بازیگر شماره یک: آماده باش

اسپیلبرگ به دنیای خوره‌های فرهنگ عامه آمده و تصویری از جهان شگفت انگیز و انکار شده نِردها را به تصویر کشیده است

استیون اسپیلبرگ یکی از چهره های کم مانند سینمای معاصر است. اسپیلبرگ که مهارت سینمایی خود را در ژانرها و روش‌های مختلف داستان گویی بصری آزموده و در اغلب آن ها موفق بوده است در چند ماه گذشته با دو فیلم مهم دیگر به خبرهای سینمایی بازگشت.

اسپیلبرگ در حالی که سبدی سنگین از پروژه‌های مختلف، از داستان وست ساید استوری گرفته تا قسمت بعدی ایندیانا جونز و داستانی بر اساس قهرمان های دنیای داستان های مصور دی.سی. در چشم انداز آینده خود دارد ابتدا فیلم پست را به روی پرده فرستاد.
نمایش فیلم پست، که وقایع‌نگاری تاریخی از یکی از مهم‌ترین نقاط عطف آزادی بیان در دنیای معاصر و داستان افشای اسناد معروف به اسناد پنتاگون از سوی دو روزنامه نیویورک تایمز و واشنگتن پست بود، در زمانی اتفاق افتاد که آمریکا بار دیگر با مواجهه قدرت و رسانه آزاد دست و پنجه نرم می کند.
اسپیلبرگ با جمع کردن گروهی از بهترین های معاصر سینما، روایت تاریخی اسناد پنتاگون را به یادآوری دقیق و هنرمندانه ای از اهمیت آزادی رسانه، رابطه قدرت و رسانه آزاد و در عین حال راه دشوار زنان در فضای اجتماعی آمریکا تبدیل کرد.
اثر بعدی اسپیلبرگ تنها چند ماه بعد از آن به روی پرده های سینما رفت. «بازیگر شماره یک:آماده باش» شاید یکی از آثار بحث برانگیز اسپیلبرگ باشد.

دنیای شگفت انگیز و انکار شده نِردها

«بازیگر شماره یک:آماده باش» یا Ready Player One یکی دیگر از آثار اقتباسی اسپیلبرگ به شمار می رود. اگرچه تغییراتی که در داستان و شخصیت های این داستان نسبت به مرجع اقتباس اتفاق افتاده آن قدر زیاد است که آن را به اثری مستقل بدل می کند.

داستان این فیلم از کتابی با همین نام نوشته ارنست کلین برداشت شده است. در این داستان کلین دنیایی پسا فاجعه را به تصویر می کشد.
زمانی در میانه دهه ۲۰۴۰ میلادی، مردم خسته و آزرده از بار تحمل ناپذیر هستی، رهایی را در دنیای مجازی به نام اوآسیس جستجوی می کنند.
دنیای واقعی آن ها در اثر پیامدهای گرمایش زمین، بحران انرژی و افزایش جمعیت رو به ویرانی است و واقعیت مجازی به پناهگاهی برای رهایی از درد زیستن در چنین دنیایی بدل شده است.
شرکت اوآسیس یکی از مهم ترین و محبوب ترین پلت فرم های دنیای مجازی را در اختیار دارد. دنیایی که در آن هر کسی می تواند با انتخاب آواتار خود به هر کسی که می خواهد تبدیل شود و هر کاری که می خواهد انجام دهد.
داستان در جایی ادامه پیدا می کند که با مرگ جیمز هالیدی، بنیانگذار اوآسیس، او رقابتی نهایی را درون این دنیای مجازی پنهان می کند. رقابت برای پیدا کردن سه گنجینه پنهان یا به قول معروف «ایستر اِگ – Easter Egg» درون بازی است. نخستین کسی که بتواند این سه گنج پنهان را پیدا کند نه تنها هدایت کل اوآسیس را بر عهده می گیرد که مالکیت تجاری آن و ارزش چندین تریلیون دلاری آن را نیز صاحب می شود.

 

به همین دلیل هم نه تنها گنج یاب های آماتور به دنبال این تخم مرغ های خوش یمن می گردند که شرکت های رقیب با استخدام گروه های بزرگ سعی در پیدا کردن آن ها و تصاحب امتیاز بازی دارند.
این رقبا امیدوارند با در اختیار گرفتن این فضا، آن را از موقعیت کنونی خود که دسترسی آزادی برای همگان دارد به ابزاری برای درآمد زایی بیشتر تبدیل کنند.
همین رقابت نه تنها باعث می شود تا تلاش برای یافتن این گنج های پنهان به دنیای واقعی نیز کشیده شود که تلاش برای حراست از اوآسیس از دست شرکت های تجاری رقیب به عملی انقلابی در بین پیروان دو آتشه هالیدی، بناینگذار اوآسیس بدل می شود.

