ترویج علم بههیچوجه کار سادهای نیست. برگزاری یک برنامه ترویجی به چیزی بیش از برنامهریزی و رویارویی با دشواریهای اداری نیاز دارد. من هم مانند بسیای از دوستانم سالها است که در کارهای ترویجی مشارکت دارم؛ از زمان دانشگاه که در برگزاری برنامههای سال جهانی ریاضیات همکاری میکردم تا دوران فعالیتهای نجومیام که بارها برنامههایی مانند روز نجوم، شب یوری، روز فضا و امثال آن را یا برنامهریزی و برگزار کردهام و یا در برگزاری آن همکاری داشتهام. من بهخوبی از دشواریهای برگزاری یک برنامه در مکانی عمومی مثل فرهنگسرا یا پارک عمومی یا جایی مانند بام تهران خبر دارم.
اما علت اینکه با وجود همه این سختیها و کارهای طاقتفرسا و عموماً غیرانتفاعی افرادی علاقهمند به انجام چنین برنامههایی هستند نگاه آنها به نتیجه کار است. ترویج علم کمک میکند فاصله مردم از مفهوم علم کمتر شود، ترس آنها بریزد، فرصت پیدا کنند به زبانی ساده درباره مفاهیم علمی چیزهایی بشنوند و با مواردی آشنا شوند که پیش از آن هرگز دربارهاش فکر هم نمیکردند.
مروجان علم با چنین اهدافی است که سعی در برگزاری برنامههای عمومی میکنند. جشنهای عمومی که به مناسبت رویدادهای علمی برگزار میشوند بیشتر حالوهوای فستیوالها را دارند. مثلاً روز نجوم؛ در یک روز تعطیل آخر هفته بهاری قرار است مروجان بین مردم عادی بروند از آنها دعوت کنند به آسمان نگاه کنند، به سوالات آنها پاسخ دهند و آنها را به بهانههای مختلف با آن موضوع – در این مورد نجوم – آشنا کنند. این برنامهها ماهیتشان مثلاً با یک سخنرانی ترویجی که در یک سالن برگزار میشود و علاقهمندان در آن شرکت میکنند فرق میکند این بار ما، مروجان علم، میهمان ناخوانده مردم هستیم. اما این موضوع سبب نمیشود که از چهارچوب فعالیت ترویجی خارج شویم. در فرآیند ترویج علم قرار نیست همهچیز جدی و فرمولبندیشده باشد اما همهچیز باید معنی داشته باشد. این نکته بسیار مهمی است که همهچیز باید معنیدار باشد و نمیتوان کارهای بیمعنی انجام داد به این امید که مثلاً در جذب مخاطب موفق باشیم. اساس ایدهپردازی برای برنامههای ترویجی هم این است که با همه محدودیتهایی که ترویج علم جلوی پایمان میگذارد (از جمله انتقال اطلاعات درست، صحبتکردن به زبان آدمیزاد و زبان عامهفهم، پرهیز از حرفهای تکنیکی و خستهکننده، نشاندادن جذابیتهای علم، سعی در اصلاح دیدگاههای غلط با لحنی دوستانه، نشاندادن چهرهای انسانی و در دسترس از علم و مفاهیم و افراد فعال در آن و …) بتوانیم روشهای خلاقانهای را برای توسعه مخاطب و افزایش توجه او پیدا کنیم.
تمام این راههای خلاقانه باید در چهارچوب معنیدار ترویج علم و آن موضوع قرار داشته باشد.
چیزی که باعث شد این مقدمه طولانی را بنویسم، مطالعه گزارش برگزاری روز نجوم در بام تهران توسط ماهنامه نجوم بود. در بخشی از این گزارش درباره کافه نجومی صحبت شده بود و منوی این کافه نیز به این شرح آورده شده بود:
«کافهی نجومی نیز میزبان میهمانان برنامهی روز نجوم بود و با کیک شکلات با طعم زحل، کیک تیرامیسو از ماه، هاتچاکلت فضایی، انواع چای با طعمهای نجومی، موکای خورشیدی، کاپوچینوی قطبی، سیاهچالهی آمریکانو، چیپس و پنیر با سس کهکشانی و اسنک ژامبون اورانوس آمادهی پذیرایی از میهمانان بود.»
