بیل گیتس – مجموعه وایرد

در پست قبلی درباره ویژه نامه بیستمین سالگرد انتشار مجله وایرد نوشتم. یکی از سرفصل های این شماره بیل گیتس است و مطلبی که در باره وی کار شده، گفتگوی کوتاه استیون لوی (Steven Levy)، روزنامه نگار و نویسنده حوزه فناوری دیجیتال با  او است که ترجمه آن در ادامه می آید.

—-

QAgates_f

پیتر تیل (*Peter Thiel) نارضایتی خود از روند  رشد فناوری را اخیرا به این شکل بیان کرده است :«ما ماشین های پرنده می خواسیتم و در عوض محدودیت 140 کاراکتر نصیبمان شده است» آیا با نظر وی موافقی؟ 

– من برای پیتر تیل متاسفم. واقعا دوست داشت الان ماشین های پرنده داشته باشیم؟ چنین ماشین های روش مقرون به صرفه و بهینه ای برای رفتن از یک جا به جای دیگر نیست. از طرف دیگر 20 سال پیش ما این ایده را داشتیم که بتواینم اطلاعات را در زیر انگشتان دستمان در اختیار بگیریم. این کار را انجام دادیم. الان تقریبا همه مردم از این روش برای مرور نقد فیلم ها، دنبال کردن مسیر بسته های پستی و یا سفارش و خرید آنلاین و … استفاده می کنند. من آرزو می کنم کاش برای یک روز این امکان شگفت انگیز را بتوانیم از مردم بگیریم تا به یاد بیاورند گذشته چه شکلی بود.

 

الان دیگه 5 سال است که به طور تمام وقت به کارهای انسان دوستانه می پردازی. دست کشیدن از چه چیزی برایت از همه سخت تر بود؟ 

– من دلم برای کارهای پیچیده و پیشرفته ای که هر روز در مایکروسافت با آن سرو کله می زدم تنگ شده است: اینکه روشهای  برنامه ریزی را تغییر می دادیم، چطور اطلاعات را به شکل بصری تبدیل می کردیم، چطور اسناد جدید را تولید می کردیم و اینکه چطور طوفان ذهنی به راه می انداختیم. الان هم از آن زیربنای دیجیتال استفاده می کنم. ولی سوال های متفاوتی را مطرح می کنم: چطور می توانیم واکسیناسیون بچه ها را انجام دهیم؟ چطور می شود تغذیه کشورهای فقیر را تامین کرد؟ جطور می توانیم خدمات مالی ارزان قیمتی را در دسترس همگان قرار دهیم؟ چطور می توانیم از زمینه موجود استفاده و انقلابی در آموزش به وجود بیاوریم؟ 

 

بنیاد بیل و مالیندا گیتس جان بیش از 5 میلیون نفر را تا کنون نجات داده است. چطوری می توانید کاری کنید که رسانه ها همان قدر درباره نجات جان آدم ها هیجان زده شوند که از خبر عرضه یک تلفن جدید هیجان زده می شوند؟ 

– فکر کنم احتیاج به یک همه گیری مالاریا در جامعه بلاگ نویس ها داریم! یا اینکه افرادی را احتیاج داریم که همه گیری مالاریا را دیده باشند و درباره آن شروع به وبلاگ نویسی کنند. جدا ما با دو  جامعه متفاوت مواجهیم داریم که هیچ نقطه تماس و اشتراکی با یکدیگر ندارند. افرادی که در کار نوآوری هستند و در حوزه فناوری کار می کنند لازم نیست از اینکه چنین کاری را می کنند احساس شرمندگی کنند اما اگر به مقدار کافی پول از این راه در آوردند، باید بخشی از آن را صرف این کنند که بتوانند ارتباطی شخصی با این موضوعات پیدا کنند. 

ما در 20 سال آینده در وایرد چه موضوعاتی را خواهیم نوشت؟ 

– شما بازهم از هراس از روبات ها خواهید نوشت. این موضوعی که برای مدتی طولانی می توان درگیر آن بود. 

کدام روبات ها؟ 

– روبات ها ی مقاله نویس. جدی می گم. مواردی که درباره هوش بشری منحصر به فرد به شمار می رود، موضوعات مورد توجه در بیست سال آینده خواهد بود. اما بزرگترین اتفاق در این دوره زمانی به نظرم تکمیل شدن محاسبات و پردازش های فراگیر است: دیدن، صحبت کردن، دست خط ها، عینک ها و امکانات تعامل تصویری با داده های محیط اطراف. استفاده از همه سطوح، توانایی نامحدود یادگیری ماشین ها، توانایی ذخیره نامحدود داده، اتکا و اعتماد نامحدود به این فضا و در نهایت اینکه همه این ها با هزینه ای تقریبا معادل صفر.

در بخش کتاب های وبلاگتان یکی از داستان هایی که معرفی کرده اید، کتاب ناطور دشت (جی دی سلینجر) است. آیا با هولدون کالفیلد احساس همذات پنداری می کنید؟ 

– با هولدون کالفیلد همذات پنداری نمی کنم. اما من هم درباره اینکه اردک ها در زمستان چه بلایی سرشان می آید نگران بودم و اسم یکی از دخترهایم را هم فوئبه گذاشته ام. ناطور دشت کتاب درخشانی است که نشان می دهد چطور انتقال از دوره معصومیت کودکی به بزرگسالی همه چیزش مثبت نیست. برخی از عناصر دروان کودکی وجود دارد که می خواهید آنها را تا حدی برای دوران بزرگسالی اتان نیز حفظ کنید. مانند حفظ کنجکاوی یا خوش بینی.  و البته اینکه اگر به یک شمشیر بازی می روید نباید شمشیرتان را در مترو جا بگذارید**. این کار اشتباه است و ممکن بود برای من هم پیش بیاید. 

 

—-

*: پیار تیل، کارآفرین برجسته المانی الاصل مقیم آمریکا است. وی به دلیل سرمایه گذاری های پر خطر و پر ریسک مشهور است و از بانیان شرکت پی پال بوده است. او همچنین فعالیت های گسترده ای در زمینه مسایل و تحقیقات انسان دوستانه دارد. در سال 2011 وی در رده 293 فهرست 400 فرد ثروتمند جهان نشریه فوربس قرار داشت.

** اشاره به بخشی از داستان ناطور دشت. 

*** متن اصلی این مصاحبه را می توانید در وب سایت مجله وایرد در این نشانی بخوانید.

دیدگاه‌ها

    1. گمانم از همان گوشت ها خورده اند حالشون خرابه:)
      اما واقعا نمی دانم یعنی چی. قاعدتا باید سند سازی برای ورود چیز دیگری باشد

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.