در جستجوی هوشمندان فرازمینی


گفتگوی دانستنیها با دکتر جری هارپ، مدیر پژوهش های موسسه جستجوی هوشمندان فرازمینی
SETI

ستی شاخه ای از ستاره شناسی است

 

«آخرین مرد جهان در خانه نشسته بود، کسی بر در کوبید!» این داستان بسیار کوتاه از فردریک براون (۱۹۷۲-۱۹۰۶) شاید یکی از هراسناک ترین داستان های ممکن باشد. تصور چنین موقعیتی مو بر تن انسان سیخ می کند و البته  شاید در مقیاسی بزرگتر، این روایت توصیفی از موقعیت ما با جهان اطرافمان را به تصویر بکشد.

 تا جایی که می توانیم با قطعیت حرف بزنیم هنوز نتوانسته ایم هیچ نقطه ای از عالم و غیر از زمین  را پیدا کنیم که در آن حیات به هر شکلی وجود داشته باشد. طبیعتا در هیچ جای عالم نیز حیات هوشمندی غیر از زمین پیدا نشده است. اما این به چه معنی است؟ آیا ما تنها هستیم؟ آیا در جهانی به این وسعت، زمین ما تنها جایی بوده که توانسته است، بذر حیات را در دل خود بپرورد و آن را بارور سازد و در نهایت به شکل گونه ای هوشمند تکامل بخشد؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا؟ و اگر پاسخ منفی است پس دیگران کجا هستند؟

موقعیت فعلی ما در نقش نژاد انسان،  با آخرین مرد جهان در داستان بالا فرقی نمی کند. با این تفاوت که ما از ابتدا خود را تنها تصور کرده ایم. ما کودکی بوده ایم که در شهری عظیم و خالی از سکنه رشد کرده ایم و تنها بزرگ شده ایم. برای مدتهای طولانی اعتقاد داشتیم که قطعا تنها هستیم و حتی اندیشه وجود هر جنبنده دیگری را سرکوب می کردیم. مدتی بعد امیدوار شدیم. با پای لنگانمان به خانه های اطراف سرک کشیده ایم و به دنبال نشانه ای از انسانی دیگر و یا حداقل گیاهی و سبزه ای گشته ایم. آتشی روشن کرده ایم و دودی به آسمان فرستاده ایم تا شاید دیگران ما را ببینند و در شب های تاریک به اطراف گوش سپرده ایم تا شاید صدای گام پای دور دستی را از میان صدای باد و آب تشخیص دهیم. از یک سو نقشه ای پیدا کرده ایم که  به کمک آن ابعاد شهر و سیاره امان را پیش رویمان گشوده است. می دانیم حتی اگر در همسایگی ما خبری نبود شاید در گوشه ای دیگر کسی باشد. از طرفی وسیله قدرتمندی برای رفتن به راه های دور در اختیار نداریم. ماییم و جهانی پر از شهرهای خالی از سکنه و امید به یافتن انسانی دیگر.

در دنیای واقعی یکی از موسسات پیشرویی که به دنبال هوشمندان فرازمینی می گردد موسسه جستجوی برای هوشمندان فرازمینی یا SETI است. جایی که با کمک ابزارهای مدرن خود گوش و چشک به آسمان دوخته است تا نشانه ای از تمدن های هوشمند دیگر در فراسوی زمین پیدا کند. پژوهش درباره ستی پژوهش درباره بشقاب های پرنده و شبه علم نیست بلکه روشی علمی برای هدفی علمی است و از سوی موسسات علمی پیشرو و جمعی از دانشمندان مجرب دنبال می شود. مدیریت  بخش تحقیقات این موسسه اکنون بر عهده دکتر جری هارپ (Gerry Harp)  است که جانشین چهره افسانه ای این موسسه جیل تارتر شده است. او در این گفتگو با دانستنیها درباره ستی و درباره تلاش های ما برای فهمیدن اینکه آیا در نهایت ما تنها هستیم یا نه سخن گفت.

