شاید گفته شود در شرایط سیاسی موجود مسئله علم و فناوری مسئله دارای اولویت نخست ما نیست یا طبیعی است که همه نامزدها حداقل در شعارهای خود از علم و توسعه علمی و فناوری استقبال میکنند و نمیتوان انتظار داشت آنها دراینباره برنامههای تخصصی ارائه دهند.
وقتی به این نکته توجه کنیم که در سالهای اخیر دو پرونده مهم بینالمللی سیاسی که سیاست و جامعه و مردم ایران را به خود درگیر کرده است – مسئله هستهای و مسئله فضایی – هر دو دارای ماهیت و ذات علمی و فناوری هستند، وقتی به یاد بیاوریم که کشور ما با برخی از مهیبترین رویدادهای محیط زیستی ازجمله مسئله خشک شدن دریاچه ارومیه، از بین رفتن تنوع گیاهی و جانوری، جنگلزدایی و توفانهای غبار نفسگیر در جنوب کشور دستبهگریبان است و درعینحال در قالب یکی از کشورهای سیاره زمین با مسئله جهانی گرمایش زمین دستبهگریبان خواهد بود، وقتی شاهد فراگیری بیماریهای عفونی جهانی هستیم که با تغییرات رخداده در جهان فارغ از مرزها و با تغییر اندکی در وضعیت آب و هوایی میتواند بهسرعت وارد حوزه یک کشور بهظاهر امن شود، وقتی به یاد بیاوریم تنها راه جدایی واقعی از اقتصاد مبتنی بر نفت سرمایهگذاری بر مسئله انرژیهای جایگزین است، وقتی به یاد بیاوریم علیرغم وعدههای چند دههای بودجه پژوهشی کشور بهجای آنکه به بیش از 3 درصد پیشبینیشده برسد هنوز در زیر نیم درصد قرار دارد، وقتی بر وضع انتشار مقالات علمی و بازار سیاه تولید محتوای علمی به نام دانشجویان و اساتید نگاهی بیندازیم، وقتی به آمار دانشجویان داخل و خارج از کشور و زنجیرههای شکسته ارتباط میان آنها و آینده تحقیقات مشترک بینالمللی نگاهی بیندازیم و به یادآوریم برخی از مهمترین پروژههای علمی ما سالهای سال است به دلیل در اولویت نبودن و از دست دادن بودجههای خود از برنامه ساخت و زمانبندی تعیینشده عقب هستند، وقتی به مسائلی نظیر رشد سریع انواع سرطانها نگاه کنیم که ضرورت برنامهریزی و تحقیق در کنار توسعه داروهای مؤثر یا مشارکت در تولید آنها را در اولویت پزشکی ما قرار میدهد، وقتی به تغییر اتمسفر کارآفرینی مبتنی بر علم و دانش بهخصوص در حوزههایی مانند فناوری اطلاعات در جهان نگاه میکنیم و به یاد میآوریم که برای رقابت در چنین دنیایی باید بهسرعت دست به سرمایهگذاری بزنیم و آماده فردایی باشیم که بهسرعت از ما در حال فاصله گرفتن است و وقتی به هر گوشهای از کار و زندگی و چشمانداز آینده خود که نگاهی میاندازیم، نقش مهم علم و فناوری در آن را میبینیم، دیگر نمی توان از کم اهمیت بودن موضوع علم و فناوریدر انتخابات سخن بگوییم.
از سوی دیگر در دورانی که پس از لغو تحریمهای بینالمللی فرصت همکاریهای بینالمللی در حوزه علم، تحقیقات علمی و پروژههای مشارکتی به وجود آمده است و بسیاری از این طرحها و قراردادها نیاز به تائید مجلس شورای اسلامی دارد، ضرورت اطلاع از ایدهها و دیدگاههای نمایندگان در این حوزه بیش از هر زمانی است.
بااینوجود هنوز جای مناظرهای دقیق و جزئی در زمینه علم و فناوری و محیطزیست خالی است. سالهای سال است که گروهی از روزنامهنگاران درون ایران تلاش میکنند تا پای مسئله علم را به میدان مناظرههای انتخاباتی باز کنند. در اکثر تلاشها عمده نامزدها چه در انتخابات ریاست جمهوری و چه در سایر انتخابات وارد این مناظره نشدهاند و البته دلیل خوبی هم وجود دارد که یکی از مهمترین آن عدم درخواست مردم است.
شاید وظیفه ما باشد که در هر انتخاباتی از هر نامزد یا فهرست انتخابی بخواهیم تا برنامههای دقیق و بدون کلیگویی خود را در حوزههای مشخص درزمینه علم و فناوری مطرح کند و به رأیدهندگان اعلام کند که در برابر برخی از مسائل مرتبط با حوزه علم و فناوری و آینده آنکه در دوران خود چه در لباس ریاستجمهور، چه در لباس نمایندگی مجلس یا شورای شهر و روستا با آن مواجه خواهد شد چگونه رأی خواهد داد.
اگر به ایران توسعهیافته فکر میکنیم، در دنیای امروز چارهای نداریم جز آنکه به ایرانی توسعهیافته ازنظر علم و فناوری فکر کنیم و به همین دلیل چارهای جز این نداریم که علم و فناوری را در نه در حرف و نه در عمل به موضوعی در بحثهای سیاسی و انتخاباتی بدل کنیم.
