بوزون هیگز در این نظریه است که نقش مهمی ایفا می‌کند. بار دیگر و بدون وارد شدن به جزئیات فنی بیایید به این سوال بیندیشید که ویژگی یک جسم چه مواردی است؟ مثلا خود شما، یا هر چیز دیگر. فارغ از مشخصات ظاهری برخی از ویژگی‌های یک جسم، بنیادی و اساسی به‌شمار می‌رود. یکی از این موارد جرم یک جسم است (که البته می‌توانید آن را نوعی انرژی به دام افتاده در آن جسم نیز تصور کنید). اگر از شما بپرسند چقدر جرم دارید، ممکن است بگویید مثلا ۶۰ کیلوگرم و اگر از شما بپرسند چرا جرم شما این عدد است، خواهید گفت که بدن من از موادی تشکیل شده که هر یک از آنها جرمی دارند و مجموعه جرم آنها به این عدد می‌رسد. این فرآیند خرد کردن را می‌توانید آن‌قدر ادامه دهید تا به ذرات بنیادی برسید.
اما از آن بیشتر نمی‌توانید پیش روید. بخشی از مواد تشکیل‌دهنده بدن شما الکترون‌ها هستند. چرا یک الکترون مقدار مشخصی جرم دارد و چرا این مقدار برای ذرات بنیادی مختلف متفاوت است؟ برای مثال چرا یک الکترون مقدار جرم مشخصی دارد که از پروتون و نوترون کمتر است، اما از ذراتی مانند فوتون یا نوتریونوها که تقریبا بدون جرم هستند، بیشتر است؟ چه چیزی باعث می‌شود که یک ذره جرم مشخصی را داشته باشد و به عبارت دیگر، در دنیای فیزیک ذرات چه عاملی باعث می‌شود جرمی خاص به ذره‌ای خاص اختصاص یابد؟ این یکی از معماهای مدل استاندارد به شمار می‌رود و در دهه ۱۹۶۰/۱۳۴۰، پیترهیگز نظریه‌ای را مطرح کرد که به نام میدان هیگز معروف شد و می‌توانست این مساله را توجیه کند.


مراسم اعلام نتایج اشکار سازهای اطلس و سی ام اس در ژنو

نظریه هیگز
براساس نظریه هیگز، کل جهان ما را میدان هیگز فرا گرفته است. برای این‌که تصوری از میدان داشته باشید، میدان آشناتر الکترومغناطیس را در نظر بگیرید. همه شما احتمالا این آزمایش معروف را یا انجام داده‌اید یا دیده‌اید که یک آهن‌ربا را زیر یک کاغذ می‌گذاریم، روی کاغذ براده‌های آهن می‌ریزیم و می‌بینیم که این براده‌ها در مسیرهای مشخصی که خطوط میدان مغناطیسی هستند، قرار می‌گیرند. در واقع آهن‌ربا یک میدان مغناطیسی دارد که بر موادی که خاصیت فلزی دارند تاثیر می‌گذارد.
براساس نظریه هیگز، مهم نیست اطراف یک جرم باشید یا جایی که فکر می‌کنید خلأ است؛ همه جا میدان هیگز وجود دارد. اگر می‌خواهید تصور بهتری از نوع حضور این میدان داشته باشید، یک آکواریوم را تصور کنید که پر از آب است. برای ماهی‌ای که درون این آکواریوم است شاید بقیه فضای آکواریوم خالی به نظر آید، اما می‌دانیم که مملو از ماده‌ای به نام آب است که این آب عمدتا از ماده‌ای به نام مولکول آب یا H2O تشکیل شده است. میدان هیگز هم به همین ترتیب همه جا را در بر گرفته، ولی به جای مولکول‌های آب از ذره‌ای بنیادی به نام بوزون هیگز تشکیل شده است. این ذره بنیادی جرم مشخصی دارد و نسبتا ذره سنگینی به شمار می‌رود، اما مهم‌تر از جرم خودش این ویژگی مهم را دارد که با ذرات بنیادی دیگر اطراف خودش واکنش نشان می‌دهد. مثل ذرات براده آهن که در میدان مغناطیسی واکنش نشان می‌دادند و در مسیرهای مشخصی قرار می‌گرفتند هر ذره با این بوزون‌های هیگز در حال واکنش دادن است. آنچه ذره هیگز را مهم می‌کند، این است که بر اساس این نظریه، نوع و قدرت واکنش بوزون‌های هیگز با مواد و ذرات بنیادی اطرافش معلوم می‌کند که آن ذره چقدر جرم داشته باشد. یعنی جرم الکترون به دلیل قدرت واکنش الکترون‌ها با بوزون هیگز است. اگر فوتون تقریبا بدون جرم است به این دلیل است که واکنشش با بوزون‌های هیگز بسیار ضعیف است و در عوض الکترون واکنش قوی‌تری دارد.
از طرف دیگر چون بوزون‌های هیگز همه جای میدان هیگز قرار دارند و همه عالم را پر کرده‌اند (مانند آب درون آکواریوم) پس یک ذره مانند الکترون یا فوتون فارغ از این‌که کجای عالم قرار دارد، به‌طور دائمی در حال واکنش با بوزون هیگز است و در نتیجه جرم ثابتی دارد.
به این ترتیب در مدل استاندارد ذرات بنیادی بوزون‌های هیگز می‌توانند توضیح دهند که چرا هر ذره جرم مخصوص به خود را دارد. اما این ذره تا پیش از این، یک ذره نظری بود که هرگز در آزمایشگاه مشاهده نشده و تنها حاصل محاسبات ریاضیاتی بود. این ذرات را تنها می‌توان زمانی آشکار کرد که بتوانیم برخوردهای بزرگی را میان ذرات بنیادی ایجاد کنیم و در شرایط آشوبناک و آزاد شدن انرژی حاصل از برخورد، این شانس را به وجود بیاوریم که این ذره برای مدتی ظاهر شود و آن را آشکار کنیم. یکی از دلایل اصلی و هدف‌های علمی اولیه ساخت شتاب‌دهنده بزرگ‌هادرونی در مرکز تحقیقات سرن نیز تلاش برای آشکار کردن این ذره و تایید وجود آن بود. البته اگر تلاش سرن هم مانندتواترون در آزمایشگاه ملی فرمی به ثمر نمی‌رسید و بوزون هیگز پیدا نمی‌شد هم اتفاق مهمی در دنیای فیزیک محسوب می‌شد، چراکه صورت دانشمندان باید سراغ نظریات پیچیده تری برای توجیه جرم مواد بروند که به نام نظریات فارغ از هیگز معروف هستند.