اینک ما در خانه خود خسته و امیدوار نشسته ایم و گوش و چشم به بیرون دوخته ایم. شاید تنها فرق ما با آخرین مرد جهان در پایان هراسناک داستان باشد. من مطمئن نیستم کدام یک از این دو حالت برای ما، هراسناک تر خواهد بود: روزی که کسی بر در خانه امان بکوید و یا روزی که بفهمیم واقعا آخرین مرد جهانیم؟

 

 seti

 

 

۱-    پروژه ستی (جستجوی موجودات هوشمند فرازمینی) معمولا به رادیو تلسکوپ های بزرگش و غول آسایی شناخته می شود که برای شنیدن صدا و یا علامتی از بیگانه های هوشمند به آسمان گوش سپرده اند. اما جستجوی شما بازه وسیعی دارد. کدام بخش های طیف برای شکارچیان بیگانه ها مورد توجه است؟

–         در فضا تابش های الکترومغناطیسی (نور و امواج رادیویی) همگی تقریبا با سرعت نور حرکت می کنند که سریعترین سرعت و روش شناخته شده برای انتقال اطلاعات به شمار می رود. از آن گذشته فضای میان ستاره ای تقریبا خالی است و به همین دلیل یک سیگنال الکترومغناطیسی می تواند مسافت های زیادی را در میانه کهکشان طی کند. ما در پروژه ستی از آشکارسازهای الکترومغناطیسی متعدد و متنوعی استفاده می کنیم که از رادیو تلسکوپ ها تا تلسکوپ های نور را شامل می شوند.

مانع و سد اصلی میان زمین و فضای کهکشان را جو سیاره ما شکل می دهد. جو زمین، تقریبا همه امواج الکترومغناطیس و تقریبا از فاصله بسامدی ۱۰ گیگاهرتز (طول موج ۳ سانتی متر) تا ۳۰۰ تراهرتز (طول موج ۱ میکرون) را جذب می کند و به همین دلیل باید در حوزه ای جستجوی خود را متمرکز کنیم که اطلاعات می تواند از سد جو زمین عبور کند و به همین دلیل تمام اندازه گیری های ستی در پنجره رادیویی و یا نوری طیف الکترو مغناطیس انجام می شود. هر دو این نواحی ارزش بررسی و مشاهده  دایم را دارند. پالس های نوری بدون اینکه در فضای میان ستاره ای  دچار اعوجاج شوند حرکت می کنند و به همین دلیل مورد توجه ما هستند و آنها را مشاهده می کنیم. چنین پالس هایی باید به وسیله لیزرهای فوق العاده قدرتمندی در منبع انتشار تولید شده باشند که ما بتوانیم آن ها را در اینجا تفکیک کنیم.

دربازه رادیویی پالس های رادیویی به مقدار اندکی توسط گازهای یونیزه محیز میان ستاره ای دستخوش تغییر می شوند و به همین دلیل به جای پالس ها به طور معمول ما به سیگنال هایی نگاه می کنیم که تنها در بازه فرکانسی مشخص و محدودی از طول موج الکترومغناطیسی وجود دارند. این سیگنال ها تولیدشان راحت است ولی برای اینکه بتوانید آنها را از فواصل دور تشخیص دهید بازهم نیازمند این هستید که تولید کننده قدرتمندی برای آنها وجود داشته باشد. به طور خلاصه در نور مریی ما به دنبال پالس هایی در مدت زمانی محدود در بازه فرکانسی وسیعی هستیم و در طول موج های رادیویی، برعکس این حالت ما به دنبال امواجی در بازه فرکانسی محدود اما در دوره زمانی طولانی تر می گردیم.

Harp,-Gerry_1

۲-    پس جستجوی شما تنها به کمک بشقاب های رادیویی یکپارجه غول پیکر اتفاق نمی افتد و فناوری های متنوع تری مورد استفاده قرار دارد؟

–         در بخش رادیویی ستی، به طور سنتی ما از بشقاب های گیرنده بزرگ و یکپارچه ای مانند آنتن پارکز[۱]، تلسکوپ گرین بانک[۲] و آرسیبو[۳] استفاده می کردیم. این ها ابزارهای ساده ای هستند و کار کردن با آنها هم راحت است. کافی است آن ها را به جهت خاصی از آسمان نشانه بروید و به مشاهده اطلاعاتی که دریافت می کنید بپردازید.

در موسسه ستی اما ما پیشگام استفاده از تکنیک تداخل سنجی رادیویی برای انجام تحقیقات ستی بودیم. تداخل سنج رادیویی ما به نام آرایه تلسکوپ های آلن[۴] یا به طور خلاصه ATA از تعداد زیادی (۴۲) بشقاب کوچک (هر یک به قطر ۶ متر) تشکیل شده است. با این ابزار ما می توانیم همزمان به ۱۲۵۰ هدف مختلف نگاه کنیم که فوق العاده چشمگیر است. در زمینه بررسی های وسیع و گسترده آسمان، این تداخل سنج در رده قوی ترین ابزارهای موجود روی زمین به شمار می رود. ما الان مشغول تعویض  دریافت کننده های تلسکوپ هایمان هستیم و  وقتی این اتفاق تمام بشود توان جستجو  و مشاهده سیگنال های طرح ستی در حدود ۱۰۰ برابر افزایش پیدا می کند. بدین ترتیب اگر با وضع فعلی این امکان وجود داشته باشد که یک موجود فرازمینی را در یک بازه زمانی ۱۰۰۰ ساله از رصد ها پیدا کنیم پس از این ارتقا این مدت زمان به ۱۰ سال کاهش می یابد.

