سازمان ملل امروز شاهد یکی از علنی ترین سخنرانی های ضد علم یکی از رهبران جهان بود. در حالیکه بسیاری به گفته های رییس جمهور ایالات متحده در حوزه های سیاسی توجه کرده اند اما حمله بی سابقه او به اجماع علمی جهان لحظه ای تاریخی در جنگ علیه علم را به نمایش گذاشت.
صبح سهشنبه، سالن بزرگ مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک بار دیگر شاهد یکی از سخنرانیهای جنجالی دونالد ترامپ بود. رئیسجمهور ایالات متحده در برابر نمایندگان بیش از ۱۹۰ کشور ایستاد و با صدایی محکم اما آمیخته به خشم، تغییرات اقلیمی را «بزرگترین فریب تاریخ» نامید. او در حالی که بارها دستهایش را به نشانه تأکید تکان میداد، گفت: «این داستان ساخته ذهن آدمهای احمق است» و همزمان به کشورهای اروپایی تاخت که به سمت انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کردهاند.
برای رهبران جهان، این سخنان غافلگیرکننده نبود، چرا که ترامپ از همان آغاز دوران ریاستجمهوریاش با علم اقلیم سر سازگاری نداشت. اما شدت و گستره این حمله در یک تریبون جهانی، جایی که معمولاً رؤسای کشورها بر لزوم همکاری در برابر بحرانهای مشترک تأکید میکنند، او را در مرکز توجه قرار داد.
از «فریب» تا «هیولای دو سر»
ترامپ در سخنرانی طولانی ۵۶ دقیقهای خود، دو موضوع را در کنار هم نشاند: مهاجرت و انرژی سبز. او این دو را «هیولای دو سر» توصیف کرد که به زعم او، اروپا را به سمت نابودی میبرند. او خطاب به دیپلماتهای اروپایی گفت: «اگر میخواهید دوباره بزرگ شوید، به مرزهای قوی و منابع انرژی سنتی نیاز دارید. من مردم اروپا را دوست دارم، اما نمیخواهم ببینم که سرزمینشان به خاطر انرژی و مهاجرت نابود میشود.»
این ترکیب شاید برای شنوندگان اروپایی عجیب به نظر میرسید، اما برای پایگاه سیاسی ترامپ در داخل آمریکا آشناست. او بارها در گردهماییهای انتخاباتی داخلی، مهاجران و سیاستهای محیط زیستی را بهعنوان تهدیدهای مشترک معرفی کرده است.
خروج از پیمان پاریس؛ نقطه عطف مخالفت با علم اقلیم
سیاستهای ضد اقلیمی ترامپ سابقهای طولانی دارد. در نخستین روز کاریاش در کاخ سفید، او فرمان خروج ایالات متحده از توافق پاریس را امضا کرد؛ توافقی که در سال ۲۰۱۵ به عنوان نقطه عطفی در همکاری جهانی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای شکل گرفت و حدود ۲۰۰ کشور به آن پیوستند. این پیمان کشورها را متعهد میکرد که برای محدود کردن افزایش دمای جهانی به کمتر از ۲ درجه سانتیگراد تلاش کنند و حتی هدف بلندپروازانهتری برای مهار آن در سطح ۱.۵ درجه تعیین شد. آمریکا با خروج از این توافق، تنها کشوری شد که چنین راهی را برگزید و عملاً از مسئولیتی که بهعنوان بزرگترین آلاینده تاریخی جهان داشت، شانه خالی کرد.
دولت ترامپ در ادامه، نهتنها پروژههای انرژی تجدیدپذیر را متوقف کرد، بلکه مشوقهای فدرال برای توسعه نیروگاههای بادی و خورشیدی را حذف نمود و حتی بخشی از دادههای علمی درباره تغییرات اقلیمی را از وبسایتهای دولتی پاک کرد.
اجماعی به نام «گرمایش جهانی»
برای درک عمق این سخنان، باید به عقب بازگردیم. علم اقلیم حاصل دههها پژوهش هزاران دانشمند است. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، مدارک علمی بهطور فزایندهای نشان داد که سوزاندن نفت، گاز و زغالسنگ باعث افزایش غلظت دیاکسیدکربن در جو میشود و این گاز با ایجاد اثر گلخانهای، دمای زمین را بالا میبرد. گزارشهای متوالی «هیئت بیندولتی تغییرات اقلیم» (IPCC) این روند را مستند کردهاند. امروز اجماع علمی میگوید زمین نسبت به عصر پیشاصنعتی بیش از یک درجه سانتیگراد گرمتر شده است؛ گرمایی که خود را در قالب موجهای شدید گرما، آتشسوزیهای گسترده و سیلابهای ویرانگر نشان میدهد.
اما جالب آنکه در دهههای گذشته، برخی شرکتهای بزرگ نفتی برای مقابله با این اجماع، از ابزار تبلیغاتی استفاده کردند. یکی از شناختهشدهترین نمونهها ترویج اصطلاح «تغییرات اقلیمی» به جای «گرمایش جهانی» بود. هدف این تغییر واژه آن بود که بحران، کمتر تهدیدآمیز به نظر برسد. برخی پژوهشها نشان دادهاند که این شرکتها آگاهانه خطرات را دستکم گرفتند و با بودجههای تبلیغاتی کلان، افکار عمومی را سردرگم کردند.
