وزیری که با زبان شبه علم سخن می گوید

 دوستان عزیزم محدثه عظیم لو و مسعود صیفی کار لطف کردند و متن زیر را پیش از انتشار مطالعه و توضیحات و تذکرات دقیقی را یادآوری کردند. با تشکر از لطف و زحمتی که متقبل شدند شما را به مطالعه این متن دعوت می کنم:

ShowImageتصویر از پایگاه اطلاع رسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

دوشنبه شب گذشته برنامه «آسمان شب، طبیعت فراموش شده»، (این برنامه را به صورت کامل می توانید در این نشانی مشاهده کنید: )  میزبان وزیر ارتباطات و فناوری ارتباطات بود. برنامه ای که احتمالا قرار بود به بررسی برنامه های این وزارت خانه درباره بخشی از برنامه فضایی گسترده و آشفته فضایی ایران[۱] بپردازد به ناگاه بدل به تریبونی برای ترویج خرافه و شایعه و شبه علم شد. میهمان پر نفوذ برنامه لبخند زنان فراموش کرد که به عنوان وزیر یک کشور در برنامه ای علمی و ترویجی حضور یافته است و درباره موضوعاتی داد سخن داد که نه به او مربوط بود و نه به سِمَت او و از همه آن ها مهمتر، اشتباه بود.

با توجه با این حجم عظیم داده های غلط تصمیم گرفتم مطلبی درباره صحبت های ایشان بنویسم و حداقل بخشی از مواردی که به نظرم اشتباه می آید را تذکر دهم. من در ادامه این مطلب به این داستان و نقد حرف های ایشان بر می گردم اما قبل از پرداختن به آن بیان چند نکته به نظرم ضروری است:

۱-     برخی می پرسند چرا باید به چنین موضوعاتی اهمیت و یا به آنها جواب داد؟ این آدم ها هرگز متوجه نمی شوند و رفتارشان چنین است و …. به راستی چرا باید خود را به درد سر بیاندازیم، وقت و زمانمان را صرف مطالعه و سپس پاسخ به این ادعاها کنیم و حتی عواقب نقد کردن به مقامات عالی رتبه را به جان بخریم؟ به نظرم در پاسخ این داستان چندین نکته را می توان مورد اشاره قرار داد:

–         وظیفه و کار روزنامه نگاری علمی فقط انتقال خبر نیست. بلکه باید مواظب بود چه خبری در اختیار مردم قرار می گیرد. باید مواظب بود افراد از جایگاه، موقعیت و توان رسانه ای خود سو استفاده نکنند. روزنامه نگاری علمی وظیفه نظارت بر روندهای علمی را دارد و موظف است خطاها را تذکر دهد. بنابراین در قالب حرفه ای زمانی که به این نوع رفتارها پاسخ نمی دهیم باید مورد سوال واقع شویم. وقتی افرادی با نفوذ اجتماعی و سیاسی و رسانه ای مطالبی خلاف علم می گویند باید آنها را مورد نقد قرار داد. حداقل بخشی از مردم متوجه اشتباه می شوند و از آن مهمتر نشان می دهد بدنه جامعه هنوز به حدی نرسیده است که بی تفاوت شود. زمانی که در برابر این رویدادها بی تفاوت شویم سرعت رشد شبه علم و خرافه را افزایش داده ایم.

–         رفتار آقای وزیر ارتباطات، مساله ای شخصی نیست. اگر اندکی دقیق تر نگاه کنید مساله ای که در باره ایشان بروز کرده است مشکلی اجتماعی  و دامن گیر بسیاری از ما است. گاهی ما فراموش می کنیم در چه جایگاهی قرار داریم و اگر دستمان برسد در باره هر چیزی حرف می زنیم، ادعا می کنیم و اگر باز توانمان برسد در رسانه ای کردن آن ایده از هیچ کاری دریغ نمی کنیم. مشکل اصلی ایشان در کنار نا آگاهی و جهل این است که فردی مانند ایشان (و بسیاری از ما در موقعیت های مختلف) فراموش می کند زمانی که در برنامه تلوزیونی و با عنوان وزیر ارتباطات حضور می یابد باید از موضع وزارت خانه خود و دولت ایران سخن بگوید. او به راحتی علاقه مندی های شخصی اش را به میان می کشد از تاویل دینی شخصی خود می گوید و همه این ها را  نه در قالب نظر شخصی که در قالب موقعیت حقوقی اش مطرح می کند. این کار به این دلیل است که ما گاهی فراموش می کنیم قرار گرفتن در هر جایگاهی نیازمند رعایت برخی از رفتارهای استاندارد است.

–         برای من و بسیاری از دوستانم ترویج علم در ایران یک بازی و یک سرگرمی نیست. من فکر می کنم اگر راهی پیش روی کشور ما برای توسعه قرار داشته باشد از دل آگاهی می‌گذرد و ترویج علمی ضرورتی برای آگاه سازی جامعه است. من ترویج علم را فقط ابزاری برای افزایش آگاهی علمی نمی دانم بلکه از آن مهمتر آن را روشی برای توسعه و ترویج روش عمل علم و روش تفکر علمی می دانم. اگر این روش ها آموخته شود بدنه جامعه می تواند از آن در کاربردهای روزانه خود استفاده کند. ترویج علم ابزاری برای توسعه روش های کسب آگاهی هم هست. روشی برای توسعه محک و معیاری است که درست را از غلط و علم را از شبه علم تمیز داد. به همین دلیل باید دربرابر صداهایی که روند ترویج علم را با خطر مواجه می کنند تا حد امکان ایستاد. به خصوص اگر کسانی به واسطه موقعیتشان از برنامه ای که وظیفه اش ترویج علم است برای ترویج شبه علم بهره ببرند باید حتما کاری کرد. حتی اگر مخاطب آن چند میلیونی و مخاطب ما چند صد نفری باشد.

۲-     آیا من از وزیر ارتباطات انتظار دارم در جریان همه جزییات فنی فعالیت های وزارتخانه اش باشد؟ قطعا نه. وزیر بودن به معنی مدیریت یک وزارت خانه است شما باید بتوانید بخش های گسترده ای که زیر مجموعه شما است را مدیریت و کنترل کنید. باید از روندها و کلیت داستان اطلاع داشته باشید اما واقعا لازم نیست از جزییات اتصالات یک ماهواره مطلع باشید و یا حتی درباره لایه های مختلف جو زمین اطلاعات داشته باشید. اما نکته ای که نه تنها از وزیر که از هر کس دیگری هم باید انتظار داشت این است که قبل از اینکه به یک برنامه عمومی بیاید درباره سوال های احتمالی فکر کند و با مشاورانش مشورت کند. اطلاعات درست و دقیقی را جمع آوری کرده و آن را برای  مخاطب عرضه کند و اگر سوالی او را به خارج از محدوده تخصصی او و یا حوزه مسولیت او رساند، قبل از بیان دیدگاه های شخصی اش به سِمَتی که دارد فکر کند و اگر دوست دارد حتما نظرات شخصی اش را مطرح کند تاکید کند که این صحبت ها دیدگاه شخصی او است و نه دیدگاه وزیر.

۳-     آیا برنامه آسمان شب کار درستی کرد که از او دعوت کرد و به او فرصت ارایه این سخن ها را داد؟ به نظرم این شخص، میهمان بی ربطی با موضوع برنامه نبود. در شرایط ایده آل اتفاقا باید از این دعوت استقبال کرد. در یک فضای ایده آل رسانه ها باید بتوانند افرادی در هر سطحی را مقابل دیده های مردم بیاورند و سوال های سخت بپرسند و وقتی جواب های اشتباه می شنوند تقاضای توضیح بیشتر کنند و اشتباهات را گوشزد کنند. در چنین شرایطی افراد – به خصوص آنهایی که دارای مقام های موثر هستند – شاید احساس کنند نباید هرچیزی را به زبان بیاورند. البته شرایط هیچ وقت ایده آل نیست اما باید انصاف داد که سیاوش صفاریان پور در این برنامه تنها شنونده نبود. تا جایی که می توانست و حتی فراتر از استانداردهای رایج میهمانش را به چالش کشید. زمانی که او خطاب به وزیر یادآوری می کند که یکی از شروط علم ابطال پذیری است، عملا به او یادآور می شود که حرف هایش شبه علم هستند. اما چه باید کرد که میهمان برنامه احتمالا متوجه منظور سوال کننده نمی شوند. در شرایط واقعی و موجود به نظرم برنامه آسمان شب حداقل سوال های مهمی را مطرح کرد. اما این برنامه به تنهایی نمی تواند نقش خود را کامل کند. اگر صحبت های آقای وزیر القای شبه علم در جامعه است – که هست – در این صورت سوال بعدی این خواهد بود که واکنش مجامع علمی کشور دربرابر آن چه باید باشد؟ انجمن هایی نظیر انجمن نجوم، انجمن فیزیک و از همه مهمتر انجمن ترویج علم که مستقیما مسولیت توسعه و ترویج علم در جامعه را بر عهده دارند، همچنین رسانه های دیگر که به علم می پردازند در این زمینه چیست؟ اشتباه بزرگی خواهد بود که همه مسئولیت توسعه و ترویج علم را بر گردن یک برنامه و یا یک شخص بیاندازیم. جامعه ما – مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان – از شبه علم[۲] رنج می کشد. درمان این درد پیچیده خود روشی پیچیده را می طلبد و قطعا سکوت و یا انکار و یا نادیده گرفتن واقعیت ها نمی تواند پاسخی موثر باشد.