همینطور در سال ۱۹۶۳ چارلز تونز[۵] امکان جستجوی اپتیکی در طرح ستی را مطرح کرد. جستجوی نوری طرح ستی از سوی استوارت کینزلی[۶]، پاول هورویتز[۷] (از هاروارد) و با همکاری با دن ورتیمر[۸] (از دانشگاه یو سی بی) و فرانک دریک[۹] (از موسسه ستی) و با کمک افراد دیگر برنامه ریزی و اجرا شده است. در این جستجو ها از تلسکوپ های اپتیکی بزرگی که به آشکار سازهای مختلفی مجهز هستند استفاده می شود و در آن  به دنبال پالس های خیلی کوتاه لیزری می گردیم. سطح فناوری امروز سیاره ما این توانایی را دارد که پالس های لیزری تولید کند که برای مدت زمان بسیار کوتاهی (در حد نانو تا پیکو ثانیه) درخشش ستاره مادر ما (خورشید) را تحت تاثیر خود قرار دهد. با استفاده از چندین حسگر (به طور معملو ۳ حسگر) که بر روی یک یا چند تلسکوپ نصب می شود این امکان وجود دارد که پالس های لیزری این گونه را از نور ستاره ها تفکیک کنیم. ممکن است فوتون هایی که از یک ستاره به ما می رسند دربازه های زمانی بسیار کوتاه در قالب یک بسته سه تایی به حسگرها برسند اما تنها پالس های لیزری هستند که هیچ وقت امکان ندارد همزمان در هر سه حسگر و در یک زمان واحد تفکیک شوند و بدین ترتیب می توانیم چنین پالس های مصنوعی را شناسایی کنیم.

 

۳-    ستی یکی از پیشگامان انقلابی بود که در زمینه تحلیل و بررسی داده ها رخ داد و الهام بخش علوم شهروندی و بعدها آن چیزی شد که در پروژه ای مانند سرن به شبکه تور یا گرید دیدیم. این تغییرات خود پروژه ستی را چگونه تحت تاثیر قرار داد. این انقلاب فناوری اطلاعات چطور بر خود پروژه می تواند تاثیر بگذارد؟

–         برای یک نمونه همین ATA را در نظر بگیرید. این آرایه در هر ثانیه داده هایی معادل ۱ ترابایت تولدی می کند. ما حتی نمی توانیم بیش از چند درصد این داده هارا ثبت کنیم و به همین دلیل بخش عمده ای از داده ها در همان بدو امر برای همیشه از دست می روند. ما یک تحلیل موج بسیار سریع را روی این داده ها اعمال می کنیم و در آن به دنبال الگوهای موج مشخصی با تفکیک ۱ هرتز می گردیم (همان روش معمول در ستی). این نوع تحلیل های داده ها می تواند تحت تاثیر افزایش سرعت پردازش و تعداد پردازنده های ما ارتقا پیدا کند.

اگر توان پردازش ما دوبرابر ارتقا پیدا کند ما می توانیم نه تنها به جستجوی سیگنال های با تناوب منظم (سینوسی ) بگردیم که سیگنال هایی که ساختارهای تکرار پپذیر متفاوتی را دارند را نیز جستجو کنیم. اگر توان ما با ضریب ۱۰ افزایش پیدا کند، می توانیم پالس های رادیویی کوتاه دوره را نیز جستجو کنیم. به معنی واقعی کلمه تعداد نامتناهی روش برای ارسال یک سیگنال رادیویی وجود دارد و به همین دلیل ما هنوز راه درازی پیش رو داریم.

ما فعلا در حال مطالعه روش های یادگیری ماشین ها[۱۰]  هستیم که برروی ابرکامپیتورهای چند پردازنده ای اجرا می شود. چنین چیزی شاید بتواند به ما کمک کند که به بررسی انواع دیگر سیگنال ها به روش های متفاوتی بپردازیم و تمرکز خود را برروی سیگنال هایی قرار دهیم که بیش از بقیه تکرار می شوند.