بازار داغ شایعات
از پیش از برگزاری این نشست بازار شایعات در این باره بسیار داغ بود. برخی معتقد بودند که در نتایجی که اعلام خواهد شد تنها ضریب اطمینان از کشف بوزون هیگز افزایش خواهد یافت و دیگران معتقد بودند به طور رسمی خبر کشف این ذره پس از ۵۰ سال تلاش اعلام می‌شود. با نزدیک شدن به روز موعود، بر حجم خبرها نیز افزوده شد.
وب‌سایت نیچر در گزارشی آستانه اعلام این خبر از قول یکی از دانشمندان ارشد آزمایش اطلس نوشت:«بدون شک ما ذره جدیدی کشف کرده‌ایم و در این سمینا خبر کشف این ذره را اعلام خواهیم کرد»


فیلم کامل نشست خبری سرن

بر اساس اخباری که پیش از اعلام رسمی نتایج به بیرون درز کرده بود، بررسی داده‌های آزمایش‌های سال ۲۰۱۲ که تنها یک هفته پیش از این سمینار جمع‌بندی شده بود، نشان از آن داشت که سیگنالی از واپاشی ذره‌ای که بسیار شبیه ذره بوزون هیگز است، مشاهده شده که به دو فوتون بسیار پرانرژی واپاشیده شده است. بر اساس داده‌هایی که آزمایش‌های امسال برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC) نشان می‌دهند، شواهد قابل اعتنایی در این زمینه به دست آمده است. بنابر اعلام‌ها انرژی ذره کشف‌شده (که احتمالا همان بوزون هیگز است) ۱۲۴٫۶ گیگا الکترون ولت است.
در همین حال یکی از محققان آزمایش سی.ام.اس نیز پیش از برنامه رسمی سرن اعلام کرده بود که در این آشکارساز نیز نشانه‌های قدرتمندی از رد پای بوزون هیگز در بین داده‌های سال ۲۰۱۲ به دست آمده، اگرچه تا آخرین روزها بحث بر سر اینکه درجه اعتبار این یافته‌ها در چه حدی است، هنوز در جریان بود.
به گفته فیزیکدانان، آنها تا زمانی که اعتبار سیگنال مشاهده شده از رده معروف به سیگما ۵ بالاتر نرود، از اعلام کشف بوزون هیگز خودداری می‌کنند. این اعتبار به این معنی است که دقت آزمایش به گونه‌ای باشد که احتمال این‌که سیگنال رویت شده ناشی از اتفاقات دیگر و به شکل تصادفی باشد، کمتر از ۰٫۰۰۰۰۶ درصد باشد. براساس شایعات در آزمایش‌های اطلس و سی.ام.اس اعتبار داده‌های امسال بین ۴٫۵ تا ۵ برابر انحراف‌معیار قرار دارد و عملا اگر این داده‌ها درست باشد، می‌شود انتظار خبر کشف هیگز را داشت.
نکته دیگری که باعث شد تا این کنفرانس بیش از نمونه‌های قبلی در معرض توجه قرار بگیرد این بود که مدیر ارتباطات سرن تایید کرد برای برنامه بامداد چهارشنبه از چهار فیزیکدان نظری که در دهه ۱۹۶۰/۱۳۴۰ برروی مکانیزم نظریه میدان هیگز کار می‌کردند، برای این سمینار دعوت به عمل آمده است. این افراد عبارتند از فرانسیس انگلرت، کارل هاگن، پیتر هیگز و جرالد گورالینک.

