اولویت ایران در فضا چیست؟

مطلب زیر را بعد از مصاحبه وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات با برنامه آسمان شب در باره بخش دوم صحبت های ایشان و اولویت بندی برنامه فضایی ایران برای دانستنیها نوشته بودم که فکر می کنم منتشر شده است.

Spacestation in front of Earth, with solar flare

در دنیای آینده حضور در فضا بیش از آنکه یک انتخاب باشد به یک ضرورت بدل خواهد شد. استدلال های مختلفی وجود دارد که چرا کشورهای مختلف باید در حوزه فضا مشارکت داشته باشند. این مساله نه تنها از نظر سیاسی و مولفه های قدرت ملی و امنیت ملی مهم است که از نظر نیازهای علمی، فناوری، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز اهمیت دارد.

فضا حوزه وسیعی را تشکیل می دهد که از ارسال ماهوره های سنجش از دور، ماهوراه های خدماتی، مخابراتی و اکتشافی گرفته تا پروژه های سرنشین دار و کاوش های فضایی و علمی را شامل می شود. فضا و فناوری فضایی یکی از حوزه هایی است که می تواند موتور محرکی برای توسعه علمی و فناوری در سایر بخش های نیز باشد. برای اینکه یک ماموریت فضایی موفق باشد صدها خرده فناوری دیگر باید توسعه پیدا کند. از مدیریت گرفته تا علم مواد و الکترونیک و پیشران و تا جاده سازی و عملیات عمرانی و ناوبری و مخابرات و …. هر یک از شاخه هایی که برای توسعه علوم و صنایع فضایی رشد می کند صدها کاربرد مستقیم به همراه دارد و محصولات جنبی چنان توسعه ای در بخش های مختلفی بر زندگی روزمره مردم تاثیر می گذارد و زندگی مردم را بهبود می بخشد. از سوی دیگر از دل حضور در  فضا و تلاش برای حضور در این عرصه، صدها فناوری جدید و محصول جنبی دیگر تولید می شود که در کنار دست آوردهای مستقیم این ماموریت ها بر جامعه اثر می گذارد.

البته صنایع فضایی نه تنها حوزه ای بسیار پیشرو و در بردارنده فناوری های پیشرفته به شمار میرود که حوزه فعالیت بسیار گرانی نیز هست. ماموریتهای فضایی به دلیل همین پیچیدگی و نیاز به توسعه دهها خرده فناوری دیگر نیاز به سرمایه گذاری بزرگی دارند. سرمایه ای که در نگاه اول شاید زود بازده نباشد و در شرایطی که کشوری از نظر اقتصادی با مشکل روبرو است توجیه بدیهی برای آن وجود نداشته باشد. به همین دلیل است که برنامه فضایی – حداقل در بخش غیر دفاعی – باید شفاف و مبتنی بر توجیه افکار عمومی باشد. چرا ما به فضا می رویم؟ اولویت های ما در بخش فضا کدام ها هستند؟ قرار است در چه زمانی به چه دست آوردهایی در فضا دست پیدا کنیم؟ این ها سوالات جدی است که اگر پاسخ درستی به آنها داده نشود، ممکن است حمایت عمومی از این برنامه کاهش پیدا کند. اگرچه می توان امیدوار بود تا جایی تاکید بر غرور ملی و اهمیت نمادین این برنامه ها، حمایت جامعه را با خود داشت اما در دراز مدت تنها راه قبولاندن این فعالیت های ضروری و در عین حال گران قیمت نیازمند توضیح دقیق نیازها و توانایی ها و اهداف ما در فضا است. البته زمانی می توانیم چنین شفاف سازی را برای مردم انجام داد که خود مسولان و سیاست گذاران تصویر واضحی از این برنامه ها مقابل خود داشته باشند.

سخنان وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات – که یکی از وزارت های خانه ها اصلی در زمینه برنامه های فضایی است و سازمان فضایی ایران به نوعی از دل این وزارت خانه به وجود آمده است – در برنامه آسمان شب چند هفته پیش درباره اولیت های اصلی برنامه فضایی ایران نشان می دهد که شاید هنوز این اولویت ها چندان مشخص نشده باشد.

