یادآوری دیر هنگام از آپولو

این یادداشتی است که به مناسبت نیم قرنگی سفر انسان به ماه نوشته بودم اما در میان کارها جا ماند تا اینکه امروز به نظرم رسید با وجود گذشتن زمان موضوعش شاید بد نباشد اینجا بگذارم.

داستان سفر انسان به ماه و ماموریت آپولو و به طور خاص آپولو ۱۱ برای همه آنهایی که به آسمان و شگفتی‌های آن علاقه دارند داستان ها و خاطره های زیادی را رقم زده است. برای من که از زمانی که به یاد دارم مشتاق فضا و دنیای ستارگان بودم، این ماموریت جایگاهی ویژه داشته و دارد. در میان پوشه‌ای که در آن بریده روزنامه ها و مجلات را نگاه می داشتم هنوز هم برخی از بریده های مجلاتی پیدا می شود که سابقه اش از سن من بیشتر است و آن ها را دز دل آرشیو برخی نشریات قدیمی تر یافته بودم و شرح ماموریت آپولو در آن زمان بود.

بارها و بارها از بزرگترها که آن ایام را به یاد دارند درباره نحوه خبردار شدن آن ها از داستان پرسیده ام. اگرچه گذر زمان روایت های آن ها را متفاوت کرده است اما در شور و شوقی که  آن را تجربه کرده اند هیچ اختلافی نیست. برخی از بستگان تعریف می کردند که این فرود را به طور زنده تماشا کرده اند. مطمئن نیستم که این روایت تا چه حد درست باشد اما چه زنده و چه ضبط شده آن قدر شور و هیجان به همراه داشت که فردایش بسیاری به حیاط و بام خانه ها بروند و نگاهی به ماهی بیاندازند که اینک انسان بر آن ایستاده بود. شاید حتی برخی سعی می کردند با دوربین دو چشمی کوچک به تماشای محال ردپای انسان بر ماه بنشینند.

یکی از اقوام تعریف می کرد – اگرچه بار دیگر در جزییاتش نمی توانم اطمینان داشته باشم – که زمانی که ماموریت آپولو ۱۳ با مشکل مواجه شده بود خبر به یکی از شهرستان های کوچک مرکزی در ایران رسیده بود و یکی از اقوام برای سلامتی فضانوردان سفره نذر کرده بود.

اما برای من که تنها خواننده خاطرات آن دوران بودم مهم ترین مواجه حرفه ای ام با آپولو تلاشی – البته نه چندان پر ثمر – برای پاسخگویی به آن چیزی بود که به تئوری توطئه سفر به ماه معروف شده است.

در طول سال هایی که چه در نقش علاقه مندی آماتور و مروج علم و چه در ردای حرفه ای روزنامه نگار علم به فعالیت مشغول بودم بیشترین سوالی که در جامعه و محافل عمومی از سوی مردم از من پرسیده شده به این مساله بر می گرد که آیا واقعا انسان به ماه سفر کرده است؟

در بین مطالبی که گوشه و کنار نوشته ام فکر نمی کنم هیچ کدام از آن ها به اندازه مطالبی که درباره توضیح برخی از این شبهه ها نوشته ام – از جمله در اینجا – بازخورد داشته و بحث های متعددی را ایجاد کرده باشد.

در این یادداشت قصدم تکرار پاسخ های دوباره درباره این موضوع نیست شما می تواند ابه ده ها کتاب و صدها مقاله ای که در این زمینه نوشته شده است مراجعه کنید.

مساله این است که ماموریت آپولو ۱۱ آن چنان جاه طلبانه، بلندپروازانه و فراسوی مرزهای فناوری زمان خود قرار داشت که امکان میزبانی چنین تئوری توطئه ای را فراهم کرده است. واقعیت این است که باید برای انجام این ماموریت مرزهای آن زمان فناوری در حوزه های مختلف به پیش رانده می شد و مقایسه ابزارها و فناوری آن روز و امروز چنان شگفت انگیز است که باور چنین ماموریتی را دشوار می کند.

بی دلیل نیست که ضرب المثلی چون «آپولو هوا کردن» در فرهنگ عامه ما که در سوی دیگر سیاره زمین زندگی می کنیم نیز نفوذ کرده و نشانی از بزرگی و سترگی کاری است که در پیش داریم.

اعتقاد به دروغ بودن این سفر – به هزار و یک دلیل و البته به دلیل همین بزرگی و عظمتش – در میان برخی از افراد چنان ریشه ای دوانیده است که آن ها را به مومنانی قوی ایمان در افسانه بودن این ماموریت بدل کرده است.

ماموریت آپولو نه تنها به واسطه بزرگی و پیچیدگی اش و هدف متمایزش به ماموریتی تاریخی بدل شد که توانست از مرزهای سیاسی فراتر رود و به معدود لحظاتی در تاریخ معاصر بشر تبدیل شود که ما رویدادی را در قالب یک گونه جانوری و نه بر مبنای خط کشی های متفاوت مشاهده و تجربه کردیم. همه این موافقت ها و حتی انکارهای پر شور نشان از آن دارد که هنوز هدف ها و ماموریت هایی پیش روی انسان قرار دارد که می تواند بشر را حول خود متحد کند.

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.