علم و انکار پدرخواندگی

گاهی اوقات ما برای نشان دادن احترام خود راه و مسیر اشتباهی را انتخاب می کنیم. مسیری که به جای آنکه نمایانگر احترام ما باشد باعث بدفهمی می شود و بی راهه های بسیاری را پیش روی دیگران باز می کند.

دلایل مختلفی وجود دارد که چرا ما گاهی برخی از روش های تقدیر و بزرگداشت را انتخاب می کنیم که نه تنها دقیق نیست که باعث بدفهمی و به مسیر هرز رفتن می شود. بخشی از آن به داستان فرهنگ ما باز می گردد و اینکه گاهی مفاهیم را از اقلیم های مختلف بدون در نظر گرفتن ساختار آن فضا، برای استفاده در جایی دیگر به عاریت می گیریم.

تمرکز این نوشته در دنیای علم است. برای مثال گاهی در این دنیا برای بزرگداشت افراد و ادای احترام به آن ها سعی می شود تا القاب آن ها را با تغییری نسبت به آنچه وجود دارد مورد استفاده قرار دهیم. گاهی فکر می کنیم اگر کسی دارای درجه دکترای تخصصی در رشته ای است و ما او را با لقب دکتر خطاب کنیم شان او رعایت نشده است و سعی می کنیم برای ارج نهادن بیشتر به او از واژه پرفسور استفاده کنیم. گاهی هم پشت این ادعا پنهان می شویم که در برخی از نظام های آموزشی استاد همان پروفسور است و ما اشتباه نکرده ایم. در حالی که ما برای توصیف فردی در نظام علمی کشور، از واژه ای استفاده می کنیم که در این فضا کاربرد ندارد و اگر هم کاربرد داشته باشد نشانگر موقعیت شغلی است. ما کسی را آقای مدیر عامل صدا نمی کنیم و مثلا نمی نویسیم یا نمی گوییم آقای مدیر عامل فلانی. بلکه می گوییم آقای فلانی مدیر عامل فلان جا. پرفسور – فارغ از اینکه در ساختار نظام ایران معنی ندارد و در ساختارهای اداری دانشگاهی جاهای دیگر هم معانی متفاوتی دارد – به چنین موقعیت سازمانی اشاره دارد. اما ما با استفاده از برداشت فرهنگی که نسبت به کلمه پرفسور وجود دارد برای برخی از افراد از آن استفاده می کنیم و بار فرهنگی آن که از فرهنگ عامه آمده است را به آن وارد می کنیم. دلیل این امر بیش از آنکه بیان جایگاه فرد باشد، ابراز ارادت به آن شخص و محترم داشتن او است و در نهایت باعث می شود تا بدفهمی در میان جامعه رشد کند که حرف فلان آقا یا خانم را باید جدی تر فرض کرد چون ایشان پرفسور هستند.

موضوع دیگری که در دنیای علم به وفور در کشور ما به چشم می خورد منصوب کردن افراد به سمت والدین رشته های علمی است.

فلانی پدر رشته فلان است و دیگری مادر رشته بهمان.

در دنیای امروز و خارج از ایران نیز گاهی از افرادی با لقب پدر یا مادر رشته ای یاد می شود که آن هم با نقدهای زیادی رو برو است. اما در همان موارد  معدود هم زمانی است که شخصی به معنی واقعی رشته ای تازه را تاسیس و ابداع کرده است.

ما در ایران گاهی برای بزرگداشت پیشکسوتان و افراد قدیمی که سال ها در رشته ای خاص فعالیت کرده اند او را به نام پدر یا مادر آن رشته می نامیم. حتی گاهی نام ایران را نیز از ین مجموعه می اندازیم و می گوییم فلانی پدر زلزله شناسی است و دیگری مادر نجوم یا هر چیز دیگر.

این راه نه تنها اشتباه که پرخطر است.

