فناوری هراسی

زندگی روزانه ما را هراس های گوناگون احاطه کرده است. ترس هایی که برخی از آنها به نظر شگفت انگیز و غیر عادی می آید. ترس از بلندی، ترس از محیط های بسته، ترس از میکروب های محیط، ترس از حشرات، ترس از حیوانات، ترس از معاشرت با مردم و انواع فوبیا های دیگر در اطراف ما رشد کرده و گاه روح و روان ما را تحت سلطه خود در می آورند.

برخی از این ترس ها اما ترس های جدیدی هستند. ترس هایی که حاصل تغییرات احتماعی و فرهنگی و علمی سریع محیط اطراف ما به شمار می روند. ترس هایی که برای نسل های قبلی ما قابل درک نیستند و گاه بدون آنکه خود متوجه باشیم بر ذهن و جانمان سایه می افکنند. ترس هایی که گاه حتی متوجه جضور آنها نیستیم و یک باره خود را در چنگال آنها اسیر می بینیم. یکی از این انواع هراس ها هراس از فناوری و یا تکنو فوبیا است. هراسی که بدون آنکه متوجه باشیم روز به روز در محیط ما فرصت رشد می یابد و می تواند آینده ما را تغییر دهد.

تکنو فوبیا اصطلاحا به هراس از فناوری گفته می شود. اگرچه گاه به طور خاص اشاره این واژه به هراس از فناوری های دیجیتال است اما شاید علت اصلیش این باشد که در هیچ شاخه دیگری از فناوری های روز به اندازه فناوری های دیجیتال شاهد رشد سریع و انقلابی در روند ها نیسیتیم و این روندها به طور مستقیمی بر زندگی روزمره ما تاثیر می گذارند.

اولین باری که تکنو فوبیا مورد توجه جدی جامعه قرار گرفته و نشانه های خود را بروز داد در دوران انقلاب صنعتی بود. در این دوران بود که انقلابی عظیم رخ داد. ماشین های بخار وارد کارخانه ها شدند و همان اندازه که کارها را ساده تر کردند، به جایگزینی برای نیروی انسانی نیز بدل شدند. در آغاز انقلاب صنعتی شورش های فراوانی در بین کارگرانی که اینک ماشین های جدیدرا رقیب خود می دیدند در گرفت. در سال ۱۶۷۵ گروهی از بافندگان اروپایی به کارخانه ها حمله کردند و ماشین های بافندگی که باعث بیکاری بسیاری از آنها و یا همکارانشان شده بود را نابود کردند. این اتفاق در نقاط مختلف و بارها تکرار شد. یکی از معروف ترین این تحرکات به شکب گیری جنبش اجتماعی لودیت ها منجر شد.

لودیت ها گروهی از کارگران بخش نساجی بودند که با حضور فناوری های جدید و ماشین ها در صنایع مخالفت می کردند. آنها نام خود را از ند لود (Ned Ludd) گرفته بودند. او کارگر جوانی بود که ۳۰ سال پیش از ظهور این جریان تعدادی از ماشین های بافندگی را نابود کرده بود و نامش به نمادی برای نابود کننده های ماشین ها در آمده بود. این جنبش اجتماعی  قرن ۱۸ بخشی از ماهیت خود را در ضدیت با فناوری تعریف کرده بود و به  تخریب گسترده کارخانه های جدید شده می پرداختند. رفتار آنها البته با واکنش های شدیدی همراه بود تعداد زیادی از حامیان این جنبش احتماعی زندانی و حتی اعدام شدند.

اگرچه انگیزه اولیه چنین اقدامی نگرانی اقتصادی بود اما در نبردی که این افراد خود را در گیر می دیدند ،مساله تنها اقتصاد نبود. آنها خود را در نبردی میان انسان و ماشین می دیدند و برای مبارزه خود شانی بالاتر از مبارزه علیه بیکاری قایل بودند آنها می خواستند از جایگاه انسان بر علیه ماشینی که قرار بود جایگزین او شود دفاع کنند. در این نبرد وقتی انسان ها یک سوی ماجرا قرار گرفتند ماشین به سوی دیگر کارزار رانده و به تجسمی از اهریمن بدل شد. هیولاهای قصه های پریان اینک در شمایل ماشین های بخار و ماشین های بافندگی و ریسندگی به دنیای  واقع قدم گذاشته بودند.

