میمونی در آستانه مدار، خرگوشی در ماه

 روز شنبه روز پر خبری برای رویدادهای فضایی بود اگر از رویدادهای حول و حوش ایستگاه بین المللی فضایی و مشکلات پیش آمده برای یکی از سیستم های خنک کننده آن بگذریم، دو خبر جلب توجه می کرد.

نخست آنکه ایرانیان باردیگر میمونی را این بار با کمک پیشرانی مجهز به سوخت مایع به سفری زیر مداری فرستادند و توانستند آن را به صورت زنده و سالم بازیابی کنند. بر مبنای خبرهای منتشر شده به نظر می رسد تفاوت عمده این آزمایش با آزمایش قبلی یکی در سوخت مایع پیشران بوده است و دیگری در نوع تجهیزات مراقبت و نظارتی که در کپسول نصب شده است و اگر نفاوت های دیگری نیز وجود داشته حداقل بر مبنای آنچه وب سایت سازمان فضایی ایران و پژوهشگاه فضایی ایران – پژوهشکده سامانه های فضایی ایران بیان می کنند، قابل تشخیص نیست.

استفاده از پیشران سوخت مایع فرآیندی پیچیده تر و دشوار تر از سوخت جامد است. سوخت جامد اگرچه در کل پایدارتر از سوخت های مایع است و همچنین برای تولید پیشرانش یکسان به مقدار کمتری از آن نسبت به سوخت مایع نیاز است اما سوخت مایع مزایایی دارد که حداقل در تعدادی از پیش ران ها بر دشواری های استفاده از آن می چربد.

یکی از مزایای اصلی سوخت مایع به سوخت جامد در این است که سوزاندن سوخت مایع قابلیت کنترل دارد، در حالیکه شما زمانی که راکتی با سوخت جامد را پرتاب و سوزاندن آن سوخت جامد را آغاز می کنید دیگر کنترلی نه بر روند سوزاندن سوخت دارید و نه می توانید فرآیند را تا پیش از به پایان رسیدن سوخت متوقف کنید. در حالیکه با استفاده از سوخت مایع امکان کنترل روند سوخت وجود دارد و شما می توانید در مراحل مختلف میزان استفاده سوخت و در نتیجه نیروی حاصل از آن را کنترل کرده و حتی پیش از به پایان رسیدن آن موتور را خاموش و سوزاندن آن را متوقف کنید. البته برخی از روش ها برای تغییر روند سوخت راکتهای سوخت جامد وجود دارد و مثلا با مهندسی شکل محفظه می توان سوزاندن آن در مرحله آغازین یا ابتدایی را اندکی تغییر داد اما این روند در طول سوزاندن سوخت قابل کنترل نیست.

یکی دیگر از برتری های سوخت مایع در این است که به ویژه در راکت های چند مرحله ای، محفظه های سوخت مایع عموما  ساده تر از محفظه های سوخت جامد قابل استفاده مجدد هستند.  البته هزینه استفاده از این مزایا یکی پیچدگی های فنی است که در ساخت این نوع پیشران ها وجود دارد. شما باید اکسید کننده ای – عموما اکسیژن مایع – را در دمای بسیار پایین نگاه دارید که به گاز بدل نشود و آن را با نسبت مشخص و مورد نیاز خود در محفظه احتراق با سوخت ترکیب کنید.

atlantis

برای اینکه تصوری از این دو نوع سوخت داشته باشید تصویر آشنای برخاستن شاتل های فضایی را در ذهنتان مجسم کنید. در پشت شاتل فضایی که روی سکوی پرتاب قرار دارد سه قطعه الحاقی آشنا را می توان دید، مخزن غول پیکر نارنجی رنگی که در پشت شاتل قرار دارد و دو راکت سفید رنگی که در دو طرف آن قرار می گرفت. تانک بیرونی و یا همان محفظه غول پیکر نارنجی رنگ دربردارنده سوخت مایع و اکسید کننده متناسب آن بود که در هنگام پرتاب وارد موتورهای شاتل می شد و در آنجا بخشی از نیروی لازم برای پرتاب را تامین می کرد. دو راکت کناری در بردارنده سوخت جامد بودند. این دو راکت به ظاهر کوچکتر در کنار هم ۸۳ درصد نیروی لازم برای پرتاب شاتل را تامین می کردند و سوخت آنها به طور مستقل از موتورهای اصلی شاتل و با کمک موتورهای متصل به زیر این دو راکت صورت می گرفت.