بیایید ببینیم با نامیدن کسی به مقام پدر و مادر رشته ای – به خصوص که در ایران که در بهترین شرایط منظور ما پیشگامی در آن رشته در ایران است – چه چیزی را به او منصوب می کنیم. به یاد داشته باشیم ما این واژگان را به صورت محض استفاده نمی کنیم این ها واژگانی با بار معنای فرهنگی هستند.

وقتی می گوییم فلانی پدر یا مادر رشته بهمان است یعنی نه تنها آن رشته وجود خود را مدیون آن افراد است که تربیت و شأنیت و نام و تبارش را از آن افراد می گیرد. از سوی دیگر وقتی ما با فرزند کسی مواجه می شویم بر اساس عرف فرهنگی انتظار داریم فرزندان به نام و حضور و حرف والدین احترام بگذارند. در مقابل آن ها به ادب بنشینند و پا دراز نکنند و زبان درازی نکنند و در کلام و سخن جایگاه بزرگتری را رعایت کنند و حتی اگر خطایی از بزرگترها دیدند به روی نیاورند.

دنیای علم این گونه نیست. دنیای علم بر شانه های دیگران به جلو می رود. مرجعیت علم به روش و استناد و مدرکش است و شان و اعتبارش را از افراد نمی گیرد. مهم ترین افراد و با اعتبار ترین نام ها تنها زمانی سخنانشان موضوعیت دارد که بتوانند آن را در زمینه ساختار علمی قرار دهند و دلیل و مدرک و مرجع ادعاهای خود را ارایه کنند. پیشگام ترین و با تجربه ترین دانشمندان در هر زمینه ای در برابر سوال و پرسشگری نه تنها ایمن نیستند که از آن استقبال می کنند. نقد و خطا گرفتن از رفتار حرفه ای نه تنها بی ادبی در دنیای علم نیست که وظیفه است. بخشی از دنیای علم تجربی بر آن می چرخد که کسانی سعی می کنند نظرات و آزمون های چهره های بزرگ قبلی را زیر سوال ببرند.

فارغ از اینکه در کشوری مانند ما با تاخیری که در ورود به دنیای علم مدرن داشته است اصولا هیچ یک از این مقام ها حتی در معنی خالق بودن و مبدع بودن یک رشته علمی معنی ندارد و بهترین نقش آنها معرفی جامعه ایران به یک رشته است، القای این القاب با خطا همراه است. وقتی کسی را پدر آن رشته می خوانی خطای او خطای تبار آن رشته می شود و ایراد گیری از او بی ادبی و رعایت نکردن جایگاه پیشکسوت.

همه احترام و اعتبار دانشمندان و دانشگران به سن، جایگاه و تعداد مقاله ها نیست بلکه بر توانایی آن ها در آزمودن نظرات و اصلاح خطاها و اقرار به اشتباه ها و دعوت به نقد است.

علم و حداقل بخش آکادمیک و دانشگاهی علم، قرار بوده است بر مبنای فضای آزاد و باز پیش برود. همین باز بودن فضا است که باعث می شود استعدادهای نو تفکرات دیگران را به چالش بکشند، بر مبنای یافته های دیگران پیش بروند و به یاد داشته باشند وقتی افق های دور تر را می بینند به دلیل آن است که آنگونه که نیوتن می گفت بر شانه غول ها ایستاده اند.

احترام دانشمند و علم به خطاب قرار دادن افراد فعال در آن با نام های بی معنی و غریب و منصوب کردن به سمت پدر و مادر نیست. اگر می خواهیم به دانشمندان و پیشکسوتان علم احترام بگذاریم، مسیر فعالیت آن ها را هموار کنیم، از تجربه های آن ها استفاده کنیم، فضای دسترسی آن ها به مشارکت ها را فراهم کنیم و به نسل تازه اجازه دهیم که از تجربه ها و یافته های آن ها استفاده کنند، آنها را نقد کنند و به پیش بروند. دانشمندان به القاب اضافی بی معنی نیاز ندارند. موانع را از جلوی پای آن ها برداریم تا توانشان را آشکار کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.