نگاهی به فیلم های اسپیلبرگ 

بر روی نشانگر کلیک کنید

جهان شگفت انگیز قبیله نِردها

استیون اسپیلبرگ، حتی پیش از آنکه مقدمات ساخت این فیلم را فراهم کند می دانست که وارد بازی دشواری می شود.

کتاب «بازیگر شماره یک : آماده باش» که دست بر قضا نویسنده آن از دوست داران قدیمی آثار سینمای اسپیلبرگ بوده است، به نوعی به داستان طبقه ای اجتماعی بدل شده بود.
داستان این کتاب نه تنها دنبال کردن گنجینه های پنهان درون فضای مجازی است اما همزمان ادای دین و ارادتی به همه عناصر فرهنگ عامه دهه ۸۰ و ۹۰ است.
عمده شخصیت های کوچک و بزرگ از دنیای کتاب های مصور گرفته تا بازی های رایانه ای در این کتاب نقشی پیدا می کنند و حضوری هر چند کوتاه دارند و داستان همزمانی که مملو از انبوهی از این اشاره ها است روایتگر گروه و طبقه اجتماعی از مردم است که به طور سنتی و تا همین سال های اخیر نه تنها نقد که انکار می شدند.

نِردها، گیگ‌ها  و خوره هایی که نه زور بازویی داشتند و نه از خانواده اشراف آمده بودند و نه به ارزش های رایج وقعی می نهادند، سال های سال به عنوان دیگران، غیر طبیعی ها و جمع گریز ها و بیگانه ها از جمع ها دور می ماندند.
نه در مناسبات اجتماعی جایی داشتند و نه در محافل رسمی به جد گرفته می شدند و نه در اوج رویدادهای اجتماعی هم نسلان خود راه می یافتند. آنها نه تنها مورد تمسخر نوجوانان و جوانان و بزرگسالان طبقه مرفه قرار می گرفتند که در مدرسه و کوی و برزن و جامعه مورد تحقیر قرار می گرفتند.
آنها به جبران این انکار دست به خلق دنیای خود زدند.
اهالی این فرقه جهانی، اگرچه به ظاهر خود اهمیتی نمی دادند عاشق خواندن بودند. آنها به دنیای فانتزی و علمی تخیلی همان اهمیتی را می دادند که طبقه فرادست به آثار هنری نخبگان طبقه خود.
پناه امن آن ها گوشه اتاقهایشان بود، زمانی که یا در حال درست کردن مدراهای الکترونیکی بودند، یا سر در داستان های مصور فرو کرده بودند و قصه ابرقهرمان ها را دنبال می کردند و میان خود درباره آن بحث می کردند، یا پای رایانه های خود به نوشتن برنامه های ابتدایی و سپری کردن ساعات طولانی پای بازی های رایانه ای می پرداختند.
آنها – و ما – از سوی کسانی که از قبیله ما نبودند تحقیر می شدیم. تعداد کتاب هایی که در کتابخانه داشتیم به موضوعی برای مسخره کردن ما بدل شده بود و اینکه حاضر نبودیم فُرم نرمال را به راحتی بپذیریم نشانه ای از جمع گریزی ما به شمار می آمد.

این قبیله اما برای خود دنیایی ساخت که به زودی قدم در دنیای واقعی نهاد. حالا دیگر طبقه فرادست نمی تواند این گروه طرد شده را انکار کند. دیگر نرد و گیگ واژه های توهین آمیزی نیست و حتی برای رسیدن به درجه و شانیت آن باید تلاش کنید.

عرصه ترک تازی اسپیلبرگ

اسپیلبرگ در حالی قدم به ساخت این فیلم گذاشت که می دانست تعلق خاطر این طبقه به میراثی که از آن خود می داند (فرهنگ عامه) چنان قوی است که شاید هر برداشتی از این داستان با بدفهمی و واکنش منفی گروهی از هواداران دو آتشه مواجه شود.
اما اگر کسی می توانست این دنیا را به تصویر بکشد، استیون اسپیلبرگ بود. او نه تنها خود یکی از شهروندان این فرقه است که از معماران آن به شمار می رود. او در مستندی که درباره اش ساخته شده است به یاد می آورد که چطور انکار همرده های خود در مدرسه را در سایه تلاش برای داستان گویی تصویری تحمل کرده است.

استیون اسپیلبرگ در پشت صحنه فیلم برداری فیلم بازیگر شماره یک اماده باش

او بخش مهمی از داستان های فرهنگ عامه را ساخته و خلق کرده است و خود این زندگی را زیسته است.

