نگاهی به فیلم تور، رگنوراک

 

Thor-Ragnarok-Easter-Eggs-Beta-Ray-Bill-Man

 

فیلم سینمای تور؛ رَگنوراک، آخرین فیلم از مجموعه فیلم های استودیو مارول است که امسال به نمایش در آمد. مارول یکی از دو کمپانی بزرگ طراحی و انتشار داستان های مصور و کمیک، در آخرین تلاش خود برای روایت سینمایی شخصیت های خود، تلاشی را از حدود ۱۰ سال پیش آغاز کرد که به طراحی جهان در هم تنیده سینمایی مارول منجر شد.

همه چیز از حدود ۱۰ سال پیش و زمانی آغاز شد که کمپانی مارول تصمیم گرفت مجموعه ای سینمایی از شخصیت هایی که هنوز امتیاز نمایش سینمایی آن ها را در اختیار داشت تهیه کند. داستان این امتیاز هم برای خودش ماجرای سینمایی غریبی است. در زمانی که شرکت مارول با بحران مالی و خطر ورشکستگی روبرو شده بود امتیاز استفاده بصری از برخی از شخصیت های خود را به کمپانی های فیلم سازی مختلف فروخت در این معامله برای مثال اسپایدر من و شخصیت های دنیای او در اختیار شرکت سونی قرار گرفتند و امتیاز دو مجموعه از شخصیت های محبوب این کمپانی یعنی افراد ایکس و چهار شگفت انگیز به کمپانی فاکس قرن بیستم فروخته شد.

مارول به همین دلیل مجبور شد دنیای سینمایی خود را بر مبنای برخی از شخصیت های کمتر محبوب خود آغاز کند. با این وجود مارول دست به کاری شگفت انگیز زد. نخستین فیلم دنیای جدید مارول به نام مرد آهنی (آیرون من) با انتخاب هوشمندانه رابرت دنی جونیور در نقش تونی استارک یا همان مرد آهنی آغاز شد. داستان گویی خوب، جلوه های ویژه خیره کننده و روایتی انسانی از داستانی ابر قهرمانی باعث شد یک باره مرد آهنی به پدیده ای در دنیای سینمای فانتزی و دنیای مصور بدل شود. در صحنه ای کوتاه در پایان تیتراژ  پایانی آن فیلم، آن هایی به هر دلیلی صندلی های خود در سالن سینما را ترک نکرده بودند شاهد بازگشت فیلم به روی پرده شدند و در صحنه ای کوتاه سامویل ال. جکسون در نقش مامور نیک فیوری در صحنه ظاهر شد و با تونی استارک درباره طرحی به نام اونجرز سخن گفت.

همین صحنه کوتاه برای علاقه مندان دنیای کمیک کافی بود تا رابطه ای عمیق و طولانی را با دنیایی تازه و کمتر تجربه شده ایجاد کنند و به همراه استدیو مارول قدم در راه مسیری بگذارند که در تاریخ سینمای جهان بی سابقه بوده است.

