خوش آمدید آقای هولمز

با آغاز هر سال در انتظار به روی پرده آمدن فیلم ها و سریال های تازه ای هستیم. برخی از آنها در سکوت و بی خبر می آیند و به پدیده ای شگفت انگیز بدل می شوند. برخی از آنها مدتها در کانون بحث ها قرار داشته اند و وقتی به نمایش در می آیند نا امیدمان می کنند. طبیعی است که هرچقدر انتظارها از یک سریال یا فیلم بیشتر باشد، نگرانی ها از نا امید شدن نیز بیشتر است. به همین دلیل وقتی روز اول ژانویه یکی از مورد انتظار ترین سریال های این چند ساله پس از دو سال با نمایش اولین اپیزود فصل سوم خود به میان طرفداران برگشت، شاید بسیاری از منتقدان و علاقه مندان آن هم باور نمی کردند که خالقان این اثر بتوانند موفقیت خود را تکرار کنند. به خصوص آنکه فصل دوم دو سال پیش در اوجی بی نظیر تمام شده بود و طرفداران و منتقدان دو سال فرصت داشتند تا انتظارات خود از آن را افزایش دهند.

شب اول ژانویه شرلوک هولمز به شماره ۲۲۱B خیابان بیکر برگشت تا یکی از به یاد ماندنی ترین و موفق ترین بازگشت های سریال های تلوزیونی در چند سال اخیر را رقم بزند. نمایشی که بسیاری از منتقدان سخت گیر را هم راضی کرد و در عین حال مملو از اشاره های مختلف و سرنخ های بی نظیری برای علاقه مندانی بود که می خواهند در بازی شرلوک مشارکت کنند.

برای من شرلوک هولمز یکی از محبوب ترین شخصیت هایم محسوب می شود. داستان های او را سال ها پیش خواندم و تقریبا ترجمه همه کارهای مربوط به او و کپی از نسخه های مختلف داستان های سر آرتور کاندایل را جمع کرده ام. تا جایی که می شد فیلم ها و روایت های تلوزیونی آقای هلمز و حتی اسکچ هایی که برای چاپ در مطبوعات استفاده شده بود را دیده ام. تصویر ذهنی من از این کارآگاه افسانه ای اولین بار – و گمان می کردم برای آخرین بار – زمانی به طور عینی تجسم یافت که سریال شرلوک هولمز را با بازی جرمی برت فقید را دیدم. آن بازی شگفت انگیز همه آنچیزی بود که از این کارآگاه در ذهن داشتم و گمان می کردم هیچ وقت هیچ کس دیگری نمی تواند  شرلوک را بازسازی کند.

وقتی متوجه شدم بی بی سی در حال ساخت سریالی با موضوع شرلوک هولمز ولی در زمان معاصر است مطمئن بودم چیز خوبی از آب در نمی آید. چطور می توان شرلوک را به قرن ۲۱ آورد و صلابت و هوشش را خدشه دار نکرد؟ اما من اشتباه می کردم.

خالقان شرلوک باهوش بودند. آنها توانستند شرلوکی معاصر خلق کنند که بر مبنای داستان هایی از سر آرتور کانندایل اما به طور کامل بازسازی شده در عصر حاضر  حضور دارد. به جای تلگراف از موبایل استفاده می کند و خود را به طور منطقی با زندگی روزمره قرن ۲۱ تطبیق داده است. شما مشکل چندانی برای باور کردن هولمز قرن ۲۱ ندارید. غیر از داستان چشم گیر یکی از عواملی که باعث موفقیت این مجموعه شده بود استفاده از بازیگران بی نظیر بود. بندیکت کامبربچ بازیگری شگفت انگیز و استثنایی است. در کنار او مارتین فریمن در نقش دکتر واتسون حضوری بی نظیر دارد. او این بار هم از جنگ افغانستان برگشته و به واسطه یک دوست مشترک با شرلوک آشنا می شود و به سرعت درگیر بازی های مردی می شود که شغلش را خودش اختراع کرده :«کارآگاه مشاور».