اسپیلبرگ اما چالش بزرگ دیگری را نیز بر عهده داشت و آن بحث حقوقی دریافت اجازه استفاده از همه عوامل و شخصیت هایی است که حقوق معنوی آن ها در اختیار شرکت ها و موسسات دیگر است.
وقتی بخواهید همزمان بت من و هارلی کویین و جوکر را در کنار غول آهنی، دنیای بازگشت به آینده، انیمه های ژاپنی، عناصر فیلم درخشش کوبریک و لارا کرافت و لاک پشت های نینجا و روبوکاپ و حداقل صد شخصیت دیگر قرار دهید مذاکره پشت پرده شما برای کسب امتیاز آن ها دست کمی از نبرد عظیم درون داستان ندارد.
اما اسپیلبرگ با حل این مشکل و البته تغییر داستان، فیلمی ساخت که برای اهالی این قبیله سفری رویاگونه به دنیای تعلقات گذشته است.
ما با شخصیت های این داستان همذات پنداری می کنیم چون همه ما در دنیای خود زمانی یکی از آنها بوده ایم و خود را در قالب یکی از آنها به تصویر کشیده ایم.
بخش عمده یا از فیلم در دنیای اوآسیس می گذرد. داستانی که به سرعت می توانست به مسیری خسته کننده بدل شود به قدری هوشمندانه کنار هم قرار گرفته است که می تواند در طی چند بار تماشا شما را میخکوب نگاه دارد.
داستان اگرچه به معنای واقعی داستان دنبال کردن ایستر اگ ها است اما در هر صحنه ده‌ها ایستر اگ برای تماشاچیان قرار داده شده است.
هرچقدر وابستگی شما به دنیای فرهنگ عامه بیشتر باشد لذتی که از این ماجراجویی درون فرهنگی می برید بیشتر است.

لایه در لایه

این فیلم هم مانند بقیه فیلم های اسپیلبرگ درباره یک موضوع نیست. همان طور که آرواره ها و ای تی و برخورد نزدیک در نهایت بیش از هرچیز درباره خانواده هایی بودند که به دنبال ثبات می گردند این داستان هم داستان مردمانی خسته است که به قول معروف بار تحمل ناپذیر دنیای واقعی آن ها را از پای در آورده است و دنیایی دیگر ساخته اند.
آنها مصداق معروف این بین حافظ هستند که می گوید:
« آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی»
اهالی دنیای دهه ۴۰ قرن بیست و یک میلادی در این داستان نا امید از دنیای اطراف خود دنیای دیگری ساخته اند که به آنها امید زندگی می دهد. دنیایی که در عین حال مرزهای طبقاتی را می شکند، فقیر و غنی را کنار هم قرار می دهد و البته به قول هالیدی «تنها مشکلش این است تنها جایی که غذای خوب می توانید بخورید دنیای واقعی است.»

مهربان با فناوری

بر خلاف بسیاری از داستان هایی که درباره دنیای مجازی و رشد فناوری های دیجیتال گفته شده است، این داستان و فیلم به طور قابل انتظاری رویکردی مهربانانه با این دنیا دارد. دنیای مجازی به قدری واقعی هست که ارزش جنگیدن دارد. دنیای مجازی آن قدر مهم هست که به خاطرش بتوان جان واقعی را به خطر انداخت و فناوری همه تیره و تار نیست. اگرچه که اعتدال در استفاده از هر ابزاری خردمندانه است.
فیلم بازیگر شماره یک آماده باش را ببینید و مطمئن باشید برای یکی دو ساعتی سرگرم می شوید.
اما اگر شما هم از قافله طرد شدگانی هستید که دیگران دنیای شما را انکار می کنند. تمام اندیشه و فکر و علاقه شما را با تلخندی به اتلاف وقت می کاهند، شما در این فیلم دنیای خود را می یابید.

دیدگاه

  1. اولین فیلمی بود که دو بار رفتیم سینما تا ببینیمش و هنوزم سیر نشدیم. اولش با خودم گفتم ایده‌‌ای شبیه Black Mirror هست، ویرچوال ریلتی و آدمهایی که زندگی واقعیشون رو فراموش کردند و غرق در زندگی مجازی شدند، دست آخر نکته اخلاقی که این کار اثرات مخربی روی آدم در دنیای واقعی میذاره و فلان و بیسار. ولی این فیلم مثل گیم و بازی هیجان انگیز، آدم رو برد توی بازی و هر لحظه جذابتر و جذابتر شد. اینکه چطور این فیلم کاری کرد که ایندفعه آدم می‌خواست دنیای مجازی نجات پیدا کنه هم عالی بود. البته بودن شخصیت‌های کومیک‌ها و گیم‌هایی که با بیشترشون سنی رو گذروندیم هی آدم رو شکه می‌کرد :)) اااا این ااا اون :))) ما لذت بردیم، بعدش باید تو یوتیوب دنبال ویدیوهای مربوطه گشت که اسپیلبرگ چی‌ها رو کجاها قایم کرده و تخیلش تا کجاها بال و پر گرفته 🙂 دست مریزاد می‌گیم به استیون اسپیلبرگ بزرگ و همه دست‌اندرکاران این فیلم مهیج و زیبا.

دیدگاهتان را بنویسید

*