ماه اولویت تازه اسپیس ایکس

ایلان ماسک از تغییر تمرکز راهبردی اسپیس ایکس بر توسعه ماه خبر داد

ایلان ماسک می‌گوید اسپیس‌ایکس تمرکز عملیاتی‌اش را از «شهر مریخی» به سمت ساخت یک «شهر خود-رشدکننده» روی ماه منتقل کرده است؛ تغییری که هم‌زمان با جهت‌گیری تازه دولت ترامپ به سمت بازگشت سریع‌تر به ماه، بحث‌های تازه‌ای درباره واقع‌گرایی، هزینه‌ها و انگیزه‌های سیاسی–اقتصادی این وعده‌ها راه انداخته است.

چه اتفاقی افتاد؟

ماسک در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که اسپیس‌ایکس «از قبل» تمرکزش را به ساخت شهری روی ماه منتقل کرده، چون از نظر او این هدف می‌تواند «کمتر از ۱۰ سال» دست‌یافتنی باشد، در حالی‌که ساخت شهر روی مریخ «۲۰ سال یا بیشتر» زمان می‌برد.

او برای توضیح تفاوت زمانی، به دو نکته تکیه کرد:

سفرهای بین‌سیاره‌ای به مریخ به «پنجره‌های پرتاب» وابسته‌اند که تقریباً هر ۲۶ ماه یک‌بار بهینه می‌شوند و در مقابل، ماموریت‌های ماه به خاطر نزدیکی هدف و آزادی مانور در طراحی مسیر، می‌توانند با بسامد بسیار بیشتری برنامه‌ریزی شوند—ماسک از «هر ۱۰ روز یک‌بار» حرف زده است.

ماسک البته گفت اسپیس‌ایکس «از مریخ دست نمی‌کشد» و می‌کوشد ساخت شهر مریخی را «حدود ۵ تا ۷ سال دیگر» آغاز کند؛ اما اولویت کوتاه‌مدت را ماه معرفی کرد.

چرا مهم است؟

این جابه‌جایی «فقط» یک تغییر شعار نیست؛ چون اسپیس‌ایکس همین حالا هم شریک کلیدی ناسا در برنامه آرتمیس است و عملاً، مسیر بازگشت انسان به ماه در آمریکا بدون نقش‌آفرینی اسپیس‌ایکس بسیار دشوار می‌شود.

از سوی دیگر، این موضع با سیاست رسمی اعلام‌شده کاخ سفید هم‌راستا شده است: در یک فرمان اجرایی منتشرشده در دسامبر ۲۰۲۵، هدف «بازگرداندن آمریکایی‌ها به ماه تا ۲۰۲۸ از طریق برنامه آرتمیس» به‌عنوان اولویت سیاست فضایی ذکر شده است.

در نتیجه، «ماه» دارد بیش از پیش از یک پروژه علمی/اکتشافی، به یک میدان رقابت ژئوپلیتیک و صنعتی تبدیل می‌شود؛ و وقتی بازیگران اصلی (دولت‌ها و شرکت‌ها) هم‌زمان روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، روایت‌ها و وعده‌ها هم سریع‌تر تغییر مسیر می‌دهند.

یادداشت | سیاست فضایی ماه، مریخ و رقابت قدرت‌ها

ماه: هوشمندانه‌ترین گام بعدی بشریت
اما شتاب ترامپ خطر تبدیل آن به جدیدترین میدان نبرد زمین را دارد

ماه انحراف نیست؛ دروازه ورود به آینده است. اما زمینه امروز—زبان «برتری»، ضرب‌الاجل‌های سیاسی و رقابت بلوک‌ها—می‌تواند همان مسیر درست را به مقصدی خطرناک منحرف کند.

تغییر لحن ایلان ماسک و اولویت دادن ماه بر مریخ، شاید امری گریزناپذیر بود؛ واقعیت‌های جهان دیر یا زود همین را به او و هر بازیگر دیگری در عرصه فعالیت فضایی تحمیل می‌کرد. سال‌هاست این استدلال را نوشته‌ام و در گفت‌وگو با مرحوم فیروز نادری، بروس مک‌اندلس، انوشه انصاری، یاسمین مقبلی و مدیران چندین سازمان فضایی نیز آن را به بحث گذاشته‌ام. ماه انحراف نیست؛ دروازه ورود به آینده است و راه حضور انسان در منظومه شمسی، ناگزیر از ماه می‌گذرد. از این نظر باید از این تصمیم استقبال کرد. با این وجود، این تصمیم در خلأ گرفته نشده—و روی زمین، بازیِ دیگری در جریان است.

