ادعای حمله به آب شیرین کن های قشم و فاجعه‌ای که ممکن است رخ دهد

چنانچه ایران قصد تلافی داشته باشد منطقه و جهان با بحرانی روبرو خواهد شد که شاید در تاریخ معاصر بی سابقه باشد

بر اساس گزارش خبرگزاری مهر (منتشرشده صبح ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ / ۷ مارس ۲۰۲۶)، شب گذشته نیروهای آمریکایی-اسراییلی به یکی از آب‌شیرین‌کن‌های جزیره قشم (و بخشی از تأسیسات شرکت آب و برق مپنا) حمله کردند.

 این کارخانه روزانه حدود ۱۲ تا ۱۵ هزار مترمکعب آب  برای جزیره قشم و روستاهای تابعه تأمین می‌کرد. نتیجه مستقیم این اقدام اختلال آب‌رسانی به ۳۰ روستا در بخش‌های مرکزی، حرا و شهاب قشم است.

 معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار هرمزگان (احمد نفیسی) این اقدام را «جنایت آشکار و مذبوحانه» و «حمله به مراکز غیرنظامی» خواند و تأکید کرد که مسئولان برای تأمین جایگزین آب تلاش خواهند کرد.

این حمله در چارچوب تنش‌های گسترده‌تر و درگیری جاری آمریکا-اسرائیل با ایران (از اواخر فوریه ۲۰۲۶) رخ داده که شامل حملات به زیرساخت‌های مختلف ایران بوده است. ایران آن را حمله به زیرساخت حیاتی غیرنظامی (آب شرب مردم عادی) می‌داند.

در پی این حمله  عباس عراقچی (وزیر امور خارجه ایران) پستی را در شبکه ایکس منتشر و در آن نوشت:

«ایالات متحده مرتکب جنایت آشکار و ناامیدانه‌ای شد با حمله به کارخانه آب‌شیرین‌کن آب شیرین در جزیره قشم. تأمین آب در ۳۰ روستا تحت تأثیر قرار گرفته است. حمله به زیرساخت‌های ایران حرکت خطرناکی با عواقب جدی است. ایالات متحده این سابقه را ایجاد کرد، نه ایران.»


این واکنش، حمله را «جنایت» علیه مردم عادی توصیف کرده و هشدار ضمنی داده که چنین اقدامی می‌تواند عواقب گسترده‌ای (از جمله برای زیرساخت‌های مشابه در منطقه) داشته باشد. مقامات دیگر ایران نیز آن را محکوم کرده‌اند و بر تلاش برای بازسازی سریع تأکید دارند. هیچ تأیید رسمی از سوی آمریکا یا اسرائیل در منابع بین‌المللی منتشرشده وجود ندارد و این گزارش‌ها عمدتاً از رسانه‌های ایرانی است.

اما این خبر و واکنش‌های طرفین به ادامه این روند می‌تواند منطقه و جهان را با بحرانی بی‌سابقه مواجه کند.

اگرچه پزشکیان در پیامی ضمن عذرخواهی از کشورهای همسایه که مورد اصابت قرار گرفتند، اعلام کرد که شورای رهبری دستور داده است که از حمله به این کشورها جلوگیری شود مگر اینکه مستقیم از این کشورها به ایران حمله ای صورت بگیرد.

با این وجود به نظر می رسد نیروهای نظامی ایران چندان توجهی به این دستور ندارند و این نگرانی جدی وجود دار دکه این جنگ به سرعت به سوی زیر ساخت های غیر نظامی و به خصوص آب شیرین کن ها متمرکز شود. اتفاقی که این جنگ را می تواند به یکی از فاجعه بار ترین جنگ های تاریخ بدل کند.

بررسی منابع معتبر بین‌المللی )از جمله گزارش‌های رسمی دولت‌ها، Global Water Intelligence، Arab Center، و مقالات علمی تا ابتدای ۲۰۲۶( نشان می‌دهد که شش کشور عربی ساحل جنوبی خلیج فارس ــ عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان ــ به‌طور ساختاری به آب‌شیرین‌کن‌ها وابسته‌اند. در برخی کشورها این وابستگی برای آب شرب شهری تقریباً مطلق یا بسیار بالاست. طبق بانک جهانی و گزارش‌های تحلیلی، آب شرب در همه این کشورها به‌طور قابل‌توجهی از نمک‌زدایی تأمین می‌شود و منطقه خلیج فارس حدود ۴۰-۵۰ درصد ظرفیت جهانی نمک‌زدایی را در اختیار دارد.

