چند نکته ای درباره فهرست صد اولین زن بی بی سی

مقدمه طولانی 

یکی از سخت ترین حوزه های روزنامه نگاری علمی، نوشتن برای  نشریات علمی تخصصی چند رشته ای است. نشریاتی مانند نیچر، ساینس یا نمونه هایی که بخش ترویجی آن قوی تر است مانند نیو ساینتیست، آمریکن ساینتیست، ساینتفیک آمریکن و …

علت این دشواری این است که در بخش های مرور، روزنامه نگاران علمی به توضیح مسایل و پیشرفت های علمی برای مخاطبی می پردازد که همه آنها یا اکثریت آنها را دانشمندان متخصص تشکیل می دهند. به دلیل حوزه های متنوعی که مجلات پوشش می دهند مخاطب شما در رده های تخصصی متنوعی قرار دارند. بنابراین زمانی که در مساله ای مانند کیهان شناسی مطلبی را می نویسید از یک طرف کیهان شناسان آن را مطالعه می کنند که درباره آن موضوع صاحب نظر هستند و از طرفی دانشمندانی در حوزه ای مانند ژنتیک یا اقلیم نیز ممکن است مخاطب شما باشند. شما باید مطلب را به گونه ای بنویسید که برای هر دو گروه خواندنی و همراه با اطلاعات لازم باشد و نه برای متخصصان آنقدر ساده ناشد که آن را کناری بگذارند و نه برای غیر متخصصان آن رشته که در عین حال زمینه علمی قوی دارند پیچیده باشند که حوصله خواندن آن را پیدا نکنند.

اما همه مشکل در این پیچیدگی نیست. مشکل اصلی در اعتبار رسانه است. تمام ارزش یک رسانه اعتبار آن است و همه اعضا و همکاران یک رسانه باید تلاش کنند تا اعتبار آن را حفظ کنند و این یعنی مخاطب بتواند به شما اطمینان و اعتماد کند و اعتبار یک رسانه است که آن را از شایعه ای در خیابان مجزا می کند و این اعتبار آبگینه ای فوق العاده شکننده است. 

با این نگاه است  که  شما می دانید در بین مخاطب شما حتما متخصصان رشته ای که درباره آن می نویسید  نیز وجود دارند. این باعث نمی شود که شما از کارتان صرف نظر کنید اما باعث می شود دقت خود را به گونه وسواس گونه ای بالا ببرید. دهها بار هر کلمه و هر فکت را بررسی و دوباره بررسی کنید. از زوایای مختلف داستان را بخوانید تا مبادا اشتباه فنی به آن راه یافته باشد و از چندیدن متخصص مشورت می گیرید و ادیتورهای شما نیز چندین بار دیگر این مراحل را تکرار می کنند. تصور کنید داستانی درباره موضوع کیهان شناسی نوشته اید. مخاطب کیهان شناس شما با خواندن آن متوجه می شود که اشتباه واضحی در آن وجود دارد و شما برخی از مفاهیم را اشتباه فهمیده و منتقل کرده اید. نتیجه این سناریو این است که او نه تنها به مقاله های کیهان شناسی شما و هر مطلبی که شما نوشته باشید اطمینان نخواهد کرد که به هیچ مطلب دیگری که شما و نشریه شما بنویسد نیز اطمینان نمی کند. استدلال ساده است: یک نفر در همه زمینه ها متخصص نیست و نشریه فرضی ما را می خواهد تا درباره آنها اطلاعات دقیق کسب کند  اگر من در رشته ای که در آن تخصص داشته باشم شاهد این باشم که نشریه مورد اعتمادم مطالب اشتباه چاپ کرده است قطعا این فرض را می گذارم که در بقیه موارد هم که من تخصص ندارم در نوشته های آن اشتباه وجود دارد. من دیگر به آن نشریه اعتماد نمی کنم و به آن استناد نخواهم کرد. 

این داستان در روزنامه نگاری علمی بسیار چشمگیر است اما در بقیه حوزه های رسانه ای نیز برقرار است ولی کمتر به چشم می آید. من به این دلیل به رسانه مراجعه می کنم که می دانم در آن می توانم اطلاعات درستی را پیدا کنم که حداقل استاندرادهای راستی آزمایی را پشت سر گذاشته است. وقتی در موردی که درباره آن اطلاع دارم می دانم که آن رسانه اشتباه می کند دیگر به بقیه داستان های آن نیز اعتماد نمی کنم و در بهترین حالت آن را در حد یکی از منابع بی اعتبار روزمره که خبرهای آن ممکن است درست یا غلط باشند تقلیل می دهم.