البته واقعاً نمیدانم آنجا چنین منویی ارایه میشد یا این بخش در سایت به آن اضافه شده بود اما فرض کنید واقعاً این منو برای جلب علاقه مردم در آن روز ارایه شده باشد. سوال این است که آیا این اقدام در چهارچوب فعالیتهای ترویجی قرار میگیرد؟ واقعاً مردم طعم کیک شکلاتی به طعم زحل را چشیدهاند؟
برای پاسخدادن به این پرسش باید دید آیا این منو غیر از نامها معنی دیگری هم دارد؟ اگر اسم یک تکه کیک شکلاتی، زحل گذاشته شده باشد و هیچ ربطی میان آن کیک و زحل وجود نداشته باشد واقعاً این کار نهتنها ربطی به ترویج علم نخواهد داشت که حتی گمراهکردن مشتری است که میخواهد بداند مثلاً کیک یا چایی که سفارش داده است چه طعمی دارد و یا چه چیزی را خواهد خورد. اما شاید کسانی که این منو را طراحی کردهاند فراتر از نام به محتوای کاری که کردهاند نیز واقف بودهاند.
خوراکیها همیشه یک پای ثابت میهمانیها در هر کجای دنیا هستند و به همین دلیل ایدهای بهتر از اینکه ما در کنار یک جشن که به مناسبتی با علم در ارتباط است، حال قرار است یک برنامه ترویجی باشد یا گردهمایی علاقهمندان یک رشته یا یک کنفرانس تخصصی، نوعی خوراکی تولید کنیم که ربطی به آن موضوع داشته باشد ایدهای بینظیر و عالی است.
بیایید به دنیای ریاضیات برویم. جایی که شاید به نظر ایدههای کمتری نسبت به سایر حوزهها و بهویژه نجوم در اینباره وجود دارد.
علاقهمندان ریاضیات سالها است از چنین ایدههایی برای چنین برنامههایی استفاده میکنند.
یکی از محبوبترین ایدهها برای شیرینیهای ریاضیاتی مربوط به نوار موبیوس است. نوار موبیوس یک مفهوم توپولوژیکی است و در واقع چیزی غیر از یک نوار ساده حلقوی نیست. چیزی شبیه نوار یا باندی که درورتادور بسته اسکناس بسته میشود با این تفاوت که دو سر این نوار پیش از آنکه به هم متصل شوند یک دور تاب خوردهاند. اگر میخواهید در خانه نوار موبیوس درست کنید، یک تکه کاغذ را به شکل نواری بلند ببرید و دو سر آن را به هم نزدیک کنید و پیش از آنکه دو سر را به هم بچسبانید یک دور آن را تاب بدهید. و سپس لبهها را به هم بچسبانید. حالا با پدیده جالبی مواجه میشوید. این سطح بر خلاف یک نوار عادی (نظیر همان که دور اسکناس میبندید) تنها یک رویه دارد. یعنی شما نمیتوانید بگویید کجای این نوار داخل حلقه و کجایش بیرون (یا پشت) حلقه است. این ساختار توپولوژیکی ویژگیهای جالبی دارد که برخی از آنها را میتوان با یک آزمایش ساده تشخیص داد و برخی دیگر وارد دنیای هیجانانگیز توپولوژی میشود.
ایده این حلقه و جذابیتهای آن باعث میشود تا در برنامههای ترویجی علاقهمندان نوعی کیک یا شیرینی به شکل نوار موبیوس درست کنند. که تصاویر برخی از نمونههای آن را در زیر میبینید.
در این موارد اگر در قهوهخانه کنار برنامه به شما بگویند شیرنی نوار موبیوس میخورید؟ و شما هم یک عدد از آن را بگیرید بلافاصله متوجه میشوید چرا نام این شیرینی نوار موبیوس است (چون به شکل نوار موبیوس ساخته شده است).
نمونه زیر مورد جالب دیگری است که بر اساس ایده فرش سرپینسکی – که یکی از الگوهای معروف فراکتالی است – طراحی شده است؛ نهتنها تهیهکنندگان هر شیرینی را به شکل بخشی از این نمایش درآوردهاند، که در یک سینی مراحل مختلف توسعه این فرش را نیز نشان دادهاند.
مورد زیر نیز طراحی دیگر روی یک کیک کوچک بر مبنای شکل برفدانه کخ است .
این تصویر هم یک کیک برای جشنگرفتن و بزرگداشت عدد پی است. نهتنها در میانه آن مربای لایههای زیرین به شکل نماد پی مشخص است که دورتادور آن عدد پی و تعدادی از رقم های اعشار آن نوشته شده است.