از آن زمان تا کنون مارول نه تنها داستان هایی از شخصیت های محبوب خود را به روی پرده آورده است که بارها مسیر آن ها را با هم تقاطع داده و در سه رویداد داستان اونجرز یا انتقام جویان (قسمت اول و عصر اولتران) و همچنین فیلم کاپیتان آمریکا؛ جنگ داخلی بخش عمده ای از شخصیت های خود را به روی پرده آورده است. با این وجود همه ده سال گذشته مقدمه ای بر یک ابر رویداد سینمایی به شمار می رود که قرار است سال آینده به روی پرده ها بیاید. قسمت سوم داستان سینمایی اونجر با حضور بیش از ۴۰ بازیگری که در فیلم ها و داستان های خود نقش های اصلی را بر عهده داشته اند به پرده می آیند و قهرمانانی که در ده سال گذشته مردم در طول فیلم های مختلف با شخصیت آنها و تغییرات و داستان آن ها آشنا شده اند در مقابله ای خیره کننده بر پرده های سینما ظاهر خواهند شد. برای اینکه تصوری از این برنامه ریزی داشته باشید به یاد بیاورید که به طور معمول در فیلم ها یا داستان های رایج یک سوم به شخصیت پردازی و معرفی شخصیت، یک سوم به طرح چالش و پرده یا بخش آخر به نتیجه گیری و حل چالش اختصاص می یابد، شخصیت های دنیای مارول، ده سال است که در قالب فیلم های سینمایی مستقل خود در حال پرداخته شدن و معرفی شدن هستند و به همین دلیل وقتی که نوبت به اکران فیلم انتقام جویان؛ نبرد بی نهایت برسد، ما با قهرمانان و شخصیت هایی تازه روبرو نیستیم بلکه یک دهه با آنها آشنا شده ایم.

تور، یکی از این شخصیت ها است. در افسانه های ساکنان شمال غرب اروپا و اقوام نورث، تور فرزند اودین، خدا و ایزد صاعقه است. اودین و فرزند او تور که قرار است بعد از او بر تخت پادشاهی تکیه بزند در شهری آسمانی به نام آزگارد زندگی می کنند و هر از چندگاهی به قلمروهای خود سر می زنند و ماننده همه خدایان اسطوره ای داستان ها و روایت ها و چالش های خود را دارند.

30831912

اگر دوست دارید درباره اسطوره های اقوام نورث که الهام بخش این مجموعه از کمیک بوک ها و فیلم های تور بوده است بیشتر بدانید کتاب اسطوره های نورث نوشته نیل گریمن یکی از بهترین روایت های تازه از این دنیای اسطوره ای است.

استَن لی، یکی از برجسته ترین چهره های خالق داستان های مصور در سال ۱۹۶۲ شخصیت داستانی تازه ای را بر اساس این اسطوره باستانی خلق کرد و در شماره ۸۳ کمیک بوکی به نام سفری به سوی اسرار او را برای نخستین بار معرفی کرد.

تور در دنیای کمیک و در عصری که به عصر نقره ای کتاب های داستان های مصور معروف شد با ظاهر جنگجویی با موی بلند که به کمک چکش جادویی اش به نام میونلر، نه تنها صاعقه را احضار که می تواند به پرواز در آید، به نمایش در آمد و به همراه خود نه تنها اودین و دیگر خدایان نورث را به میان قهرمانان کمیک آورد که برادرش لوکی در قالب یک ی از مهم ترین چهر ه های منفی دنیای کمیک به محبوبیت دست یافت.

تور در دنیای کمیک معرف بخشی از داستان های این دوره بود که قهرمان آن به جای علم و فناوری پیشرفته بر نوعی دانش جادویی و ماورایی تکیه داشت.

تور در این داستان ها پس از مدتی به عضو گروه انتقام جویان در می آید و به دفاع از زمین و البته جهان وسیع تری از زمین در برابر تهدیدات مختلف می پردازد.

در سال ۲۰۱۱ شرکت فیلم سازی مارول با ساخت نخستین قسمت از داستان تور این شخصیت را به دنیای سینمایی خود معرفی کرد در این فیلم که به کارگردانی کنت براناگ ساخته می شد، کریس همزووت در نقش تور به ایفای نقش پرداخت و سر آنتونی هاپکینز در نقش اودین پادشاه افسانه ای آزگارد ظاهر شد. نقش لوکی را در این فیلم تام هیدلستون بر عهده گرفت و موفق شد یکی از به یادماندنی ترین و تا کنون قوی ترین ضد قهرمان های دنیای سینمایی مارول را به تصویر بکشد. ناتالی پورتمن نیز در این فیلم نقش جین فاستر را بر عهده گرفت.