۴-     در تاریخ ستی برخی از لحظه های خاص هم وجود داشته اند. یکی ازآنها روز ۱۵ آگوست ۱۹۷۷ و زمانی بود که سیگنال معروف به سیگنال واو! (Wow!) دریافت شد. آیا چنین لحظاتی بار دیگر در ستی تکرار شده است؟

–         اوه بله! سیگنال واو!  این سیگنال نقطه عطفی در تاریخ ستی به شمار می رود. یکی از دلایل اهمیت این سیگنال این بود که توجه مردم را به این مساله جلب کرد که واقعا ممکن است یک سیگنال دریافت شده از یک موجود هوشمند فرازمینی، سیگنالی گذرا باشد و یا حداقل آنها همیشه فرستنده خود را روشن باقی نگذاشته باشند. واو! اولین نمونه از چنین سیگنال هایی بودند که نه تنها ثبت که مورد بزرگداشت قرار گرفتند.

به کمک حسگرهای جدیدمان ما دایم در حال پیدا کردن سیگنال هایی هستیم که اگر مهیج تر از واو! نباشد کمتر از آن هم هیجان انگیز نیستند.  تقریبا هرروز چنین سیگنال هایی را پیدا می کنیم. این ها سیگنال هایی هستند که برای مدت کوتاهی در تلسکوپ های ما مشاهده و تفکیک می شوند و همه آزمون های ما را تا سطح و مرحله مشخصی با موفقیت پشت سر می گذارند. و سپس سیگنال ناپدید می شود. کار کردن با این سیگنال ها کمی خسته کننده است. از بین میلیونها سیگنال ثبت شده شاید ۲۰ مورد از چنین سیگنال هایی را هر رروز پیدا کنیم. واقعا نمی توانیم هیچ چیزی درباره این رویدادها بگوییم. آنها جذاب هستند اما از پس شرایط دشواری که ما وضع کرده ایم تا قانع شویم سیگنالی به طور دایم و مداوم و از منبعی واقع در اعماق فضا به ما می رسد (و فقط سیگنال تصادفی نیست که از یک ماهواره مداری تولید شده باشد) بر نمی آیند. به همین دلیل باید شانه های خود را بالا بیاندازیم و از کنار آنها بگذریم و دنبال نامزدهای مناسب تری بگردیم.

۵-    بخشی از محبوبیت  پروزه ستی به پروژه ستی در خانه بر می گردد.  این پروژه به نوعی اغاز گر علوم شهروندی بود رابطه شما با این پروژه چگونه است؟

[email protected]،  پروژه ای است که از سوی دوستان، همکاران و البته برخی اوقات رقبای ما در دانشگاه برکلی طراحی و اجرا می شود. کاری که دانشگاه برکلی می کند اندکی با کار ما در موسسه ستی متفاوت است اما هیچ شکی وجود ندارد که این دانشگاه یکی از رهبران در تحقیقات ستی به شمار می رود. من معتقدم ستی در خانه، هنوز زنده و موثر  است و در واقع حتی با معرفی پروژه آسترو پالس که روشی جدید برای بررسی خودکار سیگنال های پالسی است تقویت هم شده است.

۶-    در چند سال اخیر و به خصوص پس  از آغاز به کار ماموریت تلسکوپ فضایی کپلر، سیارات فراخورشیدی به یکی از موضوعات داغ ستاره شناسی بدل شده اند. حالا ما می دانیم آنها آن بیرون وجود دارند و حتی می دانیم کجا ها هستند. آیا کشف این سیاران تاثیری بر روند پروژه ستی دارد؟

کشف این موضوع که تقریبا همه ستاره ها ممکن است در بردارنده سیستم های سیاره ای باشند یک دفاعیه تمام عیار برای تحقیقات ستی به شمار می رود. در گذشته، پروژه ستی از سوی دانشمندانی مورد انتقاد قرار می گرفت که معتقد بودند منظومه های سیاره ای به طور چشمگیری نادر هستند و به همین دلیل جستجوی ما را تلاشی نا امیدانه و بی ثمر ارزیابی می کردند. اکنون می دانیم که سیارات همه جا حضور دارند و این امر ما را برای ادامه جستجوی خودمان راسخ تر می کند و انگیزه ما را افزایش می دهد. به یاد داشته باشید که ما هنوز در آغاز راه جستجوی سیگنال های احتمالی فرازمینی  ها هستیم و شاید سال ها یا دهه ها و یا قرن ها تا روزی که چنین سیگنالی را به دام بیاندازیم فاصله داشته باشیم. مهم نیست که  پاسخی که درباره فرازمینی ها ممکن است به دست بیاوریم چه خواهدبود. اما این جواب هرچه باشد برای زیست شناسان ، فلاسفه و تقریبا همه انسان های زنده روی زمین مهم و جالب توجه خواهد بود.

