پوشش متنوع مدال فیلدز دو ایرانی الاصل

مدال فیلدز برای دومین بار به یک ریاضی دان ایرانی الاصل رسیده است اما موفقیت او پوشش متفاوتی پیدا کرد

چهارشنبه‌ای که گذشت (اول آگوست ۲۰۱۸) برای کسانی که به دنیای ریاضیات علاقه دارند دست کمی از روز مراسم اسکار برای علاقه مندان سینمای هالیوود را نداشت. با این تفاوت که شب مهم دنیای ریاضیات هر چهار سال یک بار فرا می رسد.
در این شب در کنفرانس جهانی ریاضیات برندگان مدال فیلدز اعلام شدند.


مدال فیلدز یکی از معتبرترین جوایز دنیای ریاضیات است. با توجه به اینکه جوایز نوبل در رشته ریاضیات اهدا نمی‌شود این جایزه را گاهی به عنوان نوبل دنیای ریاضیات نیز می‌نامند.
البته این مدال پرافتخار ویژگی به کلی متفاوتی با نوبل دارد. این جایزه برخلاف نوبل که تنها به دانشمندانی اهدا می‌شود که کارشان به نتیجه رسیده است، به ریاضی‌دانان جوان اهدا می‌شود که زیر چهل سال سن دارند.
دوره گذشته اهدای مدال فیلدز برای ایرانیان تبدیل به رویدادی مهم شد. در آن سال مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان ایرانی – آمریکایی نه تنها نخستین ایرانی الاصلی شد که این جایزه را به خود اختصاص داده است که به نخستین زنی در تاریخ بدل شد که موفق شده بود این جایزه را از آن خود کند.
مریم میرزاخانی پیش از آن نیز برای جامعه علمی ما نام آشنایی بود. او دانش آموخته دانشگاه شریف، برنده مدال طلای المپیاد ریاضی و یکی از یادگارها و بازمانده های شب تلخ ریاضیات ایران بود که در آن گروهی از دانشجویان برجسته دانشگاه شریف در بازگشت از مسابقات ریاضیات در حادثه سقوط به دره جان خود را از دست دادند.
خبر موفقیت مریم میرزاخانی – علی رغم کم مهری های بعدی که با او شده بود – به رویدادی ملی برای ایرانیان بدل شد و عمده رسانه های کشور آن را بازتاب دادند.
متاسفانه ما و جهان ریاضیات مریم میرزاخانی را خیلی زود از دست دادیم و او آن قدر نماند که تا در کنفرانس بعدی شاهد دوره بعدی اهدای جوایز فیلدز باشد.
روز چهارشنبه گذشته کنفرانس جهانی ریاضیات در برزیل برنده های این دوره مدال فیلدز را معرفی کرد.
کوچر بیرکار از دانشگاه کمبریج، آکشای ونکاتش (Akshay Venkatesh) ریاضی دان هندی الاصل استرالیایی، کنستانتین داسکالاکیس (Constantinos Daskalakis)، ریاضی دان یونانی الاصل MIT و پیتر اسکولزه (Peter Scholze) ریاضی دان ۳۰ ساله آلمانی مدال فیلدز ۲۰۱۸ را به خود اختصاص دادند.
هر یک از این ریاضی دان ها نقشی مهم و به سزایی در پیش برد ایده های ریاضیاتی ایفا کرده اند و در روزهای آینده اگر فرصتی باشد در حد توانم سعی می کنم درباره فعالیت های علمی آن ها خواهم نوشت.
اما در کنار دست آوردهای ریاضیاتی هر یک از آن ها داستان منحصر به فردی برای خود دارند.
یکی از آن ها جوان پر پشتکاری است که در حال زیر و رو کردن ایده های ما از دنیای هندسه است، دیگری در دوران کودکی با استریو تایپ رایجی که درمورد نوابغ وجود دارد دست به گریبان بوده است و یکی دیگر پناهنده ای سیاسی از ایران به انگلستان است.
کوچر بیرکار، زاده کردستان ایران است که در سال ۱۳۷۶ در رشته ریاضیات در دانشگاه تهران پذیرفته می شود. او در زمانی که دانشجوی کارشناسی این دانشگاه بود از سوی این دانشگاه به مسابقات ریاضی در انگلستان اعزام می شود و در آنجا درخواست پناهندگی سیاسی می کند و پس از قبول پناهندگی اش تحصیلات خود را در ریاضیات ادامه می دهد و موفق می شود مرزهای زیر شاخه ای از ریاضیات را پیش ببرد.
او دومین ایرانی الاصلی است که موفق به کسب مدال فیلدز شده است.
داستان او از جهاتی شبیه به مریم میرزاخانی و از جهاتی متفاوت با او است با این وجود پوشش رسانه ای که این دو در فردای دریافت جایزه در رسانه های ایران دریافت می کنند کاملا متفاوت است.
تصویر زیر مقایسه نیم صفحه اول روزنامه های ایران در روز پس از اعلام خبر موفقیت این دو در برنده شدن مدال فیلدز است. (روزنامه هایی که چهار سال پیش خبر موفقیت مریم میرزاخانی را در نیم تای اول خود منتشر کرده بودند.)
واکنش کمرنگ موفقیت او در رسانه های مکتوب یک بخش داستان است. در رسانه های اجتماعی نیز بازتاب موفقیت بیرکار به اندازه موفقیت مریم میرزاخانی نبود.

