داستان پر حاشیه میمون فضا نورد

پس از اعلام خبر ماموریت موفقیت آمیز پرتاب میمونی به نام رسمی «پیشگام» و نام غیر رسمی «آفتاب» به سفری زیر مداری، شاید آخرین چیزی که دست اندرکاران این پروژه انتظارش را می کشیدند زیر سوال رفتن موفقیت ماموریت بود.

داستان از جایی شروع شد که به فاصله یک روز از ماموریت و انتشار تصاویر، گزارش ها و بخشی از فیلم های مربوط به این ماموریت و به خصوص انتشار دو آلبوم از سوی خبرگزاری ایسنا و سایر خبرگزاری ها، کاربران شبکه متوجه اختلاف در تصویر دو میمون شدند. در آلبومی که به قبل از پرتاب اختصاص داشت میمونی در محفظه نشان داده می شد که دارای خالی بالای ابروی چشم سمت راستش بود و در حالیکه در تصاویر مروبط به بازیابی میمون و مراسمی که به مناسبت موفقیت این پرواز برگزار شده بود، میمونی به نمایش گذاشته شد که این عارضه را نداشت.

 

تفاوت در چهره این دو میمون در کنار اینکه در گزارش های اولیه صحنه های بازیابی محموله نشان داده نشده بود و گزارش های اختصاصی خبرنگارانی که در محل حضور داشتند این بخش مهم را از قلم انداخته بود و در کنار آن سابقه ای که درباره تصاویر برخی از عکس های خبری در برخی از آژانس های خبری ایران وجود داشت (از جمله دست کاری تصاویر یکی از رزمایش های موشکی و همینطور دستکاری برخی از تجمعات) این بحث را مطرح کرد که شاید میمونی که عازم این سفر شده به سلامت به زمین بر نگشته است. فیلم اولیه ای که در این باره منتشر شد و فید دوربین های نصب شده رو و درون موشک را نشان می داد تا پیش از برخورد محموله به زمین بود و این امر به توسعه این تصور که شاید موفقیت ماموریت صحنه سازی و غیر واقعی بوده کمک می کرد.

این داستان بلافاصله به یکی از مباحث داغ فضای مجازی بدل شد. نه تنها فضای خبری فارسی زبان که بسیاری از رسانه های بین المللی  از جمله دویچه وله، فرانسه ۲۴ و … به انتشار گزارش هایی از این داستان پرداختند.

با گذشت چند روزی از این داستان و انتشار تصاویر و فیلم های بیشتر به نظر می رسد داستان شفاف شده باشد.

ایران در شهریور ماه سال ۲۰۱۱ اقدام به تلاش برای اعزام میمونی به فضا کرده بود. این تلاش بر اساس گزارش های محدودی که پس از آن منتشر شد

با موفقیت همراه نبود.

پس از آزمایش روز دو شنبه هفته گذشته، تصاویری از ماموریت از سوی منابع دخیل در برنامه فضایی ایران و همچنین از سوی خبرگزاری ها منتشر می شود که به نظر می رسد بخشی از آن مربوط به آزمایش سال ۲۰۱۱ است. (میمونی که  در محفضه صورتی رنگ قرار دارد و دارای خال است مربوط به این آزمایش بوده است). شما می توانید فیلم بازیابی این میمون را در وب سایت پژوهشگاه هوا فضا در تماشا و یا دانلود کنید.

 

محدودیت های اطلاع رسانی، عدم اطلاع رسانی مناسب شکست قبلی و پیش زمینه فکری باعث ایجاد این شک منطقی  شد که در آزمایش اخیر نیز میمون از بین رفته و با میمون دیگری جایگزین شده است.

فیلم هایی که بعدتر منتشر شده است از جمله فیلمی که پژوهشگاه هوا فضا منتشر کرده است مراحل بازیابی میمون را نشان می دهد و در عین حال در بین تصاویری که مورد مناقشه بود غیر از خال و تفاوت میمون می توان تفاوت بسته  زیستی و تفاوت کمربند ایمنی و لوگوی ماموریت را مشاهده کرد که مشخص می کند تصاویر مروبط به دو ماموریت مختلف است.

بنابراین من دلیلی برای شک کردن در صحت این ماموریت و موفقیت آمیز بودن آن و بازیابی زنده میمون ندارم اما نکات دیگری به نظرم می آید.

اگرچه نه فضای وب سایت من و نه حتی فضای فیس بوک نشان دهنده واقعی نظرات و دیدگاه های جامعه نیست اما حداقل نگاهی به نظرهای مختلف می تواند این نتیجه گیری را تقویت کند که افکار عمومی جامعه درباره چنین پروژه هایی دارای دیدگاه های مختلف و حتی متضاد با هم هستند.