۴-     نقدهایی که در پی می آید به دیدگاه های آقای وزیر که در برنامه آسمان شب مطرح شد می پردازد. بخش اندکی از آنچه ایشان گفت به مسئولیت وزارتی ایشان مربوط می‌شود و به همان نسبت این نقدها نیز عملکرد وزارت خانه‌ای ایشان را مورد سوال قرار نمی دهد. فقط بر این نگرانی تاکید می کند که اگر این نوع دیدگاه در رفتارهای وزارت‌خانه ای و مسئولیت های موجود نیز وجود داشته باشد باید به شدت نگران بود.

 

این متن طولانی درقالب یادداشت یک وبسایت نوشته نشده است و به همین دلیل بسیار طولانی تر از حجمی است که چنین قطعاتی باید داشته باشند. برای اینکه این متن نقد شود من در بخش هایی نقل قول های ایشان – تنها در بخش اول گفتگوی ایشان با سیاوش صفاریان پور – را آورده و توضیحاتی درزمینه آن مطرح می کنم. در مواردی نیز دیدگاه اضافی و کلی تر را به صورت مجزا به عنوان نظر شخصی خود اضافه می کنم. پیش از شروع به مرور صحبت های ایشان شاید لازم باشد اندکی با آقای وزیر آشنا شویم:

محمد حسن نامی، متولد سال ۱۳۳۲ در شهر دلیجان است. او در بهمن ماه سال ۱۳۹۱ به عنوان وزیر پیشنهادی ارتباطات به مجلس معرفی شد و در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۹۱ با ۱۷۷ رای موافق از ۲۴۳ رای به عنوان وزیر رای اعتماد گرفت. دربرخی از نشریات و همچنین صفحه ویکی پدیای فارسی وی را دارای ۳ مدرک معرفی کرده است که عبارتند از  دکترای جغرافیایی سیاسی از دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات تهران، دکترای مدیریت استرات‍ژیک از دانشگاه عالی دفاع ملی و دکترای مدیریت کشورداری از دانشگاه کیم ایل سونگ کره شمالی.

در صفحه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات  آخرین مدرک ایشان دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه آزاد اعلام شده و در سوابق تحصیلی ایشان که که از تدریس در دانشگاه آغاز می شود طی دوره های مختلفی ذکر شده است که البته مشخص نشده آیا این دوره ها در چه مقطعی بوده است. همچنین فهرستی از کتب و مقالات وی در این صفحه قابل مشاهده است.

 

گفتگوی آسمان شب با وی به دو بخش تقسیم شد. بخش اول با سوال صریح و شاید غیر منتظره سیاوش صفاریان درباره اظهار نظر جنجال برانگیز وی آغاز شد. شما می توانید گزارشی از سومین جشنواره ملی ارتباطات و فناوری اطلاعات که این سخنان اولین بار در آنجا مطرح  و سپس توسط خبرگزاری های مختلف منتشر شد را در خبرگزاری مهر در اینجا  مطالعه کنید جایی که وی گفته بود در زمان ظهور امام عصر از لایه های جو برای انتقال صدا و تصویر استفاده می کنیم. وی در ابتدا ضمن اعلام اینکه خبر در اصل اشتباه منتشر شده است شروع به ارایه توضیحاتی در این باره کرد. در بخش دوم از او درباره برنامه ای فضایی ایران سوال شد.

پیش از اینکه به مرور بخش اول بپردازم یک توضیح کلی به نظرم ضروری است.

تلاش برای استخراج مفاهیم علمی از باورهای مذهبی و تطبیق دادن آنها با هم نه کار جدیدی است و نه ابداع نوینی به شمار می رود. سال ها است که بسیاری از افراد در آیین های مختلف از مسیحیت و یهودیت گرفته تا اسلام به دنبال استخراج فکت های علمی از متون مقدس و باورهای مذهبی هستند. من نمی دانم آیا چنین کاری عملی است یا خیر. اما می دانم حتی اگر چنین فرضی درست باشد این حوزه ای نیست که هر کسی بتواند در آن اعلام نتیجه گیری کند. من متخصص امور مذهبی نیستم. اما آن قدر می دانم که زبان دین با زبان روزمره متفاوت است. همانطور که زبان اسطوره و یا زبان شعر با زبان علم متفاوت است. تا جایی که می دانیم امروز اگر قرار باشد شاهنامه فردوسی – که نه متن مقدس است و نه زبانش زبان متفاوتی از ما است- را درست بخوانیم و بفهمیم نخست باید زبان آن دوره را بشناسیم، باید بدانیم که این اشعار در چه جهان و چه دنیایی سروده شده بر چه پشتوانه ای بنا شده و اگر از دنیای اسطوره سخن می‌گوید قواعد دنیای اسطوره ها و به طور خاص تر اساطیر ایرانی کدام ها هستند؟ باید رمزها و نمادها را در این داستان خواند و فهمید. همینطور می دانم وقتی دانش آموزان انگلیسی متن شکسپیر را می خوانند باید زبان و فضای آن را یادبگیرند وگرنه در درک آن دچار مشکل می شوند. تا جایی که می دانم زبان ادبیات دینی نیز زبانی متفاوت از گفتگوی روزمره است (تازه به شرط آنکه از تحول زبان عربی و هر آنچه که در این بیش از هزار سال بر این زبان و فرهنگ رفته است چشم پوشی کنیم) به همین دلیل من وقتی با آیه ای از قرآن مواجه می شوم که در آن از هفت آسمان سخن رفته است، پیش از آنکه بخواهم آن را با لایه های جو زمین یکی بگیرم باید بپرسم آیا در ادبیات دینی، در الهیات و در اسطوره شناسی و در تاریخ آیا عدد ۷ معنی مشخصی دارد؟ آیا می توان آسمان را با لایه های قراردادی جو یکی گرفت؟ به چه چیزی سما گفته می شده است و چقدر دست من برای این تاویل ها باز است؟ به همین دلیل من به شدت از این مقایسه ها دوری می کنم. متخصصان دینی باید پاسخ دهند که این کار چه ضرورتی دارد. اما تا جایی که من می فهمم ترجمه یک به یک متن کتب دینی به واقعیت های علمی زمان و زبان ما می تواند در بهترین شرایط راه رفتن روی طنابی نا مطمئن باشد.

اما سخنان آقای وزیر در توضیح دیدگاه بحث برانگیزش. اولین نقل قول ارایه شده در زیر از دقیقه ۱۲ برنامه آغاز می شود:

دقیقه ۱۲: «پیرامون زمین هفت لایه وجود دارد که نام های غربی آن عبارتند از یونوسفور، مزوسفور، تراپوسفور، اگزوسفور، اوزون و بقیه و عرض کردم که این هفت لایه هفت بار هم در قرآن تکرار شده است …»

سیاره زمین  را جو این سیاره در بر گرفته است. با تغییر ارتفاع از سطح زمین چگالی و ترکیب مواد تشکیل دهنده این جو یا اتمسفر نیز تغییر می کند. برای بررسی دقیق تر این جو و بر مبنای ترکیب و رفتاری بخش های مختلف این جو، دانشمندان آن را به شکل قرار دادی به نواحی و لایه های مختلفی تقسیم کرده اند. ضمن اینکه برای بررسی یک بخش خاص از این نواحی نیز تقسیم بندی های خرد تری شکل گرفته است. هر یک از این تقسیم بندی ها بر اساس ویژگی های خاصی صورت گرفته است و رایج ترین تقسیم بندی از جو زمین به شرح زییر است:

۱-     تروپوسفر، که از سطح زمین و تا حدود ارتفاع ۹ کیلومتری (برفراز منطقه قطبی) و ۱۷ کیلومتری (برفراز منطقه استوایی) قرار دارد. بخش عمده ای از تغییرات آب و هوایی، شامل شکل گیری ابرها، چرخه آب و امثال آن در این لایه رخ می دهندند. در این لایه هرچقدر از سطح به بالا می روید دما کاهش پیدا می کند.