اصل داستان 

همه این مقدمه طولانی برای این بود که به داستان فهرست اخیر وب سایت بی بی سی فارسی با عنوان ۱۰۰ زن نخست ایران در زمینه های مختلف اشاره کنم. داستانی که شاید مته به خشخاش گذاشتن تعبیر شود. 

bbc

بحث من درباره این نیست که اصولا چنین فهرستی و تهیه آن درست است یا نه. از نظر شخصی، من چندان اهمیتی به اولین ها نمی دهم مگر آن اولین ها داستان ویژه ای داشته باشند. برایم فرقی هم نمی کند آن اولین یا هر ترین دیگری زن یا مرد باشد اگر داستانی الهام بخش و مهم داشته باشد برای من مهم است وگرنه چندان اهمیتی برایم ندارد. به هر حال کار من پیدا کردن داستان های نگفته و مهم و الهام بخش است و چیزی شبیه فهرست ترین ها که شامل اولین ها هم می شود مگر در مواردی که معنی دار باشد برایم مهم نیست.

اما این نظری شخصی است و ممکن است این چنین فهرستی به نظر ادیتورهای بی بی سی و بسیاری از خوانندگان مهم و الهام بخش باشد. ایرادی هم ندارد اما چیزی که ایراد دارد این است که حالا که چنین فهرستی – مانند هر خبر، گزارش و یا پروژه  دیگری – تایید شده و قرار است تولید شود و زیر لوگوی یک سازمان خبری حرفه ای که حتما به اعتبارش اهمیت می دهد منتشر شود باید دقیق باشد. اگر من خواننده عادی بتوانم یکی دو مورد اشتباه در این فهرست که حتما برای تهیه آن تحقیق گسترده ای هم صورت گرفته است پیدا کنم و ببینیم در آن اشتباهات فاحشی وجود دارد و از سوی دیگر تذکرها برای اصلاح آن هم به نتیجه ای نرسد، نتیجه همان است که در مقدمه گفتم، اعتبار این رسانه – حداقل بخش آنلاین آن – برای من خواننده عادی زیر سوال می رود و حداقل نمی توانم به تحقیقات مشابه دیگر اعتماد و به آن استناد کنم.

به همان دلیلی که در بالا اشاره کردم همه این فهرست صد تایی را یک جا مرور نکرده بودم و  زمانی که گذری نگاهم  به شماره ۴۴ افتاد تعجب کردم. در این بخش نام خانم طاهره جوهرچی به عنوان اولین خانم توریست ایرانی که به ناحیه قطب جنوب سفر کرده است ثبت شده است. به نوشته این متن کوتاه و همچنین منابع دیگر، این سفر ۱۳۸۷ اتفاق افتاده است. تعجب من – که دوستان دیگرم از جمله مصطفی خسروی که به همراه او و جمعی دیگر از دوستان  به استقبال اولین مسافر زن ایرانی جنوبگان به فرودگاه مهرآباد رفته بودیم نیز در فیس بوک به آن اشاره کردند – از این موضوع بود که حداقل یک نفر را می شناسیم که پیش از آن تاریخ در قالب یک سفر گردشگری علمی عازم جنوبگان شده بود. دوست قدیمی من آیرین شیوایی، سال ۱۳۸۶ در پی پیشنهاد خانم انوشه انصاری یکی از افرادی بود که برای این سفر پیشنهاد و در نهایت انتخاب و عازم جنوبگان شد. بابک امین تفرشی و من از ابتدا در جریان این پروژه بودیم و کمک هایی در این زمینه برای برنامه ریزی انتخاب افراد انجام دادیم و در مرحله بعد نیز به خصوص بابک با توجه به تجربه ای که از این سفر داشت پیشنهادهایی را به آیرین ارایه داد. سفر آیرین فوق العاده موفق بود. بر اساس آنچه ما می دانیم آیرین شیوایی اولین خانم ایرانی است که از مبدا ایران در سفری توریستی – آموزشی عازم جنوبگان شده است. تاکیدم بر اینکه این سفر توریستی – علمی است از این جهت است که سفر علمی تعریف ویژه ای دارد و برای انجام پروژه مشخص علمی صورت می گیرد. پروژه دانش آموزان روی یخ پروژه ای ترویجی است که از جمله فعالیت هایش سفرهایی برای دانش آموزان است تا در ضمن بازدید از جنوبگان بر دانش علمی آنها نیز افزوده شود. فهرست ایرانیانی که به جنوبگان سفر کرده اند را می توانید در این صفحه ویکی ببینید.