از نظر فنی، ماه انتخاب درست است: سه روز فاصله دارد، ارتباطات تقریباً آنی است، و هزینه انرژی‌اش (دلتا-وی) کسری از مسیر مریخ است. اما «زمینه» امروز مسموم است—و می‌تواند ماه را از آزمایشگاه آینده، به امتداد رقابت‌های زمین تبدیل کند.

دستور اجرایی دونالد ترامپ در دسامبر ۲۰۲۵ صریح است: بازگشت آمریکایی‌ها به ماه تا ۲۰۲۸، استقرار «عناصر اولیه» یک پایگاه دائمی تا ۲۰۳۰، نصب راکتورهای هسته‌ای روی سطح ماه، و تأکید آشکار بر «برتری فضایی». از نظر فنی، بسیاری از این گزاره‌ها پشتوانه منطقی دارند. ماه فقط سه روز فاصله دارد، نه نه ماه. ارتباطات تقریباً آنی است. یخ‌های قطبی می‌توانند آب، اکسیژن و حتی سوخت موشک فراهم کنند. پایگاه ماه می‌تواند زمین آزمایشی منطقی، ایستگاه سوخت‌رسانی بین‌سیاره‌ای و معدن طلای علمی باشد.

اما زمینه همه‌چیز را تعیین می‌کند و زمینه امروز مسموم است. معاهده فضای ماورای جوِ ۱۹۶۷ همچنان تملک ملی ماه را ممنوع کرده است؛ اما درباره حقوق استخراج، «مناطق ایمنی» و زیرساخت‌های دوگانه (نظامی–غیرنظامی) سکوت دارد. پیمان‌های آرتمیس—که اکنون بیش از ۶۰ کشور آن را امضا کرده‌اند—می‌کوشند این خلأها را پر کنند؛ چین و روسیه نیز با ایستگاه تحقیقاتی بین‌المللی ماه (ILRS) و شبکه‌ای رو به رشد از شرکا پاسخ می‌دهند. جهان، پیش از آنکه کسی پا روی ماه بگذارد، در عمل در حال تقسیم آن به حوزه‌های نفوذ است.


دستور ترامپ به شدت بر زبان برتری‌جویانه و زمان‌بندی‌های فشرده تکیه دارد. این فقط شعار نیست؛ پیامی است که ماه می‌تواند به ادامه رقابت‌های زمینی تبدیل شود— دقیقاً همان چیزی که نباید اجازه دهیم رخ دهد. ساخت پایگاه دائمی به خودی خود دشوار است؛ نیازی نیست آن را به جایزه استراتژیکِ یک رقابت قدرتِ بزرگِ جدید بدل کنیم.

و زمان‌بندی‌ها بیش از آنکه برنامه باشند، شبیه فانتزی سیاسی‌اند. فرود سرنشین‌دار در ۲۰۲۸؟ استارشیپ چشمگیر است، اما واقعیت‌های توسعه لندر، مشکلات مزمن نشتی‌ها و آزمون‌های سوخت‌گیری، و همچنین چالش‌های محیطی ماه—از گردوغبار رگولیت تا تشعشعات و چرخه‌های دمایی شدید—بارها برنامه‌ها را عقب رانده‌اند. پایگاه پایدار تا ۲۰۳۰؟ هنوز روشن نیست چگونه زیستگاه‌هایی بسازیم که سال‌ها در برابر سایش رگولیت، پرتوهای کیهانی، نوسانات دمایی و فشار روانی انزوا دوام بیاورند. فشار سیاسی برای رسیدن به ضرب‌الاجل‌های خودسرانه، سریع‌ترین راه برای کاشتن بذر فاجعه بعدی است.

آپولو موفق شد چون فراتر از سخت‌افزار بود. سیاره را مسحور کرد. کودکان در هر کشوری ردپای آرمسترانگ را دیدند. حتی در اوج جنگ سرد، مأموریت پیامی انسانی و جهانی داشت. امروز آن اجماع از بین رفته است. سیاست فضایی در داخل آمریکا سلاح شده و در سطح جهانی قطبی. پروژه‌ها با هر چرخه انتخاباتی برمی‌خیزند و فرو می‌افتند. بدون حمایت واقعی بین‌المللی—نه فقط امضای بیانیه‌های مطبوعاتی—دولت بعدی می‌تواند پروژه را لغو یا منحرف کند.