۲-     استراتوسفر: این لایه به طور میانگین از حدود ۱۲ کیلومتری آغاز می شود و تا حدود ۵۱ کیلومتری سطح امتداد پیدا می کند. در این بخش بر خلاف لایه قبلی با افزایش ارتفاع دما نیز افزایش پیدا می کند و این به دلیل افزایش جذب تابش های فرابنفش در منطقه لایه اوزون است. ( لایه اوزون بخشی درون استراتوسفر به شمار می رود و نه لایه ای مستقل در این تقسیم بندی).

۳-     مزوزسفر: این لایه برفراز استراتوسفر قرار دارد و تا حدود ۸۰ تا ۸۵ کیلومتری سطح ادامه می یابد. این لایه همان جایی است که تقریبا اکثر شهاب هایی که در آسمان شب می بینیم درون آن می سوزند.

۴-     ترموسفر: این لایه بر فراز مزوزسفر قرار دارد. لایه ای رقیق که دما  و ارتفاع آن به شدت فعالیت های خورشیدی بستگی دارد و حد بالای آن ارتفاع آن بسته به فعالیت های خورشیدی ممکن است بین ۳۵۰ کیلومتر تا ۸۰۰ کیلومتر از سطح زمین متفاوت باشد. دقت کنید اگرچه هنوز درباره جو زمین صحبت می کنیم اما ایستگاه فضایی بین‌المللی تقریبا اکثر اوقات دراین لایه از جو زمین قرار دارد.( در ارتفاع حدود ۴۰۰ کیلومتری)

۵-     اگزوسفر: آخرین لایه از جو زمین. جایی که برخی از مولکول ها ی هیدروژن، هلیوم، اکسیژن و دی اکسید کربن در آن وجود و تحت تاثیر گرانش زمین قرار دارند. چگالی پایین این ناحیه باعث می شود تا رفتار رایج گازی را در این لایه شاهد نباشیم و این لایه تا فضای میان سیاره ای ادامه پیدا می کند. در شرایط معمول شروع این لایه را در حدود ارتفاع ۶۰۰ کیلومتری زمین فرض می کنند.

متاسفانه این کل لایه های جو زمین است و هر جوری که آنها را بشمارید به ۷ نمی رسد. پس برخلاف گفته های آقای وزیر لایه های جوی اطراف زمین در رایج ترین تقسیم بندی ممکن نه ۷ لایه که ۵ لایه هستند. البته اگر شما به جای روش علمی به روشی شبه علمی اصرار داشته باشید سعی می کنید به هر طریق ممکن پیش فرض خود را به دست آورید. به همین دلیل است که آقای وزیر در بین نام بردن از این لایه ها لایه اوزون و یونوسفر را هم اضافه می کند. توجه کنید که تقسیم بندی اصلی لایه های جوی بر مبنای مشخصه دمایی آنها رخ داده است اما درون آنها می توانید زیر لایه هایی را بر مبنای برخی خصوصیات دیگر مشخص کنید. از جمله این لایه ها عبارتند از لایه اوزون که در فاصله ۱۵ تا ۳۵ کیلومتری سطح قرار دارد. لایه یونوسفر که محل اصلی شکل گیری شفق های قطبی است و در فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ کیلومتری سطح قرار دارد. هوموسفر و هتروسفر و همچنین لایه PBL.

شما باید مشخص کنید که از کدام سیستم و کدام طبقه بندی استفاده می کنید. نمی توانید بگویید زمین داری ۷ لایه جوی است که ۵ تای آن بر یک مبنا تعیین شده و دو تا زیر لایه آنها را هم اضافه کنید.

ایشان در دقیقه ۱۳ می گویند: «تا قبل از این خیلی ها فکر می کنند که نور اگر از لایه اوزون رد بشه فیلتر می شود و قابل زندگی و دریافت برای بشر امروزی ولی الان بررسی که می شود و الان هم رویش تحقیق می کنند این است که ترکیب هفت لایه است که نور را با این وضعیت…»

احتمالا منظور ایشان این است که برای اینکه ما روی زمین بتوانیم زندگی کنیم تنها لایه اوزون لازم نیست و همه لایه های جوی نقش موثری دارند اما بد نیست این موضوع را یک بار دیگر توضیح دهیم:

لایه اوزون بخشی از استراتوسفر است که عمدتا از مولکول های اکسیژن ۳ تایی تشکیل شده است و بخش عمده ای از پرتوهای ماورابنفش خورشید را جذب می کند. از آنجایی که حیات روی زمین تحت سایه این لایه شکل گرفته و تکامل پیدا کرده است. بخش عمده ای از حیات روی زمین در برابر پرتو ماروابنفش آسیب پذیر است. رقیق شدن این لایه می تواند منجر به افزایش دریافت این تابش ها شود که شایع ترین اثر فوری آن روی بدن انسان بروز سرطان های مختلف است. این لایه یک بار به دلیل کثرت استفاده از سی اف سی ها شروع به رقیق شدن بر فراز جنوبگان کرد که پس از توافقی جهانی مبنی بر محدود کردن استفاده از سی اف سی ها این لایه خود را ترمیم کرد. به عبارت ساده تر وجود این لایه و فیلتر کردن نور خورشید باعث امکان ادامه حیات به شکلی که می شناسیم روی زمین می شود .

 

ایشان در ادامه و در دقیقه ۱۳:۴۱ می گویند: «… نوری که در اثر ترکیب هلیوم و هیدروژن در خورشید انجام می شه یعنی دقیقا همان نقطه جوش هسته ای است. ما یک شکافت هسته ای داریم یک جوش هسته ای در جوش هسته ای هلیوم به هیدروژن ترکیب می شود و گفته می شود جوش هسته ای ۲۴۲ برابر شکاف هسته قدرت دارد. خورشید به خاطر همین یک کارش هر ثانیه ۴ میلیون تن از وزنش کم می شود. »

احتمالا منظر ایشان این است که در خورشید همجوشی هسته ای رخ می دهد. اما برخلاف نظر ایشان در همجوشی هسته ای هیدروژن و هلیوم با هم ترکیب نمی شوند. همجوشی هسته ای فرآیندی است که در آن عناصر سبک تر مانند هیدروژن تحت فشار و دمای بالا و در فرآیند مشخصی با هم ترکیب شده و هسته عنصر سنگین تری مانند هلیوم را ایجاد می کنند. این اتفاق همراه با آزاد شدن انرژی است. از هیدروژن تا آهن (در جدول تناوبی عناصر) ترکیب عناصر سبک با هم ( به شرط فراهم شدن  شرایط دمایی لازم) عنصری سنگین تر به همراه انرژی آزاد ‌می‌کند اما پس از آهن این فرآیند معکوس می شود. یعنی برای آزاد کردن انرژی باید هسته عناصر سنگین تر را به عناصر سبک تر شکافت. این کاری است که در راکتورهای هسته ای رخ می دهد. و هسته عناصر سنگین تر و یا ایزوتوپ های آن به هسته ها سبک تر شکافته شده و و در این فرآیند انرژی آزاد می شود.

ایشان در ادامه برای تاکید بر مهم بودن و قوی بودن همجوشی با ذکر عدد دقیقی اشاره می کنند که جوش هسته ای ۲۴۲ برابر شکافت هسته ای قدرت دارد. البته یکی از راه های آشکار برای قانع کردن مردم در حوزه ای که خودتان در آن متخصص نیستید این است که یک عددی را با دقت و نه حتی تقریبی بیان کنید. بیایید بیینیم این عدد چقدر واقعی است برای این کار بیایید دو واکنش همجوشی و شناخت آشنا را مرور کنیم.

مثلا در شکافت اورانیوم داریم:

دو اتم سبکتر + ۲۰۰ مگا الکترون ولت انرژی  <–   اورانیوم + نوترون

و در همجوشی هسته ای هیدروژن داریم:

۱ اتم هلیوم + ۱۷.۶ مگا الکترون ولت انرژی  <–  ۴ اتم هیدروژن    

همانطور که می بینید در یک واکنش همجوشی هسته ای چرخه هیدروژن به هلیوم مقدار انرژی آزاد شده از مقدار انرژی ازاد شده در یکی از چرخه های شکافت اورانیوم کمتر است. اما این روش خوبی برای مقایسه نیست چرا که باید ببینیم در یک واحد جرم یکسان چقدرمی توانیم انرژی تهیه کنیم. می توان برای انجام مقایسه ای بین همجوشی و گداخت به بررسی مقدار انرژی آزاد شده در برابر تعداد نوکلئون ها ( پروتون ها و نوترون های تشکیل دهنده هسته) پرداخت. در شکافت هسته ای تقریبا به ازای هر نوکلئون شاهد آزاد شدن ۱ MeV و در همجوشی (چرخه هیدروژن به هلیوم) به ازای هر ۶ نوکلئون شاهد ۱۷٫۶MeV  یا به عبارتی تقریبا ۳٫۵MeV به ازای هر نوکلئون درگیر در همجوشی هستیم. به زبان ساده تر به طور متوسط همجوشی هسته ای برای مقدار ماده مشابه  تقریبا سه و نیم برابر شکافت هسته ای انرژی تولید می کند. این ۲۴۲ برابر واقعا نمی دانم از کجا آمده است؟  البته خبر خوب اینکه واقعا خورشید در هر ثانیه ۴ میلیون تن از جرمش (و نه وزنش) را به واسطه فرآیند همجوشی هسته ای از دست می دهد.