وزیر ارتباطات در پاسخ به پرسش مجری این برنامه مبنی بر اینکه میان برنامه های ماهواره ای و احیانا کاوش فضا و برنامه های سرنشین دار کدام یک دارای اولیت بیشتری برای کشور است تاکید می کند که میان این دو نمی توان اولویت گذاری کرد و هردو را باید همزمان پیش برد و هر دو به یک اندازه اولویت دارد.

این ایده فوق العاده برای دوست داران فضا می تواند جالب و هیجان انگیز باشد اما نگاهی به وضع عمومی کشور باعث می شود تا در این باره نگرانی هایی به وجود آید.

برنامه های فضایی غیر دفاعی – چه در بخش سرنشین دار و چه در بخش غیر سرنشین دار – برنامه های گرانی هستند. نگاهی به تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد تنها می توان زمانی به موفقیت یک برنامه مشخص در دراز مدت در این حوزه امیدوار بود که آن کشور از نظر اقتصادی رشد و ثبات مشخصی داشته باشد. برنامه های فضایی زنجیر وار به هم مرتبطند و در صورتی که اقتصاد یک کشور نتواند روند ثابت و رو به رشدی داشته باشد ممکن است در ارتباط میان این زنجیره فاصله ایجاد شود و در نتیجه ارتباط منطقی و دست یابی به هدف در زمان مشخصی که یک پروژه را با ارزش و معنی دار می کند با مشکل مواجه سازد. کشور ما در شرایط فعلی به دلایل مختلف داخلی و خارجی با مشکلاتی در حوزه اقتصاد مواجه است اما برای اینکه در آینده بتواند بر داشته های خود در زمینه صنایع فضایی تکیه کند فعالیتش را در شرایط متلاطم فضایی در زمینه فضا آغاز کرده است و حتی با امیدواری ببه اینکه شرایط اقتصادی ایران به سرعت رو به بهبود قابل توجهی رود حداقل برای چندین سال آینده برنامه فضایی ایران ناچار است از دل این دریای نا آرام اقتصادی اعتبار مالی خود را به دست آورد.

چنین وضعیتی از نظر اقتصادی به تنهایی دلیل کافی و مشخصی است که چرا باید در زمینه صنایع فضایی اولویت بندی دقیق و مشخصی وجود داشته باشد. البته حتی در شرایط ایده آل بودن وضع اقتصادی بازهم چنین اولویت بندی ضروری بود. به هر حال منابعی که می توان به برنامه فضایی اختصاص داد محدود است و بودجه لازم برای برنامه های مختلف نیز تفاوت های معنی داری دارند. بودجه ا یکه برای تهیه مقدمات لازم و انجام تنها یک ماموریت سرنشین دار چند روزه به مدار زمین لاززم است، می تواند بودجه صدها پروژه فضایی کاربردی و سنجش از دور و یا چندین ماموریت اکتشافی علمی در منظومه شمسی را تامین کند. ما باید بدانیم می خواهیم به کدام سمت حرکت کنیم و منابع محدودمان را در کدام مسیر و با چه اولویتی سرمایه گذاری کنیم. حتی اگر بخواهیم هر دو برنامه را همزمان داشته باشیم – برنامه سرنشین دار و غیر سرنشین دار – این اولویت ما است که مقدار بودجه، نیروی انسانی، حمایت رسانه ای و سیاسی و اجتماعی از هر یک از آنها را مشخص می کند.