شرح عکس: پیتر هیگز (سمت راست) و فرانسیس انگلرت در کنفرانس سرن

 کارل هگن (سمت راست) و جرالد گورالنیک در کنفرانس سرن. پیتر هیگز در ردیف عقب دیده می‌شود

 

با وجود این اعلام، اما این مسوول سرن درباره محتوای خبر سکوت کرد و حتی گفت محتوایی که اعلام خواهد شد هنوز در حال بررسی است و تا زمانی که دو سخنگوی سی.ام.اس و اطلس نتیجه نهایی را اعلام نکنند، هیچ چیز مشخص نیست.
با وجود این عامل دیگری که باعث شد تا ظن‌ها درباره اعلام خبر کشف بوزون هیگز تقویت شود، به انتشار ویدیویی از شبیه‌سازی آشکارسازی انجام شده در سرن مربوط می‌شد. این ویدیو مدت کوتاهی در وب‌سایت سرن به نمایش درآمد و سپس از این وب‌سایت حذف شد. به نوشته روزنامه گاردین، در این ویدیوی کوتاه که تاریخ ۴ جولای (روز چهارشنبه) را داشت، کارشناسان سرن درباره کشف ذره جدیدی صحبت می‌کردند.

شرح عکس: یکی از رویدادهای مشاهده شده در سی.ام.اس که متناظر با واپاشی بوزون هیگز به دو فوتون پرانرژی(ردهای سبزرنگ بلند) است. فیلم منتشرشده توسط سرن حاوی تصاویر مشابهی بود.

پس از حذف این ویدیو سخنگوی سرن اعلام کرد این ویدیو به طور اشتباهی برای دقایقی منتشر شده است. یکی دیگر از مسولان روابط‌عمومی سرن نیز اعلام کرد این یکی از ویدیوهایی بود که برای حالت‌های مختلفی که ممکن است در کنفرانس چهارشنبه اعلام شود پیش‌تولید شده و بر اثر اشتباه مدتی در وب‌سایت در دسترس قرار گرفته است. برخی از رسانه‌ها به این نکته اشاره کردند که موضوعی که این اشتباه را جالب توجه می‌کنند، این است که سرن همان جایی است که مفهوم اینترنت به شکل امروزی‌اش از آن آغاز شد و سرن خود را مبتکر و خالق وب می‌داند.

 

گزارش نشست سرن
پس از موجی از شایعات، سرانجام زمان کنفرانس فرا رسید. بسیاری از دانشجویان و خبرنگاران از ساعات ابتدایی شب گذشته در مقابل در ورودی سالن حضور داشتند تا بتوانند جای مناسبی به دست بیاورند. بخش بزرگی از سالن احتماعات برای خبرنگاران و فیزیکدانان رزرو شده بود.
مراسم با سخنرانی کوتاه رالف هوئر، مدیر سرن آغاز شد. او ضمن خوش‌آمدگویی، امروز را روزی مهم ارزیابی کرد؛ روزی که نه تنها حاضران در سرن، که دانشمندان فیزیک ذرات شرکت‌کننده در کنفرانس فیزیک انرژی‌های بالا در ملبورن استرالیا نیز به این سخنرانی گوش می‌دهند تا نشان دهنده نمایی از جهان علمی امروز و همکاری‌های بین‌المللی باشند.
سپس جو اینکلاندا، مدیر پروژه سی.اس.ام روی صحنه آمد و در حالی‌که صدایش از اضطراب و هیجان می‌لرزید، سخنرانی خود را که شامل بیش از ۷۰ اسلاید بود آغاز کرد. او با ارایه عملکرد آشکارساز سی.اس.ام و داده‌های قبلی آغاز کرد و سپس به آزمایش‌های امسال رسید.

