۳۰۰ از چه چیزی باید بر سر چه کسی فریاد بکشیم؟

Xerxes

نوشتن درباره فیلم ۳۰۰، طلوع یک امپراتوری، حتی از دیدن آن هم سخت تر است. تماشای دنباله فیلم ۳۰۰ کار سختی است. فیلم، فارغ از داستان و موضوعش فیلم خوبی نیست و این حرف بیننده ایرانی نیست. منتقدان در مجموع نگاه مثبتی به آن نداشتند و در بسیاری از وب سایت های نقد فیلم نمره ای کمتر از ۵۰ درصد گرفته است. بهترین بازی در فیلم را اوا گرین هنرپیشه نقش آرتمیس ارایه می دهد که کلیت فیلم، سطح بازی او را هم پایین آورده و هیچ گاه نتوانسته بازی های درخشان قبلی خود را تکرار کند.

اما دیدن آن به عنوان کسی که اندکی آشنایی با تاریخ ایران دارد کار بسیار سخت تری است و به خصوص زمانی که می خواهی در باره آن بنویسی. کار راحت این است که غلط های فیلم را بشماری و ایرادهای آن را یک به یک بگیری. حاصل این کار شاید متنی شود که از فیلم نامه خود فیلم هم طولانی تر از کار دربیاید. از نقش اغراق شده آرتمیس، از جعل روایت داریوش و خشایار شا، از اینکه آن دو اصلا در نبرد ماراتن حاضر نبودند، از اینکه اسپارتی ها تنها ۱۶ کشتی به نبرد ترموپیل فرستادند و نقش تعیین کننده ای در پایان جنگ نداشتند. از اینکه چهره ایرانی ها به ترکیبی از نینجاها و اعضای القاعده شبیه است و از اینکه اصولا دعوا بر سر آزادی و دموکراسی نبوده و اینکه دموکراسی یونان باستان ربط چندانی به دموکراسی امروز نداشته و از اینکه اسپارت ها اصولا ربط چندانی به یونان و دموکراسی آن ندارند و اینکه شکوه امپراتوری یونان سال ها بعد از رویدادهای این داستان اتفاق می افتد و اینکه تخت جمشید در میانه بیابان بی آب و علف نیست و اینکه سخنرانی های کلیشه ای و خلاصه کردن داستان به نبرد آزادی و برده داری و اینکه با ایرانی ها نباید مذاکره کرد و چگونه آنها از نفت سو استفاده می کنند، آن قدر بد پرداخت شده است که نمی تواند ساختار شعاری خود را حتی برای بیننده غیر ایرانی هم پنهان کند.

تاریخ این نبرد را در همین شماره (۱۰۳) دانستنیها می خوانید، اما مشکل ما و ۳۰۰ مشکل دقت تاریخی نیست. کار راحتی است که بگوییم هالیوود ابزار دست آمریکا است و با ما بد است و پول و خط می گیرد تا در میانه مذاکرات هسته ای چنین فیلمی اکران شود. اما واقعیت به نظرم پیچیده تر از این ساده انگاری ها است و این ساده انگاری ها است که مقابله ما با این پدیده ها را دشوار می کند.

برای اینکه فیلم را درک کنیم به سابقه ساخت آن نگاه کنید. فیلم ۳۰۰ و دنباله آن در دوران اوج گیری نسخه برداری سینما از داستان های مصور یا کمیک ها به وجود آمده است. زمانی که بعد از یک دوره برداشت های نا موفق، استدیو مارول شروع به تولید فیلم های ابرقهرمان های خود کرد و انبوهی فیلم در هم تنیده را تولید کرد. فیلم هایی که روز به روز با استقبال بیشتری مواجه شد و با اونجرز یا انتقام جویان به اوج رسید. کمپانی رقیب مارول، یعنی دی سی نیز بی کار ننشسته بود. باز تولید فیلم های بتمن با کارگردانی کریستوفر نولان بعد از سال ها شکست تجاری دی سی در تولید فیلم اعتبار دوباره ای برای آن به ارمغان آورد. در این دوره است که کمیک های دیگر از کیک اس گرفته تا بازنشسته های فوق العاده خطرناک (RED) و دهها داستان دیگر مبتنی بر کمیک ها به پرده رفتند. در همین ماه ها شاهد ورود دنیای کمیک به سریال های تلوزیونی هم هستیم. مجموعه تلوزیونی، ماموریان شیلد، پیکان (Arrow)، گاتهام، کنستانتین و فلش نمونه های الهام گرفته از کمیک ها است که یا در حال نمایش هستند یا به زودی نمایش خود را آغاز می کنند. 