دومین موج بزرگ تکنو فوبیا در قرن ۱۹ اتفاق افتاد جایی که دست آوردهای مدرن از حوزه صنعتی خارج شد. در این دوران بود که ادیسون برق را اختراع کرد، گراهام بل تلفن را به ارمغان آورد، تحقیقات داروین نگاه انسان به خود را دستخوش آشوب کرد و آزمایش های شگفت انگیز و رادیکال تسلا توجه بسیاری را به خود جلب کرد. در کنار یافته های جدید که بیشتر شبیه معجزه بود، هراس از آینده این روند قدرت بیشتری پیدا کرد. اگر تا چند سال قبل باید برای روشنایی خانه های از شمع های مومی استفاده می شد اینک کلیدی روی دیوار روشانایی به مراه می آورد، صدا از فاصله های دور اینک به گونه ای شنیده می شدند که گویی شخصی درون یک گوشی کوچک حضور دارد و خبرهای آزمایش های رادیو اکتیویته و یا ژامایش های تسلا و ادعاهی بعضا عجیب او نظیر ساخت اشعه مرگ بار جامعه را در مواجهه با رشدی از فناوری می دید که سرعتش از سرعت تطابق با شرایط جدید بیشتر بود.

در این میان گروه های فکری و اجتماعی بر تنور ترس از فناوری های جدید می دمیدند. جنبش رومانتیسم با تاکید بر تعریف خود از انسان ناب، فناوری های جدید را عاملی برای دور شدن از این مفهوم می دید. این بار هم به سرعت مردم نیازهای جدید خود را در فناوری پیدا کردند و اندکی بعد حتی تند رو ترین مخالفان فناوری وابسته به آن شده بودند.

زمانی که در قرن بیستم و در جریان جنگ های جهانی و به ویژه جنگ جهانی دوم مردم قدر سلاح های مدرن را دیدند و به خصوص زمانی که یکی از داغ ترین فناوری های روز آن زمان، قدرت خود را در انفجار های هیروشیما و ناکازاکی به رخ مردم کشید، بار دیگر هراس از فناوری حضور خود را به رخ کشید.

از نیمه قرن بیستم اما جهان شاهد انقلاب دیگری بود. توسعه علم و فناوری در حوزه های مختلف سرعتی بی نظیر یافت و یکی از مهمترین عرصه های این رشد سریع فناوری های دیجیتال بود. اینک مفاهیم جدیدی خود را در دنیای واقعی نشان می دادند. تلفن ها به تلفن های بی سیم و تلفن های همراه و تلفن های هوشمند بدل شدند، کامپیوترها یا زموحوداتی که  باید چندین اتاق را به آنها اختصاص می دادی تا محاسبات ساده ای را انجام دهند به لپ تاپ ها و تبلت های سبک بدل شدند و پیشگامان فناوری وعده عینک های هوشمند مبتنی بر واقعیت افزوده را می دهند. نامه نگاری های چند ماهه یک شبه و به لطف پدیده ای به نام ایمیل تبدیل به ارتباطات چند دقیقه ای شدند. اینترنت به محض آنکه قدم به عرصه زندگی عمومی گذاشت آنچنان همه چیز را دگرگون کرد که کسی باور نمی کرد در مدتی بسیار کوتاه انسان مدرن برایش زندگی بدون این شبکه غیر ممکن شد. روبات ها از داستان های علمی تخیلی قدم به دنیای واقعی گذاشتند. امروز روبات هایی بر سطخ مریخ بخ جای انسان به کاوش می پردازند. یک روبات انسان نما در ایستگاه فضایی کار می کند، روبات های خانه دارد و همبازی کودکان به بازار آمده اند. خانه ها هوشمند می شوند، شبکه های احتماعی نحوه تعامل ما با دنیا را تغییر داده اند. هوش مصنوعی ، الگوریتم های ژنتیکی و دیگر فرآیندهای هوشمند سازی گجت های دیجیتال آنچنان پیشرفت کرده که گروهی معتقدند زمان زیادی تا رسیدن به قابلیت استقلال این نسل جدید هوش مصنوعی برای رشد و توسعه خودش نمانده است.

