چطور یک کیلو از یک ماده میتواند به بیش از یک کیلوگرم ماده دیگری تبدیل شود؟ و از همه اینها گذشته به نظر نمیرسد فراموش کردن نقش حیاتی گاو و گوسفند در این میان منصفانه باشد، چون آنها هم در نهایت کاه و علف را تبدیل به گوشت میکنند. خلاصه این همه بیدقتی در تنظیم یک خبر علمی، من خواننده را به این نقطه میرساند که اساسا این خبر دروغی بیش نیست و پشت پرده آن هیچ نشانی از واقعیت دیده نمیشود، اما این خبر چه دروغ باشد و منبع خبر آگاهانه یا ناآگاهانه آن را به خبرنگار انشا کرده باشد، چه خبر در اصل درست بوده و در تنظیم و انتخاب تیتر به این وضعیت رقت بار درآمده و چه هر گزینه دیگری در پیشینه این خبر وجود داشته باشد، نمیتوان از این واقعیت گذشت که در این میان مقصر نهایی ما خبرنگاران هستیم.
اگر ما به اصول دانش روزنامهنگاری علمی پایبند باشیم، هیچگاه خبرگزاریها و روزنامههای ما شاهد چنین اخباری نخواهند بود. اگر ما تحقیق درباره صحت خبر، اطمینان از جزئیات علمی به کار رفته در آن و قابل فهم شدن آن را دارای اولویت بدانیم، آن گاه بسیاری از علامت سوالها برطرف خواهد شد و براحتی میتوان میان اصل و بدل فرق گذاشت. در این صورت نه تنها به رشد جامعه کمک میکنیم که فرصتطلبانی که گهگاه ظهور میکنند – منظور این مورد خاص نیست – و با استفاده از جهل ما روزنامهنگاران که قدرت بزرگ کردن رویدادها را داریم، خود را مطرح و جامعه را گمراه میکنند نیز فرصت ابراز وجود پیدا نخواهند کرد.
روزنامهنگاری علمی، اگرچه شاخه نسبتا جوانی به شمار میرود اما نقش موثر و حتی حیاتی در جامعهای ایفا خواهد کرد که میخواهد به رشد علمی بپردازد. جامعه ما باید بتواند دانشمندان را بشناسد، علم را بفهمد و به آن احترام بورزد و در عین حال هیچ متقلب و سودازدهای نتواند در روند آن اخلال ایجاد کند و این وظیفه مهم ترجمه علم به زبان مردم و رسوا کردن جوفروشان گندمنما به عهده روزنامهنگاران است. شاید ما نتوانیم در صحت جزئیات فرمولهای پیچیده کیهانشناسی اظهارنظر کنیم، اما باید بتوانیم فرق کاه و گوشت را درک کنیم.