هفت شب هفت آسمان و چرا هنوز مهم است

دل‌هایمان غمناک است، آسمانمان تاریک، چشم‌ها خون‌بار؛ و کشوری که روزگاری به گل و بلبل شهره بود، امروز در خون جوانانش لاله‌زار شده است. ظلم و سیاهی بیداد می‌کند و افسوس که در افق پیش رو، بیش از آن‌که واحه‌هایی از امید ببینیم، سراب‌های دروغین قد می‌کشند. هر روز دریچه‌های امید تنگ‌تر می‌شوند.

کاوه‌ای پیدا نیست که به نام آزادی و مردم و ایران، بی‌هراس و بی‌کیشِ شخصیت، برابر ظلم بایستد. امیدی هم به اسکندری نیست؛ اسکندرنماهای امروز بیشتر وارث آتیلا و دیگر خون‌آشامان تاریخ‌اند. دشمنان، سیه‌روی چون روزگار ما، قهقهه‌مستانه بر لب دارند و شکست ما را به دست خودمان رقم می‌زنند.

پس در چنین روزهایی، چه جای تماشای آسمان است؟

نمی‌دانم. اما دلیل شخصی من ساده است.

به آسمان نگاه کنیم و به یاد بیاوریم آنچه می‌بینیم، همان منظره‌ای است که هزاران سال، مردمان این سیاره ــ از جمله مردم سرزمین عزیزمان ایران ــ در روزهای شکوه و شادی و در روزهای غم و حضیض به آن نگریسته‌اند. سال‌ها و دهه‌ها و هزاره‌ها بعد از ما نیز مردمانی به همین آسمان نگاه خواهند کرد و تقریباً همان چیزی را خواهند دید که ما می‌بینیم.

نور بسیاری از ستاره‌هایی که امشب می‌بینیم، زمانی راه خود را آغاز کرده که روزگار جهان چنین نبود؛ و نور برخی دیگر، روزی به ما خواهد رسید که این ایام وحشت را پشت سر گذاشته‌ایم.

این دعوت به بی‌عملی نیست. دعوت به امید واهی هم نیست. تنها یادآوری گذر زمان است؛ نیرویی که هیچ‌کس ــ نه ظلم، نه عدالت ــ توان ایستادن در برابرش را ندارد.

آسمان شاید یادمان بیاورد که حتی در تاریک‌ترین و خونین‌ترین لحظات، آینده‌ای هست. روزی خواهد آمد ــ اگر امروز برایش تلاش کنیم ــ که کسانی به همین آسمان نگاه می‌کنند و از ما یاد خواهند کرد.

این روزها، چه نیک و چه بد، با ما یا بی‌ما می‌گذرند. اما آنچه می‌ماند، عمل ماست. آنچه زیر این آسمان بر ما می‌رود، حاصل اندیشه‌ها و گفتارها و کردارها ــ و نیز بی‌عملی‌ها و بی‌خردی‌های ــ ما در تاریخی است که عاملانش روزی زیر همین آسمان ایستاده‌اند.

و آسمان، پادزهر ناامیدیِ ناشی از ندیدن آینده است. در این تاریکی، تصور فردا دشوار است؛ حتی باورِ وجود آینده. اما همین آسمان گواهی می‌دهد که روزهای تلخ ما در مقیاس زمان، لحظه‌ای بیش نیست. آینده می‌آید.

و این ما هستیم ــ با اندیشه و گفتار و کردار و نیت‌هایمان ــ که آن را می‌سازیم.

پس بی‌انکارِ سیاهی، بی‌چشم‌بستن به امید واهی، بی‌تسلیم شدن به قضا و قدر، و بی‌تعطیل کردن خرد، به آسمان بنگریم؛ گذشته را به یاد آوریم، وظیفه‌مان را بشناسیم، و آینده‌ای را که می‌آید ــ در حد توان خود ــ بسازیم و مبادا شعله خرد را در خویش خاموش کنیم.


هفت شب، هفت آسمان
از شنبه ۳۱ ژانویه تا یکشنبه ۸ فوریه

این هفته آسمان، نمایشی آرام اما دقیق از حرکت ماه در میان ستاره‌های زمستانی را پیش چشم‌مان می‌گذارد؛ سفری شب‌به‌شب از کنار دوقلوهای جوزا تا قلب شیر، از مشتری و قمرهایش تا شش‌ضلعی بزرگ زمستان. اگر هوا صاف باشد، تقریباً هر شب چیزی برای دیدن هست.