نکته دیگری که باید در این زمینه مورد دقت قرار داد اهمیت برنامه ریزی فرابخشی و فرادولتی در این زمینه است. طول عمر دولت ها ۴ و یا حداکثر ۸ سال است. ممکن است در پایان یک دوره ۴ یا ۸ ساله دولتی با برنامه ها و جهت گیری های کاملا مخالف با دولت قبلی بر سر کار بیاید کما اینکه در سال های ۸۴ و ۹۲ شاهد چنین تغییر رویکردی میان دولت های منتخب در ایران بوده ایم. برنامه فضایی برای اینکه زنجیره خود را طی کند باید به گونه ای ملی و فرادولتی تنظیم شود که تغییر دولت ها حداقل در میان پروژه ها بر روند آن تاثیری نگذارد به همین دلیل بار دیگر اولویت ها اهمیت پیدا می کند. شفاف بودن اولویت ها که در یک مناظره ملی به وجود می آید مساله اکتشافات و یا صنایع فضایی در بخش غیر دفاعی آن را به مساله ای ملی و فرا دولتی بدل می کند و دولت ها آن را ادامه خواهند داد. برنامه فضایی سفر انسان به ماه توسط دولت کندی در ایالات متحده مطرح شد. او در سخنرانی تاریخی خود که ابتدا در مقابل مجلسین این کشور و سپس در دانشگاه ریس بیان شد در حالی که چند سالی بیشتر از تاسیس ناسا نمی گذشت بر اساس توانمندی اقتصادی آن دوره آمریکا و فضای سیاسی و حمایت عمومی ناشی از جلو بودن روس ها در برنامه های فضایی طرح بلند پروازانه سفر به ماه تا پایان دهه ۶۰ میلادی را مطرح کرد. سخنرانی معروف کندی در دانشگاه ریس را می توانید اینجا و بخش مربوط به برنامه فضایی آمریکا در سخنرانی وی در مقابل مجلسین را اینجا مشاهده کنید.) 

برنامه فضایی سفر انسان به ماه در آن زمان با حمایتی ملی و بودجه ای شگفت انگیز آغاز شد و پس از ترور کندی دموکرات در دوران لیندن جانسون نیز ادامه یافت. در سال ۱۹۶۹ نیکسون جمهوری خواه به ریاست جمهوری رسید اما تغییری در برنامه ناسا اتفاق نیفتد در زمان نیکسون آپولو ۱۱ به ماه رفت و برنامه آپولو تا آپولو ۱۷ ادامه  پیدا کرد تا زمانی که با پایان اوج رقابت های فضایی سیاست های جدید ناسا اعلام شد.

در چین نیز برنامه فضایی این کشور سابقه ای طولانی دارد اگرچه چین به دلیل سیستم حاکم دستخوش تغییرات جدی در اثر تغییرات دولت ها نمی شود، اما پایبندی چین به برنامه فضایی اش در طول سال ها – در کنار رشد اقتصادی که از نیمه دهه ۹۰ میلادی آغاز شد – باعث موفقیت آن برنامه در این زمان زمان شده است. برنامه پرواز های سرنشین دار چین  در سال ۱۹۸۶ و با نام پروژه ۸۶۳ تنظیم شد و سپس در سال ۱۹۹۲ در قالب پروژه ۹۲۱ مورد بررسی و بازبینی نهایی قرار گرفت. تمام مامرویت های فضاپیمای شنجو و همچنین ایستگاه فضایی ملی چین که این روزها شاهد انجام آنها هستیم در این برنامه با جدول زمانی دقیقی مشخص و بیان شده بود و چین به گونه ای وسواس گونه تعهد خود به این برنامه را نشان داده است.

در ایران گام های اولیه در این زمینه برداشته شده است. تاسیس سازمان فضایی ایران و شواری عالی فضایی نمونه مثبت این قدم ها است. به خصوص تاسیس سازمان فضایی ایران گام بسیار مهمی به شمار می رود. این سازمان بنابر تعریف قرار است در بخش فضایی غیر دفاعی مسولیت برنامه ریزی و اجرای همه ماموریت ها زیر نظر شورای عالی فضایی را بر عهده داشته باشد. به این معنی که هر ماموریتی که در بخش غیر دفاعی فضایی و در هر واحد دیگری صورت می گیرد باید زیر نظر و تخت مدیریت واحد این سازمان باشد. به نظر می رسد هنوز این سازمان علی رغم تصریح قانونی این جایگاه را پیدا نکرده است و برنامه های فضایی ایران در بخش های مختلف و در برخی از اوقات مستقلی از هم مدیریت و برنامه ریزی و اجرا می شوند و گاهی نام سازمان فضایی ایران تنها بخشی تشریفاتی به شمار می رود. قدرت بخشیدن به سازمان فضایی ایران به دلیل نقشی که می تواند در هدر رفتن منابع و جلوگیری از موازی کار و همچنین هدایت طولانی مدت برنامه داشته باشد ضروری است.

