در سال 1874، زمانی که دومین گذر از جفت گذرهای قرن 19 رخ می داد و دیگر گذری تا سال 2004 قابل رویت نبود ویلیام هارکنس، مدیر رصدخانه نیروی دریایی آمریکا که شاهد این گذر بود در اندیشه گذری که بار بعد رخ می دهد چنین نوشت:
«اکنون ما در آستانه دومین گذر از جفت گذرهای زهره هستیم. پس از آن دیگر تا قرن بیست و یکم چنین رویدادی تکرار نخواهد شد تا زمانی که گل های خرداد ماه در سال 1383 خورشیدی شکوفا شده باشند. زمانی که آخرین بار گذرهای دوگانه زهره رخ دادند، جهان به تازگی از عصر خواب زدگی خویش بیدار شده بود و فعالیت های شگفت انگیز علمی که ما را به دانش پیشرفته امروز راهنمایی کرد تازه آغاز شده بود. تنها خدا می داند وضعیت علم در بار دیگری که این گذر رخ می دهد چگونه خواهد بود، حتی فرزندانِ فرزندان ما نیز تا آن زمان باقی زنده نخواهند بود در ستاره شناسی آن دوران مشارکت داشته باشند، ما تنها باید امروز و در زمان حال تلاشامان را انجام دهیم …»
امروز ما اینجا ایستاده ایم، در آستانه دومین گذر از جفت گذرهای قرن بیست و یکم. ما شاهد آنچه بودیم که در این یک ونیم قرن بر ما و زمین ما گذشت. ما شاهد ماجراهایی بودیم که در دورترین اندیشه های آقای هارکنس و هم عصرانش نیز نمی گذشت.
فرزندان و فرزندانِ فرزندان آنهایی که آخرین جفت گذرهای قرن 19 را شاهد بودند ، دیدند که چگونه نه تنها جهان دانش و ستاره شناسی که جان و جهان ما در این ایام تحول پیدا کرد. ما شاهد بودیم که چگونه مفاهیمی چون نسبیت و کوانتوم دیدگاه ما را از جهان دگرگون کردند. ما دیدیم چگونه پزشکی رشد کرد و چگونه دانش و علم، عمر انسان را طولانی تر نمود. ما دیدیم که چگونه علم و فناوری به کمک هم دروازه های آسمان را به سوی انسان باز کردند. نه تنها از آن زمان تا کنون انسان پرواز را تجربه کرد و نخستین هواپیماهای را به پرواز درآورد که شاهد آن بودیم که چگونه انسان فضا را تسخیر کرد، ما شاهد روزهایی بودیم که نخستین انسان قدم بر ماه گذاشت. در این مدت هزاران ماهواره در مدار زمین قرار داد و روبات های کاوشگر خود را به کاوش دوردست های منظومه شمسی فرستادیم.
ما در عصری زندگی کردیم که نخستین فرستاده دست بشر مرزهای منظومه شمسی را پشت سر گذاشت.
در این دوران بود که انقلاب ارتباطات رخ داد، در این دوران بود که نه تنها شبکه های رادیویی و تلوزیونی شکل گرفت، که اینرتنت به جهان معرفی شد. امروز ما در میانه طوفان داده ها و اطلاعات به سر می بریم. شمایی که شاهد گذر های زهره در قرن 19 بودید هرگز باور نمی کنید که امروز اکثر ما شهروندان زمین هویتی دو گانه داریم و و همان قدر که شهروندان شهرهای خویشیم ، شهروندان دنیای مجازی هستیم.
شما باور نخواهید کرد که این روزها حتی جنگ ها در فضای مجازی اتفاق می افتد.
امروز در جیب های همه ما ابزارهایی وجود دارد که ما را با هم و با جهان متصل نگاه می داردو با این همه باز تنها تر از قبلیم.
شبکه های اجتماعی تنها در همین چند سال اخیر همه جهان را دوباره تغییر داده اند. ابزارهایی که برای ارتباط دوستان در همین فضای مجازی شکل گرفتند به رسانه ای تبدیل شدند که قدرت های مستقر در جهان را به وجشت انداخته اند.