545px-FrankMillerSanDiego_cropفرانک میلر، نویسنده کمیک ۳۰۰

قسمت اول ۳۰۰ در آغاز این دوره ساخته شد. این فیلم الهام گرفته از کمیکی به همین نام از مجموعه خشایار شا، به قلم فرانک میلر است. فرانک میلر برای کسانی که کارهای کمیک را دنبال می کنند نام آشنایی است. او یکی از بهترین کمیک نویسان معاصر است که با همه کمپانی های بزرگ کمیک همکاری کرده و از سوپرمن تا بت من و مقابله این دو و دهها داستان کمیک دیگر را – که برخی از آنها در رده بهترین کمیک ها هستند – نوشته است. شهر گناه (Sin City) یکی از معروف ترین کارهای میلر است که به واسطه فیلمی که از آن ساخته شد برای بسیاری از مخاطبان ایرانی که کمیک ها را مستقیم دنبال نمی کنند نیز آشنا است.  میلر کمیک خشایار یا همان ۳۰۰ را اما بر مبنای تاریخ ننوشت. او این کتاب را با الهام از فیلم ۳۰۰ اسپارتی محصول سال ۱۹۶۲ نوشته است. فیلمی که مربوط به دوران ساخت فیلم های هالیوودی تاریخی است و آن هم وفادار به تاریخ ساخته نشده است.

300 movie image Gerard Butler Zack Snyderزک اسنایدر در پشت صحنه ۳۰۰

آنهایی که داستان های کمیک را دنبال می کنند می دانند که این دنیا ها ربطی به دنیای واقعی ندارد. فیلم ۳۰۰ نیز در هر دو قسمت در رده فیلم های فانتزی جنگی با تم تاریخی طبقه بندی شده است و نه داستانی تاریخی. میلر در این کمیک تاریخ را روایت نکرده، بلکه از داستانی تاریخی برای بیان ایده های خودش استفاده کرده بود. تاریخ انتشار این کمیک سال ۱۹۹۸ است و فیلم در سال ۲۰۰۶ بر مبنای آن و توسط زک اسنایدر ساخته شد. کارگردانی که به جلوه های ویژه اغراق شده علاقه مند است و اگرچه فیلم ۳۰۰ هیاهویی به پا کرد و با نقدهای مختلفی روبرو شد،  اما استفاده از همین جلوه های ویژه تصویری و ساخت فیلمی از نظر اقتصادی موفق، با بودجه کم راه موفقیت های بعدی اسنایدر را باز کرد و او را در صندلی کارگردانی فیلم مرد آهنی یا سوپر من جدید نشاند و اکنون نیز او قرار است کارگردان فیلم سوپرمن- بت من کمپانی  دی سی و احتمالا فیلم لیگ عدالت دی سی باشد.

بدین ترتیب به طور خلاصه فیلم ۳۰۰: طلوع یک امپراتوری، در ادامه فیلمی ساخته شده که آن فیلم بر مبنای یک داستان مصور که خود الهام گرفته از یک فیلم هالیوودی است، ساخته می شود. و البته طبیعی است که وقتی فیلمی در امروز ساخته می شود تهیه کنندگان آن از جو موجود برای قرار دادن المان هایی در داستان برای ایجاد ارتباط بیشتر با مخاطب بهره می گیرند. وقتی ایران در رسانه های آمریکایی هر روز به نوعی – و اغلب با چهره ای منفی – تبلیغ می شود، وقتی بسیاری از شهروندان آمریکایی نمی دانند ایران کجای جهان است و آن را با عراق اشتباه می گیرند، وقتی فکر می کنند ایرانی ها عرب هستند و عربی حرف می زنند و چهره عرب مسلمان امروز هم تنها چهره تندروهای افراطی نظیر اسامه بن لادن است، طبیعی است که فیلم هم از این فضا استفاده می کند.