sherlock-season-2

شرلوک هولمز زندگی حرفه ای اش بر مبنای استنتاج است. او به جای دیدن مشاهده می کند و منتیجه گیری می کند. همانند هولمزِ کانن دایل، او هم مقاله هایی تخصصی نوشته از جمله نحوه تشخیص انواع مختلف خاکستر سیگار – خود او در قرن ۲۱ به دلیل قوانین موجود علیه استعمال دخانیات در اماکن عمومی ناچار به ترک سیگار شده اما از برچسب های نیکوتین استفاده می کند و البته گاهی هم به سراغ سیگارهای قدیمی می رود – و الیاف بافته های مختلف. و البته به جای انتشار آنها به طور سنتی آنها را در وب سایت تخصصی اش به نام علوم استنتاج در نشانی http://www.thescienceofdeduction.co.uk منتشر می کند. او از این راه برای حل برخی از پرونده هایش و البته پیغام فرستادن برای برخی از دشمنانش استفاده می کند.

دکتر واتسن این بار هم راوی ماجرا است اما ما داستان را از دهان و زبان و چشم انداز او نمی خوانیم. او داستان های هولمز را می نویسد و در وبلاگ خود منتشر می کند. شما می توانید وبلاگ دکتر واتسون را در این نشانی بخوانید: http://www.johnwatsonblog.co.uk .

از بازیگر خانم هادسون بگیرید تا لسترد تا مالی هوپر که شخصیت جدید اضافه شده به داستان است تا نقش آفرینی خیره کننده مایکرافت هولمز و به خصوص مردی که هولمز را کامل می کند: موریارتی همه و همه چشمگیر و خیره کننده است. 

هیچ قهرمانی تا در مقابل ضد قهرمانی قدرتمند قرار نگیرد کامل نمی شود و اینگونه است که موریارتی و هولمز به هم نیاز دارند. دو نابغه که از زندگی عادی مردم و جهان اطراف ما آزرده و خسته می شوند و آنها را به بازی می گیرند. موریارتی در مرکز شبکه تبهکاری خویش، تبهکاری عادی نیست او به دنبال لذت بردن از سرگرم شدن در بازی ذهنی است. همه را به بازی می گیرد و عمدتا خودش چیزی نمی خواهد او هم شغل جدیدی ابداع کرده و خود را «مشاور جنایتکاران» می نامد. و وقتی حریفی مانند هولمز را می بیند هدفش به چالش کشیدن او می شود.

فصل دوم شرلوک در جایی تمام شد که اوجی خلاقانه بود. برای سر آرتور کانندایل هولمز دوست داشتنی ترین مخلوقش نبود. او تعدادی داستان کوتاه درباره این کارآگاه نوشت و وقتی دید مردم روز به روز بیشتر در حال علاقه مند شدن به او هستند و ممکن است توجه به او وقتش را بگیرد، تصمیم گرفت او را در نبردی نهایی از بین ببرد. اینگونه بود که او را در نبردی تن به تن با موریارتی از آبشار رایشنباخ به پایین پرت کرد تا با کرگ کارآگاه وقتش آزاد شود. اما فشار علاقه مندان به حدی بود که او مجبور به بازگرداندن هولمز از آبشار مرگ شد تا مجموعه داستان های بازگشت شرلوک هولمز را بنویسد.

خالقان هولمز معاصر داستان را در اوجی مشابه اما در عصر ما تمام کردند. این بار موریارتی که اعتبار هولمز را به بازی گرفته بود برای پرده آخر سناریویی طراحی می کند که تنها بازی باقی مانده برای شرلوک خودکشی او باشد و او در مقابل چشمان واتسن و تعدادی از شاهدان عینی خود را از فراز بام بیمارستان به پایین پرتاب می کند و از بین می رود.

البته که در آخرین صحنه می بینیم او زنده است. اما چطور؟

دو سال بعد – هم فاصله میان دو فصل ۲ و ۳ و هم فاصله ای که در خط اصلی رویداد داستان رخ می دهد ۲ سال است – آقای هولمز بر می گردد و در این دو سال همه در فکر نحوه زنده ماندن او بوده اند.

هر روایتی می توانست نقدهای بی نظیر و ناامیدی به همراه داشته باشد و اینجا بود که هوشمندی طراحان دست به دست بازی های خیره کننده بازیگران این سریال داد تا فصل سوم شرلوک شروعی خیره کنند داشته باشد.