بدین ترتیب با توجه به قابلیت کنترل بالاتر سوخت مایع آزمایش امروز قطعا گامی به جلو است اگرچه به نظرم بخش اصلی آزمایش شنبه  باید به دلیل جمع آوری داده های زیستی و یا آزمون هایی مربوط به محفظه زیستی باشد به دلیل اینکه اگر تنها بخش های فنی نظیر نوع سوخت پیشران موشک، سیستم فرود و یا بخش های دیگر مورد نظر بود امکان انجام آنها بدون میمون و یا هر نوع موجود زنده دیگری نیز ممکن بود. بنابراین باید فرض را بر این گذاشت که در ساختار محفظه زیستی توسعه ای صورت گرفته است و یا طرح های علمی و یا پژوهش هایی پیشنهاد شده که نیازمند جمع آوری داده از موجودی زنده بود است.

البته این امکان هم وجود دارد که مانند هر جای دیگری در دنیا مدیران برای تحقق اهداف پژوهشی خود از موضوع مورد علاقه مسولان سیاسی و تصویب کنندگان بودجه استفاده کرده باشند، به این معنی که با قرار دادن میمون و موجود زنده در پروژه مسولان  فضایی توانسته باشند مقامات سیاسی و مالی را برای کسب اعتبارات و پشتیبانی مورد نظر خود قانع کنند.  

اگرچه پرتاب امروز را از نظر فنی شاید بتوان گامی به جلو حساب کرد اما متاسفانه نشان داد که بخش روابط عمومی و رسانه ای نمی خواهد از اشتباه های گذشته درس بگیرد و با عدم استفاده از نیروهای متخصص و حرفه ای فضایی را ایجاد می کند که به جای شفاف کردن فضا بیشتر شک و شبهه ایجاد کند. همانطور که دفعه پیش آنچه آزمایش را به آستانه یک رسوایی رساند و زحمت بخش فنی را تا مرز نابودی پیش برد همین بی دقتی و اشتباهات بخش رسانه ای بود.

 شما کافی است به گزارشی که در بالا لینک دادم سری بزنید و آن را و یاسری به خبر اولین آزمایش پرتاب میمون به مدار بزنید و آنها را بخوانید. خبر آزمایش اول که قرار است متن اطلاعیه دقیقی از یک آزمایش علمی باشد اما با جملاتی حماسی و تعریف از خود شروع می شود و متاسفانه در طول متن کمتر اطلاعات دقیقی را می شود به دست آورد.

این متن را با بیانیه های خبری سازمان های فضایی دیگر (لازم نیست سراغ ناسا برویم بلکه سری به همین ماموریت دیروز  چینی ها یا ماموریت هندوستان بیاندازیم) مقایسه کنید. کلی گویی هایی نظیر اینکه  این کاوشگرها می‌توانند به فرای جو و زیر مدار (ارتفاع ۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر) انتقال یابند و به ثبت و یا مخابره داده‌ها با هدف بررسی خواص اتمسفر و کیهان بپردازند، نشان از ضعف نویسنده این متن رسمی دارد که متاسفانه پس از انتشار نه به عنوان اثر یک نویسنده که موضع رسمی یک سازمان به حساب می آید. متن خبر روز شنبه نیز به همین ترتیب تنها در بردارنده کلیاتی است که نه خواننده مطلع می تواند جزییات بیشتری  ودقیق تری از این پیشرفت به دست آورد و نه خواننده بی اطلاع از برنامه های فضایی. 

 برخی از ملاحظات برای عدم انتشار همه جزییات قابل درک و قبول است همانطور که نگرانی برخی از فعالان این پروژه برای مشخض نشدن چهره آنها نیز در شرایط امروز ایران قابل درک است.  اما همان اطلاعاتی که قرار است منتشر شود را می شود با مشورت حرفه ای تر ها که در صدا و سیما و روزنامه ها و مجله های ایران هم حضور دارند به طریقی درست و حرفه ای منتشر کرد.

متاسفانه تصاویر تلوزیونی، هیجان زدگی بی مورد خبرنگاران، حتی متن روابط عمومی پژوهشگاه فضایی ایران نشان می دهد حداقل در این بخش داستان نقاط ضعف زیادی وجود دارد.

