سازمان ملل هشدار میدهد که جنگلهای شمالی در آستانه نقطۀ واژگونیاند، در حالی که منتقدان میگویند «ابَرکوپ»ها دیگر برای نجات اقلیم کارآمد نیستند
با نزدیکشدن نشست اقلیمی سازمان ملل در بیلم برزیل، موسوم به کوپ 30 (COP 30)، سازمان ملل هشدار داده است که جنگلهای نیمکره شمالی، قویترین سپر طبیعی زمین در برابر تغییرات اقلیمی، در خطر فروپاشی هستند.
در همان حال، پژوهشگران دربارۀ ساختار این اجلاس نیز هشدار میدهند — گردهماییهایی که حالا بیش از پنجاههزار شرکتکننده دارند و از نظر زیستمحیطی و کارکردی در معرض فروپاشیاند.
اما این دو داستان ظاهراً متفاوت، در واقع دو سوی یک بحراناند:
از یکسو زمین تواناییاش برای حمایت از زیست بهینه انسان را از دست میدهد و از سوی دیگر نشستهایی که قرار است آن را نجات دهند، زیر بار بزرگی و جمعیت شرکتکنندگانش غرق شده و کارایی خود را از دست میدهند.
جنگلها؛ فراموششدهترین قهرمانان اقلیم
گزارش تازۀ «کمیسیون اقتصادی اروپا برای سازمان ملل» (UNECE) که در آبانماه منتشر شد، میگوید جنگلهای منطقۀ شمالی جهان — از آمریکای شمالی و اسکاندیناوی تا سیبری و قفقاز — در آستانۀ «نقطۀ واژگونی اقلیمی» قرار دارند.
دکتر «پائولا دِدا»، مدیر بخش جنگلهای UNECE، در نشست ژنو گفت:
«نمیتوان از راهحلهای اقلیمی سخن گفت، بیآنکه دربارۀ جنگلها حرف زد. نقش آنها در تنظیم چرخۀ کربن حیاتی است، اما در سالهای اخیر از دستور کار اجلاسهای اقلیمی کنار رفتهاند.»
در این گزارش که تحت عنوان Forest Profile 2025 منتشر شده، آمده است:
نیمی از جنگلهای جهان در پنج کشور متمرکز است —برزیل، چین، کانادا، روسیه و ایالات متحده. سه کشور آخر در حوزۀ UNECE قرار دارند و روسیه بهتنهایی بیشترین پوشش جنگلی جهان را دارد.
جنگلها در مجموع حدود یکسوم سطح خشکی زمین را پوشاندهاند، اما نیمی از تخریب جنگلی در دههزار سال گذشته از سال هزار و نهصد به این سو رخ داده است.
خطر آتش، حشرات و خشکسالی
اگرچه از دهۀ نود میلادی تا امروز سطح جنگلها در منطقۀ اروپا و آمریکای شمالی حدود شصت میلیون هکتار افزایش یافته، اما سازمان ملل هشدار میدهد این دستاورد اکنون در آستانۀ نابودی است.
بهگفتۀ تاتیانا مولسیان، دبیر اجرایی UNECE:
«آنچه در سه دهه ساختهایم، اکنون با موجی از آتشسوزیها، آفات جنگلی و خشکسالی در معرض نابودی است. جنگلهای ما در حال عبور از نقطهای هستند که بازگشت از آن ممکن نیست.»
در تابستان گذشته، آتشسوزیهای گسترده در جزیرۀ ونکوور کانادا، جنگلهای شمال روسیه و مناطق اسکاندیناوی، میلیونها هکتار از جنگلهای بوریال را سوزاند.
جنگلهای بوریال که با نام «تایگا» هم شناخته میشوند، بزرگترین کمربند جنگلی کرهٔ زمین هستند. این جنگلها در عرضهای جغرافیایی بالای نیمکرهٔ شمالی، در میان نواحی توندرا و جنگلهای معتدل قرار گرفتهاند و از کانادا و اسکاندیناوی تا سیبری و بخشهایی از آلاسکا کشیده شدهاند.