این اپیزود با روایت صحنه فرار هولمز از مرگ اغاز می شود و به محض اینکه می خواهید شروع به نا امید شدن از سناریوی فرار شوید می بینید این یکی از تئوری هایی است که درباره او ساخته شده است. در این قسمت به جای یک توضیح ۳ توضیح درباره فرار هولمز از مرگ ارایه می شود. هولمز در جایی می گوید ۱۳ سناریو برای شرایط بام بیمارستان داشته است و البته در نهایت جزییات نحوه فرار خود را آشکار نمی کند.

در این اپیزود طراحان برای روایت این سه سناریوی نجات به سراغ ایده های رایج در میان طرفداران رفتند و از آنها استفاده کردند و ادای دین خود به طرفدارانشان را نه تنها به این روش که با وارد کردن برخی از اعضای باشگاه های مجازی طرفداران سریال در این اپیزود ادا کردند.

بله. شما می توانید ایرادهای بسیاری در باره این اپیزود – مانند اپیزودهای قبلی – بگیرید و به روند داستان ایراد وارد کنید. اما واقعیت این است که این اپیوزد اگر بهتر از اپیزودهای قبلی نباشد چیزی از آنها کم ندارد.

نکته ها و اشاره های فراوانی درون این داستان گذاشته شده است که هم به داستان های هولمز و هم به رویدادهای روز و روایت های دیگر اشاره دارد. از وارد کردن ایده ها و خود طرفداران در اپیزود تا بازی والدین کمبربچ در نقش والیدن شرلوک در این اپیزود، (مادر کمبربچ بازیگر معروف سینما و تئاتر است و سال های سال پیش ایفای نقش در مجموعه UFO او را به چهره ای دوست داشتنی برای علاقه مندان داستان های علمی تخیلی بدل کرده بود، پدر او نیز تیموتی کارلتون بازیگر سینما، تلوزیون و تئاتر است). یکی از ارجاعات تغییر یافته به داستان اصلی بازگشت هولمز به صحنه ای مربوط می شد که دکتر واتسون در مطبش گمان می کند  پیرمردی که قصد فروش دی وی دی به او دارد شرلوک است که تغییر قیافه داده. اگر داستان را خوانده باشید می دانید که اولین ملاقات هولمز و دکتر واتسن در بازگشت شرلوک هولمز دقیقا مشابه این صحنه است با این تفاوت که آنچه هولمز خود را در قامت پیرمرد خمیده ای در آورده بود که سعی می کرد به واتسن کتاب های قدیمی بفروشد. البته این بار واتسن اشتباه می کند. در جایی دیگر در یکی از روایت ها ینجات شرلوک او پیام کدی با نام لازاروس را به برادرش مایکرافت ارسال می کند. لازاروس غیر از اشاره ای که به بازگشت از مرگ دارد نام شخصیتی در مجموعه دکتر هو به  نام دکتر لازاروس است که در اپیزودی به نام آزمایش لازاروس حضور داشت. نقش دکتر لازاروس را مارک گتیس ایفا می کرد که در این سریال بازیگر نقش مایکرافت هولمز است.

اگر این سریال را ندیده اید توصیخ می کنم حتما آن را ببینید و لذت ببرید. امیدوارم دو اپیوزد دیگر این فصل نیز به همین خوبی باشند و امیدوارم همانطور که بندیکت کمبربچ به طور ضمنی تایید کرده فصل چهارم این سریال نیز ساخته شود .در نهایت مگر هر چند وقت یک بار سریالی به این کیفیت ساخته می شود؟

اما در کنار همه جذابیت و هیجان داستان هولمز  یک سوال مهم وجود دارد و آن اینکه آیا محبوب و معروف ترین کارآگاه جهان ممکن است بتواند در دنیای واقعی هم حضور داشته باشد؟