البته ممکن است تهیه کنندگان این فهرست استدلال کنند ما هدفمان قطعا سفر مشخصا توریستی بوده که در آن هیج کار علمی رخ نداده باشد. همه سفرهای توریستی به مقاصد ویژه همراه با جلسه های علمی است و از این نظر نمی توان تفاوتی اعمال کرد. به هر حال شما به جنوبگان می روید که دنیای ناشناخته را ببینید و چیزهایی درباره آن یادبگیرید. حتی اگر چنین چیزی هم مد نظر بوده باشد من نمی فهمم چطور در فهرست اولین ها می توان به اولین شخصی که کاری را انجام داده اشاره نکرد اما به شخصی که بعد از او کار را به شکل ذوقی انجام داده است اشاره کرد. این شبیه این است که در فهرست اولین های فضا از نام هایی مانند گاگارین، شپرد، آرمسترانگ رد شد و بدون اشاره به آنها به دنیس تیتو رسید. یا مثلا بدون اشاره به ترشکوا یا سالی راید به انوشه انصاری رسید.

باز هم با فرض اینکه نظر تهیه کنندگان این باشد که سفری توریستی صورت گرفته تا جایی که می دانم خود انوشه انصاری پیش از اینکه از سفر آیرین شیوایی به جنوبگان حمایت کند خودش به این سفر رفته بود.

مطمئنا نه برای آیرین نه برای انوشه انصاری و نه برای خانم جوهرچی این فهرست چندان اهمیتی ندارد و آنها زندگی خود را بر مبنای آن تنظیم نمی کنند اما حداقل برای بی بی سی اینگونه نیست. این فهرست برای تهیه کنندگان آن مهم است چون پای اعتبار آنها در بین است.

وقتی این فهرست را ادامه می دهید با بی دقتی های دیگری هم مواجه می شوید. در ردیف ۴۹ از خانم حسینی به عنوان اولین سفالگر یا احتمالا اولین سفالگر زن ایرانی نام برده شده است. واقعا در کشوری که تاریخش را از روی سفالینه ها ردیابی می کند و به طور مدام سنت سفالگری در شهرها و روستاها دنبال می شود چطور اولین سفالگر را شناسایی می کنیم؟  احتمالا منظور نخستین خانم هنرمندی است که از سفال در کار هنری استفاده کرده و در این صورت هم من نمی دانم چطور می توان ارزش هنری کارهای سفالگران زن و مرد ناشناس تاریخ ایران را ندیده گرفت. مگر اینکه دوباره منظور نویسنده چیز دیگری بوده باشد که اشتباه نوشته است.

در ردیف ۷۲ عنوان مطلب به اشتباه نوشته شده است نخستین زن ایرانی منتخب سال ۲۰۰۱ . مگر چند نفر در یک سال انتخاب می شوند و اگر شخص دیگری در سال مثلا ۲۰۰۴ انتخاب می شد نام وی را به عنوان نخستین زن ایرانی منتخب سال ۲۰۰۴ هم می آوردیم؟

ردیف ۷۳ دوباره داستان جالبی است در این عنوان آمده است گوهر قاجار: ستاره شناس و در توضیح آن آمده است :« گوهر قاجار نوه فتحعلیشاه بود، از او به عنوان ستاره شناس نام برده شده است، همچنین کتاب شعری از او در سال ۱۲۷۷ چاپ شده، او خطاط هم بود.»

برداشت من این است که احتمالا ایشان به عنوان اولین ستاره شناس زن ایرانی آمده است. خوب حداقل می دانیم بی بی منجمه یا منجمه نیشابوری در قرن ۷ هجری ستاره شناس نامداری بوده که مدتی هم در دربار خوارزمشاهیان در سمت ستاره شناس فعالیت می کرده است.

رده ۲۰ هم دربردارنده اشتباه دیگری است. دکتر آذر اندامی تنها زن ایرانی معاصر است که نامش روی سیاره زهره ثبت شده است اما اولین و تنها زن ایرانی نیست که نامش روی این کره ثبت است گذشته از نام های عامی مانند هما، استر، تهمینه، رکسانا و ناهید که شاید بتوان به دلیل عام بودن و یا اسطوره ای یا باستانی بودن شخصیت قبول کرد که نباید آنها را در نظر گرفت، نام مهستی گنجوی نیز روی سیاره زهره ثبت شده است. این شاعر در فهرست نام های رسمی عوارض سیاره زهره به عنوان شاعر ایرانی ثبت شده است. او در گنجه به دنیا آمده بود و  در قرن ۵ و ۶ زندگی می کرده است و این رباعی معروف به او منسوب است :

