دست افشانی در سرن…سرگیجه در کمیته نوبل

سرانجام پس از سال ها تلاش نظری و تجربی بوزون هیگز کشف شد – یا حداقل با احتمال بالایی کشف شد. این خبر جهان علم را به هیجان آورده است. قطعا این کشف شایسته جایزه نوبل خواهد بود و بی شک در طی یکی دو سال آینده جایزه نوبل فیزیک به این کشف تعلق خواهد گرفت. اما اعلام برنده این سال برای کمیته داوری نوبل کاری سرگیجه آور و دردسر ساز خواهد بود.

یان سمپل، روزنامه نگار علمی روزنامه گاردین در مقاله ای که در زیر بخش هایی از آن می آید علت این سرگیجه را توضیح داده است:

به طور سنتی جوایز علمی نوبل به طور همزمان حداکثر به ۳ نفر تعلق می گیرد. افرادی که از دید کمیته نوبل مهمترین نقش را در آن کشف به خصوص داشته اند. این کار در زمانی که کشفی به طور مستقل توسط گروه های کوچک صورت گرفته باشد کار پردرد سری نیست اما این بار داستان فرق می کند.

برای این کشف دو گروه مستقل از دانشمندان در سرن که شامل چند هزار نفر از ده ها کشور بوده اند، در تلاشی مشترک امکان ردیابی ذره جدید را به وجود آورده اند که همه آنها در اعتبار این کشف سهیم هستند. اما این مشکل بزرگی نیست. پیش از این نیز سابقه داشته است که در مقابل فعالیت های جمعی که در یک سازمان صورت گرفته است جایزه به کل آن سازمان تعلق گرفته است کما اینکه جایزه صلح نوبل یک بار به طور مشترک به ال گور و کمیته بین الدولی تغییرات اقلیم سازمان ملل تعلق گرفت.  مشکل اصلی کمیته نوبل جایی آغاز می شود که به بخش تئوری ماجرا می رسد.

حدود ۵۰ سال است که گروهی از فیزیکدانان نظری پیش رو بر روی این نظریه کار کرده اند. اما اگر نوبل بخواهد به سنت جایزه سه نفره خود وفادار بماند و حتی سرن را از سهیم شدن در این جایزه کنار بگذارد و این افتخار را به فیزیکدانان نظری اختصاص دهد،  باز هم باید دست به انتخاب دشواری بزند.

در سال ۱۹۶۴ ۶ فیزیکدان به فاصله ۴ ماه از همدیگر مقاله هایی را منتشر کردند که نظریه میدان هیگز را صورت بندی می کرد.

اولن مقاله در ماه آگوست توسط رابرت بروت (Robert Brout )    و فرانسوا انگلرت (François Englert)  از دانشگاه آزاد بروکسل ارایه شد. بروت در سال ۲۰۱۱ دیده از جهان فرو بست و بنا بر سنت نوبل که جایزه به افراد زنده تعلق می گیرد او از فهرست نامزدهای احتمالی خارج می شود.

پیتر هیگز سمت راست و فرانسوا انگلرت در سمت چپ در کنفرانس مطبوعاتی سرن

 دومین کسی که دست به انتشار مقاله در این زمینه زد پیتر هیگز (Peter Higgs) بود که دو مقاله در ماه های سپتامبر و اکتبر ۱۹۶۴ منتشر کرد. در دومین مقاله او برای اولین بار به این نکته اشاره کرد که در این نظریه وجود ذره ای جدید در عالم ضروری است و همین امر باعث شد از سال ۱۹۷۲ این ذره به نام وی به نام ذره بوزون هیگز شناخته شود. این مقاله فوق العاده مهم بود به این دلیل که به دانشمندان نشان می داد برای جستجوی خود در کجا باید متمرکز شوند و دنبال چه چیزی باید بگردند.

سومین گروه از مقاله ها را گروهی از ۳ فیزیکدان شامل دو محقق آمریکایی به نام های دیک هیگن (Dick Hagen) و جری گورالینک (Gerry Guralnik) و فیزیکدانی انگلیسی به نام تام کیبل (Tom Kibble)  در ماه نوامبر همان سال منتشر کردند.

 کارل هگن (سمت راست) و جرالد گورالنیک در کنفرانس سرن

هر ۳ این گروه ها به طور مستقل از هم کار می کردند و نتیجه کار آنها در موفقیت روز ۴ شنبه نقش به سزایی داشته است.

