شبهعلم براي آنكه راه خود را به ميان مردم باز كند تكنيكها و روشهاي مختلفي دارد. يكي از روشها اين است كه تفسير غلطي از دادههاي علمي ارائه ميدهد. براي مثال برخي از طالعبينان ستارهاي به شما ميگويند علت تاثير ستارهها بر سرنوشت شما تاثير نيروي گرانش آنها بر شماست و جزر و مد درياها در اثر نيروي كشندي ماه را هم شاهدي بر صحت ادعاي خود ميآورند. اما آنها آگاهانه يا از روي جهالت فراموش ميكنند نيروي گرانش چگونه عمل ميكند و چگونه تاثير آن با عكس مجذور فاصله رابطه دارد و آنچه درباره ماه صادق است درباره سيارهها و ستارههاي دور دست عمل نميكند.
گاهي آنها بخشي از يك واقعيت علمي را انتخاب و بخشهايي را به دلخواه حذف ميكنند تا تئوري خود را موجه جلوه دهند. مثلا در نمونه ظهور مريخ در ابعاد ماه كامل در شهريور ماه آنها بخش عمدهاي از داستان خود را از خبري مربوط به چند سال پيش برداشتهاند كه در آن اعلام شده بود در آن سال بخصوص مريخ به نزديكترين فاصله خود با زمين ميرسد (اين فاصله چند كيلومتري نزديك تر از فاصله مريخ نسبت به ركوردهاي قبلي خود بوده است).
در خبرهاي آن سال اعلام شده بود كه اگر با تلسكوپي با بزرگنمايي مشخصي به مريخ نگاه كنيد درون تلسكوپ، مريخ را به ابعاد ماه كامل خواهيد ديد. اما شايعهپردازان اين بخش و همچنين بخشي را كه مربوط به زمان اين رويداد بود، حذف كردند و هر سال نامههايي مبني بر اينكه اين اتفاق ميافتد و مريخ ناگهان به اندازه ماه كامل در آسمان شب ديده ميشود را منتشر ميكنند. گاهي قطعاتي با تفسيرهاي اشتباه و آميخته به برخي از اطلاعات غلط در كنار هم قرار ميگيرند تا داستاني جعلي را منطقي جلوه دهند.
مثلا در داستانهاي مربوط به پايان دنيا در شب يلداي امسال، تفسير غيردقيقي از يك تقويم باستاني، تعدادي اطلاعات بيربط نظير اينكه در شب يلدا و انقلاب زمستاني خورشيد، زمين ومركز كهكشان در يك راستا قرار ميگيرند (اين اتفاق هر سال هنگام انقلاب زمستاني تكرار ميشود) و اينكه سيارات همگي در يك خط قرار ميگيرند (اين اتفاق امسال نميافتد و اگر زماني هم رخ دهد هيچ تاثير گرانشي بر زمين ندارد) را كنار هم قرار ميدهند تا ادعاي خود را توجيه كنند. گاهي نيز كار به نظريههاي توطئه ميكشد. در خصوص بشقابهاي پرنده، عمده مدارك مدعيان به واسطه اطلاعات طبقهبندي شدهاي است كه گويا در اختيار آنها قرار دارد و از پنهانكاري دولتها در مخفي نگهداشتن اين موضوع صحبت ميكنند.
شايعهپراكنان باهوش!
هميشه مقابله و مواجهه با اين شايعات كار آساني نيست. گاهي ميتوان مدارك و ادعاهاي آنها را نقد كرد. مثلا زماني كه گفته ميشود همه سيارات در روز خاصي در يك راستا قرار ميگيرند، ميتوان نقشه مدار سيارات و وضعيت آنها را به مردم نشان داد و توضيح داد كه اين اتفاق نميافتد و اگر هم بيفتد برآيند نيروي گرانشي وارد بر زمين چقدر ميشود و اين تاثير چقدر اندك و قابل صرف نظر در مقابل مثلا گرانش فقط ماه كه در نزديك ما قرار دارد، است. يا مثلا اگر به شما بگويند تغيير قطبين مغناطيسي عامل تغييرات بزرگ و نابودي زمين است ميتوان به آنها شواهد مربوط به تغيير قطبين مغناطيسي زمين در طول تاريخ را نشان داد و اشاره كرد اين پديده تازه و عجيبي نيست و زمين بارها آن را تجربه كرده است و تاثيرات آن مشخص و قابل بررسي است و ارتباطي با ادعاي مطرح شده ندارد.