شرح عکس جو انکلاندا، مدیر سی.اس.ام در حال ارایه توضیحات در کنفرانس سرن

پژوهشگران این آزمایش با بررسی چند نوع واپاشی بوزون هیگز و تحلیل چند صد نمونه آشکارشده از این واپاشی‌ها در آزمایش‌های مختلف، توانستند به قطعیت‌های متفاوتی بین ۴٫۵ تا ۵٫۲ سیگما دست یابند، هرچند در یک مورد قطعیت موردنظر برای اعلام کشف یک ذره جدید بیشتر از معیار ۵سیگما بود، اما در نهایت با ترکیب داده‌ها و تحلیل دسته‌جمعی، محققان به این نتیجه رسمی رسیدند که رد ذره جدیدی شبیه بوزون هیگز را در حوالی انرژی ۱۲۵٫۳ گیگاالکترون ولت (با خطای ۰٫۶ گیگاالکترون‌ولت) با قطعیت آماری ۴٫۹ سیگما آشکار کرده‌اند. از آن‌جاکه برای اعلام کشف یک ذره جدید قطعیتی از رده سیگما ۵ لازم است، این یک‌دهم مانع از اعلام رسمی کشف بوزون هیگز شد.

شرح عکس: تحلیل مشاهدات سی.ام.اس در ۵ نوع واپاشی مختلف بوزون هیگز، نتایج ترکیبی (خط مشکی پررنگ) و قطعیت آماری آنها

پس از سخنرانی او، فابیولا جیانوتی مدیر آشکارساز اطلس به روی صحنه آمد و به روش مشابهی آزمایش‌های اطلس را توضیح داد. در آزمایش اطلس کمتر از ۱۰۰ مورد واپاشی هیگز آن‌هم فقط در دو کانال مشاهده شده بود و به همین دلیل قطعیت آماری بالاتری نسبت به گزارش سی.ام.اس بدست آمد. جیانوتی نتیجه نهایی آشکارساز اطلس را چنین اعلام کرد: ذره جدیدی در محدوده ۱۲۶٫۵ گیگا الکترون ولت و با قطعیت سیگما ۵٫

 فابیولا جیانوتی، مدیر اطلس در حال ارایه توضیحات در کنفرانس سرن

در عین حال خانم جیاتونی تاکید کرد که اطلاعات موجود برمبنای یک‌سوم داده‌هایی است که انتظار داریم امسال به دست آوریم. مشاهدات و بررسی‌های بیشتری برای شناخت بیشتر ماهیت بوزون کشف‌شده جدید انجام خواهد شد اگرچه این ذره در محدوده‌هایی است که انتظار داریم بوزون هیگز وجود داشته باشد و می‌توان آن را کشف بوزون هیگز دانست، اما باز هم تلاش‌های بیشتری برای درک بهتر ماهیت آن صورت خواهد گرفت.

نتایج تحقیقات این دو آشکار ساز در پایان ماه جولای به طور مشترک منتشر خواهد شد. البته ذکر این نکته این لازم است که اعتبار گزارش سی.ام.اس به دلیل تعداد بسیار بیشتر مشاهدات، جستجو در چند کانال و ترکیب آنها از نظری آماری اعتبار بیشتری نسبت به گروه اطلس داشت و قطعا با بررسی دیگر اطلاعات گردآوری‌شده تا پایان سال، هم تعداد رخدادها و هم قطعیت آماری نتایج بهتر خواهد شد.
پس از پایان این سخنرانی مدیر سرن برای جمع بندی روی صحنه آمد و اعلام کرد این اتفاق مدیون همکاری بین‌المللی و برمبنای ابزاری بی‌نظیر ال.اچ.سی و قدرت پردازش شبکه گرید است. او تاکید کرد ما امروز شاهد یک کشف قطعی بودیم. ما بوزون هیگز را پیدا کردیم، اما باید در باره ماهیت این کشف بیشتر بحث کنیم. هنوز بررسی‌ها و مشاهده‌های طولانی در راه است.

 مدیران آزمایش‌های اطلس و سی.ام.اس در حال صحبت با فیزیکدانان حاضر در کنفرانس ملبورن 

 

در پایان، فیزیک‌دانان و حاضران مدتی طولانی به تشویق دانشمندان و مدیران سرن پرداختند و یکی از دانشمندان حاضر در پرسش و پاسخ، این اتفاق را جهشی غول‌آسا در علم نامید.