حادثه دوم و مهم امروز فرود موفق مه نورد چینی ها بر سطح بود. اتفاقی که باعث شد چین نه تنها به سومین کشوری در تاریخ فضایی جهان بدل شود که توانسته است بر سطح ماه فرودی نرم را تجربه کند که پس از سال ۱۹۷۶ برای اولین بار این تجربه را تکرار کند.

image

مه نورد چینی در اولین مرحله از فاز دوم کاوش های ماه چینی ها امروز بر خاک ماه در خلیج رنگین کمان فرود آمد و اندکی بعد تصاویر خروج این مه نورد از مه نشین منتشر شد. برنامه ای که قرار است با پرتاب یک مه نشین دیگر در فاز دوم ادامه یافته و سپس در فاز سوم به مجموعه ماموریت های بازگرداندن خاک ماه به زمین به شکل روباتیک و احتمالا در نیمه دوم دهه ۲۰۲۰ میلادی به سفر فضانوردان چینی به ماه منجر شود.

تا آن زمان چینی ها در بخش سرنشین دار بر مدار زمین تمرکز خواهند داشت و تلاش دارند تا نسخه عملیاتی ایستگاه فضایی مداری خود را تکمیل کنند.

من به هیچ وجه هدفم از آوردن این دو رویداد در کنار هم مقایسه آنها نیست. به نظرم هر مقایسه ای که میان این دو برنامه (برنامه فضایی ایران و چین) صورت بگیرد قطعا اشتباه خواهد بود. سوال هایی مانند اینکه چرا چینی ها مه نورد به ماه فرستادند، هندی ها مدارگرد به مریخ و ما میمون به مدار می فرستیم هم از اساس اشتباه است. ما و چینی ها در دو فضای کاملا متفاوت هستیم.

اما به نظرم می توان نه تنها به مسیری که چین در پیش گرفت که به مسیر سایر کشورها که آژانس های فضایی ملی و بین المللی فعال جهان نگاه کرد از ناسا گرفته تا روسیه و چین و هنوستان، آژانس فضایی اروپا تا کشورهیا اروپایی به طور مستقل و کانادا و حتی شرکت های خصوصی مانند اسپیس – ایکس و ویرجن گالاکتیک و …  باید ببینیم چه روندهایی ما را به موفقیت می تواند برساند و چه راه هایی ممکن است به بی راهه رود.

برنامه فضایی چین از دل خلا و یک شبه به وجود نیامده است. چینی ها از روی حسادت و بعد از اینکه دیدند هندوستان موفق به اعزام مدارگردی به سوی مریخ شده است یک شبه برنامه فرستادن روبات مه نورد به ماه را تولید و اجرا نکردند.

چینی ها تقریبا از آغاز عصر فضا به طور مشخص برنامه ای را در این خصوص طراحی کردند. بخش عمده ای از زمان آنها برای طراحی و تولید راکت های اولیه و پیشران های ماهوراه بر صرف شد. از همان زمان آنها برنامه ریزی برای رویاهای طولانی تر خود در فضا را نیز دنبال می کردند اما واقعیت این است که برای تحقق آن رویا ها عوامل متعددی باید در کنار هم قرار می گرفت.

برنامه های فضایی برنامه های گرانی است. چه در چین، چه در هند چه در دوران اوج رقابت های فضایی شوروی و چین، اقتصادی قدرتمند عامل فرصت دادن به ظهور پتانسیل ها در این حوزه بوده است.

 اگر چین در سال های اخیر با اعتماد به نفس برنامه فضاییخود را چه در حوزه پرتابگرهای مداری، چه در حوزه سرنشین دار و چه در حوزه کاوش های روباتیک پیش می برد با اتکا به برنامه ای دقیق، مشخص و زمان بندی شده، نیروی انسانی عظیم و البته رشد اقتصادی این کشور است. چین از نظر حجم اقتصادیش و از نظر برخی از شاخصه های اصلی اقتصادی دومین قدرت بزرگ جهانی است. در سی سال گذشته متوسط رشد اقتصادی چین در هر سال در حدود ۱۰ درصد بوده است و رشد تولید ناخالص ملی آن با شتاب در حال حرکت رو به جلو است. در این سال ها در حالیکه چین با شتاب در مسیر توسعه اقتصادی بود در حوزه بین المللی سعی می کرد حتی الامکان از بروز سو تفاهم و نگرانی نسبت به رشد خود جلوگیری کند. روایتی که فرید ذکریا در کتاب جهان پسا آمریکایی خود از حساسیت مقامات چینی حتی در انتخاب شعارهای ملی خود به خرج می دادند تا مبادا دیگران را نگران توسعه خود کنند نشان دهنده برنامه ریزی آن ها برای رشدی طولانی مدت است.