تاب‌آوری کشورها

قطر، کویت و بحرین از همه آسیب‌پذیرترند (ذخیره محدود به چند روز). امارات به‌خاطر ذخایر استراتژیک پیشرفته (مانند لیوا) از بقیه آماده‌تر است. عربستان به دلیل مقیاس شبکه و ظرفیت بزرگ، چند روز زمان بیشتری می‌خرد اما در قطع طولانی آسیب‌پذیر است. عمان به دلیل سهم بیشتر آب زیرزمینی و مخازن خانگی، حاشیه امن نسبی بیشتری دارد. این ارزیابی‌ها ترکیبی از داده‌های رسمی و تحلیل مستند است.

قطر: حدود ۹۹ درصد آب شرب شهری از نمک‌زدایی تأمین می‌شود. پروژه «مگا‌رزرووارها» (Water Strategic Mega Reservoirs) ظرفیت ذخیره را به حدود ۲٫۴۱۷ میلیون گالن امپریال رسانده و طبق گزارش رسمی KAHRAMAA در ۲۰۲۴، ذخیره استراتژیک برای ۵٫۲ روز کافی است (هدف اولیه پروژه ۷ روز بود و تا ۲۰۲۶ گسترش می‌یابد). مصرف روزانه حدود ۵۳۸ میلیون گالن امپریال است. در صورت اختلال طولانی، بحران سریع شکل می‌گیرد.

کویت: بیش از ۹۰ درصد آب شرب از نمک‌زدایی تأمین می‌شود. مصرف روزانه در گزارش‌های ۲۰۲۵ حدود ۵۰۴ تا ۵۳۳ میلیون گالن امپریال (تقریباً ۲٫۳ تا ۲٫۴ میلیون مترمکعب) گزارش شده و بخش عمده آن وابسته به شیرین‌سازی است. ذخیره راهبردی به ۹۶ درصد ظرفیت رسیده، اما رقم دقیق «روزهای دوام» عمومی نیست. ارزیابی محافظه‌کارانه: تاب‌آوری در حد چند روز (نه هفته).

بحرین: آب شهری عملاً به نمک‌زدایی وابسته است. ظرفیت کل نمک‌زدایی در ۲۰۲۱ حدود ۹۶۹ هزار مترمکعب در روز بوده (با پروژه‌های جدید در حال گسترش). نیاز شهری عمدتاً از این منبع تأمین می‌شود. ذخیره اضطراری ملی شفاف عمومی نیست؛ وابستگی بسیار بالا و وقفه طولانی به‌سرعت بحران‌زاست (احتمالاً چند روز).

امارات: حدود ۴۲ درصد آب شرب قابل‌نوشیدن کشور از نمک‌زدایی تأمین می‌شود (داده رسمی دولت و منابع بین‌المللی ۲۰۲۴-۲۰۲۵). تولید سالانه حدود ۲ میلیارد مترمکعب (میانگین روزانه بیش از ۵ میلیون مترمکعب). نقطه قوت: ذخایر اضطراری پیشرفته. مخزن استراتژیک لیوا در ابوظبی (۲۶ میلیون مترمکعب) برای تأمین یک میلیون نفر تا ۹۰ روز طراحی شده؛ دبی نیز ظرفیت ذخیره سطحی را به بیش از یک میلیارد گالن امپریال رسانده. بنابراین تاب‌آوری در ابوظبی و دبی در حد ماه‌هاست، هرچند حفظ مصرف عادی کل کشور در قطع طولانی چالش‌برانگیز است.

عربستان سعودی: سهم آب شیرین‌شده در آب شرب حدود ۵۰-۷۰ درصد (۵۰ درصد در ۲۰۲۳ طبق داده‌های رسمی). شرکت ملی آب (NWC) در ۲۰۲۴ بیش از ۳٫۷ میلیارد مترمکعب آب شرب توزیع کرده (حدود ۱۰٫۱ میلیون مترمکعب در روز). ظرفیت ذخیره راهبردی ملی چند ده میلیون مترمکعب گزارش شده که محاسبه تقریبی حدود ۳-۴ روز ذخیره شبکه‌ای می‌دهد (نه رقم رسمی «دوام کشور»). عربستان به دلیل مقیاس بزرگ مقاوم‌تر از همسایگان کوچک است، اما قطع طولانی همچنان بحران‌زاست.

عمان: حدود ۸۶ درصد آب شرب از نمک‌زدایی تأمین می‌شود. تأمین آب در ۲۰۲۴ حدود ۴۴۹ میلیون مترمکعب (میانگین ۱٫۲۳ میلیون مترمکعب در روز) بوده که بخش عمده آن وابسته به شیرین‌سازی است. تفاوت کلیدی: آب زیرزمینی و مخازن خانگی (۱۲ ساعت تا ۳ روز) به‌عنوان ذخیره عمل می‌کنند. بنابراین عمان کمی انعطاف‌پذیرتر است، اما شهرهای اصلی همچنان متکی به شیرین‌سازی‌اند.