پیتر هیگز پس از اعلام کشف ذره جدید سازگار با مشخصات بوزون هیگز

روز چهارشنبه گذشته جهان شاهد روز بزرگی بود، روزی که مردم خارج از دنیای علم نیز در شور و شوق کشفی در مرزهای علم به هیجان آمدند. با کشف ذره هیگز اگرچه به سوال مهمی پاسخ داده شد اما سوال‌های بسیاری در برابر دانشمندان قرار گرفته است. آجر دیگری در دیوار رفیع دانش و درک ما از عالم در جای خود قرار گرفته است و اینک سنگ بنایی برای ادامه ساخت این باروی با شکوه فراهم آمده است.

 

سرن، تلاش در ژرفای جهان
شتاب‌دهنده‌های ذرات یکی از ابزارهای ضروری برای کشف ماهیت جهانی هستند که در آن زندگی می‌کنیم. سرن برای اینکه بتواند به عمیق‌ترین رازهای جهان نفوذ کند، بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده جهان تا زمان حاضر را به نام LHC یا شتاب‌دهنده بزرگ‌هادرونی ساخته است. بخش اصلی این ماشین که ساخت آن مدت ۱۰ سال از ۱۹۹۸/۱۳۷۷ تا ۲۰۰۸/۱۳۸۷ به طول انجامید، مسیری دایره ای به محیط ۲۷ کیلومتر و در عمق ۱۷۵ متری زیر زمین است که در مرز فرانسه و سوییس ساخته شده است. این ماشین تا پاییز سال ۲۰۱۲/۱۳۹۱ با توان ۴ تراالکترون ولت به ازای هر پرتو (متناظر با انرژی برخورد ۸ تراالکترون‌ولت) به فعالیت خواهد پرداخت؛ سپس ۲۰ ماه تعطیل خواهد شد تا پس از به‌روز‌رسانی‌های لازم، با توان نهایی خود که انرژی ۷ ترا الکترون ‌ولت به ازای هر پرتو (متناظر با انرژی برخورد ۱۴ تراالکترون‌ولت) را شامل شود به کار ادامه دهد.

سر جان الیس، فیزیکدان برجسته با تی شرتی که روی آن فرمول های مدل استاندارد نوشته شده در جایگاه مستمعین حضور یافت

ساز و کار این ماشین به این گونه است که پرتوهایی از ذرات ابتدا در حلقه‌هایی کوچک‌تر شتاب می‌گیرند و پس از افزایش سرعتشان از دوجهت وارد تونل اصلی می‌شوند. ذرات در این مسیر می‌توانند تا آستانه سرعت نور سرعت بگیرند (اگر این ماشین با حداکثر توانش کار کند سرعت پرتوها به ۹۹٫۹۹۹۹۹۹۱% سرعت نور می‌رسد) و سپس با یکدیگر برخورد کنند. در اثر این برخورد، ذرات به اجزای تشکیل دهنده خود شکافته می‌شوند و این برخورد با کمک ۴ آشکارساز بزرگ این مجموعه به نام‌های اطلس، سی.ام.اس، آلیس و ال.اچ.سی.بی مورد مشاهده و رصد قرار می‌گیرند. در اثر این برخوردها شرایطی مشابه با دوران آغازین عالم به وجود می‌آید و ذرات بنیادی ناپایداری شکل می‌گیرند تا دانشمندان به کمک آن بتوانند به بررسی قوانین حاکم بر ذرات بنیادی بپردازند.
این مسیر عظیم با کمک میدان‌های مغناطیسی که به کمک ۹۳۰۰ مغناطیس ابررسانای عظیم ایجاد می‌شود، کنترل می‌شود. برای اینکه در این آزمایش عوامل غیرمنتظره تا حد امکان کاهش یابد، داخل تونل این شتاب‌دهنده بهترین خلأ ممکن در روی زمین ایجاد شده است . این خلأ با خلأ موجود در فضای میان‌سیاره‌ای قابل مقایسه است و فشار داخلی آن ۱۰ برابر کمتر از فشار هوا در سطح ماه است.
اگرچه این ابزار به شدت خنک نگاه داشته می‌شود و با نگاه داشتن دمای آن در حدود منفی ۲۷۱٫۳ سانتی‌گراد یا تنها ۱٫۹ کلوین، دمای ماشین حتی از دمای محیط فضا کمتر است؛ اما دمایی که در هنگام برخورد دو باریکه ذرات به وجود می‌آید در حدود ۱۰۰هزار بار بیش از دمای مرکز خورشید است. بدین ترتیب این ماشین گرم‌ترین و سردترین دماهای تولیدی در سیاره ما را به وجود می‌آورد.
حجم داده‌هایی که آزمایش‌های انجام شده توسط این ماشین در یک سال تولید می‌کند، آن‌قدر زیاد است که می‌تواند ۱۰۰ هزار لوح دی.وی.دی را پر کند و بررسی و تحلیل آن توسط هزاران دانشمند در سراسر جهان سال‌ها به طول می‌انجامد. سرن که مبتکر وب در جهان به شمار می‌رود، برای پردازش این حجم عظیم از اطلاعات شبکه‌ای برای پردازش داده به نام گرید (Grid که در فارسی به تورین محاسباتی ترجمه شده است) طراحی کرده که قدرت پردازش هزاران کامپیوتر را در سراسر جهان به اشتراک می‌گذارد. بیش از ۱۰هزار نفر به طور مستقیم در آزمایش شتاب‌دهنده بزرگ هادرونی مشارکت دارند و ده‌ها کشور در ساخت و بهره‌برداری از آن نقش داشته‌اند.
ایران نیز در این پروژه مشارکت داشته است. ایران بخشی از یکی از قطعات آشکارساز سی.ام.اس این شتاب‌دهنده را ساخته و همچنین چندین نفر از دانشجویان و پژوهشگران ایرانی در این پروژه و به ویژه در آشکار ساز سی.ام.اس مشارکت دارند.