—
این دیدگاه پیشتر در خبرگزاری سیناپرس منتشر شده بود.

(بعد از مدت ها) سلام
تا جایی که من مناظرات انتخاباتی سال 2016 آمریکا چه دمکرات و چه جمهوری خواه را دنبال کردم هیچ کدوم از نامزدها در مورد موضوعات مربوط به علم و فناوری حرفی نزدن و برنامه ای اعلام نکردن
حتی ترامپ با شعار MakeAmericaGreatAgain و روبیو با شعار ANewAmericanCentury هم عقط در مورد بازسازی قدرت نظامی حرف میزنن نه پیشتازی در علم و فناوری
ضمن این که نامزدهای جمهوری خواه (از جمله دکتر کارسنی که خودتون در موردش نوشتید) بسیاری از موضوعات پذیرفته شده توسط جامعه علمی از جمله نظریه تکامل، گرم شدن زمین، لزوم حفاظت از محیط زیست، و … را قبول ندارن
آیا وقتی در آمریکا وضعیت این طوره توقع زیادی نیست که این جا از نامزدها برنامه عامی بخوایم؟
یه نکته جالب
چند هفته پیش مصاحبه شبکه یورونیوز با وزیر امور خارجه کوبا را گوش می دادم دو قسمتش برام جالب بود
-*یورونیوز: * آیا نگران آن نیستید که پایان تحریم ها به «آمریکایی شدن» فرهنگ کوبا بیانجامد که در این صورت، کاملا گذار مورد نظر هاوانا را به مخاطره می اندازد؟
این احتمال وجود ندارد. کوبا مستعمره اسپانیا بوده و سپس به عنوان یک ملت با هویتی قوی ظهور یافته است. فرهنگ کوبا اصالت و استحکام قابل توجهی دارد. کوبایی ها کوبایی هستند. از این رو روابط عادی با ایالات متحده کاملا طبیعی خواهد بود. روابط فرهنگی نیز وجود دارد. روابطی سنتی بین آمریکایی ها و مردم کوبا با وجود نزاع بین دو دولت برقرار بوده است. به وضوح فرهنگ ما از هویت خود محافظت می کند زیرا که بی معنی است پس از تلاشی طولانی و ۵۰ ساله، کوبا با یک اقتصاد تحت کنترل آمریکای چند ملیتی یا هر کشور دیگری پایان یابد.
-یورونیوز: آخرین سوالم درباره فیدل کاسترو رئیس جمهوری سابق کوباست. او یک دهه است که بازنشسته شده و خیلی کم در میان عموم ظاهر می شود. آیا او هنوز برای کوبا الهام بخش است؟
او حقیقتا الهام بخش کوبا و یک مرجع اخلاقی است. او در میان میلیون ها رهبر سیاسی و اخلاقی جهان، یگانه است. مردم ما عمیقا او را دوست دارند. او زندگی بسیار فعالی دارد و من شخصا می دانم که درگیر مطالعه درباره برخی مشکلات دشوار زمانه ما از جمله تولید غذا در جهان با وجود انفجار جمعیت جهانی است. او همچنین به شدت نگران تغییرات اقلیمی و خلع سلاح هسته است. من افتخار این را دارم که از فعالیت های او و همچنین از نگرانی ها و علایق او به سیاست خارجی کوبا آگاه باشم و از توصیه های گاه به گاه او استفاده کنم.
نکته ای که فکر کنم می توانم در پاسخ بگم این هست که ما الان در مرحله مقدماتی قرار داریم و هنوز نامزدهای احزاب مشخصی نشدند. از طرفی در طرف جمهوری خواهان ما مساله انرژی و گرمایش زمین را به طور خاص می بینیم و از سوی دموکرات ها به خصوص نامزدی مانند سندرز توجه به گرمایش به عنوان مساله اصلی و چالش پیش روی آمریکا اما دو تفاوت وجود دارد. اول اینکه حداقل بر اساس سنتی که یک 15 سالی من ردش را دارم وقتی کار به مرحله نهایی می رسد نشریات مهم علمی از جمله ساینس و نیچر مناظره های مکتوبی میان نامزدها درباره مسابلا علمی از توسعه فناوری گرفته تا فضا و ابرپروژه ها برگزار می کنند.
نکته دیگر این است که در ایالات متحده وضعیت تحقیقات بنیادی، با وجود نهادهای ملی و خصوصی بزرگ تقریبا جا افتاده است و با یک بازه مشخص بودجه های نسبتا ثابتی به تحقیقات اختصاص پیدا می کند البته در برخی از دولت ها مانند دولت بوش پسر یک باره یک موضوع به بحثی سیاسی بدل می شود مانند بحث سلول های بنیادی. اتفاق مهمی که ممکن است بیفتد در ابر پروژه های گران قیمت است. همین الان با وجود کنگره جمهوری خواه بودجه برخی از سازمان های علمی افزایش پیدا کرده است.
ما هنوز این زیر ساخت را نداریم و هنوز ثباتی در توسعه علمی نداریم. اگر یادآوری مداوم نباشد این موضوع فراموش می شود. البته نمی توان از رسانه های عمومی الان این انتظار را داشت اما حداقل رسانه های علمی باید سعی کنند در معدود فرصتهایشان این ایده ها را مطرح و سوال کنند.