شاید ایشان فقط منظورشان این بوده که انرژی آزاد شده در فرآیند همجوشی بیش از فرآیند شکافت است اما در دنیای علمی اعداد معنی دارند. اگرقرار است مقایسه کلی صورت بگیرد می توان بدون گفتن عدد آن مطلب را عنوان کرد و اگر عددی گفته می شود باید با دقت مشخص کرد که این عدد بیانگر چه چیزی است. قطعا تفاوت بالایی بین ۲۴۲ برابر و سه و نیم برابر وجود دارد.

ایشان در ادامه به بحث ۷ لایه جو بر می گردد و بعد از اشاره به ویژگی های لایه یونوسفر به کاربرد سوم پیشنهادی خودشان در زمینه این لایه اشاره می کند:

«اگر یک زمانی مثلا ماه را یا همان قمر را از زمین بگیرند و یا همین یونوسفر که دارای بار الکتریکی است را از زمین بگیرند، سرعت زمین به اندازه ای تند می شود که شب و روز معنی نخواهد داشت. یا این قدر کند می شود که شب و روز معنی نخواهد داشت . یعنی این ها یک رابطه ای دارند.»

فکر نکنم این جمله بحث زیادی بخواهد غیر از اینکه اول باید تصمیم بگیریم که قرار است با حذف این لایه یا ماه دوره تناوب وضعی زمین تند شود یا کند شود. چنانچه با هر یک از این دو اتفاق فرض کنیم که دوره تناوب زمین تند می شود در این صورت طول شب و روزکوتاه خواهد شد یعنی شب و روز سریعتر اتفاق خواهد افتاد. اگر سرعت کند شود در این صورت در بدترین شرایط این است که زمین در مدارش به دور خورشید قفل شود و یک سوی زمین همیشه رو به خورشید باشد و یک روی زمین پشت به آن یعنی یک نیمه روز داشته باشیم و یک نیمه شب. اما آیا حذف ماه و لایه جو زمین منجر به چنین اتفاقی می شود؟

بیایید از ماه شروع کنیم. ماه جرم بزرگی است و ما تحت تاثیر گرانشی آن هستیم. آشکار ترین این تاثیر را می توان در جزر و مد دید اما ماه در عین حال بر محور گردش وضعی زمین و انحراف آن نیز تاثیر می گذارد. بیایید فرض کنیم صبح از خواب بلند شویم و ببینیم ماه را دزدیده اند. ( حالت دیگر این است که فرض کنیم ماه در اثر برخورد مثلا سیارکی بزرگ نابود شود. این حالت تاثیرات متفاوتی خواهد داشت که اولینش احتمالا بارش های مرگ بار شهاب سنگ و خرده سیارک ها است.)

بسته به اینکه زمانی که ماه را به سرقت ببرند وضعیت مداری زمین و ماه به چه شکلی بوده تغییری در مدار زمین به دور خورشید اتفاق می افتد. زمین و ماه سیستمی دو تایی هستند که در مداری به دور هم می چرخند. با توجه به جرم بالاتر زمین نسبت به ماه مرکز این مدار بسیار نزدیک به سطح زمین است و به همین دلیل بسته به اینکه ماه هنگام حذف شدنش از سیستم کجای زمین – خورشید قرار داشته باشد، ممکن است اندکی مدار زمین به سمت خورشید و یا دور تر از آن منتقل شود. گذشته از این تاثیر فوری تر را در تغییر شکل جزر و مد خواهیم دید. البته جزر ومد ها ادامه خواهد داشت اما مد ها تحت تاثیر خورشید خواهند بود اوج مد همیشه در هنگام ظهر اتفاق خواهد افتاد. ممکن است حذف ماه باعث برخی تغیرات جزیی در پوسته و فعال شدن چند آتشفشان و یا وقوع چند زلزله شود اما نه رخ دادی ویرانگر. اتفاق مهمتر شاید در طول زمان رخ دهد و آن این است که احتمالا  روند و الگوی حرکت تقدیمی زمین عوض شود. هیچ کدام از این موارد به طور فوری بر روند تغییرات روز و شب و سرعت گردش زمین به دور خودش تاثیر نمی گذارد و آن را کند یا تند نمی کند.

اما درباره یونوسفر چی؟ قطعا حذف این این لایه بر روند زندگی روی زمین تاثیر جدی می گذارد اما برای اینکه بخواهد بر طول شب و روز تاثیر بگذارد باید حداقل تغییر جرمی را در سیاره ما ایجاد کند. یونوسفر یک دهم درصد جرم اتمسفر زمین را به خود اختصاص داده است. جرم کل اتمسفر زمین ۱۰۱۸× ۵ کیلوگرم   و جرم زمین۱۰۲۴ × ۵٫۹۷۲۱۹   کیلوگرم است. بنابراین حذف لایه یونوسفر قاعدتا تاثیر چشمگیری بر جرم سیاره ما و در نتیجه رفتارهای گرانشی آن و ا زجمله سرعت چرخش آن به دور خود ندارد.

آقای دکتر در ادامه ضمن اشاره به استفاده از یونوسفر برای انتقال الکتریسیته و دیتا که یادآور تلاش های نیکولا تسلا و برج معروف واردنکلیف وی برای انتقال بی سیم الکتریسیته و آزمایش های پیشروانه او است، درباره استفاده نظامی از این لایه صحبت می کنند. از اینکه چگونه با تحریک این لایه می توان سیل، زلزله و طوفان ایجاد کرد و بدین ترتیب در برنامه ای علمی بر یکی از معروف ترین تئوری های توطئه معاصر صحه می گذارند.

 پروژه هارپ یا   High Frequency Active Auroral Research Program برنامه ای تحقیقاتی که با هدف بررسی رفتارهای یونوسفر طراحی شده است و مدت های مدیدی است که علاقه مندان تئوری توطئه آن را به عنوان سلاحی نهایی معرفی می کنندو مطابق نظر این افراد با تاباندن انرژی به این لایه آمریکایی ها در هر جایی که می خواهند طوفان، خشکسالی، زلزله، رانش زمین، هاریکن و رعد و برق ایجاد می کنند  و گاهی حتی تغییرات اقلیم را توطئه ای طراحی شده توسط محافل مخفی می دانند که به کمک هارپ در حال انجام است.

البته سودازدگان طرفدار این نظریه تنها نیستند و برخی از مقام های سیاسی نیز آنها را همراهی می کنند و از جنگ آب و هوایی سخن می گویند. درباره هارپ بارها و بارها مطلب نوشته شده است و درباره آن صحبت شده است. طرفداران این نظریه حتی یک خط توضیح منطقی و علمی درباره ایده خود مطرح نکرده اند. آنها حتی توضیح نداده اند این توطئه آمریکایی چطور وقتی می خواهد هاریکن درست کند عمدتا در خود آمریکا این کار را می کند.[۳] حضور دارپا (DARPA)، نیروهی هوایی و دریایی در کنار دانشگاه آلاسکا و همچنین پیچیدگی آزمایش های انجام و طراحی شده در این مرکز، شک ها درباره این پروژه را بیشتر کرده است اما مساله این است که نگاهی به پروژه های دارپا نشان می دهد عمده فعالیت های این مرکز در حوزه فناوری های پیشرفته غیر نظامی است و استفاده از منابع نظامی یکی از مزیت های این مرکز است.

البته طرفداران نظریه توطئه فراموش می کنند هارپ نام یک ابزار نیست آنچه آنها به هارپ نسبت ‌می‌دهند عمدتا متوجه ابزار خاصی به نام IRI یا ابزار مطالعه یونوسفر است. این تابشگر رادیو به طور موقتی می تواند با امواج رادیویی فرکانس بالا بخش محدودی از یونوسفر را تحریک کند تا ابزارهای دیگر رفتار و واکنش این ناحیه تحریک شده را رصد کنند.