گروه تحقیقات تجربی فیزیک ذرات بنیادی در پژوهشگاه دانش‌های بنیادی را نشان می‌دهد و اعضای آن به ترتیب از راست به چپ عبارتند از

دکتر حسام‌الدین ارفعی، دکتر حامد بخشیان، خانم دکتر عبیده جعفری، دکتر سعید پاک‌طینت، دکتر مجتبی محمدی، خانم دکتر مریم زینلی، خانم دکتر بتول صفرزاده (عکس از خبرآنلاین)

دیدگاه‌ها

  1. سلام آقای ناظمی
    ممنون از گزارشتون
    سوالی داشتم ممنون میشم جوابمو بدین۱:توی متن اومده بود که هیگز جرم داره،یعنی اینکه خود هیگزم با میدان هیگز بر هم کنش میکنه؟۲:تا اونجا که فهمیدم فوتون جرم نداره چون با میدان هیگز بر هم کنش نمیکنه،اگه ی چیزی هم جرم نداشته باشه با میدان هیگز بر هم کنش نمیکنه،اول عالم که هیچ ذره ای جرم نداشته،چطور بعضی ها با میدان بر هم کنش دادن بعضیا نه؟جدا از این مسئله هیج ذره ای جرم نداشته،پس ذره ی هیگزم جرم نداشته،چطور جرم دار شده؟؟هر چی فک میکنم به دور باطل میرسم.ببخشید بهتر از این نتونستم سوالمو بنویسم.

  2. نمیدونم حالا خداباوران ، دیگه باید کجا باید دنبال اون بگردند.
    خدا روز به روز داره از دسترس خداباورها دورتر و دورتر میشه!

    1. ارتباط دادن کشف های علمی اینگونه به مسایل اعتقادی نفیا و ایجابا اشتباه محض است. همانطور که بارها هم نوشته ام علم حوزه جداگانه ای از الهیات است. این کشف نه می تواند نقشی در تایید یا رد وجود خدا داشته باشد. همانطور که استدلال معتقدان که این کشف پیش تر در کتب مقدس آمده بوده اشتباه است به همان اندازه استدلال ناخداباوران که چنین کشف هایی به مساله خدا ضربه می زند اشتباه است.

      1. بله آقای ناظمی عزیز
        اینها اصلا چیزی را اثبات نمیکنند.
        موجودیتداشتن و یا نداشتن خدا اصلا در حوزه علم نمیگنجد. و خدا اصلا در چهارچوب بحث علم قرار نمیگیرد و برای همین هم هست که سالهاست دیگر خدا از جهان علم و فلسفه بیرون نهاده شده و دربحثهای علمی حرفی از خدا زده نمیشود.
        علم در حال پاسخگویی به سوالات بشر است .روزگاری که علمی در کار نبود بشر مجبور بود برای آرام کردن حس کنجکاوی خود و پاسخ دادن به صدها سوال خود در مورد طبیعت دست به دامان موجودی فراطبیعی شود و همه چیز را به کار و خواست او منتسب کند. ولی حالا این علم است که برای هر چیز دلیلی می آورد.

