توضیحی درباره اهدای بدن به علم

توضیحی درباره تصمیم خواهر و مادرم برای اهدای بدنهایشان به علم

امسال سال بدی برای ما ایرانیان بود و هست. غم‌های سنگینی داریم و چشم‌ها خون می‌بارد و قلب‌ها از غم سرشار است.

ما درگیر عزاداری و سوگ جمعی هستیم و شاید در چنین شرایطی نوشتن از سوگ شخصی چندان جایگاهی نداشته باشد.

من امسال جمعی از عزیزانم را از دست دادم. پدر همسرم، چند دوست عزیز و قدیمی و همین‌طور طی دو ماه گذشته خواهرم و مادرم من را ترک کردند.

طبیعتاً من هم مثل همه ایرانیان و به‌خصوص کسانی که در کنار مصیبت جمعی، رفتن‌های شخصی را تجربه کرده‌اند خوش نیستم و به همین دلیل هم شاید نوشته‌هایم در این روزها آشفته‌تر از قبل باشد.

اما نکته‌ای بود که در این چند وقت برخی از دوستان درباره آن پرسیده بودند و فکر می‌کنم در حد خودم باید پاسخی به آن بدهم و آن تصمیم نازیلا و مادر برای تقدیم بدن‌هایشان پس از فوت برای تحقیقات پزشکی به دانشگاه بود.

ما به وصیت و خواست آن‌ها احترام گذاشتیم و این کار را انجام دادیم. اما شاید برای شما سؤال‌هایی درباره این رفتار وجود داشته باشد.

درباره اهمیت این تصمیم باید به روند توسعه علم نگاه کنیم. هر درمانی که امروز جانی را نجات می‌دهد، هر درکی که از بدن و رفتار بیماری‌هایی داریم که به کمک آن می‌توانیم امروز بیماری و دردی را علاج کنیم، هر پیوند اعضا و هر جراحی موفقی بر دوش لشکری از قهرمانان بی‌نام و نشان ایستاده است که بدن‌هایشان در اختیار محققان قرار گرفته است. آن‌ها با بررسی این رفتگان بوده که توانسته‌اند رازهای زندگی را پیدا کنند و برای مبارزه دائمی زندگی علیه مرگ مجهزتر شوند.

من و شما و بسیاری از کسانی که به مدد دانشمندان پزشکی توانسته‌اند بر بیماری که روزی مرگبار بود فایق آیند، بی‌آنکه بدانند مدیون عزیزانی هستند که اجازه ندادند داستانشان پس از مرگ به پایان برسد و سفر خود را به راهی برای کمک به زندگی دیگران پیوند زدند.

من شاید الان و در این شرایط روحی توان نوشتن درباره جزئیات تاریخ باشکوه بدن‌های اهدایی به علم را نداشته باشم، اما اگر علاقه دارید کتاب زیر راهنمای جذابی برای این موضوع است. نگران نباشید. این کتاب با وجودی که به موضوعی در ظاهر تلخ می‌پردازد، اما با استفاده از زبانی شاد و سرخوش و واقع‌گرایانه و قلمی روان داستان این قهرمانان را روایت می‌کند و خواندنش می‌تواند برای همه جذاب باشد.

مِری روچ روزنامه‌نگار خوش‌قلمی است که کتاب «جسدها: زندگی پنهان بدن‌های انسانی پس از مرگ» یا Stiff: The Curious Lives of Human Cadavers را نوشته است و در آن این داستان مهم را با زبانی قابل‌فهم برای عموم و سرخوشانه روایت کرده است.

البته منابع علمی و دقیق‌تر علمی در این باره وجود دارد، اما شاید برای ورود به این موضوع – حداقل بر اساس اطلاعاتی که من دارم – این کتاب گزینه مناسبی باشد.

تصمیم غیرشخصی

در این بین اما داستانی فراتر از شخص متوفی و اهمیت علمی و ارزش این کار وجود دارد. در طول تاریخ، در فرهنگ‌ها و آیین‌های مختلف، انسان‌ها بر اساس تجربیات خود راه‌ها، آیین‌ها و رسومی را برای بزرگداشت یا گرامی‌داشت یا تدفین و سوگواری رفتگان ساخته‌اند. این‌ها صرفاً آیین‌های نمادین و بی‌معنی نیستند، بلکه پاسخی به نیاز بازماندگان برای ختم رابطه‌ای طولانی و عزیز است.

فرآیند تدفین یا هر نوع برخورد با بقایای بدن، چه گذاشتن در استودان در سنت زرتشتی، چه سوزاندن یا به خاک سپردن، بخشی از آیین‌هایی است که برای کسانی که در آن فرهنگ زندگی کرده‌اند و بر اساس تجربه تاریخی، بخشی از فرآیند سوگواری و پذیرش ادامه زندگی بدون عزیزان است. این مراسم همان‌قدر که برای بزرگداشت رفتگان است، برای کمک به ادامه زندگی بازماندگان است.