با مرور اتفاقاتی که در این چند روز افتاد به نظرم چند نکته مهم باید مورد توجه قرار بگیرد و برخی از سوال های منطقی را باید به شکل منطقی پاسخ داد:

–         آیا در شرایط اقتصادی ایران چنین آزمایش هایی منطقی است؟

من قبلا به طور مفصل نظرم در این باره را در وب سایت پرسش و پاسخ کانوت نوشته ام.

واقعیت این است که چنین هزینه هایی به طور کلی و به دور از فضای سیاسی و تبلیغی به هیچ وجه هزینه های اضافی و زایدی نیست و در ثانی به هیچ وجه عددهای خرج شده در این تحقیقات به نسبت هدر رفت منابعی که به طور عادی در جامعه وجود دارد اعداد بزرگی به شمار نمی روند. تحقیقات علوم پایه، فناوری های مدرن و امثال آن فقط به منجر به محصول نهایی (مثلا یک پرتابه فضایی) نمی شوند در این راه دهها خرده فناوری باید توسعه پیدا کند که بسیاری از آنها می تواند به طور سریع و مستقیم برروی کیفیت زندگی روزمره ما اثر بگذارد. مسیر چنین فناوری های طولانی است و اگر (و البته این اگر بسیار مهمی است) برنامه مشخصی در باره برنامه های فضایی وجود داشته باشد چنین تحقیقاتی فوق العاده مهم و تاثیرگذار خواهد بود. البته باید یک نکته مهم را در نظر داشت در آینده  اگر این تحقیقات در مسیر درستی پیش برود، بزرگ خواهد شد و نیازمند سرمایه های بیشتری خواهد بود. به همین دلیل در دراز مدت اگر ثبات و توسعه اقتصادی وجود نداشته باشد بهترین برنامه های علمی و فناوری نیز با چالش جدی مواجه خواهد شد و در چنین شرایطی این خطر وجود دارد که این برنامه ها از مسیر خود منحرف شده و یا تعطیل شود.

–         آیا استفاده از حیوان زنده در آزمایش های علمی اخلاقی است؟

این دعوا، دعوایی طولانی است و در دو طرف ماجرا ایده های قدرتمندی وجود دارد. اما واقع گرا باشیم. رشد دانش امروز ما بدون استفاده از حیوانات محدود و در برخی از موارد متوقف می شود. استفاده از جانوران با وجود همه بحث های اخلاقی و احساسی که در این باره وجود دارد و خواهد داشت در همه دنیا ادامه خواهد یافت و تلاش برای متوقف کردن آن بعید است به جایی برسدو یا حتی امکان پذیر باشد. البته می توان قوانین سختگیرانه ای را وضع کرد که استفاده از حیوانات را تنها به مواردی محدود کند  که ضرورت آن در توسعه از سوی مراجعی قابل قبول و علمی تایید شود. شاید به نظر بی رحمانه بیاید اما واقعیت همین است. به نظرم این نقد واقعا جایگاه مستدلی در این بحث ندارد. البته منتقدان می توانند این سوال را مطرح کنند که آیا نتایج این آزمایش یا نمونه های دیگر را می شد بدون استفاده از حیوان زنده به دست آورد یا نه.

–         آیا در شرایطی که کشورهای دیگر به مرزهای فضا رفته اند، در مریخ و تایتان فرود آمده و انسان را به ماه فرستاده و قصد دارند دوباره به ماه برگردند و در شرایطی که شرکت های خصوصی عملا به دوره ورود انسان به سفرهای زیر مداری و مداری رسیده اند، این تلاش ها ارزشمند و یا مهم است؟

همانطور که در یادداشت قبلی ام نوشتم همه این موارد به برنامه آینده فضایی ایران بر می گردد. اگر ایران برنامه طولانی و قدم به قدم و مشخصی برای آینده خود در فضا داشته باشد، با قبول این واقعیت که به هر حال در شرایط امروز ایران کسی علاقه چندانی به شریک کردن ایران در دانش پیشرفته ندارد، بخشی از این موارد لازم و ضروری است. باید دید برنامه ایران چه نقطه ای را هدف گرفته است و به کجا می خواهد برود. برنامه های فضایی مبتنی بر سرمایه، نیروی متخصص، مدیریت و آینده نگری است. اگر این آینده نگری و مدیریت حرفه ای وجود داشته باشد و برنامه ها به شکل جزیره های مجزا دیده نشوند و یکپارچگی در بین آنها وجود داشته باشد و فارغ از سیاست های دولت ها و روسا شکل بگیرد ،می توان به آینده امیدوار بود. یکی از نگرانی های موجود چند پاره بودن برنامه های فضایی ایران است. سازمان فضایی ایران به دلایل مختلف نتوانسته مدیریت جامع برنامه فضایی ایران – حداقل در بخش غیر نظامی – را به دست بگیرد و این چند بخشی بودن ممکن است باعث ناهماهنگی شود و حتی بدتر از آن فعالیتهای مدنی فضایی را زیر سایه بخش نظامی ببرد. کما اینکه در بسیاری از خبرهایی که رسانه های دنیا از این آزمایش منتشر کردند به امکان دست آوردهای نظامی در جدا سازی محموله موشک و کاربردهای نظامی آن از این آزمایش اشاره کردند که عملا با توجه به نوع پرتابه مورد استفاده و نوع آزمایش  انجام شده به نظر نگرانی بیهوده ای می آید.