علم در برابر سیاست
ترامپ در سخنرانیاش بارها ادعا کرد که انرژیهای تجدیدپذیر گران، ناکارآمد و حتی مخرباند. او گفت: «اگر از فریب انرژی سبز خلاص نشوید، کشورتان شکست خواهد خورد.» این در حالی است که بر اساس ارزیابی تحلیلگران مستقل، انرژی خورشیدی و بادی در بسیاری از نقاط جهان اکنون ارزانترین منبع تولید برق است. سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای پاک سالهاست از سرمایهگذاری در سوختهای فسیلی پیشی گرفته است.
اروپا و بسیاری از کشورهای آسیایی گسترش انرژیهای تجدیدپذیر را نه فقط راهی برای مقابله با تغییرات اقلیمی، بلکه ابزاری برای تضمین امنیت انرژی و کاهش وابستگی به نفت و گاز خارجی میدانند. آلمان، دانمارک و بریتانیا در سالهای اخیر میلیاردها یورو در انرژی بادی سرمایهگذاری کردهاند. اما ترامپ این سیاستها را «مسیر بیمارگونه» توصیف کرد و خواستار آن شد که اروپا به خرید نفت و گاز آمریکا ادامه دهد.
جدال روایتها
منتقدان سخنان ترامپ بهسرعت واکنش نشان دادند. جینا مککارتی، مدیر سابق سیاست اقلیمی در دولت بایدن، گفت: «او آمریکا را در صحنه جهانی شرمسار میکند و جان مردم کشورش را در برابر فجایع اقلیمی به خطر میاندازد.» در مقابل، سخنگوی کاخ سفید از او دفاع کرد و گفت برنامههای اقلیمی «کشورهای بزرگ را نابود میکنند.»
ترامپ حتی به فعالان محیطزیستی حمله کرد و آنان را متهم کرد که میخواهند «تمام گاوها را بکشند»؛ ادعایی که هیچ سندی ندارد. واقعیت این است که دامها متان—گاز گلخانهای بسیار قوی—تولید میکنند و برخی از پژوهشگران توصیه کردهاند مصرف گوشت کاهش یابد، اما هیچ برنامهای برای حذف کامل دامپروری وجود ندارد.
ردپای کربن؛ فریبی یا هشدار؟
یکی از بخشهای جالب سخنرانی او به مفهوم «ردپای کربن» مربوط میشد. او این ایده را «فریب ساخته افراد شیطانی» خواند. ردپای کربن به معنای میزان انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فعالیتهای فردی یا جمعی است. هرچند این مفهوم از سوی دانشمندان و فعالان محیط زیست پذیرفته شده، اما این نکته نیز درست است که شرکتهای نفتی سالها پیش در ترویج و بزرگنمایی آن نقش داشتند تا مسئولیت اصلی از دوش صنایع سنگین برداشته شود و بر دوش مصرفکنندگان فردی بیفتد و به همان نسبت مسئولیت اصلاح وضع به عهده افراد انداخته شود.
به همین دلیل، بسیاری از منتقدان میگویند تأکید بیش از حد بر ردپای کربن فردی، نوعی انحراف از ریشههای صنعتی بحران اقلیمی است. با این وجود نقد ترامپ به این جنبه اشاره ندارد و کلا منکر اثرات تولید کربن افراد است و مسئولیتی نه برای افراد و نه برای دولتها در این زمینه قائل نیست.
یک سخنرانی غیرعادی
سخنرانی ترامپ بیش از سه برابر زمان معمول رهبران جهان طول کشید. بسیاری از دیپلماتها در سالن نگاههایی پر از تعجب ردوبدل میکردند. او بدون توجه به اسناد علمی و هشدارهای مکرر دانشمندان، بر این باور پافشاری کرد که «گرمایش جهانی وجود ندارد» و آن را بهانهای برای تضعیف آمریکا دانست.
اما در پس این سخنان، یک حقیقت آشکار است: ایالات متحده از زمان انقلاب صنعتی تاکنون بزرگترین عامل انتشار کربن در جهان بوده است. همین موضوع باعث شد که سخنان او، بیش از آنکه پاسخی به پرسشهای جهانی باشد، بازتابی از سیاست داخلی و نیازهای انتخاباتیاش تلقی شود.
سخنان ترامپ در سازمان ملل بیش از آنکه تحلیلی از سیاست انرژی یا محیط زیست باشد، بیانیهای سیاسی برای هواداران داخلی بود. او علم را به سخره گرفت، اروپا را سرزنش کرد و بحران اقلیمی را «فریب» خواند. اما در بیرون از دیوارهای کاخ سفید، جهان همچنان با موجهای مرگبار گرما، آتشسوزیهای گسترده و سیلابهای سهمگین روبهرو است.
شاید همین تضاد است که سخنرانی او را به لحظهای خاص در تاریخ معاصر تبدیل میکند: جایی که بزرگترین آلاینده تاریخی جهان به جای پذیرش مسئولیت، خود را منکر واقعیت میسازد. و البته جامعه علم تذکر می دهد که تصمیم و ادعاهای آمریکا به مرزهای این کشور محدود نیست، زمین گرم شده فضای زندگی مدرن برای انسان در همه جای این سیاره را به چالش می کشد و انسان ها در همه جای جهان هزینه رفتار ضد علمی سیاستمداران را خواهند پرداخت.