 چنین توانایی اقتصادی و آینده نگری و طراحی  است که چین را قادر می کند وارد بازی های گران شود و نتایج برنامه ریزی و سیاست گذاری خود را عملی کند.

طبیعی است توان امروز این کشور با وضعیت ایران ما که بر اساس گزارش رییس جمهور رشد اقتصادی منفی ۶ درصد و تورم حدود ۴۰ درصد دارد قابل مقایسه نیست.

555

از طرف دیگر اما همه ماجرا به پول بر نمی گردد. چین از سال ها قبل می دانست که چه چیزی را چه زمانی و برای چه می خواهد. در برنامه های توسعه این کشور و همینطور  سایر کشورها برنامه های دقیق و زمان بندی شده برای پروژه های فضایی آنها وجود دارد که بر اساس پیش بینی امکانات ( اعم از اقتصادی، نیروی انسانی ،توان سیاسی و مولفه های گوناگون دیگر ) بیان شده است. نکته ای که بارها نوشته ام و بازهم باید تکرار کرد که چنین سندی در ایران دیده نمی شود. سند جامع هوا و فضای کشور کلی گویی می کند و از طرفی شما با انبوهی وعده های عجیب و غریب مواجه می شوید.

اخیرا یکی از مسوولان درباره برنامه ریزی برای فرستادن فضانورد ایرانی به مدار زمین برای تقویت غرور ملی خبر داده بود و گویا صحبت از فرستادن فضا نورد به ماه در برخی از اسناد شده است. برخی از مطالعات نشان می دهد پروژه سفرانسان به مدار زمین برای ایران حداقل ۱۴ میلیارد دلار هزینه لازم دارد. اما سوال این است که این سفر – با فرض توان کشور در پرداخت هزینه های آن- در کجای منظومه برنامه های فضایی ما جای دارد؟ آیا فقط برای غرور ملی می خواهیم فضا نورد به فضا بفرستیم یا برنامه بعدی برای آن داریم؟ با فرض موجود بودن بودجه بر اساس چه پیش بینی ما قصد داریم سرمایه عظیمی در بخش انسانی به جای توسعه کاوش های روباتیک ( از ماهوراه های رصدگر زمین گرفته تا ماموریت های علمی) صرف شود؟

برای من پس از سال ها نوشتن از فضا در ایران هیچ چیز خوشآیند تر از دیدن موفقیت ایران در فضا نیست اما به نظرم خواست غیر منظقی و پیچیده ای هم نباشد که ما یک برنامه اعلام شده مشخص داشته باشیم. من و بسیاری دیگر نگرانیم که چند پارگی برنامه فضایی ایران که هر بخشی از آن در گوشه ای اتفاق می افتد و عدم وجود مدیریت یکپارچه بر بخش غیر نظامی آن و از همه مهمتر نبود سندی دقیق و غیر شعاری و شفاف، در آینده ما را با مشکل مواجه کند. ما اگر می خواهیم به فضا برویم یک بار برای همیشه باید به این سوال پاسخ دهیم که در فضا چه کار داریم؟ برای چه می خواهیم به فضا برویم و آیا حضور ما قرار است تنها جنبه تبلیغی داشته و یا پله ای برای مشارکت های بعدی و حضور دایمی تر و موثر تر در فضا باشد؟ آیا فضا در آینده نقشه راه اقتصادی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ما جایگاه دارد یا تنها به مولفه غرور ملی فکر می کنیم؟  ما چاره ای نداریم جز اینکه نقشه راهی دقیق و خالی از عبارات کلی و تعریف های عمومی و جملات زیبا داشته باشیم که به ما بگوید اگر امروز میمونی به فضا می فرستیم این تلاش موفق و ارزشمند در کجای منظومه برنامه های ما قرار دارد.