در دنیای سینمایی تفاوتی مهم با دنیای کمیک ها در به تصویر کشیدن تور اتفاق افتاد. آنچه در کمیک ها بیشتر جنبه جادویی داشت سعی شد در این داستان توضیح و توجیه علمی به خود بگیرد. شاید در دنیای ابرقهرمان های مارول در این تلاش تازه برای دنیا سازی تور یکی از چالش برانگیزترین آن ها به شمار می رفت. اگر آیرون من، هالک، بیوه سیاه و کاپیتان آمریکا، شخصیت هایی آشنا و با ساختار تنیده در دنیای آشنای ما بودند تور اما داستان دیگری داشت و مانند آن بود که بخواهید داستانی با زبان و رسم و رسوم دوران شکسپیر را در زمان حال اجرا کنید. هرچه باشد تور نیز در نهایت روایتی از همین قهرمانان شکسپیری دنیای داستان های مصور است.

فیلم تور با اقبال خوبی روبرو شد اما در قسمت دوم این فیلم ضعف شخصیت منفی و داستان نه چندان قدرتمند نتوانست توجه منتقدان  را جلب کند و به همین دلیل بسیاری درباره قسمت سوم آن شک داشتند. تور که غیر از فیلم های خود در داستان ها و فیلم های انتقام جویان نیز حضور داشت حالا قرار بود برای بار سوم به طور مستقل بر پرده های سینما ظاهر شود آن هم در شرایطی که تنها یک فیلم دیگر بین نمایش سومین قسمت تور تا اوج نهایی داستان دنیای مارول یعنی انتقام جویان؛ نبرد بی نهایت باقی است (ابتدای سال آینده فیلم پلنگ سیاه آخرین فیلم مستقل پیش از مواجهه ما با دنیای نبرد نهایی انتقام جویان است)

تایکا وایتیتی کارگردانی قسمت سوم تور را بر عهده گرفت و موضوع آن را به یکی از افسانه های پیچیده قوم نورث و همچنین یکی از پیچیده ترین روایت های دنیای کمیک های تور اختصاص داد: رگنوراک یا پیش گویی آخر الزمان آزگارد.

مطابق این افسانه رگنوراک زمانی که رخ دهد، آزگارد، شهر افسانه ای خدایان با مرگ مواجه می شود و از بین خواهد رفت و بخشی از داستان های تور به تلاش او برای جلوگیری از این رویداد اختصاص داشت.

اما چطور می توان در دنیایی ده ساله و مملو از ابرقهرمان ها داستانی تازه و جذاب روایت کرد که در هم بخشی از کمان داستان بزرگ تر باشد و هم به طور مستقل بتواند داستان خیره کننده و دلنشینی روایت کند آن هم وقتی قرار است قهرمانی با شمایل دوران شکسپیر با چکش خود علیه نابودی جهان مبارزه کند؟ شاید آخرین چیزی که به ذهن می رسد این است که هیولای سبز رنگ دنیای مارول، هالک را به ترکیب اضافه کنید. این کاری بود که تایکا وایتیتی انجام داد و دو خط داستانی معروف در کمیک ها یعنی رگنوراک و داستانی به نام سیاره هالک را به هم پیوند زد، از فضای جدی و حماسی تور دور شد و در حالی که از حمایت بازیگران برجسته ای چون بندیکت کامبرچ – در نقش حمایتی دکتر استرنج – کیت بلانشت – در نقش شخصیت منفی داستان، هلا و یا ایزدبانوی مرگ – تام هیدلستون و انتونی هاپکینز  و البته مارک رافلو – در نقش بوروس بنر / هالک – بهره می برد، افسانه پایان دنیای تور را به یکی از طنز ترین و شوخ و شنگ ترین فیلم های دنیای سینمایی مارول بدل کرد.