آقای وزیر بدون نام بردن از این ابزار از روش های مرگ با رآن سخن می‌گویند از ایجاد سکون(؟) صاعقه مصنوعی، زلزله، انفجارهای در حد انفجار اتمی اما بدون تخریب زیست محیطی و … و سپس به توضیح نقش باد در جهان می پردازند. آیا برای هر یک از این ادعاها یک خط دلیل هم لازم نیست ارایه شود؟ سوال بزرگ این است که با این همه امکانات این تجهیزات چرا آمریکایی ها از آن برای اهدافشان استفاده نمی کنند؟

ایشان به کاربردهای مفید این لایه اشاره کرده و ضمن نام بردن از سیستم های انتقال داده در نسل های مختلف تلفن های همراه اشاره می کنند که دیگر نسل ۶ وجود نخواهد داشت. صحبت درباره جزییات این بحث چندان کارآمد نیست اما در حد اشاره می توان گفت که به طور رایج هر ۱۰ سال یک بار تا کنون شاهد تغییر و ارتقای نسل تلفن های همراه از نظر ارتباط و انتقال داده بوده ایم این نسل ها علاوه بر مشخصات فنی دارای ویژگی های استاندارد شده ای هستند که امکان استفاده از آن را برای کاربران مختلف فراهم می کند. تا کنون ۴ نسل مخابراتی استاندارد شده و پذیرفته شده است. اما چرا نسل پنجم آخرین نسل است به این بر می گردد که هنوز هیچ توافقی بر سر نسل ۵ وجود ندارد. به نظر می رسد در حدود سال ۲۰۲۰ باید منتظر نسل ۵ باشیم اکنون نسل ۵ در مقاله های علمی و فنی تنها اشاره ای به نسل بعدی انتقال داده است. چندین شرکت از جمله سامسکونگ، دانشگاه ساری انگلستان، بخش تحقیق و توسعه فناوری اطلاعات کره جنوبی و چند مرکز تحقیقاتی دیگر طرح ها و پیشنهادهایی را برای نسل ۵ ارایه کرده اند اما زمانی این نسل رسما معرفی خواهد شد که توافقی بر سر آن صورت بگیرد و استاندارد سازی لازم در آن صورت بگیرد. زمانی که نسل ۵ مشخص و استاندارد شد کار برروی نسل های آینده آغاز خواهد شد که در آن زمان آن را نسل ۶ خواهند نامید.

با توجه به اینکه هنوز هیچ مدل استانداردی از این نسل ارایه نشده قطعا جزییات ساز و کار آن نیز مشخص نیست.

ایشان در ادامه می فرمایند که مثل داده های جی پی اس که در همه جا وجود دارد این داده های صوتی و تصویری را می توان در هر جایی منتقل کرد. من متوجه اصرار ایشان بر جدا کردن داده های صوتی و تصویری نشدم. امروزه ارتباطات ما عمدتا با کمک داده های دیجیتال صورت می گیرد. این داده ها می توانند  به صوت، تصویر، متن و یا هر چیز دیگری باشند.

در ادامه ایشان به ارتباط این ۷ لایه با شروع زندگی می پردازند و اشاره می کنند، «این لایه ها یک ارتباطی هم با شروع زندگی دارند، این لایه ها، که عموما مرکزش هم کعبه هست مستحضر هستید اولین جایی که از آب بیرون آمد همین خشکی هایی هست که امروز برش مکه واقع هست»

تنها نگاه کوتاه  و مختصری به تاریخ تحول خشکی ها و دریاهای زمین به شما نشان می دهد که حرف فوق چقدر بی پایه و اساس است و در بهترین شرایط حاصل اشتباه گرفتن زبان مفاهیم دینی با مفاهیم علمی است. من مخاطبان دیگر را نمی دانم اما من به هیچ‌وجه مستحضر نیستم که چطور مکه نخستین خشکی است که از آب در آمده است. از کدام آب؟ از کدام اقیانوس؟ چه زمانی؟ آیا در دورانی که خشکی های زمین را ابر قاره ای به نام پانجه‌آ  تشکیل می دادند؟ قبل تر؟ وقتی می‌گویید اولین خشکی است که از آب بیرون آمد یعنی زمانی را تصور می کنیم که همه سطح زمین را آب فرا گرفته بود و هیچ خشکی بر آن وجود نداشته است؟ کمی به علم احترام بگذارید.

امروزه بسیاری از دانشمندان حدس می زنند که آب در اثر برخورد دنباله دارها به زمین آمده باشد. اما فارغ از منشا آن تا زمانی که سیاره ای شکل نگرفته و در مراحل اول شکل گیری زمین که برخوردهای شدید در آن رخ می دهد اصولا شرایط برای وجود آب مهیا نیست. این داستان مرغ و تخم مرغ نیست. در ابتدا سیاره ای خاکی بوده است که بعدها روی آن آب شکل گرفته  است.

ایشان در جای دیگری اشاره می کنند گردش سلول،گردش الکترون به دور خود، گردش خون در بدن،گردش زمین به دور خود، گردش زمین به دور خورشید و … جهت گردبادها و جهت حرکت موشکها و حرکت یونوسفر و… همه، هم‌جهت گردش کردن به دور کعبه هستند.

ضمن اینکه من درکی از گردش سلول ندارم ولی می دانم گردش خون یک مسیر کلی نیست و چندین سیستم خُرد دارد و … اما دیگر قاطی کردن گردش گردبادها و موشک ها که به واسطه اثر کوریولیس و در دو نیمکره شمالی و جنوبی  در دو جهت متفاوت است کار هیجان انگیزی است.

به نظرم این بخش های صحبت ایشان یک کلاس درس کامل در زمینه چگونه مطرح کردن شبه علم است. ایده هایی اشتباه همراه با برخی داده های درست و یا به نظر درست و تلاش در پنهان شدن پشت مفاهیم علمی. نکته جالب چند ثانیه بعد است که از او می پرسند آیا دانشمندان دیگر با شما موافقند و ایشان اشاره به کتاب های خود می کند و مقاله هایی که در ISI  به چاپ رسانده است. من بعید می دانم اگر از هر محققی در هر گوشه جهان بپرسید مقاله اتان را کجا منتشر کرده اید بگوید ISI.  نشریه ای که شما مقاله را در آن منتشر کرده اید حتما اسم دارد. ISI  سیستمی برای نمایه بندی و فهرست بندی و ارزشیابی نشریات پژوهشی است اما برای یک علاقه مند شبه علم فرقی بین کتاب منتشر شده توسط ناشر عمومی و مقاله وجود ندارد و مجله منتشر کننده هم مهم نیست همانطور که مهم نیست چند بار به آن ارجاع شده باشد و یا اصلا مورد تایید قرار گرفته باشد و یا اینکه ضریب نفوذ آن نشریه چقدر بوده است.[۴]

برای همین مجری برنامه مجبور است وقتی کار به اینجا می رسد و ایشان ادعا می کند اینها نظریه نیست واقعیت است به او توضیح بدهد فرق بین علم و شبه علم چیست و چرا باید نظریه او ابطال پذیر باشد.

پاسخ وزیر البته استاندارد است او به خواندن قرآن توصیه می کند و در کمال شگفتی می گوید : «بسیاری از علمایی که ما در ماورا جو داریم از علمای دینی ما هستند مثلا آیت الله جوادی آملی که در زمینه فضا خیلی کار کرده اند»

اولا من نمی فهمم علمای ماورا جو یعنی چی؟ ثانیا احتمالا منظور ایشان قاعدتا باید آیت الله حسن زاده آملی و نه آیت الله جوادی آملی،  که ایشان هم نه در زمینه فضا که در زمینه هیات (شاخه‌ای از نجوم که به موقعیت اجرام آسمانی بر روی کره سماوی می پردازد) مطالعه دارند.

اما اگر این بخش شگفت انگیز است بخش بعدی و اصلی کلام ایشان جواب استاندارد یک سودازده علمی است آنجایی که می گوید: «بسیاری از این ها نظریه بوده است و بعد بقیه رفته اند بررسی کرده اند و به آن رسیده اند مثلا آن بنده خدایی که اول گفت زمین به دور خورشید می گردد در زمان خودش خیلی بهش سخت گرفتند.»

این دقیقا نمونه استانداردی از پاسخ شبه علم دوستان است. مگر نه اینکه گالیله را محکوم کرند؟ ما ایده هایمان از زمان جلو تر است. و جهان بعدا متوجه می شود.  چرا؟ چون ما فکر می کنیم همه دانش را داریم ما برای پیدا کردن دانش لازم نیست به راه و روش علم به دنیای بیرون نگاه کنیم تا روابط موجود در جهان را کشف کنیم ما باید به درون کتاب های پیش گفته بگردیم و از دل آنها واقعیت هایی که قبلا برای ما گفته شده است را بیرون بیاوریم.

من درباره اینکه این کار آیا درست و لازم است یا نه بحثی ندارم اما اگر قرار است این کار را بکنیم نامش علم نیست. ممکن است ایشان و همفکران ایشان درست هم بگویند و اسرار زیادی از دل بازخوانی متون مقدس بیرون بیاید اما این علم نیست.

