احتمالا شما هم این جمله معروف را شنیدهاید که یکی از وظایف روزنامهنگاری این است که به صداهای مختلف، بهخصوص صداهایی که عرصه کمتری برای شنیده شدن دارند، فرصت بیان و شنیده شدن بدهد. از سوی دیگربارها درباره بیطرفی روزنامهنگاری و ضرورت فرصت دادن به صداهای مختلف در یک مناظره و مناقشه صحبت شده است.
اما سوال مهمی دراینبین وجود دارد. آیا بیطرفی در عرصه کار رسانهای به معنی فرصت دادن به هرکسی است که ادعا میکند حرفی برای گفتن دارد؟ آیا گفتن این جمله که ما قضاوت را درنهایت به مردم واگذار میکنیم، به معنی احترام به مفاهیم دموکراتیک و ارزش نظر مردم است یا فرو کاستن وظیفه حرفهای رسانه و پنهان شدن پشت جملات زیبا برای فرار از مسؤولیت؟
بهطور خاص درباره موضوعات علمی سخن میگویم. اگر موضوع مناظره ما گرمایش زمین است و اگر اجماع دیدگاه جامعه علمی، مدارک و دادههای جمعآوریشده و تحلیلهای علمی همگی بر این نکته تأکید میکند که گرمایش زمین رد حال رخ دادن است، دمای متوسط سیاره ما در حال افزایش است و این انسان است که در این گرم شدن و تغییر اقلیم نقش بازی میکند، دادن فرصت یکسان بین مدافعان و مخالفان این نظر رعایت انصاف در عدالت در گزارشگری است؟ آیا وظیفه رسانه این نیست که مطالب نهایی خود را پیش از انتشار از زیر بازبینیهای دقیق، بررسی اعتبار، سنجش صحت ادعاها و وزن هر یک از طرفین مناظره بگذراند تا مخاطب او ابزار مناسبی برای تصمیمگیری در اختیار داشته باشد؟
نکته مهم اینجا است که هر مناظرهای بهطور خاص در حوزه علمی دو طرف ندارد. در برخی از مناظرهها تنها یکصدای معتبر وجود دارد. در برخی دیگر ممکن است چندین و چندصدا و دیدگاه با اعتبار مختلف اما مهم و دارای پشتوانه علمی وجود داشته باشند. گاهگداری ممکن است در یک مناظره دو سوی مخالف وزنهای مختلفی داشته باشند.
درک و تشخیص این وزن و اعتبار یکی از وظایف اصلی است. اگر میان دیدگاهی که مدافع شبهعلم و برای مثال معتقد به تخت بودن زمین است و نگاهی که معتقد به کروی بودن سیاره ما است، مناظرهای ایجاد کنیم و به هر یک از طرفین فرصت و مجال یکسانی برای اظهارنظر بدهیم و اگر کار بررسی واقعیتها و ادعاها را از گردن خود ساقط کنیم و درنهایت هم تصمیم را به مخاطب واگذار کنیم نهتنها عدالتی را رعایت نکردهایم که به ابزاری برای سو استفاده از مردم بدل شدهایم.
این نکته مهمی است که گاه در گرماگرم مناظرهها و مناقشههای مهم فراموش میشود. در بخشهای بعدی این یادداشتها نمونههایی از این داستان را مرور خواهم کرد.
توضیح:
هفته پیش که قسمت پیشین این ستون در جام جم منتشر نشد من فکر کردم شاید به دلیل انتقادی بود که در آن نسبت به جهاد دانشگاهی یا ایده های برخی از مسولان مطرح شده بود. اما این هفته هم در آخرین ساعت، این ستون از صفحه خارج شده است و گویا قرار نیست ادامه پیدا کند. از آنجایی که محتوای این ستون ها بعید می دانم با هیچ کس تعارضی داشته باشد، ااحتمالا مشکل یا از متن های من بوده یا از خود من.
یک بار دیگر هم چند سال پیش و در زمان آقای یزدان پناه و به درخواست ایشان من مجموعه ای را درباره روزنامه نگاری علم برای روزنامه جام جم نوشتم که در میانه راه به صلاحدید روزنامه متوقف شد.
به هر حال صلاح روزنامه را مدیران بهتر می دانند. من هم سعی می کنم این ستون را دوشنبه ها در همین سایت ادامه دهم. اگر دوست داشتید می توانید در ادامه در همینجا آن را دنبال کنید و ممنون از کاظم کوکرم عزیز که پیشنهاد نوشتن آن را مطرح کرد.

اگر فکر میکنید تنها یک صدای معتبر وجود دارد چه لزومی دارد که قالب مناظره را انتخاب کنید؟ این که ادّعاها باید بررسی شود در همهی موقعیت ها درست است امّا اگر تصمیم گرفتید مناظرهای در مورد تخت بودن/ کروی بودن زمین بگذارید منصفانه نیست اگر به طرفین بحث مجال و فرصت برابری ندهید.
در تلویزیون خودمان هم دیدم که مجری یک مناظره نمایندهی عطّاریها را سیبل ِنمایندهی پزشکها کرده بود. اگر طرفدار علم فکر میکند به باور مردم به”علم” از طریق “مناظره” خدشهای وارد میشود بهتر است برگزارش نکند. نبودش جوانمردانهتر است.
شاید منظور از مناظره را دقیق مطرح نکردم. منظور من مناظره ای تلوزیونی یا رادیویی نیست بلکه مناظره ای در بین جامعه علمی است. در بین جامعه علمی مناظره ای درمورد گرمایش زمین وجود ندارد یا به عبارت بهتر نه تنها اجماع جامعه علمی معتقد به گرم شدن زمین است که اکثریت قریب به اتفاق آن عامل انسانی را موثر می داند. بنابراین در بین جامعه علمی مناظره ای وجود ندارد. زمانی که نوبت به بازتاب رسانه ای می رسد اگر شما تصویری ارایه کنید که گویی در بین جامعه علمی اختلاف نظری 50 پنجاه وجود دارد این به معنی این است که به صدایی که وجود دارد توان و جای بیشتری داده اید.
درباره تخت بودن زمین هیچ مناظره – یا بجث یا اختلاف نظری – میان جامعه علمی وجود ندارد شما کما کان می توانید میزگردی بگذارید تا به ریشه های این ایده بپردازید و طبیعی است که در آن باید وقت مناسب به طرفین بدهید اما همان زمان باید مشخص کنید که این نماینده از دید چند درصد جامعه علمی سخن می گوید. وگرنه به مخاطب خود اطلاعات اشتباه داده اید.