در سال های اخیر همچنین سند مهم دیگری در زمینه فضایی به تصویب رسیده است. سند جامع توسعه هوا فضای ایران که در تاریخ ۱۹ دی ماه ۱۳۹۱ در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده بود در ۱۶ بهمن ۱۳۹۱ با امضای رییس دولت ابلاغ شد. این سند را به نوعی می توان با سند جامع برنامه فضایی ایالات متحده مقایسه کرد که نقشه راه برنامه فضایی این کشور را شکل می دهد و با نام aeronautic and space act  در سال ۱۹۵۸ به تصویب رسید و چند باری مورد بازبینی قرار گرفت.

در سند جامع توسعه هوا فضای کشور فعالیت های هوا فضای ایران به سه دسته فضایی، هوانوردی و بخش دفاع فضایی تقسیم شده است. در بخش فضایی ضمن تاکید بر جایگاه شورای عالی فضایی و سازمان فضایی ایران اهداف و اولویت های برنامه فضایی ایران نیز ذکر شده است: این اهداف کلان در بخش ۵-۱ این سند به شرح زیر آمده است:

 

۵ ـ۱ـ الف ) اهداف کلان حوزه فضایی

۱. شناخت عظمت و نظم حاکم بر جهان و آسمان ها و پی بردن به حکمت و قدرت خالق جهانیان از طریق گسترش علوم و فناوری­ها و اکتشافات فضایی؛

۲. دستیابی به جایگاه اول منطقه در تسخیر فضا و تسلط بر آن از طریق علوم و فناوری های مربوطه با استفاده از توانمندی­های دانشگاه­ها و مراکز علمی و پژوهشی کشور؛

۳. انجام مأموریت های فضایی سرنشین  دار و قراردادن انسان در مدار با اولویت علوم، فناوری ها و صنایع داخل و با مشارکت جهان اسلام و همکاری های بین المللی؛

۴. طراحی، ساخت، پرتاب و بهره برداری از ماهواره­ در مدار زمین­ آهنگ و دیگر ماهواره ها با کاربردهای ارتباطات، سنجش از دور با اولویت فناوری و صنایع داخل و با مشارکت جهان اسلام و همکاریهای بین المللی؛

۵. دستیابی به خدمات و زیرساخت­های ارتباطات فضا پایه در جهت تأمین نیازمندی­ های کشوری و منطقه ­ای و جهانی، عمومی و تجاری و سازگار با بستر مخابراتی زمین پایه؛

۶. دستیابی به فناوری  لازم برای پاسخگویی به خدمات مورد نیاز سنجش از دور و مشاهده زمین با دقت زیر ۱۰ متر؛

۷. همکاری در راستای موقعیت ­یابی، ناوبری و زمان سنجی در سطح ملی و منطقه­ ای مطابق با کیفیت جهانی و رقابت­ پذیر.

 

در این سند بند ۱ فوق الذکر تنها بخشی است که شاید در آن بتوان اشاره ای به ماموریت های احتمالی اکتشافی به صورتی پیدا کرد. بنابراین به نظر می رسد حضور در زمینه کاوش های فضایی که با هدف کاوش جهان – غیر از زمین – باشد (نظیر تلسکوپ های فضایی، ارسال کاوشگرهای روباتیک یا مدارگردهای به ماه، سیارک ها، دنباله دارها، سیاره های دیگر و …) در اولویت اهداف کلان برنامه فضایی ایران نیست.