از دقیقه ۲۵ به بعد ایشان وارد بخش دیگری از صحبت هایشان می شوند که من دیگر قصد ندارم به آن هم با همان جزییات بپردازم متاسفانه ایشان حتی در زمینه تخصص خودشان و توضیح مدار ماهواره ها، و کاربرد مدارهای مختلف اطلاعات اشتباه فراوانی را مطرح کردند. اما ادامه دادن به این داستان حجم این مطلب چند برابر خواهد شد.

تنها نکته ای که به نظرم می رسد درباره سوال مهمی است که سیاوش صفاریان پور درباره اولویت برنامه فضایی ایران از وی پرسید. آیا اولویت ما اولویت سفرهای سرنشین دار است و یا سفرهای روباتیک و ماهواره ها. پاسخ ایشان اگر سیاست رسمی ما در فضا باشد باید زنگ خطر جدی برای آینده برنامه فضایی ایران را به صدا درآورد. ایشان در پاسخ تاکید می کنند ما در این زمینه به طور همزمان در همه حوزه ها پیش خواهیم رفت و اصرار سیاوش مبنی بر اینکه به هرحال اولویت بندی لازم است بی جواب می ماند. برنامه عظیمی مانند برنامه فضایی قطعا باید مبتنی بر اولویت بندی های مشخص پیش برود. ما نه بودجه نامحدود داریم و نه نیروی و نه توان نامحدود. برنامه گران قیمت فضایی باید مسیرش مشخص باشد تا بتواند در نهایت ما را به نقطه ای برساند که می خواهیم اما وقتی فقط و تنها هدفمان  این است که در منطقه اول باشیم پس مسیر ما را دیگران در منطقه تعیین خواهند کرد نه اولیت ها و نیازها و آینده نگری های ما.

 دراین باره بعد تر خواهم نوشت.


[۱] برنامه فضایی ایران اکنون به طور همزمان در بخش های مختلفی دنبال می شود. بخشی از آن بر عهده سازمان فضایی ایران، بخشی بر عهده وزرات دفاع، بخشی در پژوهشگاه هوا فضا، بخشی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بخشی در دانشگاه های مختلف دنبال می شود. اگرچه برنامه های نظامی و غیر نظامی را نباید با هم آمیخت اما این پراکنده کاری در کنار نبودن یک نقشه جامع زمان بندی شده هدفمند و علاقه به انجام همه کارها به طور همزمان می تواند آینده برنامه فضایی ایران را با چالش مواجه کند. البته در ایران سند جامع هوا فضای ایران وجود دارد که در آن اولیت های صنایع فضایی ایران به شکل کلی بدون ارایه جدول راه و نقشه راه مشخصی ذکر شده است.

[۲] درباره شبه علم من پیش‌تر در مجموعه مقاله هایی که درباره روزنامه نگاری علمی در این وب سایت نوشته ام مفصل توضیح داده ام. علاقه مندان برای مطالعه بیشتر می توانند به مقاله علم و شبه علم در دانشنامه فلسفه استنفورد در نشانی http://plato.stanford.edu/entries/pseudo-science/

مراجعه نمایند. دراین مقاله به طور مفصل درباره دیدگاه های مختلف رایج در فلسفه علم درباره چیستی شبه علم پرداخته شده است.

[۳] برای مطالعه بیشتر درباره هارپ و عملکرد علمی آن به دومقاله خواندنی پاپیولار ساینس در نشانی http://www.popsci.com/military-aviation-space/article/2008-06/militarys-mystery-machine

و مقاله نیچر در این باره در نشانی :

http://www.nature.com/news/2008/080423/full/452930a.html

مراجعه نمایید.

[۴] جستجوی مقالاتی از ایشان که در نشریات فهرست شده در ISI منتشر شده است تنها دو مقاله زیر را باز می گرداند:

 ۱٫ Title: Combining echo sounding, sediment and biological data to map benthic habitats in a coastal area of the Persian Gulf

Author(s): Haghi, Mahsa; Savari, Ahmad; Kochanian, Preeta; et al.

Source: MARINE ECOLOGY-AN EVOLUTIONARY PERSPECTIVE  Volume: ۳۳   Issue: ۴   Pages: ۴۶۰-۴۶۹   DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/j.1439-0485.2011.00509.x   Published: DEC 2012

Times Cited: ۰ (from Web of Science) ۲٫Title: An analysis on climatic causes of forests and grasslands fires in south-east of Caspian sea: A case study of Golestan Province, Iran (1998-2008)

Author(s): Semnani, Alireza Abbasi; Nami, Mohammad Hassan; Saligheh, Mohammad; et al.

Source: RESEARCH ON CROPS  Volume: ۱۲   Issue: ۳   Pages: ۸۷۵-۸۸۷   Published: DEC 2011

Times Cited: ۰ (from Web of Science)

۴۹ نظر

  1. ستاره درخشان می‌گه:

    سلام.
    خیلی جالبه،با داشتن این مدارک*میشه وزیر ارتباطات شد؟!
    *(دکترای جغرافیایی سیاسی از دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات تهران، دکترای مدیریت استرات‍ژیک از دانشگاه عالی دفاع ملی و دکترای مدیریت کشورداری از دانشگاه کیم ایل سونگ کره شمالی.

  2. سروش سپهر می‌گه:

    یه موقعی خیلی عصبانی و غمگین می شدم وقتی بی سوادی و فقدان تفکر علمی و انتقادی رو در هموطنانم می دیدم، از عشاق کوروش و جملاتی که هرروز ازاو کشف می شد، تا هموطنانی که زبان خودشان را زبان “سوم” جهان می دانستند و برتری زبان ها رو با تعداد واژگانشان اندازه می گرفتند، تا می رسیم به شبه علم هایی از این دست، و فکر می کردم چرا در غرب اگر مثلا سناتور جمهوریخواهی بیاناتی از این دست داشته باشد آماج حملات مردم قرار می گیرد و در ایران این بیانات در خیلی از موارد در تفکر مردم ته نشین می شود و اونها رو از واقعیت دورتر می کنه و بر تعصب ها و نادانی ها دام می زنه، اما چندی است به این نتیجه رسیدم که دوای این درد توسعه اقتصادی و رابطه با بقیه دنیاست، وقتی اقتصاد توسعه پیدا کرد و با بقیه آدم ها آشنا شد دیگه تعصب آدم ها کم می شه، تخصص گرایی انقدر جا می افته تا آدم ها دیگه به چرت پرت گویی نیوفتن، حداقل امیدوارم، چون هنوز یه موقع هایی تحملش سخته، زندگی با این آدم ها

  3. مهدی زمانی می‌گه:

    اصلاح شده:

    بسیار زیبا بود. تنها کسی که چنین تفکری درباره علم داشته باشد می تواند با آسانی بودجه کشور را هدر دهد تا فقط ما را در منطقه قدرت اول کند؛ البته باید ببینیم تعریف قدرت در اینجا چیست؟!
    امیدوارم همه درک کنیم که باید اقدام های جدی تری در این مورد انجام دهیم و فقط با نوشتن مطلب و اشتراک آن منتظر نباشیم که وزیر آینده هم چنین ایده هایی را مطرح نکند!

  4. سروش سپهر می‌گه:

    البته یه نکته! به خاطر Secular Acceleration و دور شدن ماه از زمین طول روز داره افزایش پیدا می کنه، الان هر سال با ۳٫۸ سانتی متر دور شدن ماه از زمین، طول روز ۱٫۴ در ده به توان منفی ۵ ثانیه داره طولانی تر میشه و تا ۱۰ ملیارد سال دیگه به اندازه ۱ ماه می شه ( گرچه زمین ۴ میلیار سال دیگه به خاطر خورشید کلا نابوده!)

  5. سروش سپهر می‌گه:

    منظورم اینه اگه ماه از بین بره واقعا تغییر سریعی در طول روز اتفاق نمی افته؟

  6. m31 می‌گه:

    آقای ناظمی انقدر شنیدن حرفهای وزیر از آدمهای مختلف عادی شده که متاسفانه خیلی کم تعجب میکنیم !
    نمیدونم کی میخایم کمی کمتر فقط حرف بزنیم؟؟؟
    ممنون از حساسیتی که نسبت به آگاه کردن دارید و ممنون از وقتی که صرف میکنید .

  7. اعتمادی می‌گه:

    تشکر از تلاشتون

  8. مهتاب می‌گه:

    نمی دونم که ما کی می فهمیم که درباره ی چیزهایی که نمی فهمیم حرف نزنیم!!!
    بد نبود قبل از حضور در برنامه کمی مطالعه می کرد.
    همه خودشونو کارشناس می دونن و در همین راستا متخصصین سیاسی و اقتصادی و … که همشون شدیدا هم صاحب نظر و صاحب سبک هستند، پیرمردهای پارک نشین هستند!!! ما ایرانی ها همه کارشناسیم در تمام امور مملکتی و علمی!!!
    یادمه دکتر میر ترابی در مقابل کسی که ازش یه سوالی پرسید، جواب داد، که این در تخصص من نیست و من ترجیح می دم که دربارش حرفی نزنم… این جواب خودش یه دانشگاه درسه!!!