SH2

جواب ابتدایی به نظر ساده می رسد، نه! هولمز موجودی استثنایی با هوشی شگفت انگیز و بی نظیر است. در این شکی نیست اما روشی که هولمز برای حل مسایلش استفاده می کرد و از سوی کانن دایل در قالب روش کشف هولمز ارایه شد در واقع چیز عجیب و غریبی نیست. در دنیای واقعی افراد می توانند با تمرین و دقت پا در جای پای هولمز بگذارند و البته مانند هر کار دیگری این کار نیازمند تمرین فراوان است. قدم اول در این مسیر منظم کردن افکار و مشاهده دقیق است. ما در بسیاری از موارد تنها رویدادها و اطرافمان را می بینیم اما از دقت درد جزییات آن غفلت می کنیم. به مثال معروف خود هولمز برگردیم اگر در آپارتمان زندگی می کنید و یا محل کارتان در طبقات بالایی است که به طور روزمره از پله استفاده می کنید آیا تعداد پله هایی که هرروز در محل کار یاز ندگی باید طی کنید را می دانید؟ عمده ما نمی دانیم در حالیکه هرروز از روی آنها رد می شویم. البته راه حل هولمز شدن حفظ کردن تعداد همه پله ها نیست.

ماریا کونیکوا روزنامه نگار و نویسنده ای است که کتاب به نام «ذهنی استادانه: چطور همانند شرلوک هولمز فکر کنیم» را نوشته است. کتابی که در فهرست پر فروش ترین کتاب های نیویورک تایمز قرار گرفت. او در این کتاب به تحقیق در باره روش های مورد استفاده هولمز پرداخته و با صحبت با دانشمندان و تخصصان علوم مغز سعی می کند به شما نشان دهد که هولمز و روش او می توانند در دنیای معاصر وجود داشته باشند و چطور باید به این مهارت رسید اگر به آقای هولمز و داستان های او علاقه مندید فکر می کنم از خواندن این کتاب هم لذت ببرید.

 

 

دیدگاه‌ها

    1. تا جایی که می دانم ترجمه نشده البته من کار ترجمه آن را در ذهن دارم اگر بتوانم مجوز و ناشرش را پیدا کنم

    1. به نظرم خرافاتی و ساده باور واژه های قوی برای توصیف او باشند. تا جایی که می دانیم وی شخص با هوش و نویسنده ای چیره دست بوده و روشی را که در داستان های شرلوک هولمز ارایه می کرده حداقل دو بار برای حل معماهایی جنایی که پرونده آنها بدون نتیجه بسته شده بود با موفقیت تجربه کرده که منجر به دستگیری مجرمان شده بود. او همچنین نویسنده داستان های علمی تخیلی و تاریخی بوده و البته بعد از فوت همسرش به روحانیت مسیحی و مسایل ماورا طبیعه و احضار ارواح علاقه مند می شود و حتی کتابی در زمینه احضار ارواح نوشت

  1. با سلام
    من هم از طرفداران شرلوک هولمز هستم و با قسمت اول نوشته شما موافقم من هم در ابتدا فکر نمی کردم که هیچ سریال یا فیلمی بتونه با سریال که شما به اون اشاره کردید رقابت کنه اما بعدا با دیدا شرلوک جدید نظرم عوض شد و طرفدارش شدم تا اینجا هم تمام قسمت هاش رو با علاقه نگاه کردم.
    اما این اپیزود(قسمت اول از فصل ۳) واقعا من رو ناامید کرد. در طول نگاه کردن این قسمت بارها به یاد جیمز باند افتادم و احساس کردم که دارم یکی از فیلم های جیمزباند رو می بینم شاید شما و خیلی های دیگه از طرفداران جیمز باند باشید اما بنظر من جیمز باند یکی از سطحی ترین کارهای هالیوود از نظر مفهوم هست: ماموری که در طول فیلم مشکلات زیادی براش پیش می آد و در آخر برنده میشه(حتی اگه جیمز باند رو توی چرخ گوشت هم بندازند باز هم زنده بیرون می آد و ماموریتش رو انجام میده) و این موضوع سطحی رو با درگیری و آتیش بازی و … به مخاطب می خورانند. قسمت های قبلی شرلوک چالش های فکری برای مخاطب ایجاد می کرد و به اون صورت مخاطب رو جذب می کرد اما این قسمت با وجود اینکه نمی تونم بطور مشخص به موردی خاص اشاره کنم کاملا فضای فیلم های جیمزباند رو داره امیدوارم دو قسمت بعدی بهتر باشه.