زمانی که شما قصد اجرای چنین تصمیمی را داشته باشید ناچار خود را از این بخش از فرآیند تسکین و درمان روحی دور می‌کنید و امکان مشارکت در آن را ندارید. دیگر نه سنگ مزاری هست و نه سنت‌های سوگواری مرتبط با تدفین (یا موارد مشابه).

و این داستانی است که می‌تواند برای بازماندگان، حتی اگر از نظر ذهنی این موضوع را پذیرفته باشند، دشوار و نفس‌گیر باشد و روند درمان روحی و ذهنی آن‌ها را با اختلال ایجاد کند.

به همین دلیل لازم است کسانی که چنین تصمیمی می‌گیرند حتماً از پیش با خانواده درباره‌اش صحبت کنند و از آن مهم‌تر اگر شما بازمانده‌ای هستید که عزیزتان چنین وصیتی داشته، به یاد داشته باشید که در نهایت شما باید سلامت روان خود را هم در تصمیم نهایی دخیل کنید. نه بترسید و نه احساس شرم کنید اگر دیدید توان این اقدام را ندارید و این خلف وعده و شکستن عهد نیست.

همین‌طور به‌طور طبیعی این کار چون فعلاً چندان رایج نیست ممکن است گاهی با آن به شکل تابو برخورد شود. دیگرانی که در جریان اهمیت و فرآیند این تصمیم نیستند ممکن است بازماندگان را به سنگدلی و خیانت و بی‌احترامی به بدن درگذشتگان متهم کنند. ممکن است به واسطه اعتقادات مذهبی چنین اقدامی را نادرست بدانند و بار سنگین قضاوت خود را بر دوش خسته بازماندگان قرار دهند.

اگر شما در موقعیت اجرای چنین تصمیمی هستید بدانید گاهی با این رفتارها روبه‌رو خواهید شد و اگر شما کسی هستید که به هر دلیلی فکر می‌کنید چنین تصمیمی اشتباه بوده، شاید بهتر باشد این نگرانی خود را کمی در دل نگاه دارید و بر بار غم و سوگواری کسانی که با سخت‌ترین روزهای زندگی و یکی از سخت‌ترین تصمیم‌های زندگی خود روبه‌رو هستند، نیفزایید. مطمئن باشید آن‌ها بیش از شما به این موضوع فکر کرده و با آن درگیر بوده‌اند.

فرآیند و چگونگی اهدای بدن به علم در ایران

تصمیم به اهدای بدن پس از فوت، تصمیمی است که باید در زمان حیات و با آگاهی کامل گرفته شود. در ایران، این اقدام معمولاً با عنوان «اهدای کالبد آموزشی» شناخته می‌شود و مسیر مشخص و رسمی دارد. یکی از مراجع اصلی برای اطلاع و اقدام، وب‌سایت مرکز تحقیقات سازمان پزشکی قانونی کشور و بخش «واحد کالبد آموزشی» است؛ جایی که توضیح داده می‌شود چرا آموزش آناتومی بدون نمونه واقعی امکان‌پذیر نیست و چه راه‌هایی برای ثبت درخواست وجود دارد.

اگر فرد در زمان حیات بخواهد این تصمیم را رسمی کند، در همین مجموعه صفحات بخشی با عنوان «ثبت‌نام کارت اهدا کالبد» وجود دارد که قدم‌به‌قدم توضیح می‌دهد چه فرم‌هایی باید تکمیل شود، چه مدارکی لازم است (از جمله کپی مدارک هویتی و عکس)، و از چه راه‌هایی می‌توان با واحد مربوط در تماس بود. در توضیحات رسمی این روند، یک نکته به‌صراحت تأکید شده است: بستگان درجه‌اول باید از تصمیم اهدا آگاه باشند و رضایت داشته باشند. این موضوع فقط یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه بخشی از فرآیند اجرایی به‌شمار می‌آید.

با این حال، حتی ثبت‌نام رسمی یا داشتن کارت اهدا، به‌معنای پذیرش قطعی بدن پس از فوت نیست. در مرحله عملی، پس از درگذشت فرد، اجرای اهدا منوط به رضایت کتبی، آگاهانه و صریح بستگان درجه‌اول است و علاوه بر آن، شرایط پزشکی و اجرایی نیز بررسی می‌شود. وجود برخی بیماری‌های عفونی مشخص، آسیب‌های شدید ناشی از تصادف یا سوختگی گسترده، جراحی‌های عمده با نقص عضو اساسی، یا زخم‌های بستر عمیق می‌تواند از دلایلی باشد که باعث شود دانشگاه یا نهاد پذیرنده از دریافت کالبد خودداری کند. در نهایت، تصمیم نهایی درباره پذیرش یا عدم پذیرش، بر عهده کمیته علمی و تخصصی نهاد مسئول است.