اقلیم در این ناحیه سرد است؛ زمستانهای طولانی و تابستانهای کوتاه، بارندگی نسبتاً کم، خاکهای اسیدی و اغلب یخزده، و فصل رشد محدود از ویژگیهای اصلی آن به شمار میرود. گونههای شاخص درختی در جنگلهای بوریال شامل کاج، صنوبر، نراد، لاریکس و توس است که به سرما و دورههای طولانی یخبندان سازگار شدهاند.
از منظر اقلیمی، جنگلهای بوریال نقشی کلیدی در چرخهٔ کربن دارند. این جنگلها بخشی قابل توجه از سطح خشکی زمین را میپوشانند و مقدار بسیار زیادی از کربن را در تنهٔ درختان و بهویژه در خاکها و لایههای یخزده ذخیره میکنند. به همین دلیل، تخریب یا آتشسوزی گستردهٔ آنها میتواند کربن انباشته را آزاد کرده و روند گرمایش جهانی را شتاب دهد.
در سالهای اخیر، افزایش دما، ذوب پرمافراست، آتشسوزیهای مکرر و طغیان آفات، جنگلهای بوریال را به یکی از حساسترین و آسیبپذیرترین سامانههای طبیعی در برابر تغییر اقلیم تبدیل کرده است؛ سامانهای که از یک «چاهک کربن» بالقوه، در خطر تبدیل شدن به «منبع انتشار کربن» قرار دارد.
این جنگلها که حدود ده درصد از سطح زمین را پوشش میدهند، نزدیک به سی درصد از ذخیرۀ کربن خاکی جهان را در خود دارند.
اما در اثر افزایش دما، ذوب یخهای دائمی و آتشهای مهارنشدنی، خطر آن وجود دارد که از منبع جذب کربن به منبع انتشار آن تبدیل شوند.
راهکار: مدیریت آگاه از اقلیم
کارشناسان تأکید میکنند که مدیریت فعال جنگلها میتواند این روند را مهار کند.
«کتی ابوساو»، رئیس سازمان ابتکار جنگلداری پایدار، میگوید:
«میتوان گونههای درختی را بر اساس شرایط جدید اقلیمی تغییر داد، جنگلها را تنک کرد، و چوبهای خشک را برداشت تا از گسترش آتش جلوگیری شود.»
UNECE خواستار آن شده که در کوپ سی، «تابآوری جنگلها» بهعنوان ستون اصلی سیاستهای اقلیمی مطرح شود؛ چرا که به تعبیر این نهاد، جنگلها قویترین سپر طبیعی زمین در برابر بحران کربن هستند.
در آمازون چه خواهد گذشت؟
نشست بیلم در قلب جنگلهای آمازون برگزار میشود — جایی که خود نمادی از امید و هشدار است.
برزیل میزبان بیش از ده درصد از جنگلهای زمین است و منطقۀ آمازون، که سالهاست با جنگلزدایی و آتشسوزی روبهروست، به نماد مرز نهایی نبرد بشر با بحران اقلیمی تبدیل شده است.
رهبران سازمان ملل میگویند کوپ 30 باید اجلاس بازسازی اعتماد باشد: اعتمادی میان شمال و جنوب، میان علم و سیاست، و میان انسان و طبیعت.
ایران با وجود قرارگرفتن در کمربند خشک و نیمهخشک، سه ناحیهٔ اصلی جنگلی با ارزش اکولوژیک بسیار بالا دارد: جنگلهای هیرکانی در حاشیهٔ جنوبی دریای خزر، جنگلهای زاگرسی در دامنههای غرب کشور، و جنگلهای ارسباران و جنگلهای پراکندهٔ کوهستانی در شمالغرب و بخشهایی از شرق و جنوب.
