داستان تراریخته ها

ما در دورانی زندگی می کنیم که زندگی ما در بنیادی ترین زیر ساخت های خود چنان به علم مدرن و فناوری گره خورده است که تفکیک این زیر ساخت ها و حتی تشخیص آن غیر ممکن می شود.

نه تنها ما امروز به فناوری و دانشی دست یافته ایم که قدرت دخالت های دقیق تر، وسیع تر و موثرتر بر محیط اطراف خود داریم که به دلیل افزایش دانایی ما از ساز و کار جهان، بسیاری از آنچه پیش تر به عنوان بخشی از طبیعت می شناختیم مورد بازنگری قرار داده ایم و متوجه ساز و کارهایی شده ایم که دیگر چندان هم طبیعی به نظر نمی رسند.

پیچیده شدن تار و پود زندگی ما با علم و فناوری مدرن گاهی چنان به سرعت و البته ناملموس اتفاق افتاده است که گاهی برای کسانی که متوجه این گذار و تنیده شدن علم در بافتار جهان نشده اند، اندکی درنگ و نگاه به ژرفای این در هم آمیختگی و هم چنین درک قدرت و توانی که دانش تازه به همراه آورده است هراسناک می نماید.

هر بار که فناوری تازه ای قدرت و توان ما برای دست کاری محیط اطراف، افزایش می دهد ما با نگرانی ها و هراس هایی مواجه می شویم که بخشی از آن نه تنها منطقی که ضروری است. اینکه آینده هوش مصنوعی چه خواهد بود؟ چشم انداز توسعه نیروی کار رباتیک چه اثری بر بازار کار مردم خواهد داشت و یا اینکه تغییرات اقلیم تا چه حد می تواند بر زندگی و زیستن ما اثر بگذارد. به طور اساسی بخشی  از آینده نگری در دنیای علم و فناوری بر مبنای تلاش ذهنی است که امکانات موجود را فرض گرفته و آنها را در مسیرهای متفاوت به جلو می برد تا سناریوهای ممکن را تصویر کند. با چنین رفتاری ما نه تنها با ایده های آینده نگرانه از محاسن فناوری های تازه روبرو می شویم که دربرابر خطر خارج شدن آن ها از مسیری که دوست می داریم هوشیار ر شده و سعی می کنیم جلوی خطر را بگیریم.

در دنیای فناوری و علم نوین شاید یکی از شگفت انگیز ترین ابزارها و توانایی های تازه شناخت ما از ماهیت ساختارهای زیستی و نقش موجودی به نام  ژن در کنترل و هدایت رفتارهای موجودات زنده – از گیاه گرفته تا حیوانات – و از آن مهم تر توان ما در دست کاری در این ساختار است.

 ایده دست کار ژنتیک ایده تازه ای نیست اگرچه در دو سه سال اخیر و به لطف کشف روشی به نام کریسپر دقت و امکانات پیش روی آن به طور جدی و چشمگیری افزایش یافته است اما این داستانی نیست که این روزها در جهان و از جمله در جامعه ایران مورد بحث و نظر قرار دارد. مناقشه عظیمی که بر سر محصولات تراریخته یا دست کاری ژنتیک شده در سال های اخیر مطرح شده است در سراسر جهان و از جمله ایران به موضوعی داغ و پرتنش بدل شده است و هواداران و مخالفان این روش بدل شده است. در یک سو هواداران آن از چشم انداز رویایی که این روش می تواند به همراه بیاورد و از سویی ناگریز بودن استفاده از آن برای آینده سخن می گیوند و در سوی دیگر مخالفان آن را باز کردن جعبه پاندورایی می دانند که تمامی شرها و بلایای ممکن در آن نهفته است و نه تنها مصرف کنندگان آن که نسل های بعدی را تا قرن های بسیار با صدمه و آسیب مواجه می کند.