بدین ترتیب آنچه فیلم را به چیزی تبدیل می کند که ضد ایرانی می خوانیمش قصد و نیت یک نفر و دو نفر نیست این فیلم محصول دهها علت در هم تنیده است – که بخش عمده آن را اقتصاد تولید فیلم در هالیوود تشکیل می دهد – و ساده انگاری است اگر ساخت آن را به توطئه ای مستقیم بکاهیم.

اما آیا این روند طولانی به معنی بی اهمیت بودن فیلم است؟ متاسفانه نه. واقعیت تلخی وجود دارد که بسیاری از مردم – به ویژه در دنیای غرب و به طور خاص تر از آمریکا – تاریخ و دنیا را از دریچه تلوزیون و سینما می آموزند و آن را باور می کنند. آنها به ندرت ممکن است سر و کارشان به تاریخی درباره دوره هخامنشیان یا حتی تاریخ معاصر ایران بیفتد بنابراین در حال تماشای فیلم پر برخورد و مملو از جلوه های ویژه ای اندکی داستان پیش زمینه را در ذهن خود حک می کنند و آن را به مرور به واقعیت بدل می کنند. فیلمی مانند سیصد برای ما فیلم خطرناکی است چون واقعیت ما را قلب کرده به دنیا نشان می دهد. حتی اگر این فیلم محصول توطئه مستقیم نباشد – که من باور نمی کنم چنین توطئه مستقیمی وجود داشته باشد – نتیجه اش فرق چندانی ندارد و در ذهن مخاطب تاثیر می گذارد و پاک کردن این تاثیر کار آسانی نیست.

دیدن این فیلم کار سختی است ما را بر می آشوبد و نگرانمان می کند و می خواهیم فریادی بر بیاوریم و واقعیت را به دنیا نشان دهیم. انتظار داریم دنیا تاریخ ما را به خوبی بداند و وقتی نام داریوش بزرگ می آید و یا ذکر خشایار شا می شود او را به کارهای شگفت انگیزی که در تاریخ انجام داده، به پیشگامی در مهندسی و فناوری شگفت دورانش به یاد بیاورند. اما بیایید منصف باشیم. از بین من و شما و دوستان من و دوستان شما چند نفرمان تاریخ خودمان را می دانیم؟ چند نفرمان تا پیش از این تاریخ نبردهای ایران و یونان را خوانده بودیم؟ چند نفرمان می دانیم داریوش و خشایار شا که بودند و چه کردند؟ چند نفر از ما آرتمیس را می شناسد؟ چند نفر از ما از شاهکار های مهندسی و فناوری دوره باستان ایران و حتی دوره بعد از اسلام و حتی دوره معاصر خبر دارد؟ بیایید منصف باشیم.  وقتی ما، وارثان تمدن طولانی ایران، از گذشته خود بی خبریم چرا باید دیگران را به واسطه سو استفاده از آن محکوم کنیم؟ سرانه مطالعه ما چقدر است؟ در مدارس ما چقدر تاریخ آموزش داده می شود ؟

391px-Persépolis._Dariusنمایی منسوب به خشایار شا در تخت جمشید

تازه همه این ها مربوط به ما ایرانیان است و بیایید از فهرست کارهای نکرده برای معرفی خودمان – خوب و بد خودمان – به دیگران چشم پوشی کنیم.

