راه زنان در دنیای علم راه دشواری بوده است و هنوز هم راه پر پیچوخمی در مقابل راه آنها قرار دارد. داستان تلاش زنان برای ورود به دنیای علم و توسعه آن داستانی مهم در تاریخ علم معاصر است که نمیتوان آن را ندیده گرفت.
برخلاف آنچه در نگاه اول به نظر میآید، هنوز هم زنان در جامعه علمی با موقعیت پر چالشی مواجه هستند. آنها از یکسو باید بر فضای بناشده بر ایدههای جنسیت زده مقابله کنند و از سوی دیگر باید فشارهای اجتماعی را تحمل کنند. با اینوجود موفقیتهای زنان و مبارزههای طولانی آنها در رشتههای مختلف الهامبخش بوده و توانسته حداقل فضای رسمی را اندکی تغییر دهد.
درباره بخش مهمی از مشکلات و نابرابریهای جنسیتی در فضاهای دانشگاهی میتوان مفصل نوشت اما در اینجا لازم است تنها بر یک نکته تأکید کرد.
در بسیاری از کشورهای جهان و متأسفانه در کشور ما ایده تفاوت توان مغزی و تحلیلی میان زنان و مردان به چنان موضوع کلیشهای بدل شده است که گاهی افراد بدون آنکه لحظهای فکر کنند آن را بهطور دائم تکرار میکنند. ایده اینکه زنان در علم موفق نیستند. آنها توان کار ریاضیاتی بالایی ندارند و نمیتوانند در حوزههای علمی پیشرفت کنند. گاهی اوقات و در کمال تعجب میشنویم که این سخنان از دهان افرادی برجسته در فضای دانشگاهی بیرون میآید و این تنها مختص ایران هم نیست. همین چند ماه پیش بود که تیم هانت برنده جایزه نوبل پزشکی در سال ۲۰۰۱، در کنفرانسی در کره جنوبی در اعتراض به حضور زنان دانشمند در آزمایشگاهها نکاتی را مطرح کرده بود که باعث واکنش جامعه علمی شده بود.
زمانی که با این افراد وارد بحث میشوید گاهی به مستندات تاریخی و گاه برخی از تحقیقات هم اشاره میکنند. آنها میگویند شما در طول تاریخ چند ریاضیدان مرد و در مقابل آن چند ریاضیدان زن داشتهاید؟ یا چند نفر از برندههای نوبل یا مدال فیلدز مگر زن هستند؟ آنها سیطره مردان در این حوزهها را به مسئله جنسیت نسبت میدهند و نتیجه خطرناکی میگیرند که زنان توانایی کار علمی ندارند.
نکات مهمی در این استدلال فراموش میشود. ازجمله اینکه آیا زنان و مردان فرصتهای یکسانی برای دنبال کردن علم داشتهاند؟ از دوره باستان و علم اسکندرانی که دانشمندی مانند هیپاتایا کشته میشود تا امروز چنین فرصتهای برابری وجود نداشته است. دانشگاههای بزرگ جهان بسیار دیر درهای خود را به روی زنان باز کردند و وقتی در نیمه قرن ۱۹ این اتفاق افتاد، زنان ناچار بودند در فضایی به کار بپردازند که نگاه مردانه هر اقدام و گامی را برای آنها به چالشی خردکننده بدل میکرد. حتی درجایی مانند ناسا زنان باید مبارزهای جدی را پشت سر میگذاشتند تا بتوانند اجازه ورود به برنامههای فضا نوردی را کسب کنند. و این تاریخ باستان نیست اتفاقی است که همین روزگار ما رخ داده است.
