پیشنهادهایی برای پادکست سازها

هفته گذشته فرصت کردم و چندتایی از پادکستهای فارسی را گوش دادم که هم مخاطب و هم اعتبار بالایی دارند.

در هنگام گوش دادن به این برنامه‌ها نکاتی توجهم را جلب کرد که به نظرم جای کمی اصلاح دارند.

 البته این به معنی کشیدن خط قرمز یا مرز درست و غلط قطعی نیست. فضای پادکست ایرانی ماننده بقیه فضاهای رسانه ای ایران الزاماً مطابق بقیه دنیا پیش نمی‌رود که بتوان بر آن مبنا برایش نسخه نوشت و مطالعات نقاط دیگر را برای آن تعمیم داد. (حتی اگر بر فرض چنین قوانینی برای سایر نقاط دنیا وجود داشته باشد.)

برخی از موارد بنیادی به شمار می روند و برخی دیگر سلیقه ای.

 برای مثال یکی از توصیه‌های عمومی برای پادکست سازی کوتاه کردن زمان به حدود ۳۰ تا ۴۵ دقیقه است. دلیل این پیشنهاد بر مبنای مطالعه متوسط زمانی است که در کشورهای مورد مطالعه، افراد در ترافیک سپری می‌کنند و طبیعتاً خیلی از مخاطبان دوست دارند پادکستی را در یک مرحله گوش کنند و اگر مدت آن بیش از این زمان باشد این احتمال به وجود می آید که شما  – به عنوان شنونده – ناچار شوید شنیدن بخشی از پادکست را به زمان دیگری موکول کنید و در فرآیند ارتباط محتوایی دچار گسستگی شوید. به نظرم بدیهی است که این عدد را نمی‌توان برای شهری مثل تهران نیز در نظر گرفت. فکر می کنم زمان ترافیک روزانه ای که شهروندان – چه با خودرو شخصی چه وسایل ارتباطات جمعی – در مسیر خانه تا محل کار طی می کنند در تهران حتما بیش از این مقدار – به طور متوسط است.

همچنین این عدد را شاید نتوان به پادکست‌هایی که محتوای سنگین تری دارند و برای مخاطبی در حال سکون و دقت بالاتر طراحی شده به کار گرفت و توصیه کرد.

به همین معیار هم بقیه ویژگی های یک پادکست را نمی‌توان عمومی سازی کرد؛ اما برخی از اصول به نظرم کمتر قابل مناقشه است و چند نکته‌ای که با گوش کردن به این پادکست ها به نظرم رسید را اشاره می کنم. شاید به درد کسی بخورد.

اعتبار نام تولید کننده

اگر برای پادکست – یا هر محتوایی که تولید می کنیم – و از آن مهمتر برای نام خودمان اعتبار قایل هستیم، مهم است که این اعتبار را در محتوای تولیدی نیز رعایت کنیم. موج تازه ای از پادکست سازی در ایران به تولیدات دست دوم اختصاص دارد.

 این اصلا توهینی به کسی نیست. بلکه به این معنی است که ما منبعی را انتخاب می کنیم و روایتی صوتی از آن را ارئه می دهیم. برای مثال مجلات خارجی را انتخاب، گزیده ای از مطالب آنها را ترجمه و سپس به شکل پادکست بیان می کنیم. یا به خواندن آثار ادبی و تفسیر آن ها – به نقل از دیگران – می پردازیم. به عبارت دیگر در این برنامه ها نقش ما به عنوان برنامه ساز باز گویی مطلبی است که دیگران تولید کرده اند. این سبک پادکست یا به طور کل محتوا که هواخواه زیادی هم دارد گاهی منجر به خدشه اعتبار ما می شود.

سوال اینجا است که چقدر به اعتبار محتوای اصلی اطمینان دارید؟ آیا درباره آن تحقیقی بیش از ترجمه مطلب منتشر شده انجام می دهیم؟ شاید بگویید کار ما ترجمه است و به مخاطب هم می گوییم. اما یادتان باشد شما در حال ارایه محتوایی با نام و نشان خودتان هستید و به عبارتی آن محتوا را فیلتر و بررسی کرده اید و مخاطب شما احتمالاً در ضمن نقل قول به جای منبع اصلی خواهد گفت من این مطلب را از فلان پادکست شنیده ام.

البته بحث اخلاقی هم مطرح است که به خصوص در زمینه گزارش ها می توان محصولات خارجی یا حتی داخلی را چنین بازتولید کرد یا نه؟ به خصوص زمانی که کار به کسب آگهی یا جامی مالی می رسد.