ماه گام درست و منطقی بعدی برای گسترش حضور انسان فراتر از زمین است—باارزش‌ترین قطعه «املاک» منظومه شمسی برای این هدف. اما فقط به شرطی که آن را میراث مشترک ببینیم، نه قلمرو مورد مناقشه. فقط به شرطی که قوانین را پیش از کاشتن پرچم‌ها بنویسیم. فقط به شرطی که جاه‌طلبی با واقع‌بینی همراه باشد، نه هیجان انتخاباتی. وگرنه همان کاری را خواهیم کرد که بشریت همیشه کرده: گرفتن مرز جدید و تبدیل آن به میدان نبرد قدیمیِ دیگری.

گهواره پشت سر ماست. بگذارید اولین گام بیرون آمدن از آن، لغزش به همان دام قدیمی نباشد.

یادداشت پوریا ناظمی

پیشینه: چرا مریخ سخت‌تر از ماه است؟

حتی اگر درباره عددهای دقیق ماسک بحث باشد، منطق کلی تفاوتِ «ریتم توسعه» بین ماه و مریخ واقعی است:

مریخ: برای پروازهای کم‌انرژی‌تر و حمل جرم بیشتر، بهترین زمان‌ها با هم‌ترازی مداری زمین و مریخ می‌آیند؛ معمولاً هر حدود ۲۶ ماه یک‌بار و آن هم در بازه‌ای چند هفته‌ای. این یعنی اگر یک سخت‌افزار آماده نباشد یا یک آزمایش شکست بخورد، «هزینه زمان» می‌تواند یک چرخه کامل باشد.

ماه: نزدیک است، مسیرها متنوع‌ترند، پنجره‌های زمانی انعطاف‌پذیرتر است، و مهم‌تر: می‌شود سریع‌تر «تکرار» کرد—همان چیزی که در مهندسی راکت و فضاپیما، به‌خصوص در رویکردهای آزمایش‌محور، ارزش حیاتی دارد.

منتقدان چه می‌گویند؟

منتقدان دو دسته نگرانی را برجسته می‌کنند:

ریسکِ «وعده‌های زمان‌بندی»

ماسک در گذشته هم تاریخ‌های خوش‌بینانه برای مریخ مطرح کرده بود که محقق نشد. همین سابقه باعث می‌شود برخی تحلیلگران بگویند تغییر تمرکز به ماه، می‌تواند بیشتر «بازتعریفِ هدفِ نزدیک‌تر» باشد تا نشانه آماده بودن فناوری برای شهرسازی فضایی.

گذر از مأموریت به «شهر»

حتی اگر فرودهای منظم ماه تا دهه آینده ممکن شود، «شهر خود-رشدکننده» روی ماه به چیزهایی فراتر از پرتابگر نیاز دارد: زنجیره تأمین، انرژی پایدار، سامانه‌های پشتیبانی حیات، حفاظت پرتویی، استخراج منابع محلی، مدیریت گرد و غبار ماه، و ده‌ها گلوگاه دیگر. بسیاری از این‌ها هنوز در مقیاس عملیاتی (نه آزمایشگاهی) حل نشده‌اند. (این نقدها در گزارش‌های تحلیلی پیرامون وعده‌های شهرسازی فضایی تکرار می‌شوند.)

قدم بعدی چیست؟

در کوتاه‌مدت، معیارهای قابل‌سنجش بیشتر از «شهر» و «پرچم» مهم‌اند:

آیا اسپیس‌ایکس و ناسا می‌توانند اجزای کلیدی معماری ماه‌نشینی (به‌ویژه سامانه‌های فرود و پشتیبانی) را به مرحله عملیاتی برسانند؟

آیا جدول زمانی رسمی آمریکا برای بازگشت انسانی به ماه—که در اسناد سیاستی مطرح شده—با واقعیت آماده‌سازی سخت‌افزارها هم‌خوان می‌ماند؟

و از همه مهم‌تر: آیا «ماه‌محوری» جدید، سرمایه‌گذاری و توجه را از پروژه‌های علمی مریخ کم می‌کند یا فقط آن‌ها را به تعویق می‌اندازد؟

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.