ما می توانیم دربرابر این فیلم فریاد برآوریم. اما این نه اولین بار و نه آخرین باری است که چنین فیلمی ساخته می شود. اگر دفعه اول دربرابر ساخت فیلم ۳۰۰ غافل گیر شدیم این بار دو سالی بود که می دانستیم دنباله آن ساخته می شود. در این دو سال چه کردیم؟ می پرسید چه می شود کرد؟

نمایش چنین فیلمی اتفاقا فرصت بی نظیری برای ما می توانست باشد. ببینید وقتی فیلمی سوال برانگیز یا پر سرو صدا اکران می شود چطور از آن استفاده می کنند. وقتی فیلم راز داوینچی ساخته شد دهها مستند تلوزیونی با کیفیت به بهانه آن ساخته شد تا داستان های مرتبط با آن را روایت کند. در شرایط عادی کسی به سراغ مستندی درباره تاریخ زندگی مسیح (ع) نمی رفت اما این فیلم بهانه ای برای روایت آن در قالبی جذاب شد.

در شرایط عادی کسی شاید چندان علاقه ای به تاریخ باستان ایران و نبردی دریایی نداشته باشد اما چنین فیلمی می تواند انگیزه ای ایجاد کند تا بیننده نام این شخصیت ها را جستجو کنند. آیا نمی شد مستندی دقیق و تاریخی و جذاب به بهانه مرور ۳۰۰ ساخته شود و همزمان با اکران این فیلم در اختیار مخاطب قرار گیرد. امروزه به لطف شبکه هایی نظیر نت فلیکس و دیگر پخش کننده های اینترنتی بازار بیشتری در این باره وجود دارد و حتی امکان انتشار آن در سایت های اشتراک گذاری ویدیو ها وجود داشت.

ما چه کردیم؟ صبر کردیم و باز هم صبر کردیم و فیلم به نمایش در آمد و در هفته اول نمایش به صدر فیلم های پرفروش رسید و در کل جهان بیش از ۳۵۰ میلیون دلار فروخت. اگر قیمت میانگین بلیط ۱۰ دلار را در نظر بگیرید (میانگین واقعی بلیط در دنیا از این کمتر است) به این معنی خواهد بود که بیش از ۳۵ میلیون نفر فیلم را دیده اند و این جدا از دانلودها و فروش های غیر قانونی و فروش نسخه های دی وی دی و بلو ری و … است. آیا ما توانستیم در این مدت نه برای ۳۵ میلیون نفر که برای ۳۵۰ هزار نفر محتوای دقیق و درست و جذاب تولید  و خودمان را معرفی کنیم؟

وقتی ما با تاریخ خود قهر کنیم نه تنها محکوم به تکرار اشتباه های خود خواهیم بود که شکوه خود را فراموش می کنیم و به دیگران هم فرصت می دهیم ما را آنگونه که می خواهند معرفی کنند.

پ.ن: در شماره ۱۰۳ دانستنیها پرونده ای درباره قسمت دوم فیلم ۳۰۰ تهیه شده بود. بخش های تاریخی و داستان تاریخی را نازیلا توضیح داده بود. این یادداشت را بعد از دیدن فیلم برای این مجموعه نوشته بودم که در آن شماره دانستنیها به همراه پرونده کاملی درباره این موضوع کار شده است. 

 

 

دیدگاه‌ها

  1. سلام . ۱- مجموعه مقالاتی از سبکتگین سالور در مجله اطلاعات جوانان(مطمئن نیستم شاید اطلاعات هفتگی) قبل از انقلاب چاپ شد که با استدلال ثابت می کرد این دو جنگ برخلاف آنچه می گویند به شکست ایران منجر نشد.از جمله اینکه اگر ایران در ماراتون شکست خورده بود چرا هنوز آتن در محاصره بود و با استفاده از آنچه در تاریخ رسمی آمده نقشه ها و آمار ها و …. را زیر سوال می برد ۲- هموطنان می توانند با تکثیر متنی در پاسخ به ادعاهای فیلم و ارائه آن به سینما روندگان در بیرون سالن سینما آنها را مطلع و به کسب اآگاهی بیشتر از تاریخ ایران ترغیب کنند .

  2. ۳۰۰ یک فیلم تاریخی است بسوزد هر انکه نتواند دید درود برعظمت یونان باستان که ایران را درهم کوبید درود بر اسکندر مقدونی ذولقرنین راستین

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.