به نظرم این اتفاق برای بخشی از صنایع فضایی ایران که درگیر فعالیت های غیر نظامی است می تواند درس های خوبی به همراه داشته باشد. اگر برنامه غیر نظامی فضایی ایران قرار باشد ادامه پیدا کند، باید حمایت و پشتیبانی منطقی عمومی را با خود داشته باشدو این پشتیبانی با رفتارها و گزارش های شعاری و تبلیغی و یا متهم کردن دیگران به دست نمی آید. شفاف بودن فعالیت ها (حتی در چهارچوب محدودیت های موجود) عدم بزرگنمایی و دقت در روند اطلاع رسانی درست و دقیق به مرور زمان می تواند این اعتماد را به وجود بیاورد. برای مثال تقریبا با هر پرتاب موفق فضایی ایران ما با خبرنامه هایی مواجه می شویم که در آن به جای اشاره به کاربردهای این ماهواره یا این ماموریت به کلی گویی در باره اهمیت برنامه فضایی پرداخته می شود. در خبرنامه همین آزمایش اخیر که به راحتی می توانست به نکاتی مانند اینکه چرا این نژاد میمون انتخاب شده است؟ محفظه حیاتی از چه بخش های اصلی تشکیل شده است؟ چه داده هایی به دست خواهد آمد و یا جزییاتی از مسیر پرتابه، نظیر اینکه تا چه ارتفاعی پرواز کرده و مواردی که اولین سوال های هر خواننده و شنونده است  اشاره کند. این ها اطلاعات محرمانه ای نیستند اما در عوض به کلی گویی درباره اینکه از پرتابه های کاوشگر چه استفاده هایی می شود کرد ( شامل فهرستی طولانی از همه پتانسیل های ممکن ) اشاره شده بود. درمورد ماهواره امید یا رصد نیز تنها با فهرستی از این مساله که ماهواره ها چه کارهایی می توانند بکنند پرداخته شده بود.

اگر امکان دعوت از خبرنگارهای رسانه های داخلی – با در نظر گرفتن همه محدودیت ها – نیست حداقل می توان از تعداد معدودی خبرنگار علمی فعال و شناخته شده و مورد اعتماد جامعه دراین برنامه ها دعوت کرد. کسانی که می دانند چه اطالاعاتی مهم است و چه چیزهایی را می توان گزارش کرد. این اتفاق پیچیده ای نیست اما به شدت جلوی بدفهمی ها را می گیرد.

بزرگنمایی ها می تواند نتیجه برعکسی داشته باشد و منجر به این شود که جامعه به جای اینکه از یک پیشرفت منطقی خوشحال شود از سوی دیگر بام بیفتد و کل اتفاق را کوچک تر از جایگاهش ببیند.

فراموش نکنیم که هم اکنون ایران با نتایج یک پرونده سیاسی که برمبنای یک فناوری پیشرفته دیگر بود دست و پنجه نرم می کند (پرونده هسته ای) و همه مردم در حال پرداخت هزینه های این پرونده هستند. بخشی از مشکلات این پرونده به گفته مسوولان ارشد آن از جایی شروع شد که از یک سو با بزرگنمایی افراطی مواجه شدیم و از سوی دیگر به پنهان کاری افراطی روی آوردیم (به کتاب خاطرات دکتر حسن روحانی درباره پرونده هسته ای ایران با عنوان «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» مراجعه کنید) .

نکته مهم دیگر این است که بپذیریم و به مردم هم توضیح دهیم که در یک تحقیق و بررسی علمی شکست بخشی از فرآیند است. شکست به معنی نابودی و آبروریزی نیست. طبیعی است بسیاری از تلاشهای علمی در اولین قدم با عدم موفقیت همراه می شوند و در ادامه به نتیجه می رسند. هیچ کس باور نخواهد کرد که ایران یا هر کشور و یا سازمانی در اولین تلاش خود دست به هر کاری که می زند موفق است. اگر حداقل در بخش غیر نظامی اطلاع رسانی شکست ها نیز به طور منطقی صورت بپیذیرد، تصویری واقعی از روند پیشرفت ها ارایه می شود که به همه کمک می کند.