میمونی که امروز به لبه  فضا رفت و سالم برگشت و سازمان فضایی ایران پوستری از او با لباس قرمز که آدم را بی اختیار یاد رد شرت های استار ترک Red Shirt   می اندازد منتشر کرد،  می تواند دو راهی پیش روی برنامه فضایی ما را نشان دهد. برنامه ا ی که یا با برنامه ریزی درست و دقیق و حرفه ای گری قدر نیروهای ارزشمندش را می داند و همچون مسافر روز شنبه خود  به سلامت به مقصدی می رسد که می تواند نه تنها افتخار و غرور به همراه بیاورد که نقشی واقعی در فردای ما و جهان بازی کند و یا خدای نکرده سرنوشتش ممکن است به سرنوشت رد شرت ها گره بخورد. پایانی غم انگیز پس از حضوری موقت.

 

دیدگاه‌ها

  1. بسیار عالی
    از خواندن متن لذت بردم و واقعا به نکات خوبی در جهت پیشرفت فضایی ایران اشاره کردید
    موفق باشید

  2. ممنون از اطلاعات کاملتون،آقای ناظمی به نظر شما شبهه هایی که در مورد موفقیت ایران مطرح می شود، چقدر درست هستند؟ اگر یک غیر ایرانی از شما بپرسه، که واقعا ایران موفق شده، به عنوان یه خبرنگار علمی حرفه ای چه جوابی میدید؟

    1. سلام. تا جایی که من می دانم این آزمایش ها با موفقیت انجام شده و من هیچ دلیلی برای شک کردن به اصل انجام این آزمایش ها ندارم و همانطور که نوشتم ریشه خیلی از این شک ها بیشتر از اینکه به خود آزمایش مربوط باشد به نحوه بازتاب آن و بخش اطلاع رسانی مربوط می شود.

  3. با سلام مطلب خوبی بود
    البته اضافه کنم در ماموریت کشورمون علاوه بر پیشران سوخت مایع از جاذب های ضربه در کپسول هم که در هنگام برخورد کپسول به زمین مهم هستش استفاده شد که جدید بود موشک حامل هم موشک شهاب ۱ بود که توسط هوا فضا وزارت دفاع تامین شده بود من فکر میکنم ایران میتونه در یک برنامه ۴یا ۵ سال به زیر مدار انسان بفرسته از نظر موشک حامل به زیر مدار ایران مشکلی نداره و در این مورد خود کفاست و انواع مختلف تراسترها رو برای ارسال انسان تا ارتفاع ۲۰۰ کیلومتر داره البته در بخش های دیگر مشکل داره ولی در مورد ارسال انسان به خود مدار شاید تاسال ۱۴۰۴ هم محقق نشه!!!

  4. سلام استاد، من آیدین هستم، از بچه های استروحیرت… دلتنگ و مشتاق دیدار شما هم هستیم بسیار… لطفا نظر خودتون رو درباره سایت زیر بهم بگید…

  5. خط به خطش رو خوندم و لذت بردم. فقط یه سوال برام پیش اومده:
    توی مباحث فضایی، آیا چیزی به اسم فروختن و در اختیار گذاشتن تجربه داریم؟ مثلاً آیا ایران می‌تونست روش فرستادن همین میمون رو از کشوری که قبلاً این کار رو کرده، بخره؟
    اگر جواب مثبته، هزینه کدومش بیشتره؟ اینکه اون تجربه رو بخره یا اینکه خودش تلاش کنه و بهش برسه؟

  6. ممنون از مقاله جذاب و جامع جنابعالی فقط جسارتا اون لینکی که اشاره فرمودید مربوط به کاوشگر پیشگام و میمون “آفتاب” هستش! برای اطلاعات میمون “فرگام” و کاوشگر پژوهش می توانید از این لینک زیر استفاده نمایید. در مورد سخنانتان راجع به بازتاب غیرحرفه ای و عجولانه این پرتاب کاملا موافقم لیکن این امر خللی به پیشرفت قابل توجه پرتاب اخیر نسبت به پرتاب قبلی در همه زمینه های ذکر شده وارد نمی کند و اگر نقدی هم هست باید با کسب اطلاعات کافی و در فضای تخصصی مطرح شود تا مردم به اشتباه نیفتند.
    http://isrc.ac.ir/…/82…/662-1392-09-23-14-18-19.html