5392_0-thor-ragnarok-866-487

فیلم رگنوراک از ابتدا تا انتها بر مبنای  داستان جذاب خود و با لایه پر رنگی از طنز به پیش می رود. اگر با دنیای مارول آشنا باشید نه تنها تصویر سازی و داستان گویی تور را متفاوت با همه آثار قبلی می بیند که حجم طنز آن باعث می شود که بیشتر از آنکه بتوان آن را در قالب فیلم مبتنی بر داستان های مصور قرار داد آن را در رده فیلم های کمدی جای داد.

فیلم نه تنها بر طنز های کلامی که بر حجم انبوهی از طنز های موقعیت بنا شده است. شخصیت ها به خوبی نقش خود را ایفا می کنند و البته در این بین داستان بزرگ تر را به پیش می رند. نه تنها در این داستان با هلا ایزد بانوی مرگ مواجه می شوید که شاهد رشد و تکامل تور از پسری سرکش به ایزد واقعی صاعقه هستید.

فیلم به طور مستقل شاید داستان کوتاه و سر راستی داشته باشد اما بازی های درخشان و طنز غریبی که در آن نهفته شده است باعث شده تا فیلم رگنوراک به یکی از خوش آب و رنگ ترین و رد عین حال مفرح ترین فیلم های دنیای مارول تا کنون بدل شود. فیلمی که نامزد بهترین فیلم کمدی و نامزد بهترین بازیگر اصلی کمدی را در جوایز منتقدان برای آن به همراه آورد.

url

برای لذت بردن از این فیلم لازم نیست با همه تاریخچه سینمایی مارول آشنا باشید و البته اگر آشنا باشید داستان برایتان با معنی تر و برخی از سوال ها پاسخ داده خواهد بود.

شاید تنها نقد جدی که بتوان به فیلم وارد کرد واکنش اندک در برابر برخی از مهم ترین تراژدی هایی است که در این داستان اتفاق می افتد از مرگ برخی از چهره هایی که در دو فیلم قبلی با آن ها آشنا بودیم تا پایان آزگارد و واکنش نسبتا آرام و غیر عمیق شخصیت ها به این رویدادها.

غیر از طنز و تصویر سازی درخشان باید به طور خاص از بازی کیت بلانشت در نقش هلا و تسا تالمپسون در نقش والکری اسم برد که به طور باور پذیری به ارزش داستان افزوده اند. کیت بلانشت و هلایی که به تصویر می کشد بعد از مدتها شخصیت منفی قدرتمند و چند لایه و در عین حال هراسناک و جذابی را معرفی کرده است و در عین حال اولین برای است که یک ضد قهرمان زن را در دنیای مارول به تصویر کشیده است.

حتی اگر به دنیای فیلم های مبتنی بر ادبیات مصور علاقه ای ندارید، از دیدن تور رگنوراک لذت خواهید برد. این فیلمی طنز و خانوادگی است و شاید خوش آیند ترین روایت پایان ایامی است که تا کنون شاهد آن بوده اید.

 

 

 

دیدگاه‌ها

  1. سلام، مرسی از مطالب جالب شما.
    شاید اینجا جای بهتری باشه برای درخواست نظر شما در مورد فیلم unacknowledged. اما جدای از فیلم خبری بود که چند وقت پیش در مورد تحقیقات پنتاگون در مورد ufo بیرون اومد. قبل از اینکه(احتمالا) انگ یک مالیخولیایی بهم بچسبه، این پادکست رو چک کنید
    http://www.wbur.org/onpoint/2017/12/19/do-aliens-exist

    1. سلام و ممنون
      درباره فیلم من کامل هنوز این مستند را ندیدم و به محض اینکه ببینم اگر نکته ای به نظرم رسید می نویسم. درباره پرونده های منتشر شده توسط نیویورک تایمط این داستان جدی و مهمیه و زوایای مختلفی دارد که فکر کنم به زودی درباره اش یا در راز یا در جای دیگری مفصل صحبت کنیم
      باز هم ممنون از شما

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.