ما را به دَمِ پیر نگه نتوان داشت                      در حُجره دلگیر نگه نتوان داشت

آن را که سَرِ زلف چو زنجیر بُوَد                      در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت

 ردیف ۹۷ این فهرست نیز اگرچه شاید اشتباه نباشد اما جالب توجه است. خانم فایزه هاشمی مدیر مسوول روزنامه زن شاید اولین مدیر مسوول زن یک روزنامه باشد اما این جایگاه اولین – حتی اگر درست باشد – خیلی گمراه کننده است. در تاریخ مطبوعات ایران زنان پیشگام فراوانی وجود دارند. از دکتر کحال که نشریه دانش را به عنوان اولین نشریه زنان با مدیریرت یک خانم منتشر کرد (۱۲۸۹) تا خانم فرانه بهزادی که نخستین مجله علمی مردمی ایران – دانستنیها – را در روزهای بعد از انقلاب و سال های جنگ منتشر کرد و رد آن شرایط تیراژ مجله را به نزدیک به ۲۰۰ هزار نسخه رساند تا خانم شرکت که مجله زنان را منتشر می کرد و …

واقعیت این است که من نه انگیزه و نه حوصله ای برای راستی آزمایی این فهرست نداشتم و این موارد را گذری دیدم. اما اگر من خواننده بی دقت گذری می تواند این تعداد اشتباه در این فهرست ببیند پس شاید اشتباهات بیشتر از این باشد و چرا من باید به سایر مطالب این وب سایت اعتماد کنم.

این مطلب نافی و یا از بین برنده زحمات همکاران بی بی سی فارسی نیست. بسیاری از دوستان قدیم و جدید من در این رسانه فعالیت می کنند هم از صداقت و حسن نیت و حرفه ای گری آنها اطمینان دارم  و من هم آن قدر با این حوزه آشنایی دارم که بدانم اشتباه رخ می دهد. اما چیزی که شاید درست نباشد عبور از کنار اشتباه است.

در مطلبی نوشتم که به نظرم خواندن نظرات و توییت ها و پیام های فیس بوکی مردم در برنامه های خبری و رسانه ها احترام به مخاطب نیست. ارایه مطالب درست و دقیق احترام واقعی به مخاطب است آن هم در جایی که بحث بر سر فکت قابل راستی آزمایی است و نه نظرات و دیدگاه های تاویل پذیر.

 نکته آخری که  به نظرم ضروری است به آن اشاره شود به توضیح  مقدمه این فهرست بر می گردد:

«تهیه چنین فهرستی دشوار بوده و با توجه به در دسترس نبودن منابع کامل، شما هم می توانید نام چهره های مورد نظر خود را در بخش نظرات در پایین این مطلب پیشنهاد و در تکمیل این فهرست مشارکت کنید.»

اولا قرار نبوده است که کار ما به عنوان فعالان رسانه ای آسان باشد. آنچه شغل ما را در رده شغل های پر خطر قرار می دهد تنها احتمال تهدید شدن و یا رفتن در صحنه های پرخطری مانند جنگ نیست. تهیه یک خبر و یا یک گزارش ساده چنان انرژی و زمان و کاری می برد که نفس ما را به شماره می اندازد. ما این کار را انجام می دهیم چون سخت است ولی درعین حال برای جامعه مفید است. از سوی دیگر پدیده ای مانند جمع سپاری (Crowdsourcing)  یا استفاده از ظرفیت های شهروندان و … در آن سوی قیف گزارشگری قرار دارد. ما این کارها را انجام می دهیم مطالب را جمع می کنیم و اطلاعات رسیده را داده سنجی و اعتبار سنجی می کنیم و پس از اطمینان نتایج را منتشر می کنیم. قرار است ما به مخاطبان محصول و داده قابل اعتماد بدهیم نه اینکه از آنها بخواهیم ایرادهای ما رادر کامنت های خود گوشزد کنند.

 

 

دیدگاه‌ها

  1. با سلام
    مطلب شما و توضیحاتتان بسیار جامع و جالب توجه است. از این همه اطلاعات تعجب کردم و تبریک می گم و امیدوارم همه روزنامه نگاران این تعهد اخلاقی و علمی را در تهیه و تدوین مطالبشان داشته باشند.

