برای این روزهای شهرم

روزهایی که در حال سپری کردن آن هستیم برای بسیاری از ما روزهای تلخی است. بار دیگر ما، در حال تجربه‌ای هستیم که شاید به تنهایی برای تعریف یک نسل کفایت کند. در حالی که ما در حال عادت به آن هستیم.

بخش بزرگی از مردم خسته و نگران، بخش عظیمی از حاکمیت، در انکار.

هنوز آمار دقیقی از کشته شدگان نداریم. راه‌های ارتباطی مسدود شده است و به نظر می‌رسد وقتی دوباره اینترنت وصل شود، شاهد موج دیگری از وحشت خواهیم بود. زمانی که خبرهای تلخ نشنیده این روزها به گوشمان برسد.

در این روزها من تلاش کردم تا تنها آنچه را که از آن اطمینان داشتیم به اشتراک بگذارم. این حداقل وظیفه‌ای است که به نظرم همه ما برعهده داریم.

در شرایطی که موجی از نگرانی، هیجان با قطع بودن روش‌های دسترسی به اطلاعات به هم پیوند خورده است، شاید بی مسئولیت‌ترین رفتار، به خصوص برای فردی مانند من که دسترسی مستقیمی به رویدادها ندارد، بازنشر احساسی خبرهایی باشد که از صحت و دقت آن مطمئن نیستم.

به خصوص که در این آشفته بازار بسیاری در طرف‌های مختلف داستان، سعی می‌کنند تا رویدادها را به نفع روایت خود بازگویی کنند و گاهی از جعل خبر برای تطبیق رویداد با روایتشان ابایی ندارند.

Nazanin Tabatabaee/WANA (West Asia News Agency) via Reuters

متاسفانه در این چند روزی بسیاری از رسانه‌های رسمی و جدی دچار چنین خطایی شدند و تریبون خود را – نه در بخش تحلیل که در بخش خبر و گزارش – در اختیار کسانی گذاشتند که سعی در تغییر در روایت داشتند و دارند.

چنین رفتاری حتی در مقیاس شخصی خطرناک است. حداقل خطر و نگرانی این است که بر مبنای این داده‌های شایعه محور ما جان و زندگی کسانی را که درون میدان رویدادها هستند به خطر بیندازیم و این باری نیست که بخواهیم سنگینی‌اش را بر وجدان خود احساس کنیم.

درباره داستان‌هایی که این روزها شاهد آن هستیم هزاران تفسیر و تحلیل و حرف وجود دارد که یا گفته شده است و یا گفته خواهد شد. شاید کار زیادی از تک تک ما بر نیاید اما شاید مهم‌ترین کار ممکن، هر جا که هستیم و هر عقیده‌ای که داریم، این باشد که کارمان را، وظیفه خود را درست انجام دهیم. دقیق تر باشیم و به خصوص در این ایام که آن‌هایی که وظیفه مراقبت از جامعه را داشته‌اند و سوگند خدمت خورده بودند، خود به بخشی از مشکل بدل شده‌اند حداقل ما با درست انجام دادن کارهایمان، مراقب بودن از همدیگر و اندکی مهربان‌تر بودن باری از دوش هم برداریم، اگر می‌توانیم.

کار اندک من در همین حوزه رسانه و علم است و به حرمت همه تلخی های کشیده شده در این ایام و ایام پیشین، تعهد می‌دهم همین اندک کارم را با دقت، تمرکز و پشتکار بیشتری انجام دهم. اگر نمی توانم باری بردارم حداقل باری بر دوش کسی نگذارم.

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.