اخلاق در تولید پادکست

پادکست‌ها ابزاری قدرتمند برای انتقال پیام هستند که تولید آن‌ها باید با مسولیت پذیری همراه باشد

 

پادکست و پادکست‌سازی اگرچه روشی برای بیان صداها و لحن ها و تفکرات غیر رسمی و شخصی است اما به این معنی نیست که محتوای تولید شده را نمی توان در ترازوی اخلاق تولید محتوا سنجید.

پادکست و حباب پادکستی

زبان فارسی در حال تجربه پدیده حباب پادکستی است.

روز به روز پادکست‌های متعددی در زمینه‌های مختلف به بازار پادکست‌های فارسی زبان وارد می‌شوند که اتفاق مبارکی است.

پادکست ابزاری بی نظیر برای  انتقال صدا – هم به معنی واقعی کلمه و هم در معنای استعاری آن – است. ابزاری ارزان، ساده، اعتیادآور، محبوب و دارای قابلیت سودآوری (چه سود مادی و چه سود غیر مادی در قالب شهرت و قدرتمند شدن دیدگاه سازندگان) است.

سادگی تولید و توزیع پادکست و تازگی آن باعث شده است تا بسیاری از کسانی که فکر می‌کنند داستانی برای گفتن دارند به سراغ پادکست بروند. این روزها شما با در اختیار داشتن تنها یک گوشی موبایل عملا می توانید همه فرآیند تولید و توزیع پادکست را انجام دهید.

پادکست‌ها و شخصی بودن محتوا

یکی از ویژگی‌های پادکست‌ها، مساله‌ای است که از آن به شخصی بودن آن یاد می‌شود. اینکه شما بر خلاف برنامه رادیویی لازم نیست استانداردهای فنی و تولیدی رادیو را رعایت کنید. شما می‌توانید با لحنی شخصی و دوستانه یا غیر رسمی و یا هر جوری که می‌خواهید صحبت کنید. شما هر حرفی را می‌توانید بزنید و لازم نیست از دل ویراستاری‌های متعدد ساختار تولید برنامه رادیو بگذرید.

لازم نیست حتی متنی برای برنامه خود آماده کنید یا به سراغ ادیت‌های جدی بروید. لازم نیست تحقیق ویژه‌ای برای موضوعی که می‌خواهید عنوان کنید انجام دهید و به عبارتی هر کاری در این فضا آزاد و مجاز است.

 

پادکست‌ها و وبلاگ‌ها

این فضا شاید از برخی جنبه‌ها با زمانی که حباب وبلاگی ایجاد شده بود قابل مقایسه باشد اینکه صدها وبلاگ در دوره‌ای شروع به سر برآوردن و بعد از گذشت مدتی هیجان اولیه و نو بودن آن و شاید ایده‌هایی برای نوشتن بلاگ کم شد و آن سیل عظیم وبلاگی به پایان رسید.

این به معنی پایان وبلاگ‌ها نبود. امروز هم وبلاگ‌ها در سراسر جهان یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال پیام هستند. آن‌هایی که توانستند برنامه، هدف و مخاطب ویژه خود را تعریف و مسیر خود را مشخص کنند اکنون در بین مهم‌ترین صداهای جامعه به شمار می‌روند و البته آن‌هایی که – حتی علی رغم مخاطب بالا و تاثیرگذاری قابل توجه خود – سعی نداشتند تا روش و منش و بازی دراز مدت خود را طراحی کنند از صحنه خارج شدند و بسیاری از ما امروز حسرت غیبت آن صداها را می‌خوریم.

حباب پادکستی نیز تفاوت چندانی از این نظر ندارد و هم در سراسر جهان و هم اندکی با تاخیر در ایران خواهد ترکید. این به معنای پایان پادکست ها نیست. بلکه به معنی آن است که پادکست‌هایی که هدف مشخصی دارند، مخاطب خود را تعیین کرده‌اند و برای خود برنامه و چشم انداز و همچنین اصول مشخصی را در نظر گرفته‌اند باقی خواهند ماند و نقش آن‌ها حتی از آنچه امروز هست بیشتر خواهد شد.