درباره برنامه سرنشین دار فضایی ایران امیدها و سوال های زیادی وجودی دارد. دولت ها می آیند و می روند اما اگر این تلاش ها در مسیر درستی گام بردارد و برنامه مشخصی را دنبال کند و واقع گرا و آینده نگر باشد و سعی کند بدون آنکه خود را به مسایل و اهداف سیاسی گره بزند و یا در دام بازی های سیاسی بیفتد ادامه پیدا کند، می تواند آینده ای را برای ایران در فضا تصویر کند.

درسوی دیگر داستان نیز مسولان و علاقه‌مندان برنامه های فضایی ایران نیز بپذیرند هرکسی نقد می کند و ایراد می گیرد دشمن و وطن فروش و بیگانه پرست نیست. اگر این نقد ها نباشد اگر این ایراد گیری ها نباشد قطعا اولین آسیب را این برنامه خواهد دید. من تا جایی که سوادم و توانایی ام اجازه دهد به دلیل علاقه ام با دقت این برنامه را دنبال می کنم. ایرادهایش را می گویم و نقاط قوتش را هم بیان می کنم. برای من در فیلم این پرتاب صحنه ای وجود داشت که فوق العاده لذت بخش بود. این تصویر نه مربوط به میمون که مربو به دوربین روی بدنه بود که نمای زیر محفظه را نشان می داد و در لحظاتی انحنای زمین را می شد در آن دید. اینکه پرتابه ای از ایران چنین نمایی را گرفته – با وجود اینکه این کار چندان فناوری پیشرفته ای شاید به حساب نیاید – فوق العاده نفس گیر بود. من شکی ندارم که آینده انسان ها در فضا است و شکی ندارم که اگر امروز برنامه مشخصی برای فردا نداشته باشیم به طور جدی عقب خواهیم ماند اما به دلیل همین اعتقاد فکر می کنم باید مراقب بود تا این برنامه به سرنوشت برنامه هسته ای ایران دچار نشود. باید جلوی بزرگنمایی ها و کوچک نمایی ها را گرفت قطعات پازل را سر جای خود قرار داد، تذکر داد، داد زد، عصبانی شد و در نهایت با موفقیتی واقعی به وجد آمد.

دیدگاه‌ها

  1. در مورد مقایسه میزان درگیر بودن مردم جامعه در این پروژه ها می توان اپروچ های آمریکا و شوروی رو با هم مقایسه کرد، توی آمریکا فن های star trek با نامه نوشتن کاری کردن که اسم اولین نمونه آزمایشی شاتل را اینترپرایز بذارن و برای پروژه های بعدی مثل اسم شاتل Endeavour که بین دانش آموزا فکر کنم به مسابقه گذاشتن یا مریخ نوردها،و الان کم وبیش داره راهش رو ادامه می ده، در مقابلش شاتل بوران شوروی که از نظر مهندسی شاید حتی از شاتل های آمریکایی برتر بود و آخر توی بایکنور به خاطر عدم رسیدگی، با کلاپس هنگرش تقریبا از بین رفت، حالا مقایسه کنید برنامه ایران به کدوم نزدیکتره

  2. آقای ناظمی عزیز، از این که این بار اشاره ای هم به بحث اخلاقی بودن یا نبودن فرستادن موجودات زنده به فضا کردید از شما ممنونم. همین که خوانندگانِ این مطلب شما در گوشه ای از ذهنشون این سؤال هم مطرح بشه که آیا ما مجازیم برای گسترش علم و دانش هر طور خواستیم از حیوانات استفاده کنیم یا نه، به نظرم یه کار مثبته حتی اگه بقیه هم با شما هم نظر باشند و بگن آره “شاید به نظر بی رحمانه برسد، ولی واقعیت همین است”!!!

    فارغ از این مسأله که “آیا نتایج این آزمایش یا نمونه های دیگر را می شد بدون استفاده از حیوان زنده به دست آورد یا نه؟” من فکر می کنم بهتره به یه موضوع دیگه هم توجه کنیم: این حیواناتی که به دست انسان گرفتار می شن از همون لحظه اول اسارتشون و حتی قبل از پرتاب به فضا، با انواع و اقسام استرس ها و اضطراب ها مواجه می شن، آخه اصلاً نمی دونند هدف از این بلاهایی که داره به سرشون میاد چیه و قراره چه اتفاقی براشون بیفته. به قول خیام:

    ای بسته چوگان قضا هم چون گو // چپ می خور و راست می خور و هیچ مگو
    کآن کس که تو را فکند اندر تک و پو // او داند و او داند و او داند و او