بدین ترتیب حداقل ۵ فیزیکدان زنده مدعی جایزه نوبل وجود دارند. چنانچه جامعه علمی به این نتیجه برسد که ذره جدید کشف شده در سرن همان بوزون هیگز است، قطعا پیتر هیگز یکی از افرادی خواهد بود که نمی توان از نام او چشم پوشی کرد و یکی از جایگاه های برندگان نوبل را در اختیار می گیرد. بدین ترتیب ۲ جایگاه دیگر برای ۴ نفر دیگر باقی می ماند. انگلرت نخستین کسی بود که این نظریه را مطرح کرد و قطعا نمی توان در این بین او را فراموش کرد و می توان مطمئن بود که دومین جایگاه به او می رسد. بدین ترتیب یک جایگاه باقی خواهد ماند. (البته به شرطی که این جایزه با سرن تقسیم نشود که در این صورت تا همین جا ظرفیت جوایز پر می شود)

اختلاف نظرها دراین باره از سال ۲۰۱۰ به طور جدی آشکار شده است. در سال ۲۰۱۰ در کنفرانس پاریس درباره بوزون هیگز ، برگزار کنندگان اعتبار این ذره را از آن انگلرت، هیگز و براوت دانستند. این امر با اعتراض فیزیکدانان آمریکایی مواجه شد که معتقد بودند اروپایی ها قصد دارند مشارکت فیزیکدانان آمریکایی در این زمینه را نادیده بگیرند. البته از سوی دیگر استدلالی که در مقابل این انتقاد مطرح می شد این بود که با وجود اینکه اگرچه آنها به طور مستقل کار خود را ارایه داده اند اما دو گروه اروپایی زودتر نتایج خود را منتشر کرده اند.

اعضا کمیته انتخاب نوبل قطعا نمی خواهند شیرینی این کشف را با انتخابی بحث برانگیز تلخ کنند. به همین دلیل شاید سنت خود را زیر پا بگذراند و هر ۵ فیزیکدان زنده و سرن را به طور مشترک برنده این جایزه اعلام کنند که در این صورت موقعیت طنزی شکل خواهد گرفت. چرا که کاشفان و دست اندرکاران مهمترین کشف چند دهه اخیر در فیزیک هر یک کمترین مقدار جایزه نقدی را به خود اختصاص خواهند داد.

جایزه نوبل البته، بیش از اینکه ارزش مالی مهمی داشته باشد برای نشان دادن جایگاه مهم و تاثیر گذار افراد در علم به آنها اهدا می شود. در این مورد هیچ کس شکی درباره اهمیت کار این افراد ندارد و واقعیت این است که در چنین حوزه پیچیده و پیشرویی یک کشف هیچگاه مولود یک یا چند دانشمند نیست و بنای علم با مشارکت بسیاری از افراد قد می کشد.

واقعیت این است که در چنین روزهایی حرف نیوتون بیش از همیشه معنی خود را نشان می دهد که زمانی گفته بود:«اگر من افق های دورتری را می بینم به این دلیل است که بر شانه غول ها ایستاده ام»

آنچه بامداد ۴ شنبه در مقر سرن رخ داد تنها قله کوه یخی عظیم بود که بر شانه صدها و هزاران دانشمند در طول ۵۰ سال بنا شده است. اما حتی این واقعیت هم شاید نتواند مشکلی از مشکلات کمیته نوبل رفع کند.

۹ نظر

  1. علیزاده می‌گه:

    آقای ناظمی بوزون هیگز چند وقتی هست کشف شده!
    یه سوالی داشتم آقای ناظمی من دانشجوی کارشناسی فیزیک هستم می خواستم بدونم من ترم بعدی کنکور دارم به نظرتون من چجوری می تونم فعالیت خودمو تو بخش های مختلف بالا ببرم و تو ضمینه های مختلف نجوم خودمو مطرح کنم علاقه ی فوق العاده ای هم دارم اگه تو وبم هم بیاین این علاقه را در من می تونید خودتون حس کنید.
    اگه راهنماییم کنید ممنون می شم.

  2. حمید می‌گه:

    ” تنها قله کوه یخی عظیم بود که بر شانه صدها و هزاران دانشمند در طول ۵۰ سال بنا شده است. ”
    همین طوره، توصیف بسیار زیبایی بود.
    دانشمند هایی که شاید چنین پروژه هایی رو با این سطح از همکاری و کار گروهی در رویای خود می دیدن، و این ما حصل همون رویا پردازی هاست، رویایی شیرین که باعث شد حداقل قسمتی از سرمایه های مالی و انسانی دنیا ، جهتی سازنده به خودش بگیره ،
    چیزی که شیرینی یافته های سرن رو چند برابر میکنه ، همین کار جمعیه ، کار جمعی که محصور در زمان هم نیست… ، ایده ای “کار گروهی” که شاید در زمان رادر فورد شکل گرفت و امروز شاهد شکوفایی اون هستیم.
    امید وارم نوبل بتونه یک راه حل نوآورانه برای این موضوع پیدا کنه، چرا که آینده، متعلق به دستاور های گروهی خواهد بود.
    مثلن شاید تاسیس بنیادی که بتونه این شیوه ی “دانش پژوهی گروهی” رو مطالعه و ترویج کنه.