گزینه‌های واقعی در صورت اختلال طولانی آب‌شیرین‌کن‌ها:

۱. جیره‌بندی شدید (سازمان جهانی بهداشت: حداقل ۱۵ لیتر به ازای هر نفر در روز در بحران؛ حتی ۷٫۵ لیتر در روزهای اولیه).

۲. استفاده از ذخایر راهبردی و مخازن شهری/خانگی.

۳. آب زیرزمینی و چاه‌ها (محدود و اغلب شور).

۴. تأمین سیار با تانکر، کشتی و واحدهای سیار

۵. بازچرخانی فاضلاب تصفیه‌شده برای صنعت و کشاورزی.

این گزینه‌ها بحران را به تأخیر می‌اندازند اما جایگزین کامل نیستند.

هزینه انسانی و ابعاد ژئوپلیتیک احتمال حمله ایران به این تأسیسات

در درگیری جاری ۲۰۲۶ (پس از حمله به تأسیسات قشم)، حملات موشکی و پهپادی ایران به زیرساخت‌های انرژی و بندری کشورهای خلیج فارس (از جمله نزدیکی مجتمع جبل علی دبی، نیروگاه/آب فجیره امارات و دوحه و کویت) باعث آسیب غیرمستقیم یا نزدیک به تأسیسات آب‌شیرین‌کن شده است. اما اگر ایران به عنوان راهبرد یا بخش‌های «آتش به اختیار» نیروی نظامی تصمیم به حمله مستقیم به این تاسیسات بگیرند که از پوشش دفاعی کمتری برخوردار بوده و آسیب پذیر هستند، در این صورت به معنی واقعی کلمه خاور میانه وارد ایام کابوس‌واری خواهد شد که تا کنون به یاد ندارد.

هزینه انسانی

بحران فوری: در قطر، کویت و بحرین (وابستگی نزدیک به ۱۰۰ درصد)، قطع تولید حتی برای چند روز به جیره‌بندی شدید (کمتر از ۱۵ لیتر در روز) منجر می‌شود. عواقب: کم‌آبی، شیوع بیماری‌های عفونی، اختلال در بیمارستان‌ها، مرگ‌ومیر غیرنظامی (به‌ویژه کودکان، سالمندان و بیماران).

در مقیاس بزرگ: عربستان (ریاض بیش از ۹۰ درصد آبش از جبیل می‌آید) ممکن است مجبور به تخلیه پایتخت در یک هفته شود (طبق اسناد قدیمی‌تر دیپلماتیک آمریکا که همچنان معتبر دانسته می‌شوند). امارات با ذخیره ۹۰ روزه ابوظبی تاب‌آورتر است، اما اختلال گسترده اقتصادی و اجتماعی ایجاد می‌کند.

جمعیت در خطر: حدود ۱۰۰ میلیون نفر در GCC مستقیماً وابسته‌اند. اختلال طولانی می‌تواند به جابه‌جایی اجباری، بحران غذایی (به دلیل تأثیر بر کشاورزی و واردات) و فروپاشی خدمات پایه منجر شود ــ تنها مورد مشابه در حمله عراق به کویت بود اما این بار درمقیاسی وسیع تر.

ابعاد ژئوپلیتیک:

حمله به آب‌شیرین‌کن‌ها نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بین‌المللی (حمله به زیرساخت غیرنظامی حیاتی) تلقی می‌شود و می‌تواند «خط قرمز» جدیدی ایجاد کند. این اقدام نامتقارن برای ایران (که خود وابستگی کمتری به نمک‌زدایی دارد) ابزار بازدارنده قوی است، اما ریسک تشدید شدید دارد: ممکن است GCC را مستقیماً وارد جنگ کند، آمریکا را وادار به دخالت گسترده‌تر نماید و قیمت نفت جهانی را به سطوح بی‌سابقه برساند. تحلیلگران تأکید می‌کنند که کارخانه‌های ساحلی و متمرکز، هدف آسان‌تری نسبت به تأسیسات نفتی هستند و هرگونه حمله عمدی می‌تواند «ساختار فعلی دولت‌ها» را در کشورهای کوچک خلیج فارس تهدید کند.

اما این خط قرمزی است که اگر هنوز کوچکترین عقلی در میان رهبران ایران و کشورهای منطقه و آمریکا و اسراییل وجود دارد نباید اجازه گذار از آن را بدهند. این اقدام می‌تواند جنگ را از درگیری میان ایران و غرب به جنگی برای بقا در منطقه بدل کند که هزینه های آن باور نکردنی است و از سوی دیگر مجوز اقدام های غیر متعارف نظامی را به طرفین می دهد و شاید زمینه ای شود که نیروهای مهاجم با همراه کردن افکار عمومی منطقه و جهان، آخرین تابو باقی مانده در عرصه نظامی را بشکنند و به حملات اتمی تاکتیکی متوصل شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.