این داستان طولانی است که حاصل عدم رعایت کپی رایت در ایران است و جواب واضحی ندارد اما راه حلی برای رهایی از هر دو مساله اشاره شده وجود دارد.

داستانتان را در چارچوب قرار دهید

 اگر گزارشی را برای روایت جذاب دیدید، ضمن نقل آن درباره‌اش تحقیق کنید و آن را در چارچوب قرار دهید. دلیل انتشارش، بازخوردهایش و نقدهای احتمالی‌اش را بیان کنید. بازیگران اصلی اش را برای مخاطب ایرانی خود و در این زمان بازتعریف کنید و به عبارت دیگر به جای قرائت ترجمه کمی کار تحقیقی روی موضوع انجام دهید و متن روایت را به منابع متعددی مجهز کنید.

 بدین ترتیب دیگر شما تنها نقل کننده یک گزارش نیستدی شما در حال روایت تاریخی آن گزارش هستید و محتوایی تازه تولید کردهاید که حتی اگر مخاطب شما قبل تر با آن موضوع برخورد کرده باشد باز هم داستانم شما برایش جذاب است.

مراقب بازتاب خود در شبکه‌های اجتماعی باشید

امتداد همین داستان را به نظرم باید در شبکه های اجتماعی دنبال کرد. رفتار اکانت یا شناسه شما در شبکه های اجتماعی امتدادی از محتوا و شخصیت پادکستتان است. برای مثال اگر پادکستی تولید می کنید که در آن درباره درست نویسی فارسی صحبت می کنید، در این صورت اگر در شبکه اجتماعی مورد استفاده خود غلط زبانی داشته باشید این اعتبار مجموعه شما را زیر سوال می برد.

  اگر من ببینم پادکستی درباره حقوق زنان فعالیت می کند اما در توییتر یا هر شبکه اجتماعی دیگرش و زیر آن اکانت مشخص، مطالبی با جهت گیری جنسیت زده باز نشر می کند طبیعتاً فارغ از دقت محتوای آن پادکست، اعتماد من به آن محتوا خدشه پیدا می کند.

نیت خیر کافی نیست

یادمان نرود که تقریباً در همه موارد میان نیت ما و آنچه از نیت ما خوانده می شود تفاوت وجود دارد و باید مراقب باشیم که زبان و ادبیات و نوشتار و گفتار ما حتی به طور غیر عمدی موضوعی را به مخاطب تلقین کند.  این آگاهی اجتماعی است. اجازه بدهید با یک مثال اخیر منظورم را توضیح دهم.

چند هفته پیش رییس سازمان فضایی ایران جلسه ای غیر رسمی با فعالان نجوم آماتوری و رسانه ها برگزار کرده بود. گویا این روندی در سازمان فضایی است و این دومین جلسه از چنین جلسه ای غیر رسمی و مشورتی بوده است.

رییس سازمان در مطلبی که در اینستاگرامش نوشته بود از این جلسه به عنوان دومین جلسه از نشست های بدون کت، نام برده بود. برداشت من این است که در ذهن او و تیم روابط عمومی‌اش این تلاشی برای القای صمیمت نشست بوده است. اما من و چند نفری از دوستان به این عنوان اعتراض کردیم که این عنوان در خود مفهومی جنسیت زده دارد چرا که کت و شلوار لباس رسمی آقایان در ایران حساب می شود و نشست بدون کُت، نشستی است که در آن پیش فرض وجود داشتن کت و شلوار به عنوان لباس رسمی در نظر گرفته می شود که حالا کت را در می‌آوریم و این یعنی محدود کردن مخاطب جلسه به آقایان.

دوستانی که در جلسه بودند  پاسخ دادند که این جلسه به هیچ وجه جنسیت زده نبوده است و حتی یک خانم هم حضور داشته است (نکته جنبی اینکه هیچ وقت برای رد کردن چنین گزاره ای از چنین استدلالی استفاده نکنید. این معادل همان مثال معروف در جوامع درگیر نژاد پرستی است که می گویند من ضد سیاه پوست یانژاد پرست نیستم چون یک دوست سیاه پوست دارم.) نکته اصلی این است که اصلا مهم نیست منظور رییس سازمان یا افراد چه بوده است. شما وقتی اثری تولید یا محتوایی منتشر می کنید (از جمله خبر) این گزاره از سوی مخاطب تفسیر می‌شود. شما باید مراقب باشید که تفسیر غلطی ارائه ندهید. دلیل اینکه شغل خبر رسانی و گزارشگری اصولا حرفه ای جدا به شمار می رود همین است. ما باید از چیزهایی آگاهی داشته باشیم که مردم عادی شاید به آن توجه نکنند.