در زندگی روزمره از دریافت پول از بانک و کارهای بانکی گرفته تا پیش بینی هوا و خواندن کتاب و گوش دادن موسیقی و دیدن فیلم و حرف زدن با دوستان و تعامل با مردم دیگر و ترجمه صحبت های دیگران و حتی روشن کردن خودرود  … به کمک گوشی های کوچکی که در دستان شما است صورت می گیرد. عکسی که از طریق یک گوشی موبایل می گیرید از طریق سیستم های ابری نظیر آی کلاود و یا گوگل، به طور اتوماتیک در شبکه و ابزارهای دیگر شما بارگذاری می شود. اگر سندی داشته باشید به راحتی می توانید با دنیا به اشتراک بگذارید، آن را از طریق بلوتوث به سامانه های افراد دیگر منتقل کنید و ….

ما در میانه انقلابی قرار گرفته ایم که شیوه زندگی ما را تغییر داده است.

این بار سرعت این تغییرات بیش از هر رویداد دیگری بوده است و طبیعی است که وقتی سرعت چنین فرآیندی از زمان لازم برای تطبیق دادن خود با آن بیشتر شود دوباره تکنو فوبیا سر بر می آورد. این بار اما ترس های جدید از فناوری گاه به طور نا معمول و نا شناس خود را نشان می دهد و البته گاه نهادهای تاثیر گذار جامعه بر آتش این هراس می دمند.

چند سال پیش وقتی در متروی تهران افرادی فایل های صوتی و یا تصویری خاصی – که برخی از موارد فیلم ها و یا عکس های شخصی افراد بودند – را با کمک سیستم بلوتوث گوشی های تلفن همراه به دیگران ارسال می کردند، بسیاری از روزنامه ها در تیترهای خود از لفظ بلوتوث های شیطانی استفاده می کردند. دیدن چنین تیتری که مثلا بلوتوث شیطانی باعث خودکشی یک نفر شد، یا بلوتوث عامل ویران شدن زندگی یک نفر، مواردی است که همه ما آنها را به یاد بیاوریم. آن زمان به برخی از دوستانم اعتراض می کردم که چرا از این لفظ استفاده می کنید. گوشی شما و همه ما به این فناوری مجهز است. خود شما اگر الان بخواهید گوشی بخرید حتما یکی از گزینه هایتان این است که فناوری بلوتوث را داشته باشد. چرا در تیترهایتان صورت مساله را عوض می کنید؟ واقعیت این بود که در همه این داستان ها بلوتوث و فناوری انتقال داده به کمک آن هیچ نقشی نداشتند. افرادی بودند که داده های شخصی افراد را بدون اجازه آنها منتشر می کردند. اگر امکان بلوتوث نبود، از سی دی استفاده می کردند، اگر نه آن عکس ها را چاپ کرده و منتشر می کردند. اما تاثیر چنین تیتری این است که در نهایت مردم در پیش زمینه ذهن خودشان به جای آنکه افراد بی مسولیت را مقصر بدانند فناوری بلوتوث را دشمن خود می دیدند و ترس از فناوری مدرن در پیش زمینه ذهن آنها نفوذ می کرد.

در چنین فضایی رسانه ها و صاحبان قدرت سیاسی به این هراس ذهنی از فناوری های نوین دامن می زنند. و از طرف دیگر ما شهروندان نیز خود را با این مفاهیم جدید تطبیق نداده ایم و می خواهیم انتخابی گزینشی در این موارد داشته باشیم.

این روزها همه ما حرف ها و جدل های زیادی را از بحث حریم خصوصی می شنویم. بحث های بسیاری جدی که گاهی باعث می شود برخی از هراس از دست دادن این حریم خود از خیر استفاده از فناوری های نوین هم بگذرند و نتیجه بگیرند این فناوری ها دشمن آزادی آنها در زندگی هستند و همواره چشمانی د رحال جاسوسی از آنها است. متاسفانه این نگاه فناوری هراسانه در بسیاری از بخش های تصمیم گیر نفوذ می کند و منجر به پاک کردن صورت مساله هایی می شود که اساسا وجود خارجی ندارند. نمونه چنین تفکری را می توان در ساختن نماد یوتیوب در نمایشگاه دست آوردهای دیجیتال به شکل ستون های شیطان و سنگ زدن به آن و یا بیان بنای اینترنت ملی به بهانه اینکه اینترنت نا پاک است و امثال آن دید.