در این سال ها شهرهای ما از سطح به ارتفاع رفت، برج های عظیم ساختیم که سر به آسمان سایید و از ابرها فراتر رفت. جادوی سینما را خلق کردیم و توسعه دادیم . میلیونها صفحه بر دانش و خرد بشر افزودیم اما همه کارنامه ما درخشان و شادکام نبوده است.
در این سال ها، در این یک قرن و نیم ما شاهد آن بودیم که چگونه جهان نه یک بار که دو بار در آتش جنگ های جهانی سوخت، ما صدای فریاد هزاران نفر را شنیدیم که در زیر قارچ بمب های هسته ای در هیروشیما و ناکازاکی، به یکباره به سکوتی ابدی نشست. ما جهان را بارها تا آستانه نابودی و نبر اتمی ویرانگر پیش بریدم، ما شاهد ظهور و سقوط جهان دو قطبی بودیم. ما شاهد اتحاد اروپا شدیم و ظهور اژدهای سرخ از شرقی ترین سرحدات آسیا را دیدیم. ما دیدیم که از خاکستر جنگ در ژاپن و آلمان، چگونه قوی ترین اقتصاد های جهان سر برآوردند. ما شاهد خودکامی ها بوده ایم. ما دیدیم که چگونه تنگ نظری ها جان میلیون ها بی گناه را گرفت. گاهی به نام نژاد پرستی و گاه به نام ایدئولوژی های دینی. ما دیدیم ترور چگونه بلندترین برج های جهان را به زمین ریخت. ما جنگ هایی را دیدیم که در آن روبات ها می جنگیدند.
ما نه تنها بزرگترین آزمایشگاه علمی جهان را در سرن ساختیم که آتش مرگ بار ترین جنگ ها را بر افروختیم.
اینک ما در آستانه دومین جفت گذر در قرن بیست و یکم قرار داریم. بار دیگر 105سال و 6 ماه دیگر خواهد بود که زهره از مقابل خورشید خرامان بگذرد.
نه ما و نه فرزندان ما در آن روز های زمستانی سال 2117 میلادی و 1496 خورشیدی زنده نخواهیم بود که دوباره این نقطه کوچک را در مقابل قرص خورشید ببینیم.
ما نیز چون شما نمی دانیم جهان در ان روز چگونه خواهد بود. حتی دورترین تصورهای ما هم نمی تواند چشم اندازی از جهان یک قرن دیگر را تصویر کند. اما نگرانی ها و امیدها با ما همراه است. نگرانی از افزایش جمعیت ، از آلودگی محیط زیست که چشم انداز رسیدن به 100 سال بعد را نیز دشوار کرده است، بحران آب سالم، بحران غذا، بحران گرسنگی و از سویی امید به آینده ای درخشان، جایی که آگاهی و علم گره از کار مردمان این سیاره باز کند. در میانه این دو گذر مردی در میان ما زیست که می گفت هر فناوری به اندازه کافی پیشرفته ای را نمی توان از معجزه تشخیص داد. ما هم تنها می توانیم حدس بزنیم که 100 سال دیگر برای ما دنیایی معجزه آسا است. همانطور که اگرشما ناظران گذرهای قرن نوزدهم، امروز به میان ما می آمدید احتمالا از دیدن این پیشرفتهای فناوری شگفت زده می شدید.
تا 100 سال دیگر آن چنان بر گنجینه دانش بشر افزوده خواهد شد که شاید در آن هنگام بازیابی کارهایی که ما انجام دادیم و آنچه می اندیشیم نیاز به نوع جدیدی از باستان شناسی داشته باشد.