    1. ممنون از تذکرتان اصلاح شد و جالب اینکه موقعی که می خواستم لینک خبر را بگذارم آدرس لینک صفحه اول موسسه را کپی کردم ( باید از نوار آدرس این کار را میکردم) درباره پرتاب من هم موافقم و در متن هم تاکید کردم که این صعف بخش اطلاع رسانی است که اجازه نمی دهد ارزش واقعی کار مشخص و تبیین شود.
      باز هم ممنون

  7. با سلام
    خیلی دوست دارم خوشبینانه و با دید مثبت به قضیه نگاه کنم. اما نحوه فعلی اطلاع‌رسانی، و عدم ارایه توضیحات کافی، چه در مورد این پروژه (پرتاب زیرمداری سرنشین‌دار) و چه در مورد آینده کل برنامه فضایی کشورمان؛ گمان “تبلیغاتی صرف” بودن پروژه را نزد بنده افزایش می‌دهد و باز موجب دلسردی‌ام می‌شود.
    _ اما دوست دارم یک موردی را که به‌نظرم رسیده با شما مطرح کنم. سوالاتی که مطرح می‌کنم، مد نظر قرار بدهید: اساسا چرا این پروژه در این مقطع زمانی مطرح شده؟ چرا ۵ سال آتی؟ مگر در ۵ سال آینده چه خبر است که الزاما باید “فضانورد مستقل ایرانی” داشته باشیم؟ … اینک در آستانه ۲۰۱۴ میلادی هستیم و ۵ سال آتی، مصادف با ۲۰۱۹ میلادی خواهد بود. این یعنی زمانی که تلسکوپ فضایی وب به فضا پرتاب شده یا در آستانه پرتاب هست. این یعنی زمانی که برنامه انتقال تجاری فضانوردان و نیز توریسم فضایی، مدتیست آغاز شده یا در آستانه آغاز هست و پروژه اس‌ال‌اس ناسا در فاز آغازین اجرایی خود قرار خواهد داشت. و زمانی که چین، ایستگاه فضایی خود را کلید می‌زند. و همچنین کره‌جنوبی در آستانه انجام برنامه ماه خود قرار دارد و… آیا بنده خیلی بد گمان هستم اگر تصور کنم این پروژه صرفا برای این هست که در آن سال‌ها که تب موضوعات فضایی در دنیا دوباره حسابی داغ می شود، دست‌آویزی صرفا تبلیغاتی وجود داشته باشد تا گفته شود “ما هم سَری در سَرها داریم”!!!؟؟؟ امیدوارم گذر زمان اشتباه بودن این گمان بنده را ثابت کند!

  8. “این متن را با بیانیه های خبری سازمان های فضایی دیگر (لازم نیست سراغ ناسا برویم بلکه سری به همین ماموریت دیروز چینی ها یا ماموریت هندوستان بیاندازیم) مقایسه کنید. کلی گویی هایی نظیر اینکه این کاوشگرها می‌توانند به فرای جو و زیر مدار (ارتفاع ۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر) انتقال یابند و به ثبت و یا مخابره داده‌ها با هدف بررسی خواص اتمسفر و کیهان بپردازند، نشان از ضعف نویسنده این متن رسمی دارد که متاسفانه پس از انتشار نه به عنوان اثر یک نویسنده که موضع رسمی یک سازمان به حساب می آید. متن خبر روز شنبه نیز به همین ترتیب تنها در بردارنده کلیاتی است که نه خواننده مطلع می تواند جزییات بیشتری ودقیق تری از این پیشرفت به دست آورد و نه خواننده بی اطلاع از برنامه های فضایی.”
    بیش ترین کلی گویی را خود شما کردید. اگه قراره خواننده عام و غیر مطلع خودش بره متن خبرهای مختلفی را که در مورد این ماموریت نوشته شدن پدا کنه و بخونه ، خودش نقاط ضعف این خبرها را پیدا کنه ، خودش بره متن خبرهای مربوط به برنامه های فضایی هند و چین را پیدا کنه و بخونه ، خودش این متن ها را با هم مقایسه کنه و خودش نتیجه گیری کنه چه نیازی هست به وبلاگ شما سر بزنه؟ و اگه مخاطب خاص و مطلع خودش می تونه این موارد را بفهمه باز هم چه نیازی هست به وبلاگ شما سر بزنه؟
    بهتر نیست به جای این که طبق معمول، کلی گویی کنید، خودتون همه این کار ها را انجام بدید و بعد در اختیار مخاطب بذارید؟
    نقاط ضعف خبرهای داخلی را به طور کامل بگید؟ علت این که این موارد از نظر شما نقطه ضعف هستن را بگید، توضیح بدید اگه متن خبر یا گزارش حاوی چه اطلاعاتی بود و حاوی چه عابارت و جمله هایی نبود، کامل و علمی و بدون ککژتابی محسوب میشد، خبرهای مربوط به برنامه های فضایی کشورهای دیگه را ترجمه کنید و نقاط مثبت و منفی شون را بگید ، لینک خبرهای صوتی و تصویری مربوط به برنامه های فضایی کشورهای دیگه را برای دانلود و تماشای آنلاین قرار بدید و اون ها را با خبرهای صوتی و تصویری داخای مقایسه کنید و …
    مسلما مخاطب عام که تقریبا هیچ چیز در مورد ماموریت های فضایی نمی دونه، نمی تونه بفهمه اشکال جمله «این کاوشگرها می‌توانند به فرای جو و زیر مدار (ارتفاع ۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر) انتقال یابند و به ثبت و یا مخابره داده‌ها با هدف بررسی خواص اتمسفر و کیهان بپردازند» چیه