  2. سلام
    به نکات ارزشمندی اشاره کردی.
    راستی آزمایی ، مطالب انبوهی که در فضای مجازی وجود دارد آسان نیست. قبول که منبع باید روشن و قابل اعتماد باشد و … امافضای مجازی بخش مهمی از امکانات در دسترس است . به نظرم تنظیم کننده مطلب بیش از حد به اطلاعات در فضای مجازی اعتماد کرده است و همین کار دستش داده است! که البته در پوزیشن دایی جان ناپلئون باید عرض کنم این حرکتی برای مستند سازی جعلی برای تاریخ زنان ایران است . فارق از شوخی انتشار مطلب این چنینی در رسانه ای با اعتبار بی بی سی ، بیش از کاستن اعتبار از آن رسانه به مخشوش کردن تاریخ می انجامد. چراکه از این پس بسیاری با رجوع به این مطلب ، تاریخ زنان موثر که اولین هم بودند را چنان می دانند که در این مطلب اشاره شده است!این خسارتی جبران نا پذیر است.

  3. سپاس از شما که این مطلب رو قرار دادید…منم این مطلب رو خوندم و چندتا از این موردایی که شما گفتن برای من هم جای سوال داشت …مرسی از اطلاع رسانیتون

  4. اقای ناظمی چرا پست های غیر فضاییتون رو هم عین ویدیوکست در این شب هاتون منتشر نمیکنین ، مطمئنم همه مخاطباتون عین من بیشتر دوست دارن این جور مطالب با ارزشی رو با بیان دلنشین علمی خودتون بشنون.ممنون از سایت خوبتون

    1. قربانت شوم، من همین در این شب ها را بتوانم کمی منظم درست کنم و در بیاورم شاهکار کرده ام 🙂 همین الان بیشتر از یک ماه تاخیر دارم.

  5. سلام آقای ناظمی
    حالتون چه طوره؟
    امیدوارم مجددا سلامتی کامل خودتون را به دست آورده باشید

    مجددا با انتشارات جام جم تماس گرفتم و در مورد زمان انتشار کتاب روزنامه نگاری علمی شما از اون ها سوال کردم. مثل دفعه‌های گذشته باز هم وعده دادن تا چند ماه دیگه چاپ و منتشر میشه. فکر می کنم مشتاقان خوندن این کتاب، باید تا اردیبهشت ماه سال ۹۳ و زمان برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، هم‌چنان منتظر باقی بمونن

    امکان داره ایمیلی را که چند وقت پیش در مورد اختلاف نظرها و دعواهای فراوان بین طرفداران روش‌های گوناگون تولید انرژی در آینده، با عنوان «چه کسی راست می گوید؟» براتون ارسال کردم ، جواب بدید؟

    یک دنیا ممنون

    1. ممنون
      کارهای کتاب فکر می کنم بخش عمده ای اش تمام شده و تا جایی که می دانم صفحه آرایی و ویرایش نهایی هم شده و گویا برای مجوز رفته امیدوارم زودتر منتشر بشود.

      من امروز گشتم و آن ایمیل را پیدا کردم . ببخشید در بین انبوهی از ایمیل ها گم شده بود و چشم کمی جوابش مفصله و فردا تا پس فردا برایت می نویسم

  6. با این نقد خیلی موافق نیستم.

    شما نباید همه ی مطالب را با مطالب رسانه های علمی یا ژورنال های معتبر آکادمیک مقابسه کنید.
    واقعیت این است که ژورنالیسم به طور کل و به طور خاص امروزه -به دلیل نیاز به سرعت و رقابت بالا- خیلی اهمیتی به فکت ومیزان درستی ماجراها نمی دهد همانطور که گفتید مهم ایده و الهام بخشی مطالب است مطالبی مثل ترین ها همیشه جذاب بوده اند و تقریبا هیچ وقت مستند به داده های آماری دقیق نبوده و نیستند… (والبته موضوع به ترین ها محدود نمی شود)

    1. سلام
      قطعا من مقایسه ای با ژورنال های آکادمیک انجام نمی دهم و با اصول اولیه روزنامه نگاری عمومی مقایسه می کنم. درباره بخش دوم هم اگر شما میزان درستی و واقعیات و درست بودن مطلب را از روزنامه نگاری حرفه ای بگیرید قطعا با ژورنالیسم سر و کار ندارید. من نمی دانم حاصلش چه می شود اما قطعا ژورنالیسم نیست.

  7. آدرس این مطلب رو توی ویکی‌فا پیدا کردم، در پروژهٔ «زنان را آبی کنیم» بهش آدرس داده بودن.
    از بهترین‌ مطلب‌های وبلاگی‌ای بود که تو چند وقت اخیر خوندم، نوشتاری با موضوع و کاملاً حرفه‌ای. پاینده باشی.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.