بند ۳ به تاکید درباره با ضرورت اعزام انسان به مدار زمین سخن می گوید و بندهای ۴،۵،۶ و ۷ همگی نظر به فعالیت های فضایی با هدف زیر نظر گرفتن زمین در حوزه های مختلف و با هدف های مختلف (از سنجش از دور گرفته تا ناوبری و مخابرات) تاکید دارد. از بررسی این هدف ها به نظر می رسد اولیت ایران را باید به ترتیب در استفاده از ماورا جو به منظور استفاده کاربردی از امکانات فضا با نگاه زمین محور در درجه اول و در درجه دوم اعزام انسان به مدار زمین قلمداد کرد. (شاید بر همین اساس برخی معتقدند بهتر است سازمان فضایی بار دیگر به زیر مجموعه ای از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بازگردد مساله ای که اگر چه کارایی کوتاه مدت در حوزه توسعه امکانات فضایی برای مصارف خاص را به طور چشمگیری افزایش می دهد اما در میان مدت و دراز مدت به ضرر برنامه فضایی ایران خواهد بود)

اما مساله این است که این سند نیازمند نقشه راه دیگری نیز هست که در آن مسیر هر دو این موارد را مشخص کند – و به نظر نویسنده به ضروری است که بازنگری در بخش فراموش شده مشارکت در کاوش های فضایی غیر زمین محور داشته باشد.

در زمینه مساله اعزام انسان به مدار زمین باید سوال مهمی پاسخ داده شود و آن این است که اگرچه فرستادن انسان به مدار زمین هدف مهمی به شمار می رود اما این قدم در صورتی که با موفقیت برداشته شود قرار است در کجای مجموعه برنامه فضایی ایران قرار بگیرد؟ آیا این کار هدف نهایی ما است و روزی که اولین فضانورد ایرانی را در مدار زمین قرار دادیم برنامه سرنشین دار ما برای همیشه به پایان می رسد؟ نیم توان گفت که در آن زمان تصمیم خواهیم گرفت چرا که قدم های بعدی ما روش و مسیر قدم اول را مشخص خواهد کرد.

نکته آخر در این بحث بند بسیار مهم ۲ در مجموعه اهداف فوق است. این بند در واقع بازتاب دهنده روح سند چشم انداز ایران به شمار می رود. ایران می خواهد در افق ۱۴۰۴ به کشور برتر منطقه بدل شود و در همه زمینه های علمی، فرهنگی، اقتصادی و … برترین کشور منطقه باشد. این اتفاق مهم و ضروری و مسیر درستی است اما حداقل در حوزه هایی مانند برنامه فضایی غیر دقیق است.

این کار نقطه مطلوب ما را بر اساس وضعیت دیگران تعریف می کند و نه بر اساس نیازها و ضروریت های خود ما. تا همین الان ایران از اکثر کشورهای منطقه در زمینه فضایی جلو تر است آیا این کافی است؟ اگر به هر دلیل یکی از کشورهای منطقه به توانایی بالاتر یا پایین تری از پیش بینی ها در برنامه فضایی دست پیدا کرد اولیت ها و برنامه های ما نیز باید تغییر کند؟

البته ما می توانیم با بررسی روند کشورهای دیگر حداقل توانمندی لازم برای اینکه در آن سال از کشورهای منطقه جلوتر باشیم را ترسیم کنیم و سپس ادامه برنامه خود را بر مبنای آن تنظیم کرده و ادامه دهیم.

به نظر می رسد در هر حال چاره ای جز اولیت بندی نداریم. ما باید یک بار به طور شفاف و بدون تعارف و بدون پناه بردن به شعارهای عمومی و بدون آنکه قصد داشته باشیم همه کس را راضی کرده و یا همه چیز را همزمان بخواهیم، اولویت های خود را مشخص کنیم. باید بدانیم چه چیزی برای ما و برای آینده ما مفید و ضروری است و چگونه باید منباع محدود خود را برای آن صرف کنیم و باید برنامه ای منظم و دقیق داشته باشیم تا بتوانیم این مسیر سخت را با موفقیت طی کنیم.

 

دیدگاه

  1. ممنون، به نکات خوبی اشاره کرده‌اید.
    به نظر می‌رسد حتی با وجود این سند هم باز آینده مسیر حرکت فضایی به روشنی مشخص نیست و به این سند سولات جدی‌ای وارد هست.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.