۷-    شما به تازگی نخستین جستجوی مستقیم از میدان دید کپلر را به پایان بردید آیا قصد دارید این جستجو ها را درباره نواحی که سیاره های فراخورشیدی در آنها وجود دارند ادامه دهید؟

جستجوی ما در میدان دید کپلر ادامه پیدا خواهد کرد و در عین حال به جستجو در باره بقیه سیاره های فراخورشیدی نیز خواهیم پرداخت. یکی از مزایای این کار این است که در چنین شرایطی اگر سیگنالی از ای تی ها به دست آوریم می دانیم سیگنال از کجا آمده است.

۸-    یکی از رویکردها در پروژه ستی رویکرد فعال به این پروژه است: یعنی پیدا کردن موجودات هوشمند فرازمینی و نوعی ایجاد ارتباط با آنها با کمک فرستادن پیام مشخصی به سوی آسمان. این رویکرد با انتقادهای فراوانی هم همراه بود که مهمترین آن ها این است که اگر موجود زنده هوشمندی آن بالا باشد بهتر است تا وقتی آنها را درست نشناخته ایم زنگ در خانه اشان را نزنیم. پاسخ شما به این انتقادها چیست؟

–         من فکر می کنم بین این اینکه در سکوت فقط به گوش کردن آسمان اکتفا کنیم یا پیامی معنی دار به آسمان ارسال کنیم فضای میانی نیز وجود دارد. دلیلش هم این است که ما همین الان هم گربه را از کیسه در آورده ایم و هر تمدن به اندازه کافی پیشرفته ای در فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ سال نوری از ما می تواند ما را از روی انتشار امواج رادیویی و تلوزیونی آشکار کند و البته لازم نیست به امواج پر قدرت رادیویی مربوط به فرودگاه ها و یا نظامی اشاره کنیم. هرچقدر زمان به جلو می رود حباب شناسایی پذیر شدن ما هم بزرگتر می شود و این گسترش بدون هیچ مرزی ادامه خواهد یافت.

راه حل میانه این است که به نظر من کار را با فرستادن پیام های معنی داری آغاز کنیم که قدرتمند تر از امواج رادویی فعلی ما نباشند. فرق این ماجرا با ستی اکتیو این است که شاید یک ای تی مهربان و صلح طلب منتظر شنیدن پیامی از ما باشد تا مذاکره خود با ما را آغاز کند و در این بین اگر این ای تی ها چندان صلح طلب و خوش برخورد  هم نبودند ما خودمان را بیشتر از آنچه که تا کنون و به طور طبیعی به جهان آشکا کرده ایم بر آنها آشکار نخواهیم کرد. به نظر من این باید نقطه شروع ستی فعال در آینده نزدیک باشد. و البته درباره این طرح باید به داوگ واکوچ[۱۱] اشاره کنم که این ایده متعلق به او است و تحقیقات جدیدی  درباره ستی فعال انجام داده است.

۹-    آیا فعلا طرحی برای فرستادن پیام به سیارات فراخورشیدی کشف شده دارید؟

–         هنوز نه. اما من نسبت به این ایده ذهنم باز است ما باید بحثی بین المللی درباره سودهای بالقوه ارسال چنین پیامی و دریافت پاسخ آن و محتوای چنین پیامی داشه باشیم و اینکه اصلا خود را چگونه باید معرفی کنیم.

۱۰-                        امواج رادیویی سرنخ های اصلی ما برای برای پیدا کردن موجودات هوشمند فرازمینی است اما آیا واقعا ضروری است که هر تمدن به انداه کافی پیشرفته و دارای فناوری ای حتما از این امواج استفاده کند و یا امکان استفاده از فناوری های جایگزینی در این زمینه قابل بحث است؟

–         به حس های ما انسان ها فکر کنید. شنوایی، بینایی، بویایی، لامسه و چشایی. برخی از این احساس ها برای ارتباط های دور و دراز مناسب و کارآمد نستند (مثلا بویایی، چشایی و لامسه) بدون ارتباطات دور مقیاس تصور اینکه جامعه ایی پیچیده بتواند شکل بگیرد دشوار به نظر می آید و وجود چنین جامعه ای لازمه فرستادن پیام به فضا و هر نوع  ارتباطات میان ستاره ای است. زبان انسان ها بر مبنای شنوایی و بینایی (برای اطلاعات بصری است) بنا شده است. متاسفانه صدا در فضا پخش نمی شود در نتیجه باید در طبیعت، که مهندس بسیار توانایی نیز هست به دنبال روش هایی ممکن  برای انتقال داده ها در فضای ستاره ای بگردیم و به نظر می رسد نمونه عمومی شده ای از دید و بینایی که شامل همه امواج الکترو مغناطیس است تنها راه باشد.

