یادداشت های ترویج – قسمت ۳

هدف ترویج علم چیست؟

در بخش قبلی نوشتم که ترویج در کلی ترین شکل خود نوعی برقراری ارتباط است و در هر ارتباطی دو سوی ماجرا وجود دارد و طرف دوم این داستان که مخاطب نام دارد باید پیش از آغاز کار ترویج مشخص شود و چیزی که مخاطب را مشخص می کند هدف شما از ترویج علم است.

شما اگر مروج علم هستید و یا به این کار علاقه مندید چرا این کار را می کنید؟ تا حالا فکر کرده اید که چرا باید آدم از وقت  و زندگی و تفریح و حتی کارش بزند و کار ترویجی کند؟ یا همان کار تخصصی و حرفه ای خودمان چه اشکالی دارد که می خواهیم دست به ترویج هم بزنیم؟ چون ترویج کار خوب و مهم و ارزشمندی است؟ چون معتقد به شعار ترویج می کنم پس هستم هستید؟

Microscope on desk of empty science classroom

بیایید واقع بین باشیم. هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیرد. حتی اگر محض رضای خدا موش بگیرد، در واقع دارد به دلیلی این موش را می گیرد که در این مورد خاص رضای خدا است. ما هر بار که دست به کاری می زنیم به طور ناخودآگاه و یا خودآگاه فرصت هایی را از دست می دهیم تا کاری را انجام بدهیم. ما منابع و توان و از همه مهمتر زمان محدودی داریم و وقتی داریم تصمیم می گیریم مثلا از وقت کاری خود و یا وقت آزاد خود بخشی را به ترویج علم اختصاص دهیم حتما از صدها گزینه ممکن که می تونستیم در صورت عدم کار ترویج آن ها را انجام دهیم صرف نظر کرده ایم.

پس قبل از هر اقدامی به نظرم باید هدف ترویج – چه به طور عمده و چه به طور خاص برای فعالیت یا رشته ای  خاص – را مشخص کرد. اگر این کار را نکنید و در اثر تقلید و یا موجی که ایجاد شده است وارد این بازی شوید هم به خودتان و هم به بقیه صدمه می زنید و قبول کنید که بیشتر مضر خواهید بود تا مفید و در نهایت هم ممکن است وقتی انتظارات و توقعاتی که بیشتر شبیه توهم بوده است تحقق نیافت اولا از عالم و آدم احساس طلبکاری می کنید و سپس افسرده می شوید و و اگر به علملی منفی در فرآیند تروج علم بدل نشوید حداقل در پیش برد آن کمکی نخواهید کرد.

هدف من از ترویج علم چیست؟

واقعیت این است که اگر امروز از من بپرسند برای چی دست به ترویج علم می زنی جواب کلی و مشخصی که می توانم بدهم چیزی شبیه این است :«من بر اساس درکی که در این سال ها پیدا کرده ام و اندک و مطالعه ای که از وضع دنیا و تاریخ و فرهنگ و جامعه خودمان و دیگران داشته ام تصویری از یک جامعه مطلوب در ذهنم ترسیم شده است. امروز می بینم که جامعه ما – و در مقیاسی کلی تر جامعه جهانی – با آن چیزی که در ذهن من شرایط مطلوب است فاصله دارد. با همان دانش و تجربه و مطالعه اندک وقتی می خواهم راه های رسیدن از وضع موجود به وضع ایده آلم را پیدا کنم می بینم افزایش آگاهی اجتماع شاه کلید این راه است. در این جامعه مطلوب فرضی من این آگاهی مبتنی بر داشتن اطلاعات از دنیای امروز و روندهای آینده و همچنین استفاده از مهمترین ابزار یعنی تفکر انتقادی و شک گرایی و کمک گرفتن از روش علمی در همه تصمیمات است. برای همین فکر می کنم ترویج علم وسیله ای است که مرا از وضع موجود می تواند در آینده ای دور به وضعیت مطلوب برساند.»

به طور خلاصه تر اینکه من از جامعه ای که در آن هستم راضی نیستم، می خواهم جای بهتری بسازم و می دانم که راهش بالا بردن آگاهی و افزایش درک علمی مردم و تلاش برای توسعه استفاده از منطق، خرد، روش علمی و دوری از جزم اندیشی و خرافه است. بنابراین وقتی من زمان تفریحم را برای کاری ترویجی می گذارم این چراغ گوشه ذهنم چشمک می زند که شاید کارت وقت تلف کردن نباشد و هزینه فرصت هایی که می سوزانی درباربر چیزی که ممکن است به وجود آید مهم است.