ما نمی دانیم در آینده جهان چگونه خواهد بود، شاید نگرانی های ما جدی باشد. شاید خطراتی که ما را در 100 سال آینده تهدید می کند هراسناک باشد اما ما به امید زنده ایم. امید داریم که یک قرن بعد که زهره از مقابل خورشید می گذرد، انسان ها آگاه تر باشند. اخلاق دیگر گوهری گم شده نباشد. زمین جایی برای زندگی باشد و انسان بیاموزد به طبیعتش احترام بگذارد. ای کاش تفکر و منطق جایگزین تنگ نظری ها شود. ای کاش یکصد سال دیگر در جهانی به تماشای گذر بنشینیم که همه شهروندان یک سیاره باشیم و دیگر مرزهای سیاسی، اختلافات نژادی ،دینی، فکری و هر اختلاف ساخته ذهن های ما ، ما را از یکدیگر جدا نکرده باشد.
این ها امیدهای دور و درازی هستند . اما ما با امید زنده ایم. شاید حداقل میراث ما برای آینده امیدی باشد که باقی می گذرایم. در ساعت هایی از تاریخ که غم و شادی و بیم و امید چشم انداز آینده را تیره و تار کرده است. ما آتش امید را زنده نگاه می داریم و آن را به دست نسل های بعد از خود می سپاریم.
ما نیز چون ناظران آخرین گذر قرن 19 شاید نتوانیم آینده را ببینیم اما همانند آنها باید اعتقاد داشته باشیم که آنجه امروز انجام می دهیم سازنده فردای ما است. وظیفه ما الزاما ساختن همه آینده ای نامعلوم نیست اما اگر امروز کار خود را درست انجام دهیم شاید آجرهایی را در دیواری قرار دهیم که سنگ بنایی باشد برای فردایی که آرزویش را داریم. ما به کار خویش ادامه می دهیم و امید داریم شما نقص های مار ببینید و آنها را تکرار نکنید. شاید در آن روزهایی که زهره خرامان در میانه زمستان از مقابل خورشید می گذرد شما در جهانی ایده آل زندگی کنید، اما اگر اینگونه نبود، اگر آنچه دوست داشتید در اطرافتان کمتر می دیدید و آنچه می دیدید را کمتر دوست داشتید، اگر نگران آینده خود و فرزندان خود و سیاره خود بودید، اگر گمان می کردید امیدهایتان کم رنگ و وایمانتان به آینده شکسته شده است. به ما بنگرید. ما نیز در چنان شرایطی بودیم. اما هنوز امید را از دست نداده ایم و آن را چون میراثی به شما می سپاریم.

سلام.
پدیده بسیار بسیار زیبایی بود.
از ترس آسیب چشم هام ،قرار نبود ببینم اما دلم نیومد،بالاخره دیدم.
پوشش تلویزیونی شبکه 4هم خوب بود
سلام اقای ناظمی تولدتان مبارک (یا تاخیر)
نوشته بسیار زیبا و تاثیر گذاری بود.
سپاس از این همه نکته بینی
میشه توضیح بدید ؟
http://www.khabaronline.ir/detail/219088/science/astronomy
احتمال بسیار زیاد مربوط به آزمایش موشکی روسیه بوده است
mamnoonam mr.pooria matne besyar besyar ziba va binaziri bood,inke az ghodrate kalemat baraye bayane hadaf be in zibaei estefade kardin man ro kamelan shegeftzade kard
بسیار عالی بود ببخشید یک پرسش در مورد گذر زهره داشتم البته چون همه ی پوشش زنده گذر زهره را ندیدم نمی دانم پاسخش گفته شده یا خیر.
صحبت از این می شد که ممکنه اگر تلسکوپ فضایی جیمز وب به فضا فرستاده شود بتواند گذر زمین از مقابل خورشید رصد کند این اتفاق ممکنه در مورد پدیده گذر زهره اتفاق بیفته؟این تسکوپ گذر زهره را هم ممکنه رصد کنه؟ حتی افرادی که بر سیاره مریخ خواهند رفت نمی توانند در آسمان سیاره سرخ این پدیده را رصد کنند؟(البته من از وضعیت مداری مریخ آگاهی ندارم)