من می توانم به بسیاری از استدلال های متعدد اشاره کنم که چرا بسیاری ذرات باردار دیگر، نوترینوها ، ماده تاریک و …  از سوی ما برای ارتباطات میان ستاره ای استفاده نشده است. (همه این موارد برای ما در زمان حاضر مشکلاتی به همراه دارد) شاید روزی روش دیگری کشف شود اما فعلا ارتباطات مبتنی بر نور و امواج رادیویی به نظر می رسد منطقی ترین روش برای ارتباطات میان ستاره ای است و ما هم جستجوی خود را بر این روش شناخته شده متمرکز کرده ایم.

۱۱-                        فرض کنید همین امروز ستی سیگنالی قوی، و معتبر از یک تمدن هوشمند فرازمانی پیدا کند. اتفاق بعدی چه خواهد بود؟ آیا شما این مساله را بلافاصله به طور عمومی اعلام می کنید؟ یا اینکه ملزم هستید آن را به سازمان خاصی مثل سازمان ملل یا سازمانی ویژه ای در ایالات متحده گزارش دهید؟ آیا پروتکلی برای اینکه ما پس از کشف نشانه حیات هوشمند فرازمینی چه باید بکنیم وجود دارد؟

–         البته ما همه ارتباطات را پنهان و سری نگاه می داریم و آن را تنها با سازمان امنیت ملی (NSA) به اشتراک می گذاریم و البته که دارم شوخی می کنم!  چرا باید دانشمندی مانند خود من بخواهد کشفی مانند کشف یک سیگنال ستی  که ممکن است برایش جایزه نوبل به همراه بیاورد را مخفی کند؟ این کشف بزگرترین رویداد حرفه ای زندگی من خواهد بود.

واقعا هم همین اتفاق می افتد در موسسه ستی ما تجربه هایی در این زمینه داشته ایم. یک بارما سیگنالی را پیدا کردیم که باتابی از یک سیگنال ماهواره ای و در نتیجه اشتباه بود اما برای مدت نزدیک به ۸ ساعت همه ما را فریب داده بود و گمان می کردیم ممکن است اتفاقی واقعی باشد. هنوز ۶ ساعت از پیدا شدن این سیگنال نگذشته بود که تلفن دوستم ست شوستاک[۱۲] زنگ زد. از نیویورک تایمز با او تماس گرفته بودند. در همان مدت یک نفر اطلاعات را منتشر کرده بود درحالیکه ما هنوز آن را به طور کامل بررسی نکرده بودیم. ست درباره این تماس در کتابش به نام اعترافات یک شکارچی بیگانه ها[۱۳] نوشته است کتابی که توصیه می کنم اگر فرصت کردید آن را مطالعه کنید.

بنابراین اگر سیگنالی واقعی پیدا شود، می توانید انتظار داشته باشید که خبر آن را در مدت تنها ۲۴ ساعت در روزنامه ها بخوانید.

۱۲-                        پروژه ستی قرار نبوده که پروژه سریع و کوتاه مدتی باشد بزرگی فضا و محدودیت سرعت نور ممکن است باعث شود تا مدت زیادی زمان برای پیدا کردن نخستین نشانه های معنی دار سپری شود اما در این میان توجه و علاقه مردم ممکن است تغییر و کاهش پیدا کند آیا شما چنین تجربه ای داشته اید؟

–         ستی از نظر محبوبیت عمومی نقاط بالا  و پایین زیادی را تجربه کرده است. در حالیکه ما در ستی به طور پیوسته برای چند دهه مشغول رصد هستیم. همیشه تعداد کافی افراد هوشمند و حامی در اطراف ما بوده اند که باعث شوند این جستجو در دروان خوشی و ناخوشی ادامه پیدا کند.

کاری که ما انجام می داهیم تا موضوعات و این جستجو را جذاب نگاه داریم این است که به طور دایم روش های جستجوی خود را دوباره اختراع می کنیم. به عنوان یک مثال، سرعت جستجوی ما با ضریب ۱۰ در هر ۶ سال افزایش یافته است و این را مرهون قانون مور هستیم. این به این معنی است که در هر دهه ما حداقل ۱۰ برابر ستاره ها و  فرکانس های بیشتری نسبت به آنچه در دهه قبل مورد بررسی قرار گرفته اند را بررسی می کنیم. ما هر دلیلی را که بخواهید در اختیار داریم که هیجان زده باشیم و فرض کنیم ممکن است این دهه همان دهه ای باشد که در نهایت یک سیگنال ستی را دریافت خواهیم کرد. با معرفی ستی نوری و حسگرهایی که برای تفکیک و کشف سیگنال های جدید رادیویی ساخته شده اند به طور دایم در حال قدم برداشتن به درون قلمروهایی هستیم که تا کنون مورد بررسی قرار نگرفته اند. هر یک از این جستجو ها ممکن است منجر به کشف یک سیگنال شود. ما همه دلایل لازم را در اختیار داریم که درباره تحقیق خودمان در سال جاری خوشبین باشیم و من باید اضافه کنم که این اتفاق همین الان و هرروز هم در حال رخ دادن است. شاید امروز همان روزی باشد که در انتظار آنیم.