به قول یوگی بِرا، که یکی از بازیکنان برجسته بیسبال است: «به قدری موضوع محبوبیت یافته و همه گیر شده است که دیگر کسی سراغش نمی‌رود.(Ingram 2018)».

این اتفاقی است که برای وبلاگ‌ها افتاد و اکنون نیز برای پادکست‌ها در حال رخ دادن است. رشد تولید پادکست به نظر می‌رسد به سمتی می‌رود که هر شنونده پادکست امروز خود را در قالب تولید کننده پادکست نیز می‌بیند. زمانی که این موج آرام شود فرصت شنیدن بیشتر خواهد شد و قدرت اثرگذرای پادکست‌ها نیز افزونی خواهد یافت.

پادکست‌ها و قدرت اثرگذاری

پادکست اما چه در زمان کنونی و چه در زمان آینده، ابزاری برای انتقال پیام است و ابزاری است که  بر مخاطب خود اثرگذاری بالایی دارد.

دلایل مختلفی برای قدرت بیشتر پادکست نسبت به وبلاگ و محتوای متنی وجود دارد. پادکست مانند وبلاگ محتوایی اجباری نیست. مخاطب انتخاب می کند و دلیل انتخاب او هرچه که باشد به این معنی است که به طور پیش فرض سطحی از اعتماد یا همدلی بیشتر نسبت به آن محتوا وجود دارد.

به قول عمو بِن دنیای اسپایدرمن اما «قدرت عظیم به همراه خود مسئولیت پذیری بالا به همراه می آورد» پادکست ابزار قدرتمندی است که همراه آن باید مسئولیت پذیری تولید محتوا را نیز بپذیریم.

بنابراین به طور عام پذیرش پیام در محتوایی که مخاطب آن را انتخاب می کند بالاتر است. از سوی دیگر استفاده از فضای صوتی و بازی با لحن و استفاده از اِلمان هایی مانند موسیقی، تغییر صوت، بیان احساسات در آوای گوینده، یا حتی صداهای پیش زمینه که چهارچوب و تصویر زمینه ای از محتوا و پیام را به طور غیر مستقیم به خواننده منتقل می کند قدرت اثر بخشی پیام را برای مخاطب عام به طور چشم گیری افزایش می دهد.

برای مثال متن زیر را در نظر بگیرید:

«وقتی وارد اتاق بیمار شدم، از دیدن روی زرد و صدای نفس‌های به شماره افتاده کودکی که بر تخت خوابیده بود خشکم زد و بغض گلویم را گرفت.»

این متن شاید مقدمه‌ای برای یک داستان درباره یک بیماری خاص یا روایتی از بازمانده یک حادثه باشد. شما با خواندن این متن تصویری از شرایط را به دست می‌آورید. اما حالا تصور کنید که این متن در قالب پادکست بیان شود و این عناصر را به آ ناضافه کنید.

پیش از آغاز متن صدای دستگاه نمایشگر وضعیت قلب به گوش برسد. کمی بعد صدای نفس نفس زدن شخصی در پیش زمینه شنیده شود و گوینده در حالی متن را بخواند که صدایش بغض آلود است گاهی نفسش می گیرد و اندکی در پیش زمینه صدای ناله کودک شنیده می شود.

هر دو روایت یک داستان را بیان می کنند اما روایت دوم قدرت اثر گذاری و کسب همدلی بیشتری دارد و به همان اندازه ممکن است بتواند قدرت نقادانه مخاطب و سوی دادن او به سمت پذیرش هدف خود را توسعه دهد. نقدهایی که در زمینه نقص و ناکافی بودن استفاده از المان های داستان گویی در روایت ژورنالیسمی و به خصوص در حوزه علم وجود دارد (برای نمونه نگاه کنید به (Katz 2013)) به طور تشدید شده ای در حوزه پادکست ها و از آن جدی تر شاید در حوزه ویدیوکست خود را نشان می دهد.