گاهي اوقات شايعهپردازان براي نفوذ در اذهان مردم، از توصيه و ضربالمثلي قديمي پيروي ميكنند كه اگر ميخواهيد دروغي بگوييد كه همه باور كنند، بايد دروغتان تا حد امكان بزرگ باشد. در اين مورد خاص بحث كردن و صحبت كردن درباره اين ادعا دشوارتر است چون اصولا حرف معني داري ارائه نشده است. نمونه اخيري كه مردم با آن مواجهند از اين دسته است.
سه شبانهروز تاريكي
اگر كاربر شبكههاي اجتماعي بوده يا وبلاگهاي مختلف داخلي و خارجي را ديده باشيد يا مخاطب ايميلهاي عمومي باشيد، حتما با اين خبر مواجه شدهايد كه قرار است زمين به مدت سه روز در خاموشي فرو برود. روايتهاي مختلفي از اين داستان منتشر شده است. يكي از عموميترين اين موارد را در ادامه ميبينيد:
«دانشمندان ناسا، خاموشي در كل كره زمين به مدت سه روز از تاريخ 23 دسامبر 2012 را پيشبيني كردهاند. اين پايان جهان نيست، اين همترازي جهان، جايي كه خورشيد و زمين براي اولين بار همتراز ميشوند. زمين از وضعيت كنوني كه بعد سوم است به بعد صفر تغيير كرده و سپس به بعد چهارم تغيير ميکند. در اين گذار جهان با تغيير بزرگي روبهرو ميشود و ما يك جهان جديدي را خواهيم ديد. پيشبيني شده است اين سه روز تاريكي در روزهاي 23، 24، 25 دسامبر 2012 (سوم تا پنجم دي 91) اتفاق ميافتد، حفظ آرامش، كنار يكديگر بودن، مناجات و خواب در اين سه روز بهترين كار است و آنهايي كه بعد از اين واقعه زنده ميماند با يك جهان نوين روبهرو خواهند شد. خطري كه شما را تهديد ميكند اين است كه در اثر هراس از اين رويداد دچار حادثه شده و از بين برويد. مقامات نميخواهند به دليل توسعه وحشت عمومي اين موضوع را عمومي كنند.»
برخلاف نمونههايي كه قبلا اشاره شد، اين داستان تنها بر مبناي دروغهاي شاخدار و حرفهاي بيمعني بنا شده است. به طور خلاصه در اين متن اين ادعاها مطرح ميشود:
1ـ ناسا و دانشمندان آن اين موضوع را پيشبيني كرده است
2ـ خورشيد و زمين براي اولين بار همتراز ميشوند
3ـ زمين از بعد سه روز به بعد صفر و بعد به بعد چهار ميرود
4ـ در نتيجه زمين (يا جهان؟) سه روز خاموش ميشوند
در اين خصوص مساله تنها اشتباه بودن دادهها نيست، بلكه اساسا گزارههاي موجود هيچ معني ندارد.
ناسا چه ميگويد؟
در مورد بند يك كافي است نگاهي به وبسايت ناسا بيندازيد. هر بار كه چنين شايعاتي مطرح ميشود پاي ناسا هم به ميان باز ميشود كه دليل عمده آن هم اين است كه ناسا براي بسياري از مردم به عنوان عاليترين مركز پژوهشي و علمي جهان شناخته ميشود (كه البته اين طور نيست) طراحان به نظر هيچ وقت نام مراكز علمي و پژوهشي ديگر را نشنيدهاند و همه چيز را به ناسا ارتباط ميدهند.
