در روزهای اخیر، بحث بر سر تعداد و نام کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از هر سو در جریان است. واقعیت تلخ این است که حتی جانباختن یک ایرانی، فاجعهای است که باید بر آن خون گریست؛ چه برسد به هزاران کشته و زخمی در بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر ایران.
نظام حاکم هیچ اعتباری در اعلام آمار ندارد. فهرست نزدیک به سههزار نفری که دفتر ریاستجمهوری (تحت ریاست مسعود پزشکیان) منتشر کرد و مجموع ۳۱۱۷ جانباخته را اعلام نمود، باید با تردید عمیق نگریسته شود و تکتک نامها راستیآزمایی گردد. اما مخالفان و گروههای مدعی اپوزیسیون نیز، بر اساس اهداف سیاسی خود، با این اعداد بازی میکنند. هر دو سو، ارگانهای تبلیغاتی دارند که خبرها را گزینش یا تغییر میدهند.
مسئله اصلی اما آنجا است که رسانهای با ساختار تحریریه حرفهای، ادعای استقلال و تکیه بر خبرنگاران مجرب، اصول بنیادین روزنامهنگاری را زیر پا میگذارد.
من هیچ خصومتی با شبکه ایران اینترنشنال ندارم. بارها در برنامههای آن حضور داشتهام و بسیاری از همکارانش را افراد حرفهای، دقیق و متعهد به حقیقت میدانم. این نوشته نه درباره اشخاص، بلکه درباره تصمیمگیری سردبیری این رسانه است که به اعتبار آن آسیب جدی زده.
در روزهای قطع اینترنت، شورای سردبیری ایران اینترنشنال در بیانیهای رسمی اعلام کرد که بر اساس منابع معتبر و تأیید تیم تحقیقاتی، تعداد کشتهشدگان «بیش از ۱۲ هزار نفر» است. سپس این رقم به «بیش از ۳۰ هزار» و در نهایت به «دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر» افزایش یافت (بیانیه دوم، پنجم بهمن ۱۴۰۴). وقتی دولت فهرست خود را منتشر کرد، مسئولان رسانه اعلام کردند که بیش از هزار مورد تأییدشده و حدود شش هزار نام احتمالی در اختیار دارند (و بعداً از دریافت اطلاعات مربوط به ۶۶۳۴ جانباخته خبر دادند که همپوشانیاش با فهرست دولتی کمتر از ۱۰۰ نفر است).
سؤال کلیدی، نه این است که عدد واقعی چند است (من شخصاً اعتقاد دارم ۱۲ هزار و حتی بیشتر، کاملاً محتمل است)، بلکه این است که رسانه چگونه این ارقام را منتشر میکند.
اعتبار رسانه، با هزاران گزارش دقیق و ذرهذره به دست میآید و با یک اشتباه فاحش، به سرعت از بین میرود. وقتی بیانیه سردبیری – که در روزنامهنگاری، معتبرترین نوع گزارش است و فراتر از یک خبر ساده، دیدگاه و باور جمعی تحریریه را بازتاب میدهد – عددی مشخص را نه به عنوان «تخمین» بلکه به عنوان «فکت» قطعی ارائه میکند، مسئولیت آن بسیار سنگین است.
تفاوت میان «گزارش» و «بیانیه سردبیری» حیاتی است. رسانه میتواند بگوید: «منابع معتبر ما (که به دلایل امنیتی نامشان منتشر نمیشود) از این عدد سخن میگویند، اما ما هنوز نتوانستهایم آن را به طور مستقل و کامل تأیید کنیم.» این شفافیت حرفهای است. اما وقتی عدد را در قالب بیانیه رسمی تحریریه، بدون هیچ قید و شرطی، به عنوان واقعیت مسلم منتشر میکنید، بار اثبات کاملاً بر عهده خود رسانه میافتد.
آقای محمد جواد اکبرین – یکی از آگاهترین و اخلاقیترین فعالان سیاسی که میشناسم – در برنامهای در همین شبکه، تفاوت میان تخمین و راستیآزمایی را به خوبی توضیح داد. اما این استدلال برای فعالان سیاسی کافی است، نه برای رسانهای که ادعای استقلال دارد. وظیفه رسانه، جلب توجه عمومی نیست؛ گزارش واقعیت است، به بهترین شکلی که میتواند.
رسانهای مانند ایران اینترنشنال، چون از بودجه عمومی مردم تأمین نمیشود، حق دارد تصمیم بگیرد که آیا میخواهد ابزار یک جریان سیاسی باشد یا رسانه حرفهای بماند. اما اگر در بخش خبری از مسیر حرفهای عقبنشینی کند، نباید انتظار داشته باشد که مخاطب عام – نه فقط حامیان ایدئولوژیک – به آن اعتماد کند.
این یادداشت، قضاوت درباره تعداد دقیق جانباختگان نیست. چه بسا حکومت با درز آمار 12 هزار نفری، بخواهد عددی بسیار بزرگتر را پنهان کند. بحث بر سر عدد بالا یا پایین نیست؛ بر سر حرفهای گری رسانهای است.
در فضای رسانهای امروز ایران که هر کانال تلگرامی و صفحه توییتری ادعای «رسانه» بودن دارد، ما بیش از همیشه به مرجعی قابل اعتماد نیاز داریم – جایی که در بخش خبر، فقط و فقط به واقعیت استناد کند، حتی در انتخاب القاب افراد دقت کند و تخمین را تخمین بنامد.
این نوشته، نظر شخصی فردی است که بیش از بیست سال در رسانه، پژوهش و مطالعات رسانهای فعالیت کرده. ممکن است اشتباه باشد، اما آرزو میکنم رسانههایی که صدای میلیونها ایرانی هستند، با حفظ اعتبار، به مرجعیت واقعی دست یابند. زیرا بدون رسانه مستقل و معتبر، حقیقت همواره قربانی سیاست خواهد شد.
ما درحالیکه در ایران اینترنت نداشتیم گرچه تخمین خودمون هم از آمار جان باخته ها خیلی کمتر بود اما وقتی از ماهواره این عدد را شنیدیم کلن اعتمادمون را به اخبار ایران اینترنشنال از دست دادیم چون انتشار این اعداد میتونن روی رفتارهای بعدی مردم تاثیر مدیریت شده بذارن. البته که مخاطب های زیادی دارن و به هر حال خبرسازی تاثیر خودش را داره هم داخل و هم خارج کشور.
آقای ناظمی عزیز
سپاس و تشکر بسیار از شما 🙏🏻
در نوشته تان ، نام آقای مهدی اکبرین را ذکر کردید ، منظور آقای محمدجواد اکبرین بوده یا شخص دیگری هستند آقای مهدی اکبرین ؟
کاملا درست می فرمایید و اشتباه من بود ممنون از تذکرتون