این قدرتی بی نظیر در دستان پادکست ساز است که می تواند ذهن مخاطب را به سوی پیام خود بیشتر همراه کند. برخی از سازندگان پادکست از این قدرت آگاهند و از آن استفاده می کنند برخی دیگر از توان آن غافل بوده اما به طور ناخودآگاه این توان را به کار می‌برند.

اهمیت در نظر داشتن چنین قدرتی به خصوص در زمان حاضر به این نکته نیز باز می‌گردد که همراه به شیوع پادکست‌ها – یا هر رسانه‌ای که به افراد بیشتری قدرت انتقال و انتشار پیام می دهد – این ایده وجود دارد که این ابزارها به شما اجازه می‌دهند هر پیامی را مخابره کنید به عبارت دیگر هرچه دل تنگتان می‌خواهد بگویید و نگران هیچ چیز دیگری نباشید. این حرف درستی است که رسانه‌هایی مانند بلاگ، پادکست ویدیو کست و یا نمونه‌های شبکه‌های اجتماعی به ما اجازه می‌دهد تا حرف‌های خود را بی‌پرده و بدون نگرانی از روندهای پیچیده ادیتوریال به مخاطب خود برسانیم اما وقتی این ایده به سمت افراطی کشیده می‌شود معنای خود را از دست می‌دهد و گاه به این شکل در می‌آید که چون می‌توانیم هر حرفی را بزنیم پس باید هرچیزی به دهانمان آمد بدون فکر بگوییم. البته که می‌توان این کار را انجام داد و کسی مانع آن نمی‌شود اما آیا چنین اقدامی با توجه به قدرت و تاثیرگذاری که ابزار ما دارد کاری اخلاقی است؟ به نظرم جواب منفی است و در نهایت اگر به برخی از اصول اخلاقی در تولید محتوا به طور عام و در پادکست به طور خاص پایبند نباشیم شاید کار ما و اسم ما که تولید کننده آن هستیم در معرض نقدهای جدی قرار داشته باشد.

قدرت پادکست و مسئولیت پادکست

به قول عمو بِن دنیای اسپایدرمن اما «قدرت عظیم به همراه خود مسئولیت پذیری بالا به همراه می آورد» پادکست ابزار قدرتمندی است که همراه آن باید مسئولیت پذیری تولید محتوا را نیز بپذیریم.

برخی با این ادعا همدلی ندارند. آن‌ها استدلال می کنند پادکست ابزاری شخصی برای تولید محتوا با مخاطبی محدود است. همچنین به دلیل قابلیت انتخابی که وجود دارد مخاطب اگر خوشش نیامد می‌تواند دیگر گوش نکند. هر دو این حرف‌ها درست است اما چیزی از بار اخلاقی و مسئولیت تولید کننده کم نمی‌کند. مسئولیت شما در مقابل مخاطبی است که وقتش – این تنها سرمایه و دارایی غیر قابل برگشت زندگی‌اش – را داوطلبانه در اختیار شما می‌گذارد.

نکته مهمی را باید در اینجا توضیح دهم.  منظور من از رعایت اخلاق تولید محتوا به هیچ وجه رعایت استاندارد ویژه‌ای برای محتوا یا لحن نیست. من پیشنهاد نمی‌کنم که همه باید از ادبیاتی یکسان استفاده کنند، محتوایی که جامعه اخلاقی می‌داند را تولید کنند و یا از ابزارهای بازی  کننده با احساس مخاطب خود بهره نبرند. اگر قرار بود این کارها را بکنیم چه دلیل برای تولید پادکست وجود داشت و چه اهمیتی در تشویق صدا و لحن و سبک شخصی ممکن بود وجود داشته باشد.