        منتهی بعضی افراد هنوز هم که هنوز است باورمند به خدای حفره ها هستند – یعنی برای هر آنچه که علم هنوز جوابی برای آن نیافته است ، همان جواب قدیمی یعنی خدا را قرار میدهند – این داستان بوزون هیگز هم از همین هاست یعنی عده ای میگن درسته که همه دنیا تا بیگ بنگ توسط علم تا حدودی روشن شده که چطور توسط قوانین ساده فیزیک ایجاد شده ولی اون اول اول یکی بوده که مثلا یه کارهایی کرده و …..و داستان کشف هیگز در واقع خدا رو از دسترس افرادی که به خدای حفره ها اعتقتد دارند دچار دردسر بیشتری کرده و در واقع خدا را به نقطه عقب تری هل داده است!

        ولی در کل و به شکلی منطقی الان اکثر دانشمندانبزرگ دیگر اعتقادی به خدا ندارند ، چون هیچ دلیل برای وجود داشتن یک نیروی ماورا طبیعی وجود ندارد و جهان دارد بر اساس یک سری قوانین کار میکند. بدون هیچ نیروی خداگونه ای که دائم در حال دخالت در امور این دنیا و مستجاب کردن دعاها و عذاب کافران و … باشد.

        تصور مخلوق بودن این دنیا توسط یک موجود و وجود جهانی پس از مرگ که ما قراره دوباره در اون زنده بشویم تصوری بسیار کودکانه است!

        وقتی درمورد این داستانها و ذرات میشنوم و فکر میکنم خیلی هیجانزده میشم.دنیا چقدر هیجان انگیز و در عین حال ترسناک و بزرگه!فکر اینکه قبل تر از بیگ بنگ چه خبر بوده و چه جهانهایی وجود داشتند، چه موجوداتی در میلیاردها سال پیش در این جهان ها بوده اند ، چه موجوداتی دیگری اکنون در حال زندگی در این کیهان عظیم هستند، میلیاردها سال دیگر جهان به کجا میرود ،کل کیهان ما آیا کل هستی موجود است ، آیا ما در قعر یک سیاهچاله هستیم،چقدر سوال و چیز هیجان انگیز وجود داره ولی افسوس که ما در برابر این عظمت خیلی ناچیز و کوجکیم و عمرمان بسیار بسیار کم و محدود است!

        1. من خودم به وجود خدا اعتقاد ندارم ولی خوبه انسان با دلیل درست ی چیزو قبول کنه، آیااینکه جهان فعلی قانون داره دلیلیه برعدم وجود خدا!!اگر قانونی بر جهان حاکم نبود،حال چ خدایی بود چ نبود آیاجهانی وجود میداشت!!!من همیشه فک میکنم اگ ی روز بفهمم که این جهان،به این شکل پایدار، در لحظه ای که قرار بوده بوجود بیادبدون هیچ قانونی،هیچ قانونی (تصادفی)به سمتوسویی پیش رفته که یک جهان پایدار(قانونمند)مثل این جهانی که مادر آن زندگی میکنیمبوجود بیاددر اعتقادم(عدم وجود خدا) راسخ تر میشم.

          1. گرامی من هم همینو میگم.خدای مورد نظر بحث ما خدای تعریف شده در ادیان ابراهیمی است که کاملا تعریف شده است و سعی نموده وجود خود را ثابت کند ولی با علم سازگار نیست.
            حالا بحث وجود یک کس دیگه اصلا قابل بحث و نیست و صحبت در موردش معنی نداره.

            دنیا یه قوانینی داره و داره طبق اون میچرخه و و نیاز به ناظم باشعوری که اگه نباشه جهان بهم میریزه نیست.

            کتابهای داوکینز و هاوکینگ رو بخونید

            اتفاقا یه بحث هم هست که میگه اگه جهان قانون داره پس خدا یی نیست.اگر جهان بی قانون بود نشان از وجود خدا بود!خدایی که خشم و غضب میکنه یه روز مهربونه یروز عذاب نازل میکنه یروز حال نمیکنه زمین رو بچرخونه یروز حال میکنه.یروز …….ولی همه چیز روتین داره پیش میره و هیچ دخالتی گسی در کار دنیا نمیکنه