    این فقط خود انسان هست که هدف این آزمایشات رو می دونه نه حیواناتی مثل سگ و میمون و غیره. فارغ از بحث جسمانی و مواردی مثل تحمل شتاب زیاد، کمبود اکسیژن یا مثلاً تحمل گرمای زیاد، استرس های شدید روحی و روانی هم که به این حیوانات وارد می شه بسیار خطرناک و کُشنده است. این موضوع در همین فیلم پرتاب فضاپیمای پیشگام به خوبی مشهوده و می شه استرس و شوک های شدیدی رو که داره به این میمون وارد می شه به راحتی دید. سرنوشت سگ ماده ای به نام لایکا که اولین حیوانی بود که توسط روس ها با فضاپیمای اسپوتینگ ۲ به فضا فرستاده شد و در همون فضا جانش رو از دست داد، دلیل دیگری بر این مدعاست. دوستان می تونند سرنوشتش رو در ویکی پدیا بخونند:

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%A7

    تأسف بار این که برای لایکا از همون اول اصلاً مرحله بازگشت فضاپیما تعریف نشده بود و روس ها تصمیم نداشتند لایکا رو دوباره زنده به زمین برگردونند!

    به نظر من اگه نگیم منطقی تر، حداقل کار اخلاقی تر اینه که یه انسانِ داوطلب رو به فضا بفرستیم، هر چی باشه داوطلب مرگ که تو این کشور کم نداریم! یا مثلاً یه فراخوان بزنیم و بگیم چنین آزمایشی قراره انجام بشه، به هر کس داوطلب شد فلان قدر پول خواهیم داد و اگه آزمایش موفقیت آمیز نبود و داوطلب مُرد این پول رو به خانواده اش خواهیم داد، مطمئن باشید با این همه قشر مستضعف و فقیری که تو کشور وجود داره و بعضی هاشون هم به خاطر مشکلات اقتصادی گاهاً خودکشی می کنند، داوطلبان زیادی پیدا می شه!

    1. دوست عزیزم حرف شما درست اما ما هنوز موشک حامل انسان به فضا رو در اختیار نداریم و میگن در حال ساخت و طراحی هستن شما اجازه بدید شرایط و ابزار آماده بشه ما از انسان های داوطلب مرگ هم که میخواهند بروند به زیرمدار استفاده میکنیم

    2. اینکه به یک آدم که مشکل مادی داره(و شاید تنها مشکلش در تمام دنیا همین باشه!)پول بدیم که بیاد و همچین کاری بکنه اخلاقیه؟! حتی اگه خودش رضایت بده(به خاطر پول)؟ به نظر شما اخلاقی تر نیست در حد توانمون کمکش کنیم تا به مثل بقیه به زندگی بپردازه؟اگه شخصی خودش رضایت بده که شما بکشیدش یا آسیبی بهش بزنید شما قبول می کنید؟…
      واقعا متاسفم به راحتی به خودمون اجازه می دیم که به قشر مستضعف جامعه توهین بکنیم و در عین حال دم از اخلاق هم بزنیم…

      1. دوست خوبم، به هیچ وجه قصد من توهین نبود. من خودم رو نه برای ظاهرسازی و تملق بلکه واقعاً جزء همین قشر مستضعف و فقیر جامعه می دونم و به این موضوع افتخار هم می کنم، چرا که به قول حافظ:

        دولت فقر خدایا به من ارزانی دار // کین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

        اگه دوباره این مطالبی رو که می نویسم توهین به قشر مرفه جامعه نپندارید باید خدمتتون عرض کنم که انسان معمولاً (تأکید می کنم معمولاً نه همیشه) وقتی به رفاه و ثروت زیادی می رسه یا یه مشکلی برای خودش درست می کنه یا بقیه. این موضوع در قرآن هم در سوره علق بهش اشاره شده:

        کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى ﴿۶﴾أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى ﴿۷﴾

        حقا که انسان سرکشی می کند (۶) همین که خود را بی نیاز پندارد (۷)

        البته می تونید این حکایت زیبای سعدی رو هم بخونید تا متوجه بشید منظورم از کلمات “فقر” و “غنا” به چی معنیه:

        http://www.aariaboom.com/content/view/1962/256/

        در ضمن من هیچ موقع دم از اخلاق و معنویت نزده و نخواهم زد، چون عقیده دارم هیچ انسانی کامل نیست و همه ما(خواسته یا ناخواسته)دارای نواقصی هستیم و هیچ بعید نیست برخی از افکار و اعمالمون نادرست باشه:

        جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد // ما را چگونه زیبد دعوی بی گناهی

        اولاً که من این موضوع رو به کنایه نوشتم و فکر می کنم اگه یه بار دیگه کامنتم رو بخونید متوجه منظورم خواهید شد ثانیاً من گفتم این کار اخلاقی تره نه اخلاقی، چون در این حالت آزمایش با رضایت کامل خود فرد انجام می شه اما در حالت دوم فکر نمی کنم هیچ حیوانی رغبت و رضایت داشته باشه تا در آزمایش های ما شرکت کنه.