طبيعي است تنها چيزي كه در مجموعه ناسا در اين باره پيدا خواهيد كرد خبر و توضيحي است كه بيان ميكند اين مساله هيچ سنديتي ندارد و چنين حرفي بيمعني است. در بخش 2و 3، گزارههايي كه دلايل اين رويداد را مطرح ميكنند در واقع گزارههايي بيمعني هستند. نه به اين معني كه در آنها اشكالي وجود دارد بلكه به اين معني كه اساسا اين جملات هيچ معني مشخصي ندارند. وقتي گفته ميشود زمين و خورشيد همتراز ميشوند با چه چيزي همتراز ميشوند؟
از هندسه مقدماتي به ياد داريم كه هميشه ميان دو نقطه ميتوان يك خط مستقيم رسم كرد. در اين مورد بين خورشيد و زمين نيز همواره ميتوان خط مستقيمي را رسم كرد اما وقتي صحبت همترازي است، ابتدا بايد ببينيم اين تراز در مقايسه با كدام جسم سومي مطرح ميشود؟ هيچ. اگر به موضوعات مشابه برگرديم مشابه اين ادعا را در دو مورد درباره ادعاهاي سال 2012 ميبينيم كه در آنها اشاره شده است كه زمين و خورشيد و ديگر سيارات منظومه شمسي همگي در يك راستا قرار ميگيرند و ادعاي ديگر اينكه خورشيد و زمين و مركز كهكشان در يك راستا قرار ميگيرند.
اگر چه در ادعاهاي مربوط به اين داستان به هيچ يك از اين دو اشارهاي نشده است اما حتي با فرض قبول آن بايد گفت اول اينكه در سال جاري چنين همخطي عمومي بين سيارهها رخ نخواهد داد و دوم اينكه رخ دادن چنين همخطي هيچ تاثيري بر زمين نخواهد داشت (ميتوانيد با كمك فرمولهاي عمومي مربوط به گرانش، تفاوت نيروي گرانشي كه به سياره ما وارد ميشود را در اين شرايط با هر شرايط دلخواه ديگر مقايسه كنيد).
سوم اينكه هر سال و هنگام انقلاب زمستاني در نيمكره شمالي، زمين و خورشيد و مركز كهكشان تقريبا در يك راستا قرار ميگيرند (مركز كهكشان جايي در منطقه صورت فلكي قوس و در فاصله حدود 28 هزار سال نوري از ما قرار دارد) و هر سال خورشيد در مسير حركت ظاهري خود به دور زمين روي دايره البروج در اول دي ماه تقريبا در جايي قرار ميگيرد كه زمين ـ خورشيد و اين ناحيه تقريبا (این تقریب خیلی سهل انگارانه ای است چون در همین هنگام هم 6 درجه ای واقعا با این نقطه فاصله دارند) در يك راستا هستند (و البته 6 ماه بعد بار ديگر اين همخطي به شكل معكوس قرار ميگيرد و خورشيد ـ زمين و اين منطقه در يك راستا قرار دارند و اين هنگامي است كه شما در آسمان شب ميتوانيد به رصد اين بخش از آسمان بپردازيد).
گزاره بعدي حتي از اين هم بي معني تر است. اينكه ما در بعد سوم قرار داريم و به بعد صفر و بعد چهار نقل مكان ميكنيم مطلقا عباراتي بي معني هستند. جهان ما ساختاري چهاربعدي دارد. سهبعد آن ماهيت فضايي و يك بعد آن از زمان تشكيل شده است. از زمان اينشتين ميدانيم فضا و زمان ماهيتهاي جداگانههاي ندارند و در يك ساختار پيوسته به نام فضا ـ زمان قرار ميگيرند. همه آنچه از جهان ميشناسيم در اين قالب چهاربعدي است. البته برخي از نظريات صحبت از ابعاد بالاتري در ابتداي عالم ميكنند اما اولا تاكنون سرنخي از آنها به دست نيامده و ثانيا حتي در صورت وجود آنها با ساختاري با ابعاد بالاتر مواجه ميشويم. انتقال از يك بعد به بعد ديگر معني ندارد. براي اينكه اين مساله روشن شود مثالي ساده را در نظر بگيريد.