موضوع بحث اینجا این است که هر محتوایی که می‌خواهید تولید کنید، با هر زبان، با هر ادبیات و با هر فرمی که می‌خواهید، خود را در قبال آن محتوا و مخاطب آن محتوا مسئول بدانید. بدانیم برای چه کسی چه چیزی را تولید می‌کنیم؟

فریب این سخن را نخورید که ما برای خودمان تولید می کنیم. شما وقتی اقدام به انتشار محتوا می کنید حتما مخاطبی بزرگ تر از خودتان در نظر دارید وگرنه می توانید صدای خودتان را ضبط و گوش کنید. فرقی بین دفتر خاطرات شخصی و وبلاگ عمومی وجود دارد. ممکن است بخش های بزرگی از این دو اشتراک داشته باشند اما اگر فرق دفتر خاطراتی که با قفل و بست در گوشه ای از کتابخانه پنهان می کنید با وبلاگی عمومی که همه آن را می خوانند را درک نکنیم با مشکلی جدی مواجهیم.

در نقش تولید کننده محتوا، اگر می خواهیم محتوا و کاری که تولید می کنیم فراسوی حباب و موج موقت ادامه داشته باشد باید به مخاطب فکر کنیم. باید به روشی که برای جذب مخاطب استفاده می‌کنیم بیندیشیم و ببینیم خود را مجاز به استفاده از چه ابزارهایی در مواجهه با او می دانیم. اگر پادکستی خبری تولید می کنیم که قرار است ادعای بی طرفی درگزارش داشته باشد و سپس از ابزارهای محرک احساسات برای تغییر مسیر ذهنی و ذهنیت مخاطب به سمت یک سوی ماجرا استفاده کنیم احتمالا کاری غیر اخلاقی انجام داده ایم. اگر پادکستی علمی با تاکید بر ترویج روش علمی و دقت و اعتبار داده منتشر می‌کنیم و درون آن مرز میان شوخی و موضوع جدی را تعیین نمی‌کنیم و ممکن است آگاهانه داده اشتباهی را به مخاطب منتقل کنیم حتما اشتباه کرده‌ایم.

اگر پادکستی با محتوای دیدگاه کارشناسی تولید می کنیم و ادعا می کنیم مطلب ما حاصل تحقیق و مستند به داده‌های علمی و ثبت شده است و در میان آن گزاره‌ای را مطرح کنیم که نشان از دیدگاه شخصی ما داشته باشد و اشاره نکنیم که این بخش نظر شخصی است حتما اشتباه کرده‌ایم.

اگر درباره مساله ای اجتماعی حرف می زنیم و میهمان دعوت می کنیم و قبلش در باره آن موضوع تحقیق نکرده‌ایم و فکر می کنیم نشستن دو نفر و حرف زدن صرف بی پایه کافی است احتمالا از توان ابزارمان استفاده نمی‌کنیم.

به طور خلاصه فارغ از محتوا، سبک یا ادبیاتی که استفاده می کنیم باید تکلیفمان با خود، مخاطب و شیوه کار مشخص باشد.

اگر فکر می کنیم دلیلی برای کار کردن و تولید پادکست نداریم ولی همچنان آن را تولید می‌کنیم یا با خودمان رو راست نیستیم یا با مخاطب.

به نظرم الان زمان مهمی برای پادکست‌سازی در ایران است که این نکته را در نظر داشته باشد. تعیین برنامه، روش و تعریف مخاطب و محتوا در این مرحله که شاهد ظهور انبوهی پادکست هستیم نه تنها می تواند مخاطب ما را افزایش دهد و اعتماد او را برانگیزد که باعث می شود زمانی که حباب ترکید ما باقی بمانیم.

 

 


Ingram, Mathew. 2018. “Is the Podcast Bubble Bursting?” Columbia Journalism Review. September 20, 2018. https://www.cjr.org/the_new_gatekeepers/podcast-bubble-burst.php.

Katz, Yarden. 2013. “Against Storytelling of Scientific Results.” Nature Methods 10 (11): 1045.

 

دیدگاه‌ها

  1. من با توجه به وقت و علاقه ام، تنها پادکستی که می شنوم رادیو راز هستش. یکی از برنامه های ترویج علمی شما و پژمان نوروزی. و امیدوارم که این پادکست همچنان تولید بشه. البته اخیرا فقط پژمان نوروزی به تنهایی سعی کرده برنامه رو زنده نگه داره و کاملا مشخصه که قبلا وقت بیشتری براش میگذاشتین.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.