البته که ما نمی‌توانیم همه سو تفسیرها را پیش بینی و متن را در برابر آن آسیب ناپذیر کنیم؛ اما می توانیم حواسمان به نکات اصلی و برجسته باشد.

این نمونه ای از همان آگاهی اجتماعی است که گفتم به نظرم لازم است تولید کننده محتوا و از جمله پادکست داشته باشد.

دیوار مستحکم میان محتوا و آگهی

نکته دیگری که به نظرم می رسد بحث آگهی است. بله امروز همه ما به دنبال یک کلیک بیشتر یا دیده شدن بیشتر هستیم. متاسفانه بازی‌های گاه خنده داری زیر چتر برند سازی و شهرت طلبی شما را دعوت می کند تا هر کاری برای افزایش مخاطب، به دست آوردن حامی بهتر و کسب پول بیشتر تشویق می کند.

در رسانه هایی که به عنوان رسانه های کلاسیک می شناسیم بر اساس تجربه و برای تاکید بر استقلال و اعتبار نام رسانه و امضای نویسنده دیوار مستحکم و غیر قابل نفوذی میان بخش تحریریه و بخش مالی وجود داشت و هیچ ارتباطی میان این دو بخش – مثلا تعیین محتوا برای متناسب کردن آن با آگهی – پذیرفتنی نبود.

طبیعی است که این موضوع در دوران محتوای اینترنتی به طور جدی زیر سوال رفته است  و به خصوص در تولیدات محتوای شخصی امکان این کار دشوار است. اما راه حالی وجود دارد اگر شما آگهی دهنده ای دارید یا می خواهید تبلیغ جایی خاص را درون پادکست خود بیاورید سعی کنید بر آن تاکید کنید که این آگهی است.

برخی از پادکست‌سازان در بخش معرفی حامی برنامه سعی می کنند تجربه شخصی خود را وارد کنند. برای مثال گوینده اصلی پادکست می‌گوید این برنامه با حمایت فلان سازمان یا شرکت یا فروشگاه ارائه شده است. من خودم دائم از این سرویس یا فروشگاه استفاده می کنیم نمی دانید چقدر عالیه اصلا حرف ندارد من که مشتریشم شما هم تجربه کنید.

در این صورت شما بدون اینکه دلیلی داشته باشد اعتبار خود و محتوای خود را در معرض خطر قرار داده‌اید کافی است که یک نفر تجربه بدی از این اسپانسر داشته باشد یا به دست آورد و این گفته شما، باعث می شود که او به طور کلی اعتماد خود را به شما از دست بدهد. به همین سادگی.

یا اگر برای مثال شما در محتوای خود لحن یا سبک گفتاری مشخصی دارید در زمان اعلام حامی حتما از این لحن استفاده نکنید. بخش آگهی را به طور مستقل ترجیحاً با موسیقی ورودی و خروجی متفاوت و با لحن متفاوت و حتی الامکان خنثی ضبط کنید و حتما قبل و بعد از پخش آن به مخاطب یادآوری کنید که این قطعه آگهی بوده است.

انجام این کار ساده تر از تلاش برای شخصی کردن آگهی دهنده است و شما را از انبوهی از پیامدهایی که به شما مربوط نمی شود نجات می‌دهد.

پادکست رادیو نیست

نکته آخر تاکید بر این است که پادکست اگرچه از صوت استفاده می کند رادیو – به معنی رایج در زبان فارسی نیست.

ما در ایران به دلیل سلطه سازمان صدا و سیما و نبود رقابت ساختارهای یکسانی را برای برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی داریم و همه آن‌ها باید با اندکی تناوب در زیر چتر این استانداردها و قوانین حرکت کنند.

مخاطب پادکست قدرت انتخاب دارد. شما می توانید از امکانات چند رسانه ای استفاده کنید و لازم نیست از الگوهای بعضا باستانی برنامه سازی رادیویی استفاده کنید. موسیقی های طولانی مقدمه، لحن های شاعرانه برای برنامه ای با محتوای مثلا خبری، شاید تعدادی مرید وفادار اینستاگرامی برای ما پیدا کند؛ اما چیزی بر محتوای ما نمی افزاید. به نظرم این نکته بدیهی فوق العاده مهم است که میان آن برنامه جذابی که از رادیوی ایران شنیده ایم یا دوست داریم بشنویم و آنچه در پادکست می سازیم تفاوت قایل شویم.

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.