این نمونه هم مثلث سرپینسکی، یک ساختار فرکتالی دیگر، است. برای کشیدن این شکل کافی است یک مثلث بزرگ رسم کنید و سپس میانه اضلاع را به هم وصل کنید؛ تعدادی مثلث جدید ایجاد میشود و این کار را به همین ترتیب ادامه دهید .
میبینید که حتی در ریاضیات که در حوزه مجردات کار میکند و کار چندانی به دنیای واقعی ندارد پیداکردن نمونههایی که بتوان از آن برای چنین کارهای هیجانانگیزی و مثلاً برای حاشیه یک برنامه ترویجی استفاده کرد کار دشواری نیست.
اما آیا درباره این کافه نجومی هم چنین چیزی وجود دارد؟
مثلاً کیک شکلاتی با طعم زحل را در نظر بگیرید. احتمالاً باید تهمزهای از محتویات تشکیلدهنده این سیاره در این کیک باشد که این اسم معنیدار باشد. بخش عمدهای از ساختار سیاره زحل را هیدروژن و هلیوم تشکیل داده که طعمی ندارند، بعد از آنها مقادیر کمی از ترکیبات دیگر در جو این سیاره قرار دارد که یکی از فراوانترین و البته طعمدارترین آنها آمونیاک است. یعنی واقعاً به مردم کیکی با طعم آمونیاک داده شده است؟ بعید میدانم خاطره خوردن کیکی با تهمزه آمونیاک کسی را به نجوم علاقهمند کند.
شاید گفته شود این سختگیری است اما واقعاً سختگیری نیست. مروجان علم ادعا میکنند قرار است کاری را انجام دهند که حتی دانشمندان باسابقه از عهده آن برنمیآیند و آن معرفی درست مفاهیم به کمک ابزارهای مختلف به مردم است. و اصلاً هم این کار ساده و آسان نیست. اگر نمیتوانیم ایدهای درباره مثلاً کافه نجومی داشته باشیم خب از خیر آن بگذریم. فقط گذاشتن یک اسم روی یک کالا کار ترویجی به شمار نمیرود.
ایدههای فراوانی برای این کار وجود داشت. شیرینیهای سادهای بهشکل کهکشان، ستاره یا هلال ماه از سادهترین آنها است اگر حتی این کار دشوار بود، میشد به اینهمه ایدههای موجود مراجعه کرد. مثلاً معروفترین کافه فضایی دنیا کافه فضایی بندرگاه موسایلی در سیاره تاتوئین در فیلمهای جنگ ستارگان است. کافی است پوستری از دو خورشید معروف تاتوئین در پشت این دکه قرار داده میشد و موسیقی معروف آن پخش میشد. هر کسی هم که راجع به آن دو تا خورشید سوال میکرد به غرفه سیارات فراخورشیدی راهنمایی میشد. به هر حال این چند وقته پیداشدن سیارهای شبیه به تاتوئین که دور دو خورشید میگردد یکی از خبرهای داغ سیارات فراخورشیدی بوده است.
به نظرم باید کمی در کارهای ترویجی غیر از ظاهر به محتوای کارها هم توجه شود. این مشکل را من مدتها با ایده افرادی که لباس دانشمندان قدیمی را میپوشند و بین مردم قدم میزنند هم داشتم. این کار خیلی خوبی است به شرط اینکه این افراد احاطه کاملی به آن فرد داشته باشند. فقط گریم و طرز حرفزدن مهم نیست. اگر کسی مثلاً از شخصیت خواجهنصیر بپرسد، شما چرا فکر میکردید خورشید دور زمین میگردد آن شخص باید بتواند توضیحی از آن دوران بدهد و مدل جفت توسی را به زبانی ساده برای مخاطبش توصیف کند. اگر کسی مثلاً از شخصیت عبدالرحمن بپرسد شما که تلسکوپ نداشتید چطور رصد میکردید گفتن اینکه با ابزارهای دیگر جواب نیست. آن شخص باید بتواند برای او ابزارهای آن دوره را توضیح دهد و بگوید چطور کار میکرده است. یا اگر از کاشانی پرسیده شود شما چطور عدد پی را حساب کردید آن فرد باید بتواند ایده استفاده از چندضلعیهای محیطی و محاطی را برای محاسبه عدد پی توضیح دهد. چنین کاراکترهایی قرار است مروجین علمی باشند که لباس آن آدمها را پوشیدهاند تا جلبتوجه کنند و آن شخصیت را معرفی کنند. اگر ما چنین مروجانی نداریم استفاده از هنرپیشه برای این کار ایده مناسبی نیست. مگر اینکه نمایشنامهای بنویسیم و این افراد آن را بازی کنند.
