خاطراتی که واقعیت های ایران را شفاف می کند

دکتر رضا منصوری، از جمله شخصیت های علمی در ایران است که نه تنها در حوزه تخصصی خودش چهره ای شناخته شده به شمار می آید که در دل فضای مدیریت علمی کشورمان بوده است. او منتقدی نیست که فقط حرف بزند. وقتی لازم باشد حاضر است مسوولیت بپذیرد و پای حرفهایش هم بایستد.

او از جمله نخستین کسانی است که چشم اندازی برای آینده ایران ترسیم کرده است. او مفهوم علم مدرن را می شناسد و در حالیکه در یکی از نام آورترین مراکز علمی ایران کار می کند و چهره ای شناخته شده در حوزه فعالیت خود در سطح فراملی است، اما از عمق شکاف ما از جامعه علمی جهانی آگاه است. از پیچ و خم های اداری و سیاست های پشت پرده تصمیم گیری مطلع است و با وجود همه این ها به منتقد صرف باقی ماندن رضایت نمی دهد، مسوولیتی مانند معاونت پژوهشی وزارت عتف (علوم تحقیقات و فناوری ) را در زمان وزارت دکتر معین می پذیرد، دست به انتشار مجلات ترویجی و علمی می زند و به دنبال ساخت رصدخانه ملی ایران می رود. ایران را درگیر پروژه سرن می کند و در همان حال دست به واژه سازی برای زبان می زند.

و البته که در همه این موارد منتقدانی هم دارد.

اقدام اخیر دکتر منصوری در ثبت و انتشار برخی از خاطراتش از دوران معاونت پژوهشی وزارت علوم، یکی از کارهایی است که در ایران اگر بی سابقه نباشد کم سابقه است. خاطرات رجال سیاسی ایران بر خلاف آنچه در روند این خاطرات رایج است بیشتر روزنگار اتفاقات است و گاهی هم که قالب روایت پیدا می کند برخی از ملاحظات آن قدر آن را از مسیر اصلی خارج می کند که مطالعه آن بیشتر به حاشیه نگاری یک رویداد می ماند.

دکتر منصوری در مجموعه یادداشت هایی که از سال های حضورش در معاونت پژوهشی وزارت علوم در وزارت علوم منتشر کرده است بدون تعارف های رایج به بیان آنچه می دیده و با آن مواجه بوده پرداخته است. کارهایی که کرده و مشکلاتی که پیش پای کوچکترین تغییری در دستگاه اداری ایران قرار دارد. او بدون ملاحظه های رایج به نقد از وزیر و دولتی که در آن مشغول به فعالیت است می پردازد و به مانع تراشی ها و صحنه سازی ها و کم کاری ها و عدم علاقه به تغییر ها و البته نهاد سازی ها و نیروهای مخالف و بسیاری چیزهای دیگر اشاره می کند.

البته که وی به هزار و یک دلیل بدیهی همه آنچه با آن مواجه بوده و بر او رفته است را نمی تواند بنویسد. همانطور که احتمالا هیچ کس دیگری که در سیاست ایران مشغول بوده این توانایی را ندارد. و البته که این یادداشت ها همه داستان قابل روایت دکتر منصوری از جمله از تلاش های ابتدای انقلابش گرفته تا داستان مشارکت ایران در سرن و سزامی، چشم اندازهایش برای ایران پیشرفته آینده  و داستان رصدخانه ملی ایران و هزاران داستان ریز و درشت دیگر نیست. و البته که می توان به همه این روایت و فعالیت ها نقد داشت اما آنچه نمی توان و نباید فراموش کرد ارزش اساسی این نوشته است.

این اگر نگویم نخستین بار – که تا جایی که من می دانم اولین بار است – اما حداقل جزو معدود مواردی است که در قالب این خاطرات فضایی واقعی از محیط تصمیم گیری و پشت پرده نام های مرعوب کننده ای چون معاونت پژوهشی وزارت علوم ، ترسیم می کند. مهم نیست شما با تصمیم های دکتر منصوری موافق باشید یا نه اما این اتفاق مهمی است که شرحی نسبتا کامل از مشکلات واقعی – و نه شعارهای دور دست – کار کردن در این سیستم ارایه می شود.

این شناخت ضروری است به خصوص برای کشوری مانند که که تجربه چند سال اخیر به خوبی نشان داده است فرآیندی برای انتقال تجربه ها وجود ندارد و هر دولتی و هرمقامی که عوض شود همه داستان ها باید از ابتدا تکرار شوند. این نوع دانسته ها ما را با آنچه وجود دارد و در جریان است آشنا می کند سختی راه پیش رو و دشواری طی کردن آن را به یاد می آورد و البته مطمئن می کند که کسانی که شعارهای رویایی می دهند که یک شبه همه چیز درست می شوند چقدر نا آگاهند. این مجموعه و کارهای مشابه می تواند به فرآیند انتقال تجربه ها کمک کند و ما را با دنیای واقعی ایران امروز آشنا کند.

 

و باز هم متاسفانه که این نوشته های ارزشمند خوب معرفی نشدند. اکثر مخاطبان زمانی این یادداشت ها را خواندند که گزارش بی بی سی فارسی از آن را دیدند و از بین همه آن شرح غیر دقیق از این یادداشت ها هم تنها جمله ای در یکی از پاراگراف های آخر درباره رییس جمهور سابق برجسته و تکرار شد. آنچه در این میان غافل ماند ارزش نوشته هایی است که می تواند تجربه مدیریت و چالش های پیش روی ما را به ساده ترین و آرام ترین راه به نسلی دیگر منتقل کند.

به هر حال توصیه می کنم بخش اول خاطرات ایشان در وزارت عتف را که در وب سایت ایشان منتشر شده است بخوانید. متن این یادداشت ها را می توانید از این لینک دانلود کنید.

 

دیدگاه‌ها

  1. چون تا بحال ندبده بودم که شما از هیچ کس این قدر مستقیم تعریف کنید و هم شما را از نزدیک می شناسم و هم شاگرد دکتر منصوری هستم واقعاً متن تاثیرگذاری برایم بود.

    1. این خاطرات بخش هایی از مشکلات و مسایل مدیریت علمی در کشور و همچنین نبود بستری برای انتقال تجربه ها را به گونه ای دست اول روایت می کند. به نظر من مطالعه آن برای هر کسی که برایش مسایل توسعه کشور اولویت دارد مهم است و فارغ از اینکه شخصی با نگاه یا شیوه مدیریت نویسنده موافق یا مخالف باشد می تواند از این خاطره ها و روایت ها چشم اندازی از دشواری های کار در فضای مدیریتی ایران را به دست آورد.

      1. شما فرمودید که این متن را نوشتید که گوشزدی باشه برای کسانی که توسعه کشور براشون اهمیت داره؟؟؟!!!

        اما در متنی که شما نوشتید اصلا رنگ و بوی همچین چیزی وجود نداره

        بیشتر به نظر می رسه به زبان طعنه و بیرون گود نشستن دارید صحبت می کنید

        1. نه! واقعا چنین منظوری نبوده و الان هم که دوباره متن را خواندم باز هم متوجه نشدم چطور چنین برداشتی از آن شده است. اما ممنون از تذکرتان حتما بیشتر دقت می کنم که متن های آینده ام موجب سو برداشت نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.