مردان ایکس، داستان ما به روایت دیگران

 

xmentop50

در میان داستان های مصور، داستان پرفسور اگزویر و همراهنش که به مردان X معروف شده اند، یکی از جذاب ترین داستان به شمار می رود. داستان هایی که نخستین بار در سال ۱۹۶۳ انتشار خود را آغاز کردند و از آن زمان تا کنون، در رسانه های مختلف توسعه پیدا کرده اند. آخرین محصول سینمایی برگرفته از این اثر، مردان ایکس: روزگار سپری شده آینده بود که شاید یکی از بهترین فیلم های الهام گرفته از این داستان در بین کل مجموعه آثار باشد.

مردان ایکس، داستان گروهی از افرادی است که دچار جهش یافتگی ژنتیکی شده اند. هریک از آن‌ها به تناسب حال توان و قدرت ویژه ای یافته اند. یکی سریع تر می دود، یکی طوفان تولید می کند، یکی ذهن می خواند، دیگری بر میدان الکترومغناطیس تاثیر می گذارد، دیگری تله پورت می کند، آن یکی در تار و پود فضا و زمان میان بر می زند و دیگری خود را به شکل هر کسی که بخواهد در می آورد. در پشت پرده داستان، روایتی اسطوره ای در جریان است. منشا تحول آن ها و قدرت یافتن آنها ظهور و بروز ققنوس است. نیروی آفریننده و نابودکننده نیرو. مردان ایکس در میان خود با چالش های جدی مواجهند. آنها به زندگی روزمره خود مشغولند. حتی از نیروی خود استفاده می کنند و گاهی با آن سربه سر دیگران می گذراند. عاشق می شوند، غمگین می شوند و زندگی می کنند و می میرند.

به نظرم اما، داستان مردان ایکس فارغ از همه داستان های جزیی و روایت های جذابش به این دلیل مهم و جالب است که بازنمایی از ما است. مردان ایکس فراتر از داستان های روزمره خود با یک چالش دایمی مواجه هستند: پذیرش خود و پذیرش از سوی جامعه. آنها به زبان ساده مردمانی هستند که در دنیای یکسان سازی شده امروز مانند دیگران نیستند. آنها از تفاوت های خود آگاهند و می دانند که اگر دیگران از تفاوت آنها با خود آگاه شوند شاید از آن ها بهراسند. شاید آن ها را طرد کنند و شاید آن ها را بیمار بخوانند. به دور و بر خود و جهان امروز نگاه کنید. چند نمونه را می بینید که چون به ساز زمانه نمی رقصند و متفاوت می اندیشند و می بینند چنین برچسب هایی برخود دارند. مردان ایکس در این میانه یا پنهان می شوند و یا دست به طغیان بر می دارند. هر دو کاری است که با عدم پذیرش خود و دیگری از واقعیت موجود شکل می گیرد. در این بین آن هایی که خود را پذیرفته اند بخشی از این دغدغه را رها کرده اند.

قدرت های ماورا طبیعی مردان ایکس را با توانایی های شخصی و یا تفاوت های شخصی جایگزین کنید. صادقانه به آینه بنگرید و ببینید هر روز چه ماسک هایی به صورت می زنید و چه رازهایی را پنهان می کنید تا مبادا جامعه شما را غیر از آن چیزی که دوست دارد نبیند. ببینید در خلوت خود چقدر به این فکر کرده اید که چرا باید متفاوت بودن را انکار کنید. چقدر سعی می کنید وقتی با روندهای غلط در جامعه مواجه می شوید آن را اصلاح کنید و برای آن هزینه بپردازید.

شاید بعد از اندکی تامل آنچه در آینه می بینید، خود شما، یکی از آن مردان ایکس باشید.

چند شماره پیش دانستنیها ویژه نامه ای درباره مردان ایکس نوشته بود. این یادداشت اولین بار در آنجا منتشر شده است

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.