بدین ترتیب می دانم نتیجه مورد نظر من دور از بازه زمانی در اختیار من قرار دارد، قرار نیست قدر ببینم و یا از این مسیر شهرتی کسب کنم – اگر این اتفاق افتاد چه خوب اما هدف من نیست – می دانم راه دشوار است و انتظار ندارم همه جا برایم فرش قرمز پهن کنند. هر کاری را قبول نمی کنم و نگاه می کنم ببینم آیا با این هدف اصلی تظابق دارد و یا نه و اگر داشت آیا توان من می رسد و یا نه. بدین ترتیب مسیر و هدفم و انتظارهایم را تنظیم می کنم. فایده این کار برای من چیست؟ در دنیای واقعی عملا ممکن است این هدف بزرگ فایده ای برای من نداشته باشد جز حس رضایتی روانی از اینکه در مسیری که فکر می کرده ام درست است گام برداشته ام .

قبول.  این ایده خیلی کلی و  غیر ملموسی است و اگر قرار باشد با چنین چیز وسیعی مخاطب تعیین کنید همه جامعه مخاطب شما خواهند بود.  واقعیت این است که من اولا همیشه اینطوری در باره ترویج علم فکر نمی کرده ام و در ثانی همیشه انگیزه های ثانویه ای هم دارم که این بخش دوم مخاطب مرا تعیین می کند. اما این ایده که بعد از سال ها کار به تدریج شکل گرفته حکم تعیین کننده حاشیه های مسیر را دارد و سعی می کنم هدف های کوچکتر را مانند خط کشی های داخلی یک اتوبان مشخص کنم و در آن مسیر پیش بروم اما همیشه خواسم هست که از این محافظ کنار اتوبان خارج نشوم.

همیشه هدف های جزیی تری وجود دارد. زمانی که من کارهای نجومی ام را شروع کرده بودم و وارد دنیای ترویج شدم در دوره های زمانی متفاوت چند هدف جزیی مرا به سوی جلو هل می داد.

زمانی فکر می کردم چرا هیچ کس دیگه در اطراف من نیست که از این چیزهایی که من لذت می برم لذت ببرد و بتوانیم با هم در باره آنها حرف بزنیم. پس برای اینکه بتوانم لذت همسخنی درباره موضوعی دوست داشتنی را به وجود آورم شروع به معرفی نجوم به دوستانم کردم. میل به پیدا کردن گروهی که از موضوعی مورد علاقه من لذت ببرند انگیزه من بود و در نتیجه مخاطبم گروهی از دوستانم بودند.

 در دوره ای دیگر، از اینکه می دیدیم دیگر مردم و به خصوص مسولان اطلاعات کلی از نجوم ندارند و این عدم آگاهی آنها نه تنها باعث شده که خودشان لذت نبرند که نمی گذارند ما هم لذت ببریم تصمیم به ترویج نجوم در آن جامعه گرفتم تا با آشنا کردن آنها – به خصوص مدیران و مسولان – مانع تراشی آنها که عمدتا از روی نا آگاهی بود را کاهش دهم. در اینجا هدفم حل کردن بخشی از مشکلاتی بود که به دلیل نا آگاهی مردم اطرافم و مدیران و مسولانی که به نحوی در مسیر این فعالیت منموانعی ایجاد می کردند بود طبیعتا مخاطب اصلی ام تلاش برای آگاه کردن این قشر بود و یکی از راه هایش این بود که به طور مستقیم و غیر مستقیم آن قدر درباره موضوع حرف زده شود که داستان از حالت تخیلی و نا آشنا به موضوعی عادی بدل شود.

این داستان شاید برای کسانی که چند سالی بعد از من وارد دنیای نجوم شدند باور کردنی نباشد اما همدوره های من و پیشینیان حتما به خاطر دارند که چطور اگر در تهران با دوربین دو چشمی در پارکی یا پشت بامی رصد می کردید هر آینه ممکن بود با شکایت همسایه محترم پلیس سراغ شما بیایید. یا اگر برای رویت هلال به بیرون شهر بروید گشت نیروی انتظامی شما را به بهانه ای مانند جاسوسی بازداشت موقت کند یا اگر می خواستید برای رفتن به رصد بارشی شهابی از دانشگاه خود امکاناتی نظیر اتوبوس بگیرید به شما می گفتند به شرطی که در دو شب مجزا به رصد بروید – این بعد از آن بود که راضیشان می کردید شب ها باید رصد رفت و در روز امکان آن وجود ندارد – این مشکلات بخش عمده اش به دلیل نا آگاهی افراد بود اگر افراد در حد اطلاعات عمومی از این داستان اطلاع داشتند حتما نوع کارشکنی هایشان متفاوت می شد.