        1. آیا حیوانات رضایت دارند که توسط ما انسان‌ها هر روزه ذبح شوند و خورده شوند!؟
          آیا حشرات از اینکه هر روزه توسط انسان‌ها کشتار جمعی می‌شوند خوشحال هستند!؟

    3. خیلی جالبه، وقتی این کامنت رو می نوشتم اصلاً فکر نمی کردم که در کمتر از ۲۴ ساعت اولین انسان داوطلب برای فرستادن به فضا پیدا بشه:

      http://www.khabaronline.ir/detail/275090/politics/government

      حالا باز شما میمون بفرستید به فضا!!؟ جالبتر این که فراخوانی رو هم که صحبتش رو کردم به همین زودی به وقوع پیوست! در برنامه آسمان شب آقای صفاریان پور که از شبکه ۴ سیما پخش می شه امشب این سؤال رو زیرنویس کرده بودند: “آیا شما حاضرید داوطلب سفر به فضا شوید؟ ۱- آری ۲- خیر” و از بیننده ها می خواستند که جواب رو براشون اس ام اس کنند. فکر می کنم اگه تو این سؤالشون یه مبلغی رو هم تعیین می کردند مطمئناً داوطلبان زیادی پیدا می شد!

      مسأله دیگه ای که تو این برنامه آسمان شب نظرم رو جلب کرد اظهار نظر آقای شهرام یزدان پناه بود که گفتند: “من تا حالا به هیچ حیوانی غبطه نخوردم، اما الان به این میمون غبطه می خورم و حسودیم می شه، دوست داشتم من جای اون به فضا می رفتم.” خیلی دوست داشتم اونجا بودم یا یه جوری امکانش بود که از آقای یزدان پناه می پرسیدم اگه این میمون زنده به زمین بر نمی گشت آیا باز هم دوست داشتید شما جای این میمون به فضا می رفتید یا نه؟!!

      یکی دیگر از مهمونای این برنامه هم (که فکر می کنم اسمشون دکتر ابراهیمی بود) تیر خلاص رو زد و گفت (البته نقل به مضمون): “استفاده از حیوانات در آزمایش های فضایی خیلی عادیه و الآن در علوم دیگری مثل پزشکی، صنعت داروسازی و … هم از حیوانات زیاد استفاده می شه. البته ما تمام استانداردهای جهانی رو برای حفظ جان میمون و زنده نگه داشتنش رعایت کرده بودیم”!!!!

      1. بله اگر کسی برایش پیشرفت علم آنقدر مهم بود که جانش را تا به این اندازه به خطر بیندازد ،خوب تصمیم خودش بوده!(هر چند که این نیز خود جای بحث دارد) اما این با اینکه فراخوان بدهیم تا از سر نیاز مالی(و نه از سر عشق به علم) جان انسان هایی را به خطر بیندازیم زمین تا آسمان تفاوت دارد…
        بله شما صحیح می فرمایید، آیا اونها که به راحتی ادعا می کنن که کاش جای میمون فضانورد بودند اگر در موقعیتش بودند یا اضطرارش بود که این کارو بکنن هنوز هم به راحتی می تونستند رو حرف خودشون بایستند؟ یا این حرف ها رو باید با متر سیاست سنجید؟ امید که آنان از عاشقان علم و دلسوزان پیشرفت و مردم باشند…