در صورت پذیرش، کالبد برای دوره‌ای آموزشی در اختیار دانشگاه قرار می‌گیرد و پس از پایان این دوره، طبق ضوابط اعلام‌شده، با اطلاع و هماهنگی خانواده، درباره تدفین محترمانه بقایای کالبد اقدام می‌شود. برخی دانشگاه‌های علوم پزشکی نیز راهنماهای مستقل خود را در این زمینه منتشر کرده‌اند که می‌توانند برای آشنایی اولیه مفید باشند، هرچند جزئیات اجرایی ممکن است بسته به شهر و دانشگاه متفاوت باشد.

همچنین در پایان دوره آموزشی، طبق ضوابط اعلام‌شده، با اطلاع و هماهنگی خانواده «مراسم تدفین محترمانه» توسط مرکز انجام می‌شود.

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد این است که این قوانین و جزئیات در کشورهای دیگر یکسان نیست؛ حتی در داخل یک کشور هم ممکن است بین استان‌ها یا ایالت‌ها تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. بنابراین اگر کسی خارج از ایران زندگی می‌کند یا قصد دارد در کشور دیگری چنین تصمیمی بگیرد، بهترین راه این است که با یک جست‌وجوی هدفمند آغاز کند—مثلاً با کلیدواژه‌هایی مانند

«اهدای کالبد به علم + نام کشور/استان/شهر» یا

 body donation program  یا Donating body to science   را جستجو کنید و سپس فقط به منابع رسمی دانشگاه‌ها، نهادهای سلامت یا وب‌سایت‌های دولتی استناد کند، چرا که شرایط پذیرش، نقش خانواده، زمان‌بندی و فرم‌های رضایت می‌تواند به‌طور اساسی متفاوت باشد.

نازیلا و مادر، با علم به این موارد، این تصمیم را گرفتند و ما با پذیرش دشواری های روحی و احساسی، پذیرش اینکه این تصمیم برای بسیاری پذیرفتنی نیست اما در نهایت به امید اینکه برکات ایشان پس از حیات مبارکشان نیز ادامه داشته باشد، این اقدام را انجام دایدم.

امااین تصمیمی نیست که من یا هر کس دیگری شما را به انجام یا عدم انجام آن دعوت کند. این تصمیمی واقعی و همراه با نتایج و اثرات خود است و فقط و فقط اعضای خانواده و شخص باید بر سر آن تفاهم کنند.

سخنی با پژوهشگران و دانشجویان

این چند جمله تقاضایی است از محققان و پژوهشگران.

شما که امروز در اتاق تشریح و مطالعات با بررسی دقیق بدن‌های درگذشتگان در تلاشید تا بیاموزید و راه‌های تازه به روی آینده باز کنید، بدانید اندامی که در برابر شماست عزیزی بوده است که نه تنها در زندگی‌اش که در مرگش نیز در خدمت انسان باقی مانده است.

این آخرین اقدام انسانی که مقابل شماست را دست‌کم نگیرید. وقتی بر سر بدنی می‌روید، ذهنتان را از هر چیز دیگری جز میل به دانستن و کاستن از رنج مردمانی دیگر خالی کنید و بهترین توان عقلی و بدنی خود را به کار بگیرید تا با بررسی این بدن عزیز که میزبان جان عزیزی بوده است، راهی به سوی خیر انسان باز کنید.

با حرمت با آن رفتگان رفتار کنید و بکوشید تا در حد توانتان در این نبرد تاریخی زندگی علیه مرگ نقشی ایفا کنید، همان‌طور که این بدن‌های عزیز نقش خود را تا حتی پس از حیاتشان ایفا کرده‌اند.

دیدگاه‌ها

  1. روحشان غرق در آرامش ابدی
    از یک خانواده که دغدغه علم و آموزش دارند چنین تصمیمی دور از ذهن نبود.چنین تصمیمی قطعا از یک تفکر بسیار بسیار انسان دوستانه و محترمی نشات میگیرد.

  2. اگر کسی ثبت نام رو انجام نداد و مثلا به فرض ضربه مغزی شد؛ خانواده اش می‌توانند بدنش را اهدا کند؟

    1. تا جایی که می دونم در مورد ضربه مغزی اگر اندام های دیگر سالم باشند امکان اهدای عضو حتما وجود دارد ولی دربراه اهدای کامل بدن مطمئن نیستم و شاید قوانین جاهای مختلف تفاوت داشته باشد

      1. منظورم اینه اگر کسی اصلا نخواهد بدنش اهدا بشه، آیا قانونی برای این کار وجود داره؟

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.