۱۳-                        فکر می کنید وقتی ستی به موفقیت برسد پیدا شدن تمدن هوشمند و فرازمین چه تاثیری بر نژاد ما خواهد گذاشت؟

–         من فکر می کنم بسیاری از مردم در ایالات متحده کم کم با این ایده که ممکن است تمدن های هوشمندی در سایر نقاط جهان وجود داشته باشند به تفاهم رسیده اند. اگرچه کارهای بیشتری لازم است انجام شود. اما اگر زمانی وقتش فرا برسد و این اتفاق بیفتد واکنش عمومی مثل یک شور موقت خواهد بود. این داستان برای چند هفته توجه زیادی را به خود جلب خواهد کرد و بعد از آن تمدن بشری مسیرش را ادامه می دهد در حالیکه اندکی بر آگاهی او از جهان افزوده شده است.

شاید یکی از جالب ترین خروجی های چنین پروژه ای این باشد که ما هیچ تمدنی را در کهکشان خودمان پیدا نکنیم. اگر این درست باشد آن وقت باعث خواهد شد بسیار از فرضیات درعلم در باره همگن بودن جهان مورد سوال قرار بگیرد. اگر کهکشان ما فرصت های زیادی را برای شکل گیری حیات ارایه کرده است و معلوم شود فقط یک جا به شکل گیری حیات منجر شده باشد آن وقت چرا باید اساس همان یک بار هم حیات شکل بگیرد؟ این مساله می تواند باعث توقف و تعمق هر فیلسوف علمی در جهان شود.

۱۴-                        ستی پروژه ای علمی است و برای پیدا کردن حیات هوشمند فرازمینی شما در حال توسعه علم و فناوری نیز هستید. برخی از انتقادها شما را تنها رشته ای حاشیه ای از علم و فانتزی و یا علمی تخیلی ارزیابی می کنند پروژه در این باره چه نگاهی به خود دارد؟

–         به نظر من باید ستی را یک شاخه از ستاره شناسی در نظر گرفت. ما به کهکشان ها ، ستاره ها و سیاره ها نگاه می کنیم و طی یک دهه شاید به این قابلیت برسیم که جو این سیاره ها را بررسی دقیق کنیم. در نهایت به عهده ستاره شناسی خواهد بود که به تحقیق و بررسی توسعه حیات برروی سیاره های دیگر نیز بپردازد و این کاری است که ما انجام می دهیم.

جستجو برای نشانه های فناوری تنها یکی از راه های جستجوی حیات در گوشه دیگری از کیهان است. در حال حاضر ستی تنها راهی است که می توانیم حیات را در اطراف ستاره ای غیر از خورشید پیدا کنیم و مطمئن باشیم و اطمینان حاصل کنیم که فرآیندهای حیاتی در آن مکان واقعا وجود دارد و در جریان است.

پروژه ستی در عین حال باعث توسعه ساخت سریعترین طیف سنجی تبدیل های فوریه دارای تفکیک بالا در پهنای باند گسترده در جهان بوده است. ستی در خانه، مفهوم پردازش گروهی را به وجود آورد و ستی نقش پیشتازی را در جذب دانشمندان جوان به شاخه ستاه شناسی رادیویی و بهبود بنیادهای فناوری جامعه ما بازی کرده است و ماجراجویی و تلاشی ارشمند به شمار می رود.

۱۵-                        برنامه های آینده و چالش اصلی فعلی پیش روی ستی کدام ها هستند؟

–         متاسفانه مانند بسیاری از شاخه های دیگر ستاره شناسی ستی همیشه دست به گریبان مساله بودجه در تحقیقات خود بوده است. ما این امکان را داریم که جستجویی سریعتر را سامان بدهیم و در نتیجه ای تی ها را زودتر پیدا کنیم اما کاهش بودجه به معنی این است که تنها دانشمندانی با انگیزه بالا حاضرند دست به فداکاری زده و در این پروژه مشاکرت کنند.