  3. سیاوش صفاریان پور می‌گه:

    ماخوش شانسیم
    آنچه در این زمان از یافته های بشر دیده ایم بیش از هرزمان در تاریخ حضور آدمی در این کره خاکی بوده است.
    برای مردم فردا این خوش شانسی بیشتر هم می شود.اما …
    کنتراست اینجاست که از آن سوی ، بی حسی بیشتر و بیشتر در میان عموم مردم موج می زند. امروز کمتر اتفاقی است که مردم از شنیدن آن به وجد آیند و شگفت زده شوند.
    زلزله بر پیکره فزیک افتاده اما هیچ کس (درگستره اجتماعی) نسبت به آن مشتاق یا حساس نیست.
    شاید اشکال بر ما اهل رسانه هاست که کم کاری کرده ایم. و شاید جامعه ما ذاءقه دیگری دارد.
    چه می شود که خبر پپسی بر ماه در فضای مجازی و غیر مجازی پرآوازه می شود و گذر زهره در فردای آن نه!
    شاید پاسخ این باشد که ما سالهاست فقط پپسی خورده ایم!
    اگر چنین است بهتره خودرااز قطار مردان ایستاده بر شانه قول ها پیاده ببینیم.

    پ . ن
    حدود ۱۵ ایرانی (پژوهشگر و دانشجو) دراین پروژه و یافته علمی حضور داشته اند و در مرزهای دانش قدم برداشته اند.

    • جای مانده از قطار فناروی می‌گه:

      ماخوش شانسیم
      آن چه در این زمان برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و بیان اندیشه هایمان و آگاهی از نظرات مردم در اختیار داریم بیش از هر زمان در تاریخ حضور آدمی در این کره خاکی بوده است.
      برای مردم فردا این خوش شانسی بیشتر هم می شود.اما …
      تناقض اینجاست که از آن سوی ، بی حسی بیشتر و بیشتر در میان بعضی از «اهل رسانه» موج می زند. امروز کمتر مروج علمی است که اهمیتی برای اطلاع از حرف دل مردم نادان کوچه و بازار قائل باشدو تمایل داشته باشد با استفاده از امکانات ساده ای مانند وبلاگ یا وب سایت یا شبکه‌های اجتماعی از نظرات مردم جاهل آگاهی یابد و از شنیدن آن به وجد آید و شگفت زده شود.
      اگر چنین است بهتره خودرااز قطار ترویج علم پیاده ببینیم آقای صفاریان‌پور

      • پوریا ناظمی می‌گه:

        من دقیقا متوجه نشدم. قطعا بخشی از وظیفه مروجان علم خبردار بودن از رویکردها و اندیشه های مردم است. اما اعدم توجه مردم به حوزه علم – که البته عمومیت هم ندارد – به هزاران عامل جامعه شناختی ،فرهنگی و اقتصادی و سیاسی مرتبط است.

  4. ramin می‌گه:

    آقای صفاریان پور عزیز یکی از عواملی که باعث شد من در کودکی به علم علاقه مند شوم شماوبرنامه آسمان شب بود همیشه می خواستم ازتون تشکر کنم

  5. محمد آل مراد می‌گه:

    مگه اونا هم دانشگاه آزاد دارن؟؟؟؟
    :))))))))

  6. موسوی می‌گه:

    ممنون از مطلب بسیار جالبتون واقعا لذت بردم
    و جناب آقای صفارزاده عزیز شاید خیلی ها امروز از شنیدن دستاوردهای بزرگ علمی لذت نبرن اما این مهمه که در حوزه علمی با یک گل هم بهار میشه! منظورم اینه که هستند کسانی که وقتشان را صرف تامل برای دانستن بیشتر میکنند و هر چند که اندک باشند ولی میتوانند روحیه علمی را ترویج کنند.امیدوارم همه بتوانیم علم را بازبانی ساده ترویج دهیم.

  7. aras می‌گه:

    سلام آقای ناظمی
    اونهمه تبلیغ منفی که در باره ایجاد حفره سیاه هنگام برخوردذره در سرن می شد آیابه واقعیت پیوست ؟می خواستم در مورد آزمایش فیلادلفیانظرشمارو بدونم آیا این سری آزمایشات نیروی دریائی آمریکاهیچگاه توسط آنها تایید شد یا نه هنوز محرمانه است؟وآیا آقای اینشتین در این پروژه همکاری داشته؟ممنونم عاشق شما وعلم ومعرفتتان هستم
    آراس کردستانی…

نظرتان را بنویسید