مخالفان در تصویر این جهان پساآخر الزمانی چنان پیش می روند که نهادهای تصمیم گیر بازار را مجاب کرده اند در بسیاری از کشورها روی بسته بندی موادی که از این فناوری استفاده می کنند به طور مشخص ذکر کنند که محصول موردنظر GMO یا تراریخته است و از سوی دیگر همزمان با تبلیغات وسیع نسبت به خطرات این مواد و نیروهای شیطانی پشت آن هشدار می دهند.آنها گاهی چنان پیش می روند که استفاده از فناوری دست کاری زنتیک به خصوص در زمینه محصولات دامی و کشاورزی را غیر اخلاقی نامیده و به کسانی که از این روش دفاع می کنند صفت «تراریخته پرست» و غیر اخلاقی می دهند و باب هر بحثی را پیش از آغاز می بندند و به دنبال دست های پشت پرده ای هستند که برای منافع مالی این روند خطرناک را تشویق می کنند.

من در این نوشته قصدم این نیست که به همه چالش ها یا پرسش ها و نقدها در زمینه محصولات تراریخته اشاره و به همه آنها پاسخ دهم. به نظرم مساله مهم تر الگویی است که در این میان باید مورد توجه قرار داد و آن این است که ما چطور باید در نقش ناظری که این داستان را مشاهده می کند و وفاداری اش نه به جریان های مختلف که به واقعیت ها است به بررسی این چنین مناقشه های بپردازیم.

در مورد محصولات تراریخته خلاصه ترین و ساده ترین شکل استدلال به شکل زیر است. محصول تراریخته به این معنی است که ما به شکل عمدی و در آزمایشگاه با دست کاری ژن هایی که در شکل دهی به ویژگی های یک محصول نقش بازی می کند برخی از خواص یا ویژگی های آن را مطابق نیازهای خود تغییر دهیم تا محصولی مطابق نیازهای خود تولید کنیم. برای مثال اگر در شرایط عادی نوع خاصی از گیاه در معرض آفت مشخصی قرار دارد، ما سیستم دفاعی بذر مورد نظر را به گونه ای تغییر دهیم که در برابر آن آفت مقاومت بیشتری داشته باشد. یا برای مثال با توجه به کم آبی جهانی بذر را به گونه ای تغییر دهیم که با مقدار آب کمتری بتواند رشد کند یا محصول نهایی مدت دوام بیشتری داشته باشد. کمی پیچیده تر اینکه برای مثال در مورد دام، ما با دست کاری ژنتیکی که در موردی مانند گاوهای شیرده انجام می دهیم بتوانیم لاکتوز موجود در شیر را حذف کنیم.

موافقان معتقدند این دست کاری ها می تواند تولید محصولات کشاورزی و دامی را بهینه سازد، به تامین مواد اولیه لازم برای جمعیت در حال انفجار زمین و در شرایطی که با بحران آب و زمین مواجهیم که کند و شاید گره از مشکل گرسنگی در بخش هایی از جهان کم کند و در عین حال محصولاتی دارای ارزش های غذایی متناسب با نیاز ما و با قیمت و هزینه کمتر تولید کنیم.

مخالفان اما می گویند این دست کاری خارج کردن روند طبیعی امور است و به ساده ترین شکل چون طبیعی نیست خطا است. آنها گاهی درباره اینکه ما نمی دانیم در دراز مدت این تغییرات چه تاثیری بر بدن انسان می گذارد آن را محکوم می کنند و گاهی حتی ادعا می کنند که این دست کاری ها باعث تغییر در ژن انسان می شود. کمی بدبینانه تر ، آنها دلیل ترویج این روش را شرکت های عظیم تجاری می دانند که برای به دست آوردن سود بیشتر در حال تبلیغ دست کاری ژنتیک هستند تا جنس بیشتری به قیمت نابود کردن و در خطر قرار دادن حیات طبیعی انسان به دست آورده و بفروشند.

کسانی که دانشمندان محققان و جامعه علمی را به توطئه علیه انسان متهم می کنند حتما آگاه هستند که خود آنها در معرض همین اتهام قرار دارند. قدرت لابی های کشاورزی و تولیدات محصولات کشاورزی در غرب و در کشورهای دیگر به قدری بوده و هست که از تغییر روند کشاورزی، مدرن شدن آن و بهینه شدن آن احساس خطر کنند.