جنگلهای هیرکانی، که قدمت آنها به دهها میلیون سال پیش میرسد، بهعنوان میراث طبیعی جهانی در فهرست یونسکو ثبت شدهاند و بخش کوچکی از مساحت کشور را پوشش میدهند، اما تنوع زیستی و ارزش حفاظتی بسیار بالایی دارند. در مقابل، جنگلهای زاگرسی از نظر وسعت بزرگترین پهنهٔ جنگلی ایران به شمار میآیند و بلوط ایرانی در آنها گونهٔ غالب است؛ این جنگلها نقش تعیینکنندهای در تأمین آب سطحی کشور و حفظ خاک دارند.
با این حال، در دهههای اخیر فشار ترکیبی تغییر اقلیم و فعالیتهای انسانی چهرهٔ جنگلهای ایران را دگرگون کرده است. کاهش بارش و افزایش دما، آتشسوزیهای مکرر تابستانه، خشکیدگی بلوط در زاگرس، طغیان آفات و بیماریها، بهرهبرداری ناپایدار از چوب و تغییر کاربری جنگلها به اراضی کشاورزی و ساختوساز، از مهمترین تهدیدها به شمار میروند.
بر اساس ارزیابیهای سازمانهای بینالمللی و گزارشهای ملی، مساحت جنگلهای کشور در چند دههٔ گذشته روندی کاهشی داشته و بسیاری از رویشگاهها با پدیدههایی مانند تنک شدن تاجپوشش، کاهش توان باززایی طبیعی و افت تنوع گونهای مواجهاند. این روند، اگر مهار نشود، تنها به از دست رفتن درختان ختم نخواهد شد، بلکه چرخهٔ آب، فرسایش خاک، امنیت غذایی و تابآوری جوامع محلی در برابر تغییر اقلیم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در این شرایط، مدیریت علمی و مشارکتی جنگلها، تقویت طرحهای احیا و جنگلکاری، کاهش فشار چرای دام و کنترل آتشسوزیها، برای حفظ اندک پوشش جنگلی موجود و افزایش تابآوری اکوسیستمهای جنگلی ایران در برابر تغییر اقلیم، اهمیتی راهبردی دارد.
| ناحیه جنگلی | مساحت تقریبی (هکتار) | گونه غالب | تهدید اصلی |
|---|---|---|---|
| هیرکانی | ۱۹۰,۰۰۰ | راش، افرا | تغییر کاربری |
| زاگرس | ۶,۰۰۰,۰۰۰ | بلوط ایرانی | خشکیدگی/آفات |
| ارسباران | ۲۰۰,۰۰۰ | بلوط، ممرز | چرای بیشازحد |
اما آیا ساختار این نشستها هنوز ظرفیت آن را دارد؟
ابَر نشستها؛ وقتی نشستهای اقلیمی خود به بحران بدل میشوند
به گزارش The Conversation، کوپهای اخیر به رویدادهایی غولپیکر تبدیل شدهاند.
کوپ بیستوهشت در دبی با حضور بیش از هشتادهزار نفربرگزار شد و هرچند شمار شرکتکنندگان در باکو اندکی کاهش یافت، اما همچنان بیش از پنجاههزار نفر در آن حضور داشتند.
پژوهشگران «کریستوفر شِی» و «لیسان گروئن» از دانشگاه آزاد هلند در مقالهای تازه میگویند:
این روند، که آن را «مگاکوپ» مینامند، به چند دلیل مشکلساز شده است.
نخست، از نظر فنی و زیستمحیطی، این گردهماییها خود دارای ردپای کربنی عظیمهستند.
دوم، انبوه شرکتکنندگان از نهادها، شرکتها و سازمانهای غیردولتی باعث شده کیفیت مشارکت کاهش یابد.
به تعبیر نویسندگان، «کمیّتِ مشارکت، کیفیت را بلعیده است.»
بحران مشروعیت و شکاف انتظارات
در چنین نشستهایی، بازیگران غیردولتی — از فعالان مدنی تا گروههای بومی و دانشگاهی — انتظار دارند در روند تصمیمسازی نقش مؤثرتری داشته باشند.
اما ساختار کوپها اساساً دولتی است؛ فقط دولتها حق رأی و تصویب قوانین بینالمللی را دارند.
بهگفتۀ پژوهشگران، این تفاوت میان انتظار و واقعیت سبب نارضایتی، خستگی و بیاعتمادی شده است.