از رياضيات مقدماتي نمودارهاي دو بعدي يا دكارتي را به ياد داريد كه با دو خط عمود بر هم مشخص ميشد. هر نقطه در اين صفحه با دو عدد كه نشاندهنده مختصات طول و عرض آن بود نشان داده ميشد. فرقي نميكند كه شما روي محور طول يا عرض باشيد؛ در هر حال شما روي صفحه هستيد و فقط مولفههاي اين مختصات تغيير ميكند. در عالم ما نيز همه چيز مختصاتي چهار مولفهاي دارد كه سه تاي آن ماهيت فضايي و يكي از آنها ماهيت زماني دارد. براي اينكه پوچ بودن اين گزاره را بهتر ببينيد، به ياد بياوريد كه وقتي صحبت از اشكالي با ابعاد پايينتر ميكنيم براي مثال يك نقطه را موجودي با بعد صفر، خط را ساختاري يك بعدي، صفحه را دو بعدي و فضا را سهبعدي ميدانيم. حتي تصور اينكه افرادي كه اين مطلب را نوشتهاند چه فكري ميكردهاند غيرممكن است. اينكه ما در بعد سه زندگي ميكنيم يعني چه؟ ما در فضا ـ زماني چهاربعدي زندگي ميكنيم و به اين ترتيب هر آنچه ادعا ميشود تعدادي كلمه بيمعني است كه كنار هم قرار گرفته است.
طبيعتا وقتي مقدمه بحثي غلط و بيمعني باشد هر نتيجهاي را ميتوانيد از آن بگيريد و از جمله اينكه بر اين اساس زمين خاموش ميشود (البته معلوم نيست برق قطع ميشود، ستارهها و خورشيد خاموش ميشوند يا…).
هيجان علم حقيقي
به اين ترتيب شايعات راه خود را باز ميكنند و هر بار خرد جمعي ما انسانها را به چالش ميكشند. شايد هيچگاه نتوان جلوي انتشار اين شايعهها و ساخته شدن آنها را گرفت. برخي از روي ناآگاهي و برخي با هدفهاي ديگر اين كار را در آينده هم ادامه خواهند داد اما ميتوان با افزايش آگاهيهاي عمومي از تاثيرات مخرب آن جلوگيري كرد. البته كه چنين رويدادهايي ظاهري هيجانانگيز دارند اما با افزايش آگاهي است كه ميتوان منابعي هيجانانگيزتر و البته علمي و منطقي را جانشين اين شايعات كه واقعا بايد آنها را در رده چرنديات طبقهبندي كرد، قرار داد.
نگاهي به جهان اطراف بيندازيد، اينكه چگونه جريانهاي آب و هوايي تبديل به هيولايي مانند توفانهاي مخرب ميشوند، اينكه در دل آتشفشان ها، در بستر زمين و در قعر اقيانوسها چه ميگذرد، اين كه در آسمان چگونه موجوداتي هيجانانگيز، زيبا و مرموز زندگي ميكنند و اينكه چگونه ما در حالي كه اسير سياره كوچك و آبي خود هستيم ميتوانيم رازهاي اين معماها را كشف كنيم، همه و همه داستانهاي پركشش و هيجانانگيزي هستند كه اگر وارد آن شويد هيجاني به مراتب بيشتر از دست و پنجه نرم كردن با اين شايعات بيمعني را تجربه خواهيد كرد.

پوریا عزیز . بسیار ممنونم از اینکه هربار با حوصله در مورد این جریانات عجیب و غریب صحبت میکنی .
خیلی ممون از بابت این مقاله ، همان طور که خودتان هم فرمودید هیچ گاه نمیتوان به طور کامل جلوی اینگونه از شایعات را گرفت ولی حداقل با آگاهی جامعه،اثر این گونه شایعات نیز کمتر میشود.
