نگاهی به فناوری هراسی و آزمودن دوباره آزموده

ایجاد هراس بی پایه از فناوری نه تنها مشکلی را حل نیم کند که بر نگرانی های واقعی درباره فناوری سرپوش می گذارد

 

فناوری هراسی به هراس فاقد پشتوانه منطقی و اغراق شده از کاربردهای فناوری و نقش آن در آینده زندگی انسان گفته می شود.

در این تعریف باید به دو نکته تاکید کرد. نخست اینکه این هراس دارای ویژگی «فاقد پشتوانه منطقی» و «اغراق شده» است.

فناوری هراسی با این تعریف به نگرانی های که به طور منطقی در باره چشم انداز فناوری ،آینده آن و نقشی که در زندگی ما چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی می گذارد گفته نمی‌شود.

فناوری هراسی متفاوت از آینده نگری

بسیاری از فناوری‌ها و به خصوص فناوری‌های نو که هنوز دامنه تاثیرشان مشخص نیست، نه تنها طبیعی که بخشی از روند علمی است. ما درباره تاثیرات ابزارهای مختلف سوال می کنیم، درباره آن ها تحقیق کرده و بر اساس آن مسیر استفاده یا ساختار آن ابزار را تغییر می دهیم. این فناوری هراسی نیست. فناوری هراسی زمانی مطرح می شود که به جای سوال و طرح پرسش به پاسخ بدون پشتوانه استدلالی و منطق دست می زنیم.

تمرکز آنچه در قالب فناوری هراسی یا تکنوفوبیا طبقه بندی می شود به موضوعاتی بر می گردد که حاصل برداشت اشتباه، عمومی سازی یک ایده در فراسوی مرزهای خود، نسبت دادن داده های بی مورد و دست چین شده به یک موضوع، فناوری و یا رویداد است.

سابقه فناوری هراسی

فناوری هراسی سابقه طولانی دارد و اگرچه در این دوره زمانی عمدتا بر فناوری های ارتباطی، زیستی و رایانه ای تمرکز دارد اما به طور کل هر فناوری تازه ای در زمانی می توانست و می تواند قربانی فناوری هراسی باشد.

شاید یکی از قدیمی ترین متون درباره هراس از فناوری در دوران مدرن اثر معروف فرانکنشتاین نوشته مری شلی باشد. اثری که گاهی از آن به نخستین اثر علمی – تخیلی نام برده می شود. این داستان اگرچه جنبه ها و لایه های مختلفی دارد اما در سطحی عمومی نشان از هراس از به کارگیری فناوری تازه بدون توجه به آینده آن دارد. هیولای فرانکنشتاین حاصل اشتباه درآمدن همه محاسبات است.

با این وجود ایده هراس از ابداعاتی که می توان آن را جنبه های کاربردی علم دانست سابقه قدیمی تری دارد و حتی رد آن را تا دوران اسطوره ای نیز دنبال کرد. در ایران کی‌کاووس که سودای پرواز دارد تختش در سرزمین دیوان سقوط می کند و اسیر می‌شود. در یونان ایکاروس چنان شیفته پرواز بال می گشاید که در نهایت موم‌های بالش ذوب می شود و سقوط می کند.

فناوری هراسی از ادیسم تا جبرگرایان فناوری

هراس از فناوری نو را می توان در لایه های مختلفی بررسی کرد و ریشه های متعددی برای آن در نظر گرفت. هراس از ناشناخته، هراس از قدرت و توانی که تا پیش از این غیر طبیعی و خارج از توان طبیعی انسان به شمار می رفت، مواجهه با ابزارهایی که مرزهای رایج زندگی و عادات فرهنگی و زیست اجتماعی ما را به چالش می کشد و تغییراتی که ما را وادار می کند مکان های امن و آرام خود را ترک کرده و برای بقا و ادامه فعالیت خود ناچار به تغییر و سازگاری خود کنیم (که البته امری سخت و دشوار است) همه و همه می تواند ریشه های فناوری هراسی را شکل دهد.