افزون بر این، برخی کشورها از امتیاز «شرکتکنندگان اضافی» استفاده میکنند — گروههایی از مشاوران صنعتی و پژوهشی که نامشان در فهرست رسمی نمیآید. در کوپ بیستوهشت، بیش از بیستوسههزار نفر در این رده حضور داشتند؛ ظرفیتی که بهجای سازمانهای مدنی، در اختیار وابستگان دولتها و نهادهای لابی قرار میگیرد.
نویسندگان پیشنهاد میکنند برای بازگرداندن تعادل، باید دستۀ «شرکتکنندگان اضافی» حذف یا محدود شود تا سهم بیشتری به نهادهای مستقل و علمی برسد.
از نمایش تا اقدام
نویسندگان مقالۀ The Conversation میگویند زمان آن رسیده که تمرکز از «مذاکره» به «اقدام» تغییر کند.
اکنون که چارچوب توافق پاریس تثبیت شده، مهمترین کار اجرای آن است.
به باور آنان، بخش «اقدام اقلیمی» (Action Agenda) در هر کوپ باید به مرکز توجه تبدیل شود — جایی که شهرها، شرکتها و جوامع مدنی تجربیات خود را در کاهش انتشار کربن و سازگاری با تغییر اقلیم به اشتراک میگذارند.
ریاست برزیلی کوپ سی نیز همین مسیر را در پیش گرفته و این نشست را اجلاس اجرای تعهدات» نامیده است.
شعار رسمی آن «موتیرائو» (Mutirão) — به معنای همبستگی و اقدام جمعی — است؛ مفهومی شاید بتوان این برداشت را از آن داشت که همۀ فعالان اقلیمی لزوماً نیازی به حضور فیزیکی در بیلم ندارند تا بخشی از حرکت جهانی باشند.
دوراهی آینده: اعتماد یا فرسودگی
نشست بیلم در حالی برگزار میشود که زمین شاهد گرمترین سالهای تاریخ ثبتشده است و از کانادا تا استرالیا، آتشسوزیهای مهارناپذیر، الگوی جدیدی از فاجعه را رقم میزنند.
سازمان ملل میگوید اگر جنگلهای شمالی فروبپاشند، چرخۀ کربن جهانی نیز از تعادل خارج خواهد شد.
اما اگر خود نشستهای اقلیمی در پیچیدگی، هزینه و نمایشیبودن غرق شوند، آیا هنوز میتوان به آنها بهعنوان سکوی نجات زمین اعتماد کرد؟
برای بسیاری از کنشگران محیطزیست، پاسخ در کوچکتر کردن و کاربردیتر ساختن کوپهانهفته است — بازگشت از نمایشهای پرزرقوبرق به گفتوگوهای علمی، از وعدههای بیپشتوانه به اجرای واقعی تعهدات.
زمین، زمان و زنجیرۀ اعتماد
بحران اقلیمی امروز فقط بحران طبیعت نیست؛ بحران ساختار جهانی برای پاسخدادن به آن نیز هست.
جنگلها در حال سوختناند، و همزمان، نشستهایی که قرار است نجاتشان دهند، در انبوه مشارکت و سیاست گرفتار شدهاند و در همین حال برخی از بازیگران اصلی از جمله ایالات متحده و برخی از همفکران دولت فعلی برای دومین بار از پیمان تغییرات اقلیمی پاریس خارج شدهاند.
سازمان ملل در گزارش خود میگوید:
«دیگر فرصتی برای تأخیر نیست. اگر جنگلها فروبپاشند، سپر زمین از میان میرود.»
و پژوهشگران هشدار میدهند:
«اگر کوپها نتوانند از حجم خود بکاهند و به اجرا تمرکز کنند، مشروعیتشان نیز خواهد سوخت».
کوپ سی، که از بیست تا سی آبان در بیلم برزیل برگزار میشود، آزمونی است برای هر دو جبهه — آزمون توان انسان برای احیای زمین، و توان نهادهای جهانی برای احیای اعتماد.