و از جمله این خل و چل ها فقط اسم دانشگاه هاروارد رو شنیدن به عنوان دانشگاه، اسم انیشتین رو شنیدن به عنوان دانشمند. معمولا مورد اول یه رازی در مورد حقانیت عقیده اینها داره، و یا دومی به تمام اعتقادات و سنت های اونها علاقه منده
سلام
شايد خوندن اين مطلب هم بد نباشه
موضوعي كه حتي خيلي بيش تر از انتشار اين دروغ ها و شايعات و خرافات منو نگران كرده عزم جدي رژيم براي افزايش جمعيت كشور و دليل تراشي هاي متعدد در مورد مزايا و منافع اين كار!!! هست (از توطئه ي صهيونيستي گرفته تا انقراض نسل و تصميم كشورهاي اروپايي (و صد البته توسعه يافته و مرفه!!!) براي تشويق مردم به بچه دار شدن هست)
فكر كنم خودتون بايد در اين مورد آستين ها را بالا بزنيد و زيان هاي اين كار رو بگيد
سلام
من قبلا در مطلبی درباره افزایش جمعیت نظرم را نوشته ام:
http://tinyurl.com/c73by47
ممنون
بله من قبلا اون مطلب فوق العاده را تو وبلاگتون خونده بودم اما اون زمان قضیه این قدر جدی نشده بود. اون موقع همایش «تنظیم جمعیت، توطئه صهیونیستی» برگزار نمیشد. در روزنامهها و مجلات و سایتها در باره مزایای افزایش جمعیت قلم فرسایی نمی کردن، رادیو و تلویزیون مرتب باحضور “کارشناس”ها(!) در این مورد برنامه پخش نمی کردن، کسی نگفته بود مردم هر سه سال یک بار بچه دار بشن، توی «دانش»گاه ها تبلیغ این موضوع نمیشد، کسی حرفی از منقرض شدن نسل ایرانی ها نمیزد، تنظیم خانواده از سیلابس درسی دانشگاهها حذف نشده بود، بودجه تنظیم خانواده و کنترل جمعیت قطع نشده بود، برای افزایش جمعیت بودجه در نظر گرفته نشده بود، و بدتر از همه سرکرده رژیم از جمعیت 150-200 ملیونی دفاع نمی کرد(از نظر من عمده دلیل تلاش برای افزایش جمعیت ، کاهش احتمال حمله نظامی زمینی و دردسر های جنگ شهری و … هست)
مسلما هر کس مختصر آگاهییی از اوضاع جهان داشته (حتی تو عمرش یک بار فکر کرده باشه!) باشه می فهمه افزایش چند برابری جمعیت یک کشور یعنی چی. به هر حال فکر کنم اگه یک بار دیگه بتونید با اون قلم جادویی تون توی جام جم و به خصوص دانستنیها (که بخش عمده خواننده هاش نوجوون هستن) این مورد را به صورت علمی بررسی کنید خیلی عالی میشه
سلام.
باتشکر که من رواز سردرگمی درآوردید.
اگر یادتون باشه، 30 مهر بود(پرشی به سوی خانه) که پرسیدم این موضوع واقعیت داره؟
(دقیقا 1 ماه منتظر جواب بودم!!)
سلام بسیار عالی بود
در جایی خونده بودم که مردم اروپا قبل از ورود به هزاره دوم میلادی دست به دعا برداشته بودند که پایان جهان فرارسیده و با توصیه کشیشهای قرون وسطایی نگران در خانه هاو کلیسابه راز و نیاز با خدا می پرداختند این امورد اخیر و البته قبلش پیش بینی پایان جهان توسط تویم مایاهاهمیشه خواهد بود به فرمایش حضرت علی (ع) زکات عقل تحمل جاهلان است
سلام ممنون ازتوضیحاتتون.
ناسا برای بسیاری از مردم به عنوان عالیترین مرکز پژوهشی و علمی جهان شناخته میشود (که البته این طور نیست)
می بخشید در این قسمت گفته شده ناسا عالی ترین نیست می خواستم ببینم از نگاه شما چه مرکز پژوهشی برتری وجود دارد؟ چون بنده هم همین فکر رو دارم اگه میشه نام ببرید تا از ان به عنوان منبعی معتبر تر استفاده بشه.