    4. آقای رحیمی عزیز
      ممنون از نظر و توضیحات شما. من برای نگاه شما ارزش بالایی قایلم و اینکه افرادی در این وانفسا به حقوق حیوانات توجه می کنند خوشحالم. من تا بخشی از مسیر را همراه شما هستم که باید قوانین مشخصی برای آزمایش های حیوانی وضع شود. من با آزار رساندن با حیوانات مشکل دارم و به همین دلیل ایده های شکارچیانی که با استدلال های مختلف و برای تفریح دست به شکار می زنند را نمی توانم قبول کنم.
      اما معتقدم باید راه به تعادل برد. من معتقدم در جایی که ضروری است برای پیشرفت شاخه ای از فناوری از جمله در بخش سلامت از حیوانات استفاده کرد، عدم استفاده از آنها دقیقا عین عمل غیر اخلاقی است. من درباره این آزمایش خاص صحبت نمی کنم در حالت کلی حرف می زنم. برای مثال من نمی توانم به دلیل اینکه حیوانات را دوست دارم گیاهخوار شوم. خودمان را فریب ندهیم گیاهانی هم که خورده می شوند موجود زنده هستند و درجه ای از احساس و میل به بقا را دارند.
      افراط در این دیدگاه نتیجه اش را گاهی در همین نکته ای که – امیدوارم – به کنایه در انتها نوشته اید نشان می دهد. به افراد فقیری پول بدهیم تا مورد آزمایش قرار بگیرند. من بارها کسانی را دیده ام که به خاطر بال شکسته یک پرنده اشک می ریزند و همان دم فریاد می زنند که اگر فردی که عامل آسیب او است ببینند با دستان خود خواهند کشت. من کسانی را دیده ام که نگران گرسنگی گربه های شهر هستند اما حتی یک بار به فقیری در کنار کوچه خانه اشان حتی فکر هم نکرده اند. البته من تعمیم نمی دهم. من بسیاری از این افراد را انسان های فوق العاده مهربان و اخلاق گرایی می دانم اما تعادل در راه به نظرم درست ترین کار است. حتی در دوست داشتن و مهربانی کردن.
      درباره داستان گیاهخواری و غیره البته من از پرداختن به نظراتم در این فضا اکراه دارم. اما با توجه به اشاره ای که فرمودید فقط یادآوری می کنم اتفاقا این مساله برای من مساله مهمی به شمار می رفت و چند سالی آن را دنبال کردم (یک دلیلش برای این بود که تصمیم بگیرم آیا باید اجازه چاپ توصیه های گیاهخواری / گوشتخواری و یا کلا هر نوع رژیم غذایی دیگری را در صفحه تحت نظرم در روزنامه بدهم یا نه ) نتیجه همه آن پیگیری ها این بود که در دوسوی داستان افسانه های فراوانی به وجود آمده است که بسیاری از آنها اشتباه و دروغ است. نه گیاهخواران به سرعت بهره هوشی خود را از دست می دهند و نه گشوتخواران و نه هیج یک وحشی یا بدوی می شوند. گوشتخواری بخشی از تکامل انسان بوده و بهترین دانسته های فعلی ما توصیه می کنند مصرف گوشت قرمز را کاهش داده و هرم کامل غذایی را استفاده کنید.
      من قطعا به نظر کسانی که غیر از این فکر می کنند احترام می گذارم (البته تا جایی که دوستان هم به نظر و روش زندگی من احترام بگذارند 🙂 البته گروه دیگری از دوستان هستند که دلیل گیاهخواری خود را سلامت عنوان نمی کنند و مدعیند به دلیل علاقه به حیوانات و جانوران این نوع رژیم غذایی را انتخاب کرده اند و از خوردن موجود زنده دوری م یکنند. با کمال احترام این استدلال را به هیج وجه نمی توانم بپذیرم به این دلیل که همان گیاهانی که استفاده می شوند نیز موجود زنده هستند.
      از اینکه مطالب این صفحه را دنبال می کنید و نظراتتان را مطرح می کنید باز هم ممنونم و اگر گاهی جوابی نمی دهم با دقت تمام همه نظرها را می خوانم و دنبال می کنم.
      موفق باشید
      پوریا

      1. پوریای عزیز، یک دلیل مهم برای توجیه برده داری همین عقیده بود که برخی از انسان ها با توجه به این که نژاد خود را برتر از سایر نژادها می دانستند و معتقد بودند بقیه برای خدمت به آنها آفریده شده اند، در نتیجه بدون کمترین احساس گناه قادر بودند بدترین رفتارها را نسبت به همنوعانشان داشته باشند و به راحتی استدلال می کردند که برده های ما احساسات و عواطف و درد ورنجی را که ما داریم فاقد هستند و بالطبع رفتار خشن ما با آنها هیچ گونه قبح اخلاقی ندارد. آقای ناظمی من اطمینان دارم که شما اکنون کاملا با برده داری مخالف بوده و این عقیده را که نژاد خاصی از انسان ها بر دیگران برتری داشته (مثلا عقیده ای که نازی ها داشتند) یا اینکه یک نژاد فرودست وجود دارد که در رتبه پایینتری از انسانیت قرار دارد (عقیده ای که عده کثیری از سفیدپوستان در باره سیاهان داشتند) را کاملا رد میکنید. به نظر می آید اگر ما نیز در زمانی زندگی میکردیم که برده داری امری رایج و طبیعی در جامعه بود ممکن بود با همین استدلال (نژاد برتر و پست تر) برده داری را امری طبیعی بدانیم و با توجه به این که بسیاری از اطرافیانمان هم همینطور فکر میکردند، اصولا فکر این که ممکن است برده داری عملی غیر اخلاقی باشد به ذهنمان خطور هم نکند.
        این که امروز ما به راحتی در باره غیر اخلاقی بودن برده داری حکم می دهیم به این دلیل است که افرادی پیدا شدند و این نظریه را که نژاد برتر و پست تر در بین انسانها وجود داشته باشد را به چالش کشیده و پس از سالها و حتی قرنها موفق شدند ذهن بشر را متوجه این واقعیت کنند که تمام انسانها فارغ از نژاد و رنگ و … در یک چیز یعنی انسانیت مشترکند و در نتیجه حقوق بشر را برای انسان تعریف نمایند. من فکر میکنم زمانی خواهد رسید که باز هم با تلاش انسان هایی (که در بند پیش فرضهای ذهنی به ارث رسیده از پدران و جامعه و اطرافیان خود نیستند و سعی میکنند برای اعمال و رفتار خود به عنوان یک موجود دارای عقل و وجدان استدلال دقیق داشته باشند) ، همانگونه که نژادهای گوناگون انسان اینک از حقوق یکسان انسانی برخوردار گشته اند( البته منظورم در وجدان و عقل جمعی ما است نه در عمل)، حیوانات دیگر نیز از نظر داشتن حق حیات هم ردیف انسان ها قرار خواهند گرفت. به طوری که همان طور که قبح و غیر اخلاقی بودن برده داری در نظر ما اکنون بسیار بدیهی است، محروم کردن حیوانات دیگر از حق حیات توسط انسان ها نیز یک عمل غیر اخلاقی بدیهی خواهد بود.