  9. سالار موسوی می‌گه:

    ندیدم این برنامه رو متاسفانه، اما یادم میاد برنامه دیگه ای رو که به سیاوش تحمیل شده بود و مجبور بودیم جواب های بد دوستمون رو به سوال های ساده نجومی تحمل کنیم.
    اما این یکی آبروی یه مملکت، یه دولته. واقعن این جور تفکر در بین تمامی مدیرهای میانی و بالادستی این دولت مسریه و همه شون از این دست تفکرات دارن.
    کاش سیاوش میتونست یه برنامه بذاره همین نقد شما رو بخونه توش فقط اما حیف که نمیتونه.
    مرسی از وقتی که گذاشتی 🙂

  10. Arash ELa می‌گه:

    بسیار خوب بود. متاسفم که یکی از تخصصی ترین وزارت خانه های کشور بوسیله همچین افرادی اداره میشه. وقتی تخصص ملاک انتخاب افراد نباشه نتیجه بهتر نخواهد بود.
    ضمنا جناب ناظمی، پاراگراف اول نیاز به ویرایش متن و تصحیح لینک داره.
    موفق باشید

  11. فرزانه می‌گه:

    ممنون از توجهتون.
    وقتی دوشنبه برنامه رو میدیدم نمیدونستم باید به این حرفا بخندم، یا گریه کنم از این همه نادانی.
    متاسفانه وقتی از در مذهب هم وارد می شن خون مردم به جوش میاد و باور می کنن، هرچی هم براشون دلیل علمی بیاری که بهشون بفمونی اون فرد داره اشتباه میگه فایده نداره. 🙁

  12. ندا می‌گه:

    چقدر از آخرین باری که پوریا ناظمی رو تو برنامه آسمان شب دیدم میگذره… خیلی سال پیش بود

    ممنون از تذکرات بجایی که دادید و وقتی که گذاشتید، امیدوارم مسوولان توجه کنن و شعور مخاطب براشون با اهمیت تر ازین باشه

  13. داود می‌گه:

    بسیار عالی بود اقای ناظمی
    ممنون از وقتی که برای این مطلب گذاشتین
    اتفاقا انشب برنامه زنده را دیدم و از شنیدن این خزعبلات و اینکه چنین افرادی برمسند وزارت یک کشور تکیه زذه اند افسوس می خوردم

  14. اصلان می‌گه:

    خیلی خوب بود جناب ناظمی فقط در این قسمت « به طور متوسط همجوشی هسته ای برای مقدار ماده مشابه تقریبا سه و نیم برابر گداخت هسته ای انرژی تولید می کند. » اشتباه رخ داده،گداخت همون همجوشی هسته‌‌ایست.باید مینوشتید شکافت هسته‌ای جاش تا درست میشد .

  15. حمید می‌گه:

    در این جور مواقع چه وظیفه ای بر دوش جامعه علمی قرار داره؟

    جدای از اطلاع رسانی که البته بسیار مفیده و می تونه در دراز مدت باعث به حاشیه رانده شدن این گونه افکار شود.

  16. مهين می‌گه:

    سو استفاده غلط است. سوءاستفاده و همین‌طور مسولیت. مسئولیت یا مسوولیت.

  17. امیر می‌گه:

    قبل از آن که این آقا بتواند این حقایق را بگوید دکتر حسابی به حقایق بسیار بالاتری با مطالعه قرآن و احادیث پی برده بود. می گویند دکتر حسابی زمانی که فهمید اینشتین نظریه نسبیت را از ملاصدرا گرفته است به روی او نیاورد. همین مساله باعث شد که دانشمندان ایران در تمام دنیا ارزش بسیاری پیدا کنند. به صورتی که امروزه در تمام دانشگاههای معتبر دنیا اگر نام ایران یا ملاصدرا بیاید همه تعظیم می کنند و حتی بعضی به سجده می روند.
    زیرا فهمیده اند که حقایق اصیل علمی همه در قرآن و سخن ملاصدرا آمده است و این دانشمندان غربی نظریات خود را از قرآن الهام گرفته اند. بله اینه…

    • رضا می‌گه:

      نظریه نسبیت فقط یک نظریه است و نه چیز بیشتر. نمی شود اثباتش کرد ولی در صورت وجود شواهد می توان آن را رد کرد. اگر چند سال بعد معلوم شود که نظریه نسبیت نادرست است یا نظریه کامل تری وجود داشته باشد تکلیف این همه ادعا امثال شما درباره استخراج حقایق اصیل علمی از کتاب مقدس چه می شود؟ لطفا خودتان را به کوچه علی چپ نزنید. ادعا کردن هنر نیست.

    • sadaf می‌گه:

      شما حال‌تون خوبه؟ 🙂

  18. الف آزاد می‌گه:

    سلام
    برنامه رو ندیدم، اصلاً خیلی وقته دیگه صحبت های هیچ مسئولی رو گوش نمی دم، بیشتر از خوندنشون حرص می خورم.
    امیدوارم صدها سال بعد آیندگانمون ما و نسل ایرانی های سده ۱۴ خورشیدی رو لعنت نکنن به خاطر داشتن چنین بزرگانی.
    متاسفاده در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز هم ضبط می شه و مثل قدیم نیست که فراموش و دور ریخته بشه.
    کجاست ایرانی شکافنده دانش؟ کجاست سرزمینی که اندیشمندانش قلب تمدن اسلامی بودن؟
    تا کی اسیر این افسون گری باید باشیم؟

  19. siavasha24 می‌گه:

    من 😐

    واقعا این فرد وزیر رتباطات بوده؟ (یعنی هست!!)
    واقعا جای تاسف داره،یاد یک جمله افتادم: «نادان دانا نما»

    آقای ناظمی از شما هم نهایت سپاس رو دارم که وقت گذاشتید و این مطالب رو برای ما هم روشن کردید. 🙂

  20. ندارم می‌گه:

    متأسفانه عادت به فضولی کم نیست
    اگه تو علمت بشتره خوب چرا نشدی وزیر ؟
    حسادت بد چیزیه
    به حقوق ماهیانش و مقامش حسودیت میشه ؟
    اگه تو بهتر بلد بودی حتمأ می تونستی جای اون باشی پس چرا نیستی ؟

  21. فرشاد می‌گه:

    با تشکر از زحمتتون و اینکه در جهت آگاه سازی عموم مردم انقدر دلسوز هستید 🙂

  22. ... می‌گه:

    سلام وباتشکرازتوضیحات خوبتون
    وقتی ماجرای سخنان گهرباراین وزیردوست داشتنی روبرای دیگران تعریف میکردم
    متوجه شدم که این دفعه ی نخست این جناب نیست!!!!
    سابقه ای درخشان درزمینه ی سواستفاده ازدین دارندومثل اینکه پیوست کردن
    نظریه های علمی ارزشمندشون به قرآن ودین عادت شده براشون!!!
    حتی بعضی افرادمعتقدندکه ایشون احتمالا از روی عمدوبرای ضایع کردن
    معتقدین به دین چنین کاری می‌کنند!!!
    به امیدروزی که هیچ کس به اسم دین ازمردم سواستفاده نکنه!!!

  23. محمد می‌گه:

    این دو عبارت رو که کنار هم بذاری عمق فاجعه مشخصه دیگه:
    ۱-وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات
    ۲-دانشگاه کیم ایل سونگ “کره شمالی”
    مغز سرم از شدتِ درد داره میترکه

    آقا پوریا واقعا ممنونم که این چیزا رو منتشر میکنی.
    صادقانه بگم خیلی خوشحالم که تا چند روز دیگه بیشتر این آقا وزیر نیست.

  24. سلام می‌گه:

    مدرک و دارین:
    دکترای مدیریت کشورداری از دانشگاه کیم ایل سونگ کره شمالی.!!!
    چنین مدرکی رو از کجا گرفته. شما سیب فروش و خودت پیدا کن!

  25. سلام می‌گه:

    من اونروز آخرای برنامه رو به طور اتفاقی دیدم و گذرا و دقت خاصی نکردم. ولی همون موقع که قیافه یارو رو دیدم داره با سیاوش صحبت میکنه و طرز صحب کردنش که کلن به برنامه علمی و وزین اسمان شب اصلن نمیخورد خیلی تعجب کردم و حدس زدم از این چرند گوهاست و ادامه ندادم ببینم. و الان که گفتید متوجه شدم که به به چه خبرها بوده و ما نمیدونستیم.