    1. قسمت دوم رو امشب دیدم. همون طور که قسمت اول رو نقد کردم و از اون راضی نبودم حالا اومدم بگم که قسمت دوم فوق العاده بود حتما نگاه کنید.

  2. به نظرم، در کنار «شرلوک» که خیلی مستقیم به خود کاراکتر شرلوک هلمز اشاره داره، مجموعه The Mentalist هم یک بازآفرینی خوب، اگر نگیم از خود شرلوک هلمز، بلکه از یک شخصیتی هلمزیه.
    در منتالیست، پاتریک جین (با بازی سایمون بیکر)، کسی که قبلا ادعا می کرده یک واسط (Psychic) بوده و از این راه کلاهبرداری می کرده، با استفاده از توانایی فوق العاده اش در مشاهده و استنتاج، تلاش میکنه تا پرونده قاتلی سریالی به اسم Red John رو در همکاری با دفتر بزرسی کالیفرنیا (CBI) به سرانجام برسونه. سوای بازی های بسیار خوب رابین تیونی و سایمون بیکر و دیگر بازیگران، کاراکتر جین، بی اندازه شبیه به هولمزه: بی پروا و گستاخ، باهوش، تیزبین با رفتاری غیرعادی و البته عاشق نمایش و رو نکردن بازی تا لحظه آخر (ویژگی اصلی داستان های هولمز). رفتار های جین سر صحنه جرم هم خیلی شبیه به هولمزه؛ کارهایی مثل بوییدن جسد و دراز کشیدن در صحنه جرم در کنار مقتول و استدلال های برق آسا و دقیق رو زیاد در سریال می بینید. هرچند جین و هولمز یک تفاوت عمده هم دارند و اون توانایی های اجتماعی بالای جینه، درحالی که هولمز معمولا از جامعه و روابط اجتماعی گریزانه.
    به هر حال، تماشای سریال The Mentalist، به تمامی طرفداران دوآتشه هولمز و جرمی برت فقید به شدت توصیه میشه!

  3. سلام
    آقای ناظمی ،شما سریال بیگ بنگ تئوری رو نمی بینید؟
    البته این سوال ربطی به شرلوک هلمز نداشت.ولی چون بحث سریال های فوق العاده شد.خواستم بپرسم.
    چون از نظر من بهترین سریال کمدی موقعیتی با تم علمی هست.
    شخصیت شلدون واقعا اوج یک نابغه ی خنگ هستش.
    اگر ندیدین پیشنهاد میکنم شروع کنید.

  4. شرلوک هلمز خیلی واقعی تر از یک شخصیت داستانی وجود داره
    خیلی وقت ها وادارم کرده تاریخ رو به دنبال پیدا کردنش مرور کنم.
    گاها فکر می کنم که چه اهمیتی داره اصلا فکر می کنم یکی از مردان تاریخ بوده مثل خیلی های دیگه و الان نیست اما یادش هست
    از کجا معلوم که تاریخ در مورد خیلی از مردان واقعی راست و درست گفته باشه فکر می کنم که اون هم تو تاریخ بوده و از قلم افتاده و بعد ها شده شخصیت داستانی
    کلا خیلی درگیر شخصیتش بودم و هستم البته نه به اندازه شما پیگیر کتب و مراجع و غیره شدم و نه سری جدید سریال رو می بینم.
    دلم نمی خواد با دیدن هر نوع تولیداتی پیرامون این شخصیت تصورم رو از اون خدشه دار کنم.
    دلم می خواد همون طور ستاره بمونه تو ذهنم

  5. من هم از طرفداران پرو پا قرص شرلوک هولمز هستم.از کتابهای چاپ شده در ایران ترجمه کریم امامی فوق العاده هستش. اما در مورد سریال باید بگم که بر خلاف شما من بهترین بازیگر نقش هلمز را همچنان جرمی برت می دونم از بازیگرهای متاخرتر از خودش مانند بازیل راتبون گرفته تا به امروز مثل کامبریج.

    1. من هم فکر می کنم تا کنون دقیق ترین و بهترین نمایش از شرلوک هولمز را حرمی برت ارایه داده است. تنها فکر می کنم شرلوک جدید توانسته روح داستان و شخصیت را به خوبی حفظ و منتقل کند.