        2. عزیز
          من بعد از ۱۸ سال تدریس رسمی فیزیک، از دیدن کامنتهای جنابعالی متحیر شدم
          اولاً طبق فرمایش جناب ناظمی، خلط مبحث نکنید. مقوله ی دین و تکالیف و حقوق و نهایتاً “خدا” اصلاً چه ربط و ارتباطی با موضوع مولکول و اتم و بوزون ها داره؟
          امثال جنابعالی بسیار رقت انگیز هستید و گهگاه نظرات امثال شما را در فروم های اینترنتی میخوانم که با وجود نداشتن بن مایه ی علمی، با اینحال بشدت در حال دست و پا زدن و آسمان ریسمان کردن هستید تا نظرات عجیب خود را به کرسی بنشانید.
          جناب پروفسور حسابی که از کودکی بعنوان یک الگوی علمی-اخلاقی برای اینجانب بوده و هست، آیا ضد خدا بود؟ ایشان زمانی که نظریه ی ریسمان ها را در ذرات بنیادی مطرح کرد احساس عدم وجود خدا داشت؟
          بگذریم. چون بحث در این مورد همانطور که گفتم بیهوده است.

          بنده بعد از عمری تدریس و مطالعه ی فیزیک، هر روز درکم راجع به طبیعت و وجود خالق این عالم بیشتر و اعتقادم محکم تر شده. نمیدانم چرا عده ای وارونه برداشت می کنند.
          البته ریشه ی اعتقاد و کفر و… در همه ی خانواده ها در اقصانقاط کرده ی خاکی بگمانم به آموزه های دوره ی کودکی تا بزرگسالی و شیوه ی آموزش محیطی بیشتر بر می گردد. اگر اینطور هم نباشد هیچ ارتباط معناداری بین پیشرفت علوم و اثبات/عدم اثبات قطعی وجود خالق هنوز دیده نشده. اما شواهد هر روز بیش از قبل نشان دهنده ی نظم در هم تنیده ی طبیعت از ابعاد ماکر تا میکرو را نشان می دهد که همین برای استحکام اعتقادات افراد دین دار کافیست اما اینکه چطور افراد بی اعتقاد از آن به نفع عقاید خود می خواهند بهره بگیرند جای بسی سوال دارد!

          1. از بابت غلط های املایی در “کره ی خاکی” و “ماکرو” عذرخواهی می کنم. اینجا دقیقاً ۱۶ درجه زیر صفر است و انگشتان بنده هم…

  3. اگر همین خدایی که برای تو اینگونه تعریف شده وبه راحتی مورد سوال قرارش میدی،دقت کنی حرف خودت حتی پارادوکس داره… الان با این حرف من حرف خودتت را هم زیر سوال میبری وجواب ندادن به برخی از سوال ها دلیل برعدم آن موجود یا وجود نیست دلیل بر عدم درک ما از واقیعت است همان گونه که قبلا درک درستی از مهبانگ نبود…شما میگی”اتفاقا یه بحث هم هست که میگه اگه جهان قانون داره پس خدا یی نیست.اگر جهان بی قانون بود نشان از وجود خدا بود!خدایی که خشم و غضب میکنه یه روز مهربونه یروز عذاب نازل میکنه یروز حال نمیکنه زمین رو بچرخونه یروز حال میکنه.یروز …….ولی همه چیز روتین داره پیش میره و هیچ دخالتی گسی در کار دنیا نمیکنه”یعنی واقعاًاگر به قول خودشما روتین وقانون مند نبود باز هم زیر سوال نمیگرفتیش؟؟!!!قطعاًچرا این کار را انجام میدادی وباز همین حرف ها امااااابا یک موضوع وسوال دیگر ادغام شده بادرک شخصیت آن را بارها بارها وبه مراتب بدتر مورد سوال قرار میدادی وبه پاسخی هم میرسیدی که بله قطعاً خدایی وجود نداشته وندارد!پس چه خوبه که درست فکر کنیم ودرست بخوانیم ودرست نقد کنیم و…دقیقاًمثله همین متن که استاد ناظمی زحمت کشیدن،هر شخصی به طریقی این را میخونه وبرداشت داره که دوست داره داشته باشد…یا مثله خیلی از کتب ها ورسانه هایی که به یقین بارها وبارها همین استاد ناظمی گلایه مند بودن ازآنها..چرااا?!!!ساده است…چون همانی را میگفتن که میخواستند از علم بیان کنند نه آنچه واقیعت داشته واز دانشمندان منتشر شده…وهمین بارهاوتامدت هاعهده ایی زیادی را از واقیعت کنار میزد ومشکلاتی را هم به مراتب ایجاد می کرد…باز هم خوبه که داری حرف میزنی و حداقل چند کتاب را خواندی وتحقیق هم کردی 🙂 ببخشید آقای ناظمی.تشکر

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.