📢 با تاسیس ژورنال ۴۲، همه خبرها، گزارش‌های علمی، رویدادهای آسمان، پرسش و پاسخ، پادکست و ویدیوکست را در این لینک دنبال کنید.
در pourianazemi.com یادداشت‌های شخصی، درسنامه ها، دیدگاه‌ها و مقالات روزنامه‌نگاری و ارتباطات به‌روزرسانی می‌شود.

فریدون تویی؛ اما ما ضحاک شدیم

درباره سکوت دردناک جامعه ایرانیان خارج از کشور دربرابر بمباران ایران

ایران بار دیگر دردمند است. هر روز زخمی تازه بر تنش نشسته و این بار پاره‌ای از تن کشورمان — جنوب ایران — که در تاریخ بارها و بارها داغ طمع طمعکاران را دیده و از تنگ‌نظری صاحبان قدرت رنج برده، زیر باران آتش و درد قرار گرفته است.

مردم می‌میرند، ایران در آتش است. از خانواده محیط‌بان ساده تا سرباز صفر در پادگانی دورافتاده، از لنج‌های ماهیگیری تا هزاران امید و آرزو، همه زیر آتش قرار گرفته‌اند.

نمی‌توان در سکوت به تماشا نشست. ایران که سال‌هاست از ظلم حاکمان جبار و بی‌مدیریتی‌شان در رنج است، حالا به بازیچه دیوانگان قدرت‌پرست بدل شده؛ کسانی که با مغزهای زنگ‌زده و کوچک‌شان جز ویرانی نمی‌بینند و جز مرگ‌آوری و آتش بر دل نشاندن، بزرگی دیگری نمی‌شناسند.

و جهان در سکوت تماشا می‌کند… بار دیگر… در سکوتی مرگ‌بار.

اما چگونه می‌توانیم از دیگران طلب همدلی کنیم، وقتی خودمان به همدستی با دشمن دست افشانی می‌کنیم؟

کجایند آن مشت‌های آسمان‌کوب قوی که در ساحل آرامش از بمباران کشورشان جشن شادی می‌گرفتند؟ همان‌هایی که در سوگ یکی از خونخوارترین مردان سیاست معاصر شمع افسوس روشن می‌کنند و پرچم یکی از خون‌آشام‌ترین حکومت‌های جهان را بر تن نام مقدس ایران می‌کشند؟ آیا در این هزاران راهپیمایی برای تشکر از قاتلان و آتش‌افروزان علیه ایران، جایی برای طلب پایان ویرانی ایران وجود ندارد؟

مگر وعده نداده بودیم صدای مردم ایران باشیم؟ مگر مردمانی که امروز در حاشیه خلیج فارس — همان آبراهی که هر بار کسی نامش را ناقص به زبان می‌آورد، رگ گردن‌مان برافروخته می‌شد و تاریخش را به رخ می‌کشیدیم — زیر باران آتش نیستند؟

می‌گویند مقصر نظام ایران است… مگر شکی بود؟ اما از کی مغزهای ما فسیل شده که توان درک این را ندارد که در این جهان پر از زشتی و زیبایی، فقط یک شر وجود ندارد؟ چطور نمی‌بینیم که هوس‌بازی دیوانه‌ای که دست بر آتش مرگبار می‌برد، در کنار قدرت‌طلبی آخرالزمانی دیوانگان متوهم، ویرانی را بر ویرانی می‌افزاید؟

سکوت حقیر امروز ما، روزی شکارمان خواهد کرد. روزی صدای آه و ضجه مادران و پدران داغدار و فریادهای در گلو خفه کسانی که ایران را دوست دارند، دامان ما را خواهد گرفت.

می‌گویند ما نقش و عاملیتی در رویدادها نداریم… بسیار خوب، پس حداقل دهان ببندیم و نمک بر زخم وطن نپاشیم.

چنان با گردن‌های کشیده در میهمانی‌های مسخره راهپیمایی‌های آخر هفته خارج از ایران، می‌گویند «جمهوری اسلامی، ایران نیست»! گویی راز ناگفته‌ای کشف کرده‌اند و در این کشف غریب غرق شده‌اند. می‌گویند ویرانی ایران نیست که به چشم می‌بینیم، ویرانی جمهوری اسلامی است… بر خاک سوخته کدام ایران را بنا خواهید کرد؟ شما که وعده ساختن بهترش را می‌دهید، به یاد نمی‌آورید در زندگی چه ساخته‌اید که بر بستر زمینی بارور نبوده باشد؟ اگر در آن سوی جهان موفقیتی داشته‌اید، آیا بدون استفاده از همه امکانات آن سرزمین بوده است؟

ما که در این سوی جهان از دست کوتاه خود در عذاب و شرمساریم، حداقل می‌توانیم برای ثبت در تاریخ خود بگوییم — بی‌هراس از نام و ننگ — که ما با ویرانی ایران مخالفیم؛ چه به دست حاکمان جبار ایران باشد، چه به دست بیگانه‌ای هوس‌ران و مال‌دوست.

و ما ایران را دوست داریم؛ نه تنها چون خاک ماست، نه تنها چون که چون ریشه ماست. که این دُر عزیز، دانه‌ای ارزشمند از تسبیح تمدن این سیاره است.

باید بی‌لرزش صدا گفت: لعنت بر هر ویرانگری که ایران را ویران می‌خواهد، دیوار این باغ را شکسته می‌خواهد و آن را به هر نام و دلیلی، کنام شغالان و درندگان و جادوان می‌خواهد.

ایران نه فقط برای ایرانیان، که برای جهان عزیزی است که باید بماند. باید روزی داد را به جای نفرت بنشانیم؛ زیرا نفرت و کینه ما را به سیاه‌ترین گوشه‌های زیست انسانی راهنمایی می‌کند. کسی نمی‌خواهد چیزی را فراموش کند یا ببخشد، اما می‌تواند به دادخواهی بایستد، نه کینه‌خواهی…

به دنبال فریدون فرخ نباشیم که بیاید و ما را از چنگ ظالمی نجات دهد؛ او فرشته نبود و جز به داد و دهش چنان بزرگی نیافت. اگر هر روز نام فردوسی را به زبان می‌آوریم تا گذشته ایران را به یاد آوریم، شاید بد نباشد پند او را هم به یاد بیاوریم و عمل کنیم: «تو داد و دهش کن، فریدون تویی». و به یاد بیاوریم ضحاکی که این همه از او سخن می‌گوییم، زنده است، در دماوند در بند است و هر روز که ما فراموش کنیم، او حلقه دیگری از زنجیرش را آزادتر می‌کند و اگر هوشیار نباشیم ناگاه خواهیم دید که خود به سایه او بدل شده‌ایم.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.