        1. من واقعا وارد این بحث نمی خواهم بشوم. اصول اخلاقی دیگران هم برایم محترم است. اما چند نکته کوچک به نظرم برای یادآوری ضروری است: اولا اینکه شخصی را این قدر راحت متهم کنیم که اصول فکریش که البته اصول شخصی او هم نیست و واقعیت دنیای بیرونی است که من و شما هر دو از مواهب آن استفاده می کنیم، یکسان با اصول فکری منتج به برده داری است به نظرم کمی غیر منطقی و حداقل نیازمند ارایه دلایل بیشتری است.
          اینکه من با استفاده محدود از حیوانات د رآزمایش های علمی و پزشکی موافقم من را تبدیل به دشمن اخلاق کند حرف غریبی است. البته از دید حیوانات قربانی حتما اینگونه است اما بعید می دانم آنهایی که از این آزمایش ها سود برده باشند در این نگاه اخلاقی با شما شریک باشند.
          ثانیا اگر در دنیای واقعی و نه در دنیای خیالات ایده آل شما در جایی ببینید یکی از نزدیکانتان در موقعیتی گرفتار شده که مثلا گرگی یا ماری به او حمله ور شده است و پایان این تخاصم مرگ عزیز شما است و راه نجاتی جز از بین بردن آن جانور دیگر وجود ندارد آیا دست به عمل نمی زنید؟ یا فکر می کنید احساسات و آلام و خانواده آن مار یا گرگ جریحه دار میشود؟ در دنیای واقعی برای مسایل بسیار کمتر انسان ها یکدیگر را می کشند. حالا چطور مهر بی اخلاقی بر کار کسانی می زنید که زندگی خود را وقف بهبود زندگی و توسعه دانش و فناوری انسان ها می کنند و در این راه – در بسیاری از موارد بر خلاف میل خودشان حتی – ناچارند جانوران دیگر را قربانی کنند؟
          اگر امروز دارویی به بازرا عرضه شود و مردمانی بخورند و بمیرند شما و دوستان دیگر اگر متوجه شوید آن دارو بدون آزمایش های فاز حیوانی وارد عرصه توزیع شده است فریاد وا انسان هایتان به آسمان نمی رود؟

  3. با سلام.به نظرم این جملات خیلی خوبن:
    ۱)اگر برنامه ها به شکل جزیره های مجزا دیده نشوند و یکپارچگی در بین آنها وجود داشته باشد و فارغ از سیاست های دولت ها و روسا شکل بگیرد ،می توان به آینده امیدوار بود.
    ۲)اگر برنامه غیر نظامی فضایی ایران قرار باشد ادامه پیدا کند، باید حمایت و پشتیبانی منطقی عمومی را با خود داشته باشدو این پشتیبانی با رفتارها و گزارش های شعاری و تبلیغی و یا متهم کردن دیگران به دست نمی آید.
    ۳)بزرگنمایی ها می تواند نتیجه برعکسی داشته باشد و منجر به این شود که جامعه به جای اینکه از یک پیشرفت منطقی خوشحال شود از سوی دیگر بام بیفتد و کل اتفاق را کوچک تر از جایگاهش ببیند.نکته مهم دیگر این است که بپذیریم و به مردم هم توضیح دهیم که در یک تحقیق و بررسی علمی شکست بخشی از فرآیند است. شکست به معنی نابودی و آبروریزی نیست.
    ۴)در سوی دیگر داستان نیز مسولان و علاقه‌مندان برنامه های فضایی ایران نیز بپذیرند هرکسی نقد می کند و ایراد می گیرد دشمن و وطن فروش و بیگانه پرست نیست.
    با تشکر

  4. این که میگی این هزینه ها لازمه باید بهت بگم که سخت در اشتباهی هر آدم عاقلی میفهمه که این سازمان هوافضا همش یک پوشش برای فریب مردم ایران و یک اختار برای امریکای ها که ما موشک بالستیک داریم چون همین موشک فضا پیما میتونه کلاهک هسته ای حمل کنه

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.