واقعیت این است که رشد فناوری و دانش انسان تعاریف و فرهنگ زندگی او را نیز تغییر می دهد. فناوری و علم بار ارزشی مثبت یا منفی ندارند و این ما هستیم که بر اساس استفاده خود از آنها به آنها بار ارزشی می دهیم.

زمانی بود که پیداد شدن یک دنباله دار در آسمان نشانه ظهور بلایی دامنگیر  بود. در غیاب دانش جدید ،مردم با دیدن دنباله دار به خانه های خود فرار می کردند در ها را می بستند و پنجره ها را تخته می کردند. هیچ کس به آنها ایراد نمی گرفت این سبک زندگی آن دوران بود. اما با رشد علم متوجه شدیم که این رفتار اشتباه است اکنون همه ما از دیدن ظهور دنباله داری درخشان در آسمان لذت می بریم. رشد دانش باعث شد پدیده ای که عامل هراس بود تغییر ماهیت دهد ،امنیت آن روز ما این بود که در خانه ها پناه بگیریم و امروز می دانیم که می توانیم از آن لذت ببریم. این اتفاق در فناوری های دیجیتال و به خصوص در آنجایی که با مساله حریم خصوصی مواجه هستیم در حال رخ دادن است.

واقعیت این است که رشد این فناوری ها باعث شده است تا مفهوم قدیمی حریم خصوصی تغییر کند و ما در حال طی کردن این دوران گذار هستیم.

شاید بهتر باشد اینگونه گفته شود که با ظهور فناوری های جدید دایره حریم خصوصی کوچکتر شده است. امروز مواردی مانند مشخصات حساب های کاربری در وب سایت های مختلف، اطلاعان مالیاتی و بانکی و امثال آن در رده حریم خصوصی مورد قبول همگان قرار دارند اما بخش هایی از زندگی ما به واسطه رشد این فناوری های از حریم خصوصی خارج شده است و اگر بخواهیم در این دهکده جدید حضور داشته باشیم باید این تغییر را بپذیریم. ممکن است کسی در یک شبکه اجتماعی عضو شود و همه دسترسی ها به محتوای صفحه خود را به افراد بسیار خاصی محدودکند، از اسم مستعار استفاده کند، هیچ عکس و مشخصاتی از خود را منتشر نکند اما سوال اینجا است که پس  هدف از حضور در این جامعه مجازی چیست؟

یکی از مزیت های دوران قبل این بود که ما می توانستیم به راحتی زندگی های چند شخصیتی داشته باشیم. در محیط کار چهره ما به طور اساسی با شخصیت ما در بین دوستان و در محیط خانوادگی تفاوت می کرد. از این تغییر چهره روزانه راضی بودیم و دیگران هم از ما راضی بودند اما ظهور فناوری های دیجیتال امروز تا حد زیادی باعث می شود شهروندان دهکده جهانی در خانه هایی با دیوار شیشیه ای زندگی کنند. دیگر نمی توان به راحتی چندیدن چهره مجزا داشت. جایی رد پایی از شما باقی می ماند که دیگران می توانند ابعاد دیگر شما را نیز کشف کنند. شاید بسیاری از افراد به همین دلیل دل خوشی از این فناوری ها ندارند چون آنها باعث می شوند ما نقاب های مختلفمان کنار برود و چهره واقعی امان ، رفتارهای طبیعی امان و علایق پنهانمان در پیش دیگران به نمایش درآید. این به خودی خود چیز بدی نیست و البته هزینه های زیادی هم دارد. اگر کسی بتواند این تغییر را پبذیرد از حضور در دنیای مجازی لذت می برد و گرنه با مشکلات فراوانی روبرو می شود و البته که همه داستان داستان شخصی نیست. گاه دولت ها، مدیران و کارفرمایان شما ترجیح می دهند شما همان نقاب را بر چهره داشته باشید.

البته بحث حریم شخصی و تغییر سبک زندگی در اثر رشد فناوری های ارتباطی دیجیتال تنها عامل تکنو فوبیا نیست. یکی از مهمترین دلایل نگرانی از فناوری و رشد آن این است که سرعت آن به قدری است که ما نمی توانیم آن را دنبال کنیم. ما در مورد فناوری های جدید (در هر حوزه ای ) با پدیده ای ناشناخته مواجه هستیم.