شنبه ۳۱ ژانویه

در گرگ‌ومیش غروب، ماه را پایینِ سمت چپ Jupiter می‌بینید. کمی بالاتر، دو ستاره‌ی روشن Pollux و Castor جفتِ معروف صورت فلکی Gemini را می‌سازند.
هرچه شب جلوتر می‌رود، ماه بالاتر می‌آید و تقریباً هم‌ارتفاع آن‌ها قرار می‌گیرد.

یکشنبه ۱ فوریه – ماه کامل

ماه ساعت ۵:۰۹ عصر به وقت شرق آمریکا دقیقاً کامل می‌شود؛ یعنی تقریباً هم‌زمان با غروب خورشید طلوع می‌کند — روبه‌روی محل غروب.

با تاریک شدن هوا، در پایینِ چپ ماه، الگوی داسی‌شکل صورت فلکی Leo (داسِ شیر) را خواهید دید.
نیمه‌شب، صحنه چرخیده است: ماه بالا رفته و حالا در سمت راست این داس قرار دارد.

همین امشب ستاره‌ی متغیر Algol نیز برای چند ساعت کم‌نور می‌شود؛ فرصتی خوب برای مقایسه‌ی تغییر روشنایی آن.

دوشنبه ۲ فوریه – اختفای قلب شیر

اتفاق ویژه‌ی هفته:
ماه تقریباً کامل از جلوی ستاره‌ی درخشان Regulus می‌گذرد و آن را می‌پوشاند.

ستاره از لبه‌ی روشن ماه ناپدید می‌شود — دیدنش بدون تلسکوپ سخت است — و حدود یک ساعت بعد از لبه‌ی تاریک دوباره ظاهر می‌شود.
اگر تلسکوپ یا حتی دوربین دوچشمی قوی دارید، این یکی از جذاب‌ترین صحنه‌های ماه و ستاره در زمستان امسال است.

امروز همچنین نقطه‌ی میانی زمستان نجومی است؛ دقیقاً بین انقلاب زمستانی و اعتدال بهاری.

سه‌شنبه ۳ فوریه

پس از تاریکی، پایینِ شرق، Regulus را پیدا کنید. از آن، داسِ شیر مثل علامت سؤالِ وارونه به سمت بالا کشیده شده است.
حدود یک ساعت بعد، ماهِ رو به کاهش از زیر آن طلوع می‌کند.

چهارشنبه ۴ فوریه

شبِ مشتری است.
قمر Io از روی قرص Jupiter عبور می‌کند و کمی بعد سایه‌ی سیاهش هم روی ابرهای سیاره می‌افتد.
هم‌زمان، لکه‌ی سرخ بزرگ نیز رو به زمین قرار می‌گیرد. یک تلسکوپ کوچک خانگی هم کافی است.

پنجشنبه ۵ فوریه

Io از سایه‌ی مشتری بیرون می‌آید و کم‌کم دوباره روشن می‌شود. دیدن این «روشن شدن تدریجی» تجربه‌ی جالبی است.

جمعه ۶ فوریه – شش‌ضلعی زمستانی

اگر به شرق و جنوب نگاه کنید، یکی از بزرگ‌ترین نقش‌های آسمان را می‌بینید: شش‌ضلعی زمستانی.

از Sirius شروع کنید، بعد Procyon، Pollux و Castor، سپس Capella، Aldebaran و Rigel.
داخل این قاب، Betelgeuse می‌درخشد.

یک کلاس درس کامل از ستاره‌های زمستانی.

شنبه ۷ فوریه

ماه کوژِ کاهنده حدود ساعت ۱۱ شب طلوع می‌کند. ستاره‌ی Spica تنها دو درجه بالای آن می‌درخشد.

یکشنبه ۸ فوریه

ماه به تربیع آخر رسیده و نیمه‌شب بالا می‌آید.
در سپیده‌دم سرد، پایینِ چپ آن Antares را می‌بینید و بالاتر Spica.
نشانه‌ای آرام از اینکه زمستان، آهسته‌آهسته، به سوی بهار می‌چرخد.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.