ترویج علم کاری دشوار و جذاب است، اما گاهی جذابیتهای آن ما را به دام بیدقتی میکشاند. ما قرار نیست کارهای بانمک انجام بدهیم. باید کارهای بامعنی ولی جذابی را سامان بدهیم. استقبال گستردهای که در ایران از برنامههای ترویجی میشود مسئولیت مروجان علم را دو چندان میکند و همین نکات ساده و کوچک است که یک برنامه ترویجی خوب را از یک شو بزرگ ولی کماثر متمایز میکند.
عکس مراسم روز نجوم از مهدی زمانی است.
با تشکر فراوان از شادی حامدی عزیز که متن را با دقت خواند و آن را اصلاح کرد.






موضوع بسیار جالبی رو مطرح کردی، بسیار ممنون. یک چیز هم به ذهن من میرسه که دوست داشتم باهاتون در میون بزارم: اینه که گاهی میشه با انرژی کمتر مخاطبان بیشتری رو به نحوی جدی تری دگیر کرد، مثلن اگه من نمی تونم با امکانتی(چه مادی و چه فکری) که در دست دارم نشون بدم که گذر ونوس از مقابل خورشید یعنی چی، اصلن دنبال این کار نرم و فقط کاری رو انجام بدم که از دستم بر می آد، و در حین انجام این کار امید وار باشم که یک روزی یکی از اون هایی که دارن حرف من رو میشنون ، بتونن ایده ی گذر رو به درستی و شیرینی توضیح بدن.
موضوع بسیار جالبی رو مطرح کردی، بسیار ممنون. یک چیز هم به ذهن من میرسه که دوست داشتم باهاتون در میون بزارم: اینه که گاهی میشه با انرژی کمتر مخاطبان بیشتری رو به نحوی جدی تری دگیر کرد، مثلن اگه من نمی تونم با امکانتی(چه مادی و چه فکری) که در دست دارم نشون بدم که گذر ونوس از مقابل خورشید یعنی چی، اصلن دنبال این کار نرم و فقط کاری رو انجام بدم که از دستم بر می آد، و در حین انجام این کار امید وار باشم که یک روزی یکی از اون هایی که دارن حرف من رو میشنون ، بتونن ایده ی گذر رو به درستی و شیرینی توضیح بدن. از طرفی عکس های بالا جز اولی فیلترنا!
ممنون از تذکرتون در باره عکس ها . فکر کنم درست شدند.
من توی هر دو برنامه حضور داشتم، حالا من نمیتونم از این زاویهی تخصصی به قضیه نگاه کنم، اما از یک کمی بالاتر میتونم ایرادی رو که به نظر خودم وارد بود بگم. منتها اولش بگم که اصلا و ابدا منکر تمام زحماتی که بیدریغ کشیده شد نیستم، به نظرِ من یک برنامهی ترویجی باید بتونه مخاطبش رو لزومن آشنایی خاصی با زمینهی مورد نظر نداره، جلب کنه، برای این منظور باید بتونه اول اون مخاطب رو حداقل ده دقیقه پای صحبت خودش نگه داره.
از دو تا برنامهی اخیر که برگزار شد، شبِ یوری کاملا مخصوص کسانی بود که از پیش عاشق نجوم باشند. فقط یک عاشق سینه چاک ممکن بود، بنشینه پای اون برنامه.
برنامهی دوم به دلیلِ این که عدهی زیادی تلسکوپ آورده بودند به هر حال جذابیت بیشتری داشت و استقبالِ خیلی خوبی هم ازش شده بود، منتها اگر بخواهیم بررسی کنیم و بگیم که چقدر این برنامه واقعن نقش ترویجی داشته، اگه همراهانِ خودم رو بشمرم که نتیجه ناامید کننده خواهد بود!
حالا این که چه میشه کرد رو جدن نمیدونم، الان به من هم میشه این ایراد رو گرفت که نقدِ بدون پیشنهاد، به درد کسی نمیخوره، منتها خب این کار، تخصصِ من نیست. من هم یک مخاطب هستم، منتها اگه بنا بود جدن پیشنهاد بدم که چه میشه کردش، یک کمی بهش فکر میکردم!