این داستان در رده ها و سطح های مختلف وجود دارد. یک شرکت بازرگانی در حوزه محصولاتی که تولید یا عرضه می کند دست به ترویج می زند تا بازار  خود را توسعه دهد. یک نهاد علمی برای تامین نیروی آینده اش ترویج می کند، گاهی افراد برای اینکه شهرت پیدا کنند دست به ترویج می زنند و گاهی برای اینکه اطلاعی عمومی از روند فعالیت های یک جامعه وجود داشته باشد ترویج علم ضروری می شود. شما فهرست بلندی از دلایلی با تمرکز بر منافع شخصی، گروهی، اجتماعی و فرهنگی را می توانید درباره ترویج علم فهرست کنید. نمونه های زیر معدودی از رایج ترین انگیزه ها و اهدافی هستند که به طور شخصی یا گروهی دنبال می کنیم و البته تنها مشتی نمونه خروار:

–         می خواهیم دیگران هم از آنچه ما درک می کنیم و لذت می بریم لذت ببرند

–         می خواهیم جامعه با موضوع مورد نظر ما آشنا شود تا امکانات و فرصت های بیشتری برای ما به وجود آید

–         می خواهیم به بهانه مثلا ترویج نجوم دانش آموزان را به تحصیل علوم و ریاضیات علاقه مند کنیم

–         می خواهیم با کمک ترویج علم درک درست تری از نقش علم در زندگی امروز به مردم و به خصوص والدین دهیم تا آنها به جای تاکید بر دکتر یا مهندس شدن فرزندانشان آنها را برای تحصیل علوم پایه نیز تشویق کنند

–         می خواهیم بد فهمی های موجود درباره علم را کم کنیم

–         می خواهیم به دانشمندان متخصص اطلاعاتی در زمینه های دیگر رشد علم بدهیم تا آنها در کنار دید دقیقی که به رشته خود دارند درکی از روند های علم در حوزه های گوناگون داشته باشند

–         می خواهیم با برخی از خرافه ها و بدفهمی ها مبارزه کنیم

–         می خواهیم سعی کنیم مردم به جای پذیرش هر حرفی که می شنوند اندکی درباره آن شک و فکر کنند و با به کار بستن روشی علمی تصمیم گیری های خود را منطقی تر کنند

–         می خواهیم بازار محصولی علمی را توسعه دهیم

–         می خواهیم از بقای آینده یک رشته علمی مهم مطمئن شویم و اطمینان پیدا کنیم نسل جوان تر آن قدر علاقه مند هست که نیروی متخصص آینده آن رشته را تامین کند.

–         می خواهیم به روند توسعه علمی و در نتیجه توسعه همه جانبه کشور کمک کنیم.

–         می خواهیم بخشی از مالیات ما صرف توسعه پروژه هایی شود که برای افراد جامعه فرصت لذت بردن از محیطی با موضوع علم را تدارک ببیند

–         می خواهیم بنایی تاریخی در زمینه علم (مثلا رصدخانه ای قدیمی) تخریب نشود

–         می خواهیم کنجکاوی دیگران و خودمان را تحریک و لذت کنجکلوی را با دیگران شریک شویم

–         می خواهیم مطوئن شویم نهاد یا موسسه یا پژوهشگاهی تخصصی و علمی ما در آینده می تواند بودجه لازم خود را دریافت کند

–         می خواهیم توجه مردم نسبت به موضوعی مانند محیط زیست افزایش دهیم

–         ….

این موارد یکسان نیستند. نه ابزارشان یکسان است و نه مخاطبشان و نه بازه عملشان اما فارغ از انگیزه ها و مخاطبان ما یک نکته مهم را نباید فراموش کرد که ترویج علم راه و رسم و خطوط قرمزی دارد که به هر یک از دلایل بالا و یا دلایل دیگر که دست به ترویج بزنید اگر از ان خط عبور کنید دیگر ترویج علم نمی کنید. هدف ترویج علم اگرچه وسیله و مخاطب را مشخص می کند اما قطعا استفاده از هر ابزاری را مجاز نمی کند.

 

من بعد تر درباره این خطوط قرمز صحبت می کنم اما تا قبل از آن یک نکته دیگر را هم باید در نظر داشت.

فارغ از انگیزه های شخصی که درباره اش صحبت کردم، دلایل عمومی و کلاسیکی برای ترویج علم وجود دارد مواردی که از سیاست گذاری تا اقتصاد علم و تا توسعه فرهنگی را در بر می گیرد و در قسمت بعد درباره این اهداف عام آنچه به نظرم یم رسد را توضیح خواهم داد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.