جناب ناظمی عزیز مثل همیشه ممنون اما ی سوال ضمن خوندن بخش های پایانی یادداشتتون برام پیش اومد :
“انتقال از یک بعد به بعد دیگر معنی ندارد”
با توجه به اینکه خودتون فارغ التحصیل ریاضیات هستین می خواستم ازتون بپرسم ما می تونیم به جفضای – زمان پنج و حتی شش بعدی هم منتقل شیم و با ابعاد چهارم و پنجم فضا آشنا شیم اما بازگشت به جهان 4 بعدی برامون غیر ممکن میشه دیگه درسته ؟
اگر بخواییم ی مثال متافیزیکی داشته باشیم فرشته ها و موجودات معنوی در واقع در فضا زمان پنج بعدی و یا حتی بیشتر حضور دارن اینطور میشه برداشت کرد ؟
درواقع نسبیت دان ها ابعاد بالاتر از چهار را “تصور” می کنند. بدین معنی که مثلا در شرایط اولیه ی عالم پدیده های فیزیکی از خصوصیات عالم چهار بعدی تبعیت نمی کنند. این معنی را نمی دهد که ما مثلا 11 بعد داریم و خودمان را منتقل می کنیم!!!
کلا انتقال بی معنی است و لاغیر!
سلام
مرسی از توضیحاتتون …خیلی کامل و منطقی بود
همه حرفات چرت بود
این اتفاق می افته
آقای ناظمی به نظرتون به کسانی که بعد از خواندن همهی این مطالب علمی میگویند؛ ناسا گاهی اوقات حقایق مطالبی رو برای اینکه ترس عمومی ایجاد نشه مخفی میکنه!!!! چه جوری میشه به اینها جواب داد؟
اگاهی دانش و قلم شیوای شما همیشه جذاب بوده و برای اگاهی بیشتر مردمه. در حالیکه بسیاری از به ظاهراندیشمندان رسانه کشورم در بررسی دین پژوهشی این موضوع می پردازند که نه تنها بار خرافه را کم نمی کند بلکه سندیت بر ظهور منجی بشریت می دونند. البته در ظهور منجی شکی نیست و اینکه این شایعات دامن زدن کاری ابلهانه است شکی نیست. شما به عنوان یک نویسنده علمی همیشه رسالتی که به دوش دارید در صدق گفتار و نوشته به نحو احسن انجام دادید. تشکر……..
سلام جناب ناظمی
ممنون از متنی که نوشتید. در اینطور مواقعی که برخی شایعات اینقدر قوت میگیرند چشم ما به افرادی چون شماست که ببینیم نظر شما چیست و طبعا افرادی چون من که شما را به عنوان یک منجم معتبر میشاسند با شنیدن این حرف ها از شمااطمینان پیدا میکنند. باز هم ممنون که مینویسید.
با اجازه تان این متن را در وبلاگ انجمنمان منتشر کردم البته با ذکر نام شما.
ممنونم و تشکر میکنم آقای ناظمی
سلام جناب ناظمی
متأسفانه در ایران چون مراجعی ذیصلاح در نجوم به صورت قدرتمندانه وجود ندارد همه ی مردم بدتر سردرگم می شوند. الان جنبنده ای در فضا بجنبد تلویزیون و رسانه ها اعلام می کند و به قول شما می گوید ناسا کشف کرد و یا نهایتاً منابعشان لغت معروف دانشمندان است. ولی در این باب جهل زدایی و از بین بردن ترس مردم حرکتی صورت نگرفته است. باز هم ممنونم از شما که وقت گذاشتید و موشکافانه این مطلب را باز کردید که باز هم جای امیدواری دارد. امیدوارم منجمان سرزمین ما فارغ از هیاهو نزاهای گروهی سعی کنند در استان های خودشان از تریبون ها و رسانه های جمعی و ارباب جراید استفاده کنند و خبرهای درست و منطقی علمی را به مردم اعلام کنند.