در کنار این مسئله باید به فشارهای اجتماعی بر روی زنان اشاره کرد. درک رایج و نوعی نگاه اشتباه و پذیرفتهشده در جوامع این است که تمام مسئولیت فرزندداری بر عهده مادر است. زن و مردی را تصور کنید که بهطور یکسان در رشتهای علمی در حال تلاش هستند. این دو نفر با هم فرزندی به دنیا میآورند. این فشار اجتماعی و برداشت غلط عملا باعث میشود درحالیکه مرد میتواند کار تحقیقی خود را بدون وقفه ادامه دهد تمام مسئولیت فرزند داری بر عهده زن داستان قرار بگیرد و درنتیجه در دورهای که سرعت رشد علم روزبهروز در حال افزایش است چند سالی را از کوران پژوهشهای علمی وقتگیر عقب بماند. اگر باور عمومی جامعه چنین وظایفی را بهطور مشترک بر عهده زن و مرد قرار بدهد طبیعتاً فرصت بهتری برای دو طرف به دست میآید.
یکی ا ز مشکلات دیگر غیر از ورود دیرهنگام، فشارهای اجتماعی و خانوادگی و فرهنگی، مسئله برداشتهای غلط است. گاهی میشنویم که فلان گروه پژوهشگران گفتهاند که مغز زنان – یا مردان – در یک حوزه مشخص بر جنس دیگر برتری دارد. خدا نکند که این نتیجه به نفع مردان باشد و این موضع تبدیل به چماقی علیه حضور زنان در علم میشود. نکته جالب این است که عمده این بررسیها هنوز به مرحلهای نرسیده است که بتوان آنها را قطعی در نظر گرفت. دوم اینکه در برآیند همین تحقیقات محدود نشان داده شده است که در برخی از رشتهها زنان بهطور متوسط و در شرایط ایدئال برتری نسبی به مردان و در برخی دیگر از حوزهها مغز مردان برتری نسبی بر زنان دارد اما نکته مهم فراموششده این است که این گزارهای عمومی و قابلتعمیم به عموم مردم نیست. حتی درجایی که چنین برتریهایی بهطور مشخص وجود دارد این گزارهها قابلتعمیم به همگان نیست برای مثال رشتهای ورزشی و مثلاً دو سرعت را در نظر بگیرید: قهرمان دو سرعت ۱۰۰ متر مردان رکورد بهتری از قهرمان دو سرعت ۱۰۰ متر زنان دارد. اما این به این معنی نیست که هر مردی میتواند سریعتر از هر زنی بدود. حتی در بین قهرمان دو سرعت مردان تعداد بسیاری از آنها حتی نمیتوانند به رکورد سریعترین زنان نزدیک شوند و تعداد معدودی هستند که این رکورد را رد میکنند. موضوعی که در لبهها و مرزهای خود برای چند نفر قابلبیان باشد قابلتعمیم برای همه نیست.
نکته دیگر بخش آموزشی و فرهنگی است. ما درباره موفقیتهای دانشمندان زن، اطلاعرسانی اشتباهی انجام میدهیم و این اشتباه از دو سوی طیف است؛ هم کسانی که سعی میکنند تا علیه شرایط تبعیضآمیز مبارزه کنند و هم از سوی کسانی که ترجیح میدهند این فضا تغییر نکند. از یکسو زنان موفق متهم به استثنا بودن میشوند و از سوی دیگر طرفداران آنها در رسانهها کل داستان موفقیت علمی آنها را در زن بودن خلاصه میکنند و اجازه نمیدهند استعداد انسانی متجلی شده در فرآیند حرفهای کار آنها که فارغ از جنسیت دارای ارزش و اهمیت است خود را نشان دهد و این نکتهای است که بهخصوص فعالان ترویج علم باید در نظر داشته باشند. معرفی زنان موفق در علم در کنار معرفی چالشهای خاص پیش روی آنها باید صورت بگیرد اما درعینحال نباید بیانی داشته باشیم که گویی ما هم در حال تاکید بر تمرکز تمامی ارزش داستان در جنسیت هستیم.
راه طولانی پیش روی بشر باقیمانده است تا بتواند خود را از دام پندارها رها کند.
—

با سلام خدمت آقای ناظمی عزیز
جمله ماقبل آخر مقداری ابهام دارد ،
گویا اشتباه تایپی رخ داده:
اما درعینحال نباید بیانی داشته باشیم که گویی ما هم در حال تمام ارزش داستان در جنسیت است
مطلب خیلی خوب و انگیزشی بود. ممنون ازتون