همه ما از مفهوم جادو می ترسیم. حتی از دل داستان های فانتزی جادوگران ما را با هراس مواجه می کنند چون آنها قدرتی دارند که برای ما ناشناخته است. زمانی که آرتور سی کلارک فقید در توصیف فناوری های نوین گفت:«هر فناوری به حد کافی پیشرفته ای قابل تمایز از جادو نیست» تنها به شگفت انگیز بودن آن اشاره نداشت. فناوری های مدرن برای ما دست کمی از جادو  ندارند و برای همین در برابر آنها نگرانیم. ما هنوز از آینده ای که روبات های انسان نما درخیابان ها رفت و آمد کنند نگرانیم، از شبکه ای جهانی که همه داده ها در باره ما را در اختیار داشته باشد و علاوه بر آن به قدرت هوش مصنوعی نیز مجهز باشد برای ما نگران کننده است.

متاسفانه این نگرانی ها بسیاری از موارد از سوی صداهای مورد اعتماد جامعه که برای مردم مرجع به شمار می روند تشدید می شود و بر آتش تکنو فوبیا دمیده می شود.

نکته مهم در این است که فارغ از نگرانی ها و یا خواست و هراس ما این فناوری ها توسعه پیدا می کنند. سرعت رشد آنها و عمومی شدن آنها از تندترین تصورات ما نیز بیشتر است. آنها زندگی ما را تغییر خواهند داد و این ما  هستیم که باید زندگی خود را با دنیای جدید – اگر م یخواهیم در آن حضور داشته و موثر باشیم – تطبیق دهیم.

البته همیشه هم نگرانی از فناوری چیز بدی نیست. اگر به داستان های علمی تخیلی نگاه کنید همیشه تکنو فوبیا یکی از دست مایه های داستان های آینده نگرانه بوده است. از فرانکیشتین ماری شلی، تا مترو پولیس، تا عصر جدید چاپلین، ۲۰۰۱ اودیسه فضایی کلارک و کوبریک، پیشتازان فضا، هالک، جنگ ستارگان، ترمیناتور ها، سه گانه ماتریس و انیمیشن وال – ای و آواتار همه و همه در دل خود نوعی نگرانی از پیشرفت های مهار نشدنی فناوری را دارند. این نوع هراس زمینه نگاه آینده نگرانه است. آنها نسبت به آینده هشدار می دهند. به مهندسان و دانشمندان نسبت به حفظ تعادل در جهان و مراقبت از آینده کاری که می کنند انظار می دهند و شرایطی را به تصویر می کشند که اگر روند ها از کنترل خارج شود چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد. این نگاه نگاهی هشدار دهنده است که هم برای جامعه و هم برای فعالان این عرصه مفید خواهد بود. اما چنین آینده نگری هایی الزاما به معنی انکار دست آوردهای دانش و فناوری مدرن و یا تشویق به نابود کردن آنها و ارایه تصویری شیطانی از همه فناوری ها نیست. در نهایت این ما انسان ها هستیم که کاربرد فناوری ها را مشخص می کنیم.

ما خواهی نخواهی در دنیای فناوری های مدرن زندگی می کنیم. می توانیم همچون مردمی که قرن ها قبل دنباله دارها را نشانه بلا می دانستند به خانه های مان فرار کنیم، قفل و زنجیر بر درها بزنیم و یا ماهیت آن پدیده را بشناسیم و از آن لذت ببریم. مخالفت با تکنو فوبیا به معنی غرق شدن در جریان فناوری و شورمندی فناورانه یا تکنو فیلیا (که در نقطه مقابل تکنو فوبیا قرا داشته و مشتاقی و غرق شدن در هرچیزی است که فناوری جدید عرضه می کند) و یا نادیده گرفتن حوزه هایی از خطرات و نا امنی هایی که می تواند به همراه این فناوری های نوین ظهور کند نیست . بلکه دوری کردن از لبه پرتگاهی است که ما را از آینده جدا می کند.