در این میانه مخاطب و مصرف کننده عادی باید چه کند؟

به نظر می رسد ساده ترین راه این است که به دنبال مرجع معتبر بگردیم. دست کاری ژنتیک مانند داستان تغییرات اقلیم، موضوعی در ذات خود علمی است که بر مبنای روش علمی به دست می آید و بر مبنای روش علمی می توان اثرات آنرا سنجید و بررسی کرد. به طور طبیعی مهم ترین مرجع در این باره نه فعالان اقتصادی و کشاورزی و فعالان ایدئولوژیک محیط زیستی و سیاسی که دانشمندان هستند. همان طور که رد مورد گرمایش زمین، بهترین پاسخی که امروز در اختیار داریم در اختسار دانشمندان – به معنی اجماع جامعه علمی – است در این مورد و هر داستان دیگری در حوزه علم نیز همین طور است.

اجماع جامعه علمی به ما چه می گوید؟

نخست اینکه باید در نظر داشت وقتی درباره محصولات تراریخته یا دست کاری ژنتیک صحبت می کنیم در باره یک روش خاص و یک محصلو خاص سخن نمی گیوییم. روش های متعددی برای اعمال این دست کاری ها وجود دارد که بخش های مختلفی از ساختار یک محصول را هدف می گیرد. هر کدام از این روش ها تکنیک های خاصی  را دنبال کرده و مسیر مشخصی را پیش می برند که با دیگری متفاوت است. نکته دوم و مهم دیگر – که گاهی پایه عمده استدلال مخالفین است – این است که در طبیعت و محصولات دامی، کشاورزی و حتی ساختار موجوداتی که در اطراف ما هستند ما تقریبا هیچ مورد طبیعی نداریم. گندمی که امروز به شکل طبیعی کاشت و برداشت می شود حاصل دست کاری ژنتیک زمان داری است که به طور تدریجی توسط انسان صورت گرفته است. ذرت امروزی کوچک ترین شباهتی با ذرت اولیه ندارد و ما در طول زمان و با اصلاح بذر و استفاده از بذرهایی که نتیجه بهتری داشته اند ساختار ژن های آن را تغییر داده ایم و به عبارتی آنچه امروز می بینیم حاصل دست کاری ژنتیکی عمدی و تدریجی انسان است. حتی در بین حیوانات نیز داستان همین گونه است اگر در تاریخ به سوی گذشته سفر کنیم به سرعت به روزگاری می رسیم که موجودی به نام سگ وجود خارجی نداشت. ما – انسان ها – گرگ را اهلی کردیم و با حمایت و پرورش توله هایی که دوست داشتیم کم کم موجود تازه ای به نام سگ را به دست آوردیم و به مرور با اصلاح نژاد آن ها گونه های مختلفی از آن را پرورش دادیم. به عبارت دیگر موجودیت سگ ها حاصل دست کاری ژنتیکی انسان – به شکل تدریجی – و تغییر روند طبیعی است.

تغییر مهم اما در روزگار ما این است که به لطف فناروی تازه ما می توانیم به جای دست کاری های بزرگ و تصادفی و زمان بر در مدت کوتاه به طور هدفمند دست به تغییرات ژنتیکی بزنیم تا محصول نهایی به طور دقیق تری با آنچه می خواهیم سازگار باشد.

اما آیا این دست کاری ها امن است؟

اگر بخواهیم این سوال را به طور عمومی و به این گستردگی مطرح کنیم جواب آن  ساده است بله با اطمینان محصولات دست کاری ژنتیک شده امن و ایمن هستند. اجماع جامعه علمی در زمینه امنیت این محصولات از اجماع آنها در زمینه وقوع گرمایش زمین بیشتر است و تا کنون هیچ مدرک و سندی که نشان از خطرناک بودن این محصولات باشد وجود ندارد. البته ممکن است در مورد یک محصول خاص یا یک دست کاری خاص یا تغییر یک ژن ویژه نگرانی یا ملاحظاتی وجود داشته باشد اما این روند عمومی نیست و اگر در مورد کلیت محصولات تراریخته صحبت می کنیم جواب قاطع است.