  26. میلاد می‌گه:

    باسلام و تشکر از دوستمون که برای این مطلب تلاش کردند
    در یک مورد از نوشته خود منتقد ایشان به همان مشکلی که ازش انتقاد شده بود دچار شدند، اون هم بخش خروج اولین خشکی از زیر آب بود
    هنوز برای علم روز به عنوان یک واقعیت اثبات شده مشخص نیست که اولین مکان خارج شده از آب کجاست؟ به گفته ایشون اول آب بوده بعد خشکی ازاون سربیرون آورده و گسترش پیدا کرده یا اول خشکی ها ایجاد شده اند بعد آب از زمین بیرون آمده یا بر اثربارش ها ایجاد شده
    نکته اینجاست که با یک سری فرضیات موجود و بر اساس قراین محدود نمی شه چیزی را رد کرد ( همان طور که علم بشری نمی تونه اون را ازدید خودش تایید کنه)
    پس همان طور که نمی توانید تایید کنید ، آن را براساس نظریات روز ( نظریه-فرضیه و نه یک واقعیت دقیق علمی) رد کنید
    موفق باشید

  27. پیمان می‌گه:

    گاهی من هم افرادی را میبینم که در تلوزیون در موارد مختلف صحبت میکنند. وقتی این موضوعات در زمینه تخصصی خودم باشد به حال این مملکت تاسف می خورم که چه افرادی دارای تریبون هستندند….
    ممنونم جناب ناظمی عزیز. تریبون شما هرچند کوچک ولی صدایتان رساست.

  28. مهدی می‌گه:

    به نام یزدان بخشاینده بخشایشگر
    البته من ترجیح می‌دهم از واژه جهل و نادانی استفاده کنم نه شبه علم
    این مشکلی هست که همه ما و حتی همه دنیا از اون رنج می‌بره
    حضرت محمد (ص) می‌فرماید : من میان دو جاهلیت برانگیخته شده‌ام که جاهلیت دوم زا اولی سخت‌تر است!
    چاره جهل هم علم هست!
    یعنی علم واقعی
    علم اساسا از خدا به پیامبران و از آن‌ها به انسان‌های دیگر منتقل شده است
    اما بیشتر مردم این موضوع رو باور ندارند
    این ریشه علم هست، حالا انسان‌ها از هر کجا که می‌خواهند علمشان را بگیرند که سرچشمه همین وحی و متون مقدس الهی هست که احادیث و قرآن کریم جزئی از آن هست
    هیچکس به علم واقعی نمی‌رسه مگر از راه ایمان و کسی که ایمان ندارد عقل ندارد!
    جهل بزرگترین گناه است! ولی خیلی نمی‌شه مردم رو سرزنش کنی و به خاطرش خودت رو عذاب کنی!
    گرچه آدم عاقل باید از این جهل چه در بین عوام و چه در بین خواص رنج ببره و عذاب بکشه!
    در زمانی که مردم یثرب با پیامبر خدا ، جنگ و دعوا می‌کردند و بهش و یارانش سنگ می‌زدند یا بلاهای دیگه‌ای سر خودش می‌اورند که جان خدای خودت دست از سر ما بردار ما نمی‌خواهیم آدم بشویم ایشان می‌فرمود که خداوندا اینها جاهل هست و و پیام به اینها نرسیده! پس از این‌ها درگذر!
    چاره کار هم ترویج دین‌داری واقعی هست (که متاسفانه شیطان طوری تبلیغ کرده که گویی برعکس این صادق است و احمق‌ها باور کرده‌اند چون دروغ رو بیشتر دوست دارند!)
    چون شما وقتی بخواهید مردم رو به سرچشمه هدایت کنید بهتر از اون هست که سرچشمه رو ببری پیش مردم (یعنی آبش رو نه خودش رو!)
    تا زمانی که مردم جهان ندونن از کجا می‌خورند و باید از کجا نخورند، وضع همینه
    هرکسی این رو فهمید باید با فهمیده‌های دیگر متحد شده و در قالب لشکرهای منظم و فرماندهی فرماندهان دقیقا مثل یک جنگ واقعی با این جهالت مبارزه کند
    ولی اگر بخواهیم فقط سرزنش کنیم فقط خودمون رو عذاب داده‌ایم و تا حدودی هم به این جماعت شلاق زده‌ایم!
    آرزوی من این هست که ایران بهترین کشور (از هر لحاظ!) و ایرانی هم بهترین مردم جهان (بازهم از هر لحاظ!) بشود و برای اینکه به آرزوی خودم برسم! انقلابی رو آغاز کرده‌ام به نام انقلاب سوم! که در وبسایتم در موردش نوشتم
    هرکسی خواست می‌تونه بهش ملحق بشه و هرکسی هم که نخواست باید بره تو این دنیای تخمی، تو این همه کثافات خرغلط بزنه و توش بلوله مثل یک کرم!

  29. من متاسفانه نشد اون برنامه رو ببینم…اما الان که خوندم خیلی واسم عجیب بود!!!
    هیچ ندارم بگم جز تاسف..تاسف تاسف….

  30. سلام

    اگه راستشو بخواید من بیش تر از شما تعجب می کنم که چه طور ادعایی را که توی ویکی پدیای فارسی منبعی براش گفته نشده (دکترای کشور داری …) این جا نوشتید

  31. محمدي می‌گه:

    آقای ناظمی بالاخره بنده متوجه نشدم که با محاسبات شما اگر ماه نباشد چه اتفاقی برای زمین میافتد؟
    راستی یک سئوال :
    این که میگن علوم تجربی یعنی چی؟ حتما چند اصل علمی رو میشناسید که در طول زمان نقض شدند دیگه!!!!!!!!!! پس دز مورد محاسباتتون حتما قید بفرمایید “با دانش امروز”.
    در کل از شما ممنونم به خاطر احساس روشنگری که در شما وجود داره!!!

    • کیا می‌گه:

      دوست گرامی مواردی را که “اصل نقض شده” از دانش تجربی می خوانید، دانش و واقعیت نیستند. بلکه برداشت های از علم ودانش بودند که از روی آنکه بر مبنای واقعیت نبودند رد شدند. اما دانش تجربی امروز واقعیت است و هیچگاه رد نخواهد شد. چرا که تمام فاکت های دانش تجربی در شرایط یکسان، پس از میلیون ها بار آزمایش نیز نتیجه کاملن یکسان خواهد داشت. موفق باشید.

  32. امیر نقی پور می‌گه:

    مشخصه وقتی یکی میاد از هاله نور صحبت میکنه پس میشه از خیلی چیزای دیگه که در تخصصت نیست نیز صحبت کرد
    همین

  33. علی کاظمی می‌گه:

    تلاش برای اثبات مذهب ، در واقع تقلا برای مرگ آن است.

  34. سدید می‌گه:

    من مصاحبه‌ی ایشون رو دیدم واقعا اون روز حالم بد بود که کجا داریم زندگی می‌کنیم؟

    امروز اتفاقی خبری دیگر از یکی از نوابیغ رو دیدم که دوباره مقاله‌ی شما رو خوندم که به نحوی تسکینی هست بر جامعه‌ی علمی کشور. ممنون

    طراحی ماشین بدون سخت براساس آیات قرآن:
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920425000966

  35. علی می‌گه:

    سلام آقای ناظمی فکر میکنم خیلی اغماض میکنید وقتی می فرمایید: “ممکن است ایشان و همفکران ایشان درست هم بگویند و اسرار زیادی از دل بازخوانی متون مقدس بیرون بیاید اما این علم نیست.”
    منتظر همچین اسراری بودن ما را به همینجایی رسانده که هستیم.

  36. شایان می‌گه:

    سلام اقای ناظمی
    واقعا عالی بود
    هر موقع بعضی از متن هاتون را میخونم ، اصلا یک شور و شوقی در درونم برای کسب بیشتر علم ایجاد میشه ، مرسی
    فقط هر موقع این دقت شما را ، این ظرافت سخنانتون را ، این علم شما را میبینم ، غصه میخورم ، و این غصه ام ، غصه ی رفتن شما از ایران نیست ، برای چیز دیگریست

    ان شا الله که موفق باشید

  37. شیما می‌گه:

    واقعا عالی بود. یک کلاس درس بود. خدا امثال شما رو برای این مرزو بوم زیاد کنه و راهتون پر رهرو باشه.

  38. ایمان می‌گه:

    آقا هیولای اسپاگتی خیرت بده. مطلب بسیار کامل و خوب بود.

  39. صدرا می‌گه:

    متاسفانه حرفهای آدم هایی مثل علامه طباطبایی هم نتونست به این آدم ها بفهمونه که این جوری قرآن رو منطبق بر علم روز نکنن !
    دیگه نمی دونم حرف های ماها می تونه متوجهشون بکنه؟

  40. صدرا می‌گه:

    و صد البته گلی به جمال اون نمایندگانی که به ایشون رای دادند ، و گلی به جمال مردمی که به اون نماینده ها !!!
    این نشون می ده که خیلی چیزها دست ِ ماست و اساسا از ماست که بر ماست !

نظرتان را بنویسید