دیدگاه‌ها

  1. به نظرم عدم قبول تغییر در جوامع کمتر توسعه یافته ای مثل کشور ما ریشه در آموزش ندیدن ما برای پذیرفتن چیزهای نو می باشد درد ما توقف یادگیری ماست چه مردم و چه رهبران ما باید به قول روسو پس از درد نان فقط و فقط به فکر گسترش آموزش هایی پویا و دینامیک در کلیه سطوح جامعه باشند والسلام

  2. متن خوبی بود و منصفانه نوشته شده بود
    جمله ی مورد علاقه ی من این قسمته:
    “گاه دولت ها، مدیران و کارفرمایان شما ترجیح می دهند شما همان نقاب را بر چهره داشته باشید.”

    از این قسمت به بعد رو می تونید منتشر نکنید:
    یه چند تا غلط تایپی (شکب گیری، …)و یک غلط املایی ( انظار > انذار) تو متن دیده میشه.

  3. جناب استاد ناظمی، مطلب خیلی خوبی بود که نوشتید. من هم با نظر شما موافقم. فناوری و علم و تکنولوژی به خودی خود چیز بدی نیست این بستگی به استفاده ما از آن دارد. به قول معروف: “تو را تیشه دادم که هیزم کنی // ندادم که بر فرق مردم زنی”.

    ترکیب “بلوتوث شیطانی” هم جالب بود! متأسفانه چنین عبارت های نسنجیده ای حتی در مورد حیوانات هم به کار می رود. عبارت هایی مثل “خفاش شب”، “عقرب سیاه” و … که در مورد مجرمان و قاتلان خطرناک به کار می رود و با کمال تأسف در جراید و رسانه ها نیز به وفور تکرار می شود باعث می شود که به مرور در بین مردم و حتی کودکان خاطره و تصویر نادرستی شکل بگیرد و آزار و اذیت و حتی شکنجه و کشتار حیواناتی مثل خفاش، عقرب، گرگ و .. را در پی داشته باشد. البته عقل انسان به او حکم می کند که از حیواناتی مثل عقرب، گرگ، شیر و … دوری کند تا توسط آنها از بین نرفته و یا خورده نشود، اما رفتار این حیوانات به هیچ وجه شایسته نکوش و ملامت نیست، آنها کار طبیعی خود را انجام می دهند:

    نیش عقرب نه از ره کینه است // اقتضای طبیعتش این است

    این ما هستیم که باید سعی کنیم با روش های مسالمت آمیز از خورده شدن یا کشته شدن توسط آنها جلوگیری کنیم. البته من عقیده دارم در حال حاضر (اگر نگوییم وحشی ترین) هیچ موجودی خطرناک تر از انسان نیست و این باعث شده حتی همان حیوانات وحشی طبیعت نیز از ما وحشت داشته باشند!!!

    1. بحرحال چه از ره کین یا غیر از ره کین، انسانهای بسیاری در تاریخ و همین حالا توسط سایر موجودات کشته میشوند. حتی با وجود اقدامات زیاد و پیشگیرانه.
      مثل ۱/۰۰۰/۰۰۰ نفر مرگ در سال توسط نیش پشه مالاریا.
      ویا سایر آمارهای موجود در نقاط مختلف دنیا در این موارد.
      باکتریها و ویروسهای گوناگون را فراموش کرده اید؟
      ویروسها و باکتریها چه بلاها که بر سر انسان نیاورده اند.
      امان از این طبیعت خشن و بیرحم و وحشی که انسان و سایر جانوران محکوم به زندگی در ان هستند.

      از جانوران هم گذشته، خود زمین هم با انواع رفتارهای خود جانهای بسیاری میگیرد.

      انسان بیگناه، انسان پوچ بیگناه،
      و ما به کدامین گناه شایسته عذابی بنام زندگی بودیم.فقط به خاطر یک سیب!

  4. تکنولوژی تا زمانی که تحت کنترل بشر باشه ترس زیادی نداره. حداق میدونیم با موجودی از جنس خودمون طرفیم. ولی اگه این تکنولوژی قدرت تصمیم گیری مستقل و هوشی در حد انسان و یا بالاتر از اون پیدا کنه به نظرم زیاد جالب نیست. به هر حال در این صورت تکنولوژی از یه وسیله تبدیل به یه رقیب میشه. مطمئنا این چیزی نیست که طرفدار زیادی داشته باشه. کی حاضره منابع غذاییش رو بادیگر موجودات مثل موش و یا میکروب ها شریک بشه؟

پاسخی بگذارید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.