البته طرفداران خطرناک بودن محصولات تراریخته در پاسخ به این اجماع به سراغ تئوری توطئه می روند. آنها  دانشمندان را به هم دستی با صاحبان صنایع متهم می کنند و بیان می کنند که اولا نمی توان به نظر دانشمندان اعتماد کرد و دوم اینکه چون زمان کافی از معرفی محصولات تراریخته نگذشته است ما نمی توانیم از اثرات دراز مدت آن مطمئن باشیم. نکته دوم نکته مهمی است. ما بادی در نظر داشته باشیم که علم بر مبنای داده ها و روندها کار می کند و فرقش با طالع بینی و جادوگری این است که آینده را پیش گویی نمی کند. آیا ممکن است در هزار سال آینده انسان به جای دو دست چهار دست داشته باشد. علم به شما می گید تمام داده ها ما، تحقیقات ما، روند تاریخ تکامل و هر چه که می دانیم پاسخی که به این پرسش می دهد منفی است اما شما در برابر می توانید استدلال کنید که چون زمانی سپری نشده ما مطمئن نیستیم. حرف شما زمانی مورد توجه قرار می گیرد که مسیر استدلالی برای آ نداشته باشید و منطق علمی را بیان کنید که حداقل امکان پذیر بودن آن را پیش بیاورد. اگر استفاده محصولات تراریخته در آینده ممکن است بر سلامت ما اثر بگذارد، آیا این فقط یک نگرانی کور است یا بر مبنای روندی است که مشاهده می کنیم؟

بخش اول انتقاد اما بخش قدرتمند تر و البته بی پایه تری است. کسانی که دانشمندان محققان و جامعه علمی را به توطئه علیه انسان متهم می کنند حتما آگاه هستند که خود آنها در معرض همین اتهام قرار دارند. قدرت لابی های کشاورزی و تولیدات محصولات کشاورزی در غرب و در کشورهای دیگر به قدری بوده و هست که از تغییر روند کشاورزی، مدرن شدن آن و بهینه شدن آن احساس خطر کنند. بهینه شدن روند تولید و توزیع و ارزش مواد غذایی تراریخته، می تواند بخش های مهمی از اقتصاد سنتی کشاورزی و دامداری را تغییر دهد و طبیعی است که نیروهای مهمی در این راه متضرر شده و به آن دست به مخالفت بزنند. از سوی دیگر روند کسانی که خود را حامی محیط زیست می دانند و در سال های اخیر به بهانه آسیب های زیستی، بازار شگفت انگیز، گران قیمت، تشریفاتی و البته بی حاصل مواد ارگانیک را پدید آورده اند نمونه ای از سو استفاده اقتصادی از هراس افکنی میان مردم درباره محصولات تراریخته است.

به نظر می آید مانند هر داستان علمی دیگری که در بردارنده مناقشه باشد، در این باره نیز رسانه ها و مردم باید به سراغ مراجع معتبر بروند. ببینید جامعه علمی – فراتر از گروه های فعال ایدئولوژیک – چه می گویند و چه نظری دارند و اگر حرف آن ها را قبول ندارید راه علم باز است می توانید قدم به قدم – اگر وقت، انرژی و توان آن را دارید – مسیری که علم دنبال کرده است را مرور کرده و باز بپیمایید تا خود به نتیجه برسید. اما اگر در گرمایش زمین ما نه به سخن سیاستمداران که به سخن دانشمندان و اجماع آنها گوش می دهیم و آن را معتبر تر می دانیم به نظر می رسد راه درست در زمینه محصولات تراریخته نیز چنین است.

 

این یادداشت به طور خلاصه نخستین بار در روزنامه شرق منتشر شده است

 

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.