در طول تاریخ هم فناوری هراسی هم منجر به رویدادهای اجتماعی شده است و هم توجیهات فلسفی به دست آورده است. جنبش لادیسم در قرن ۱۹ علیه انقلاب صنعتی یکی از معروف ترین جنبش های اجتماعی حاصل از تکنوفوبیا است.

درباره فناوری هراسی بیشتر بخوانید:
فناوری ما را بی‌کار می‌کند؛ زنده‌باد فناوری
* فناوری هراسی
* گزارش از فناوری یا هراس افکنی

اثر این پدیده را می توانید در رسانه ها، فرهنگ عامه و گفتگوها مشاهده کنید و در اطراف خود ببینید.

در دوره ای نگاه «جبرگرایی فناورانه» یا Technological Determinism مبنایی فکری به وجود آورد که برخی از رفتارهای فناوری هراسان را توجیه می کرد.

با این وجود امروز فناوری هراسی – با تعریفی که در این متن ارایه شده است – موضوعی است که اگرچه به نظر دلیلی برای رشد و توسعه ندارد اما به طور جدی در جوامع مختلف به چشم می خورد.

فناوری هراسی در جامعه  ما 

به دور و اطراف خودمان نگاه کنید. بارها و بارها زمانی که ما با یک پدیده تازه مواجه شده ایم به جای آنکه نگرانی های خود را مورد بررسی قرار داده و ریشه یابی کنیم و واکنش متناسب انجام دهیم، با بزرگ کردن و عمومی سازی سو رفتارها از فناوری نوین، از آن چهره غول بی مهاری را ساخته ایم که همه شئون زندگی ما را تهدید می کند.

زمانی این فناوری تازه رادیو بود، اندکی بعد تلویزیون، دستگاه ضبط صوت، ویدیو، ماهواره، دستگاه فکس، اینترنت، فناوری ارتباط بلوتوث و هزار و یک موضوع تازه جای آن را گرفت.

تیترهای رسانه های ما را در سال های اخیر به یاد بیاورید و اینکه هر بار چطور هیولایی مجازی و عفریتی از فناوری نو که ساخته بودیم در نبردی که وجود نداشت ما را شکست می داد. تیترهایی مانند این را به خاطر آورید که «ویدیو بنیان خانواده ای را از هم پاشید»، «بلوتوث شیطانی باعث خودکشی جوانان می شود» و «ماهواره ها باعث اعتیاد و بی بند و باری نوجوانان می شود.»

ما فراموش کردیم و یا نخواستیم به یاد بیاوریم که نه بلوتوث شیطانی است و نه ویدیو توان برانداختن بنیاد خانواده را دارد و نه ماهواره اعتیاد آور است. ما با عمومی سازی افراطی از فناوری  اما موضوع اصلی که محتوای احتمالا منفی مورد تبادل در این بسترها بود را فراموش کردیم و از سوی دیگر رفتارهای منفی فرهنگی و اجتماعی خود را به جای آنکه ریشه یابی کنیم به این فضا اختصاص دادیم.

مهم ترین بلای فناوری هراسی و ترویج آن نیز به کمرنگ شدن و نادیده گرفتن دغدغه های واقعی و نگرانی های معقول از آینده فناوری بر می گردد.

داستان به داستان چوپان دروغگویی تبدیل می شود که بر روی چشم انداز واقعی نگرانی های معتبر پرده می اندازد.

این روزها که بار دیگر داستان برخی از شبکه های اطلاع رسانی و محدود کردن آن ها در ایران موضوع روز است کاش کسانی که باید تصمیم بگیرند تجربه های گذشته از فناوری هراسی را به یاد بیاورند و مرور کنند تا آزموده را دوباره نیاموزند.

کاش به یاد بیاورند که کی و در کدام مورد از بستن و محدود کردن سود برده اند؟ کدام بار موفق شده اند دسترسی ها را کم کنند و در نهایت کدام بار بوده در نهایت با تاخیری طولانی ناچار به پذیرش فناوری تازه نشده اند؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.