    1. با سلام
      بخشی از انتقاد شما درست است و من قطعا سعی می کنم از این پس بیشتر به این نکته توجه کنم. البته در این مورد خاص به دلیل اینکه من هم اطلاعی از این ماموریت و اهداف و برنامه ریزی های آن ندارم قطعا نمی توانستم درباره این ماموریت اظهار نظر قطعی کنم. اطلاع من تنها درباره سوخت مایع بود که سعی کردم توضیح بدهم.
      در مورد دوم حق با شما است و از این به بعد سعی خواهم کرد نمونه های بیشتری را مطرح کنم.
      موفق باشید
      پوریا

  9. فر ض می کنیم من می خوام کلک بزنم و ادعایی کنم که نمی تونم میام یه فیلم از لحظه پرتاپ یه موشک کوچک نشون می دم با کلی سرو صدا به هیچ وجه فیلم زنده از قضیه پخش نمی کنم چون ممکنه کلکم لابلای فیلم لو بره بعد که موشک پرتاپ شد فیلمو کات می کنم می رم از یه کپسولی که با نیسان آوردیم محل یه جعبه توش می زارم با یه فن ۱۲ وات کامپیوتر بچم که مثلا نشون بدم سیستم پشتیبانی حیات داره برای کسایی که شاید دقت کردند میمونه هم می کنم توش بعد ادعا می کنم که میمونه رفته فضا علتیم که دوربین تو محفظه یا بیرونش نذاشتم می گیم وزنش زیاد میشه . ا چه باحال این دقیقا چیزی بود که من دیدم. شاید هر کدوم از دلایلی که آوردم توجیه شه ولی بدبینی منو از بین نمیبره با توجه به اینکه انگیزه چنین دروغیو دارند

  10. درود بر شما
    بسیار زیبا نوشتید
    ایراد تنها بر سر اطلاع رسانی غلط نیست ، شاید مرا به بدبینی متهم کنید اما درپس این ماجرا هیچ برنامه مشخص و سازمان داده شده ای وجود ندارد جز تحریک غرور ملی و استفاده صددرصد سیاسی از این ماجرا که با توجه به وجود تکنولوژی وارداتی دستاورد مثبت و با ارزشی برای صنعت هوافضای کشور درپی نخواهد داشت
    پاینده باشید

  11. ضمن تشکر از این مطلب و توضیحات ارزشمندتون٬ یک پیشنهاد دارم: به جای مه نورد و مه نشین بهتر نیست ماه نورد و ماه نشین استفاده بشه؟ من که کلمه «مه» رو به معنی همون ذرات بخاراب شناور در هوا یعنی meh می خوندم و یکی- دو دقیقه طول کشید تا درک کردم که مخفف «ماه» هست!

    1. سلام
      مَه نورد و مَه نشین اصضلاحات رایجی هستند و به نظرم خوش آهنگ تر از ماه نشین و ما نورد هم هست. البته نکته ای که شما گفتید درست است و سعی می کنم از این به بعد در اولین مورد حداقل از اعراب استفاده کنم
      ممنون

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.