غیر از این موضوع، ما وابسته به توسعه فناوری برای آینده پروژه هستیم. برای مثال، نمونه بردارهای مولتی گیگا هرتز اکنون با قیمتی منطقی در دسترس است اما حتی این ابزار نیز نمی تواند همه پهنای باندی که ATA پوشش می دهد را بررسی کند و برای آن کافی نیست. برخی از رویدادها ینجومی و یا سیگنال های بالقوه ستی وجود دارند که ممکن است کشف آن ها وابسته به ابزارهای حساس تر و سریعتر باشد. ما چشم به بررسی های آینده کیهان در مقیاس های بسیار کوچک تا مقیاس های بسیار بزرگ هستیم.

۱۶-                        ممنون از فرصتی که به ما دادید اگر در نهایت نکته ای به نظرتان می آید که می خواهید با خوانندگان ما در میان بگذارید بفرمایید؟

–         موسسه ستی سازمانی غیر سود آور و غیر انتفاعی است که برای بررسی همه انواع حیات در جهان تشکیل شده است. جدا از ستی دانشمندان در موسسه به مطالعه ستاره ها، سیاره ها، اقمار و امکانات بالقوه آنها در شکل گیری و حمایت از حیات می پردازند. همینطور آنها به بررسی انواع گونه های حیات روی زمین نیز مشغولند و اینکه چطور مواد لازم شکل گیری حیات ممکن است از گازهای میان ستاره ای و یا میان سیاره ای شکل گرفته باشند. پروژه ستی بخشی کوچک اما مهم از از موسسه ستی است و من از همه خواننده های شما دعوت می کنم سری به وب سایت ما در نشانی www.seti.org بزنند تا از طیف وسیع تحقیقات این موسسه مطلع شوند.

 

 


متن فوق گفتگویی است که برای انتشار در دانستنیها با دکترجری هارپ انجام دادم و در شماره ۸۱ مجله در تاریخ ۲۵ خرداد امسال منتشر شد. همچنین ترجمه فرانسوی این گفتگو در شماره آینده دوماهنامه آنلاین astronomie quebec  منتشر می شود.

[۱]  Parkes

[۲]The Green Bank Telescope

[۳] Arecibo

[۴] Allen Telescope Array

[۵]  Charles Townes

[۶] Stuart Kinsley

[۷] Paul Horowitz

[۸] Dan Wertheimer

[۹]  Frank Drake

[۱۰] Machine – learning

[۱۱]  Doug Vakoch

[۱۲] Seth Shostak

[۱۳] Confessions of an Alien Hunter

دیدگاه‌ها

  1. سلام
    پوزش که کامنت کمی بی ربط است ولی داستانک فردریک براون چندان هم ترسناک نیست. چون ممکن است آخرین زن جهان پشت در باشد 🙂
    (البته احتمالا این ویژگی داستان مربوط به ترجمه است و در زبان اصلی آخرین انسان مورد نظر است.)

  2. سلام… مصاحبه خیلی جذابی بود، خیلی خیلی ممنون از بازنشر این مصاحبه تو سایت…
    یک پیشنهاد :
    این ویدیو را ببینید… Are we ready for Aliens? توضیحات جالبی هم راجع به پروژه ستی و برنامه های آنها در صورت مواجه با هوش فرازمینی میدهد
    http://www.youtube.com/watch?v=gCBlAAtJA54

    حدود یکسالی هست که مشترک این کانال (VSAUSE)هستم و واقعاً کارهای خوبی منتشر میکنه…

    1. بله. در خط اول مطلب و همجنین اولین پی نوشت به طور مفصل توضیح داده شده که این مطلب برای دانستنیها تهیه شده بود و چند هفته پس از انتشار در دانستنیها اینجا باز نشر شده است.

  3. با تشکر از پوریای عزیز برای این مطلب خواندنی و جذاب 🙂
    پیشنهاد می‌کنم گزینه‌ی ۱+ گوگل را به مطالب اضافه کنید تا علاقه‌مندان بیشتری در جستجوهایشان به مطالب شما دسترسی پیدا کنند.

    1. سلام و ممنون.
      این گزینه الان هم زیر همه نوشته ها وجود دارد. اگر مشکلی دارد ممنون می شوم اطلاع بدهید که درست کنم.

  4. چه خوب که این فعالیتها در زمینه ارسال سیگنال به فضا انجام میشود ولی بدبختانه هیچ فعالیت تحقیقاتی درباره نشانه های فرازمینی ها در زمین انجام نمیشود (منظورم وجود فرازمینی ها در گذشته های دوره و نظریه “اریک فون دانیکن”)

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.