کماکان از زحماتِ همهی کسانی که به هر مصیبتی هست این جوربرنامهها رو ترتیب میدن متشکرم و اتفاقن معتقدم که این کارها حتمن باید انجام بشن، حتمن. حتا اگر که اون طوری که باید و شاید از کار درنیان. بالاخره باید تجربه کرد و جلو رفت و کار رو به تدریج بهتر کرد.
پوریای عزیز
ممنون از این نوشته….روی دلم(و زبانم) سنگینی میکرد. قاعدتا میدونی که من هم آنچه از روز نجومِ بام تهران میدانم از طریق سایت بوده….و البته میدانی که با دیدن و خواندنِ کافه نجومی چه قدر شاخکهایم حساس شده….و این حرفها که زدی را بادیدن منوی آن به ذهنم آوردم و البته که میدانی به دلیل حساسیت فراوانٍ موجود به خود سانسوری روی آوردم….به هر روی نوشتن این وجیزه از سرِ تشکر فراوانی است که بایستی میگفتم و گفتم.و البته کهنمونه های بسیار موفقی هم از خوراکی های نجومی دارم و داریم(مثلا نگاهی به مرکوری و یا آسترونومی اجوکیشن ژورنال بیانداز)….
قربانت
پژمان الرعایا
سلام آقای ناظمی . همونطور که خودتون هم بسیار تجربه کردید انجام هر کاری سختی ها و مسائل خودش رو داره که در محیط های اینچنینی گاهی خیلی سخت میشه اون رو حل کرد و یا باید به راه های غیر معمول دست زد. در بام تهران و در روزی که کار نصب پارتیشن ها انجام می شد صاحب غرفه ی segway (که صاحب کافه ی مجاور هم بود)که درست در میان محل تعیین شده بوداز برگزاری برنامه و اینکه اونجا تعداد زیادی پارتیش نصب میشه ناراضی بود و در کل تصمیم داشت در کار ما خلل وارد کنه. که حتی با میانجیگری مسئولان هم باز کار زیادی از پیش نمی رفت و رضایتس ایجاد نمی شد. البته با توضیحات ایشون که ماهی چندین میلیون کرایه میدن و فضای سواری کردن افراد محدود میشه و… اعتراض بجایی بود. (شخصا به ایشون حق می دادم که این اعتراض رو بکنن) به هر حال من در اون لحظه برای ادامه ی کار باید تصمیمی می گرفتم و بهترین چیزی که در اون لحظه به ذهنم رسید این بود که در مورد برنامه فردا و فضای برنامه و میهمانان توضیح بدم و برای اینکه ایشون هم نه تنها ناراضی نباشه و بلکه همراه ما هم باشه ایده ی کافه نجومی رو مطرح کنم. همونطور که گفتم این ایده به خاطر یک اجبار صورت گرفته و چاره ای هم در میان نبوده. همکاران برنامه هم بعد از حدود یک ساعت منوی این کافه را تغییر دادند و بنر طراحی شد و این ها چاپ و آماده شدند تا بتوایم این گروه رو با خودمون همراه کنیم و از هر گونه بی نظمی جلوگیری کنیم. به طوری که در روز نجوم اون ها هم خودشون رو جزئی از برنامه می دیدند و میشه گفت این هنر ما بود. صحبت های جالبی در مورد خوردنی های علمی 🙂 کردید برای من که فیزیک خوندم بسیار جذاب بودند. مطمئناً اگر تیم برگزار کننده ما هم از اولین روزها تصمیم به برگزاری کافه نجومی داشتیم حتما و حتما این غرفه به شکل دیگری بود و محصولات دیگری ارائه می کرد. اما در اون شرایط این بهترین کاری بود که می شد انجام داد. از توجهتون ممنونم
سلام الان حداقل دوماهه که براتون ان نوشته را فرستادم تا اشتباهاتش رو لطف کنید بفرمایید اما هنوز چیزی دریافت نکردم لطفا در صورتی که منصرف شدید بفرمایید و خواهش میکنم منصرف نشید . یادتون امد ؟
سلام ودرود شما
آقای ناظمی؛لطفا در صورت امکان,هرچه سریع تر, پاسخ ونظر خود رابه بنده اطلاع دهید.سپاس گذارم
سلام برای شما مطلبی فرستادم.لطفا ملاحضه فرمایید.سپاسگذارم