  6. سلام،من فکر میکنم از مهمترین دلایلی که شرلوک جدید رو فوق العاده نسبت به سری قدیمیش و حتی کتابش جذابتر میکنه(بدون در نظر گرفتن جاذبه های تصویری فوق العادش) اینه که میتونیم خودمون رو دقیق تر جای شرلوک قرار بدیم و ما هم نظریه پردازی کنیم من خودم همیشه وقتی کتاب شرلوک میخوندم این کارو میکردم اما چون فضای زندگی و ابزار اون موقع خیلی از ذهنم دور بود نمیتونستم ایده های دقیقی بدم(و با این که توصیفات کتاب دقیق بود خیلی تصور درستی نسبت به لندن اون موقع توی ذهن نداشتم) مثل وقتایی که حرف از تلگراف و کشتی و این جور چیزا بود. به نظرم ایده ی ساخت همچین شرلوکی که توی فضای ذهنی ما از دنیا ، زندگی میکنه خیلی عالیه.
    تنها نقطه ضعفی که فیلم داره(البته قابل چشم پوشی به خاطر یه عالمه خوبی دیگش) به نظرم اینه که از بین مثلا ۴تا ایده ای که شرلوک برای حل مسئله داره اونی که جواب نهایه خیلی توی فیلم خوب توجیه میشه اما اون سه تای دیگه رد شدنشون به قوت اون فرض برنده نیست.

  7. آقای ناظمی ، مشتاقانه منتظر مطالعه ی این کتاب هستیم ! مطلبتان در دانستنیها و در این وبسایت بسیار عالی بودند و متشکر …

  8. سلام
    میشه بپرسم نسخه س انگلیسیشئو از کجا میتونم پیدا کنم؟
    کتاب رو منظورم ه! هر چی تو نت گشتم پیدا نکردم برا دانلود

    + یه سری کتاب دیگه رو هم که به نظر موضوعی مشابه داشتن رو پیدا کردم؛ هیچ کدومشونو می شناسید آیا؟ :
    – How to think like Sherlock: Daniel Smith
    -The art of deduction
    -Success secrets of Sherlock: David Acord

    منتظر جوابتون هستم
    متشکر

  9. خسته نباشید آقای ناظمی.
    مشخص شده انتشارات کتابتون کدومه و کی چاپ می شه؟
    به نمایشگاه کتاب می رسه آیا؟
    سپاسگذارم.

  10. جناب ناظمی بی صبرانه منتظر اتمام ترجمه و انتشار کتاب هستیم. فکر کنم عیدی خوبی برای طرفداران شرلوک باشه. ضمنن در زمینه طراحی سایت معرفی کتاب هم برای همکاری در خدمتتون هستم. موفق باشید

  11. شما دو سال پیش در یک مجله دانستنی گفتید این کتاب در حال ترجمه ست درحالی که الان هیچ خبری از ترجمه یا اقدام برای ترجمه ی کتاب نداریم

    1. سلام
      بله من کار را انجام دادم اما باید ناشر هم آمادگی داشته باشد به نظر می رسد برای سال آینده در دستور باشد من اگر خبری گرفتم حتما اطلاع می دهم

  12. سلام اقای ناظمی
    حدود سه سال پیش تو مجله دانستنیها خوندم که جناب عالی در حال ترجمه کتابی که در مقاله به اون اشاره شد هستید
    خب به کجا رسید ؟

  13. با سلام خدمت آقای ناظمی عزیز،امیدوارم حالتون خوب باشه. آیا ترجمه کتاب “چطور همانند شرلوک هولمز فکر کنیم” رو به اتمام رسوندین و آیا به مرحله چاپ رسید؟

    1. سلام
      متاسفانه به دلیل افتادن چندین ددلاین روی هم هنوز تمام نشده ولی امسال تمام می شود حتما اینجا خبر می کنم
      ممنون ا زپیگیری

  14. آقای ناظمی…فکرکنم ترجمه این کتاب تحول آفرین باشه…
    لطفا خبر بدین؟؟
    در چه وضعیه؟؟
    چه وقتی تموم میشه؟
    اصلا تموم میشه؟

دیدگاهتان را بنویسید

*