مقایسه ای از صفحات اول روزنامه هایی که خبر موفقیت مریم میرزاخانی را در فردای کسب مدال فیلدز در نیم تای اول خود کار کرده بودند. از این بین روزنامه اطلاعات خبر موفقیت کوچر بیرکار را نیز کار کرده است. (این مقایسه تنها بر مبنای نیم تای اول صفحات است)

دلایلی مختلفی برای این تفاوت پوشش رسانه ای می توان فرض کرد.
از یک سو کوچر بیرکار، ریاضی دان کردی است که با پناهندگی سیاسی شهروندی انگلستان را به دست آورده است. او در دوران دانشجویی اش در دانشگاه تهران و با اعلام مشکلاتی که کرد بودن او برایش به همراه دارد پناهندگی سیاسی گرفته است. این مساله شاید برای برخی از رسانه ها که مایل به پوشش خبر موفقیت او بودند تردیدی ایجاد کرده باشد.
من بعید می دانم کرد بودن او دلیلی برای احتراز رسانه ها بوده باشد، بلکه مساله پناهندگی او احتمالا نقش بزرگ تر را بازی کرده است. با وجود این عدم پوشش کامل داستان او ممکن است به نشانه ای از نادیده گرفتن اقوام منجر شود.
مریم میرزاخانی هم در زمان برنده شدن شهروند ایالات متحده بود. همسر و فرزند او برای سفر به ایران با مشکل مواجه بودند و از همه مهم تر برای رسانه های ایرانی مشکل ظاهر او بود که حجاب نداشت.
با این وجود چند نکته در مورد مریم میرزاخانی برای رسانه ها نقش متفاوتی بازی کرد. مریم میرزاخانی پیش از کسب مدال فیلدز، چهره ای شناخته شده برای جامعه علمی و حتی بدنه جامعه بود. او چندی قبل از آن به نام یکی از چهره های جوان آینده علم نامیده شده بود، در رسانه های ایران درباره او مطالب متعددی منتشر شده بود و از همه مهم تر نام او به دلیل همراهی با حادثه تلخ دانشجویان شریف در ذهن مردم مانده بود.
از سوی دیگر این واقعیت که او نخستین زن تاریخ بود که موفق به کسب این مدال می شد نیز در افزایش توجه و پوشش رسانه ای نسبت به او موثر بود.
شاید مهم ترین اتفاقی که باعث آسوده شدن خیال بسیاری از رسانه های داخلی برای پوشش خبر موفقیت او شد، پیام تبریک حسن روحانی رییس جمهور بود که در قالب پستی اینستا گرامی منتشر شد. موفقیت او نام او را حتی وارد مشاجرات سیاسی کرد. در آن روزها که وزیر وقت علوم، تحقیقات و فناوری در آستانه استیضاح قرار داشت بارها نام او در جریان دعواهای سیاسی مطرح شد.
متاسفانه درباره کوچر بیرکار این عوامل وجود نداشتند.
از دیدی که من به دنیای روزنامه نگاری علم نگاه می کنم اهمیت پوشش این خبر در علاقه و امیدواری است که می تواند در بین نوجوانان و جوانان برای آموزش و یادگیری ریاضیات و وارد کردن ایده موفق شدن در ریاضیات در بین مردم ایفا کند.
ایرانی الاصل بودن مریم میرزاخانی یا کوچر بیرکار باعث ایجاد آشنا پنداری بیشتری شده و در نتیجه باعث می شود تا مردم راحت تر این داستان را دنبال کنند.
به نظرم از نظر رسانه ای اما این تفاوت پوشش نشان دهنده نوعی تفکر در زیر بنای مواجهه با اخبار در رسانه های ما است.
ارزش خبر مربوط به برنده شدن مدال فیلدز را دست آورد ریاضیاتی برندگان تعیین می کند. آنچه رسانه های ما را محتاط در انتشار خبر می کند دلایلی تقریبا بی ارتباط با اصل خبر است.
به عبارت ساده تر ما در مواجهه با اخبار حتی زمانی که در دنیای بی طرف و خنثی و غیر سیاسی مانند ریاضیات اتفاق می افتد قبل از هر چیزی به دنبال دلایلی می گردیم که بر مبنای آن نباید آن خبر را منتشر کرد. به جای اینکه ارزش های خبر را مرور کنیم به دنبال خطرات انتشار خبر می گردیم. گاهی این خطرات واقعی هستند و گاهی حاصل محافظه کاری ما.
این موضوع شاید در زمینه خبر مدال فیلدز چندان مهم نباشد اما اگر این برداشت درست باشد و این احتیاط به بخشی از فرهنگ رسانه و ژورنالیسم ما بدل شود، آن وقت است که کل این حوزه بی اثر می شود.
هر خبر مهمی قطعا با مخالفت هایی همراه است. تن دادن به این محافظه کاری ها باعث خواهد شد که دایره نفس کشیدن رسانه ها تنگ تر شود. وقتی ما با محافظه کاری – در مواردی غیر ضروری – دست به خود سانسوری می زنیم دایره فعالیتمان را با دستان خودمان تنگ تر می کنیم.
برنده جایزه مدال فیلدز البته که نیازی به بازتاب خبر موفقیتش در رسانه های ما ندارد اما این فرصتی برای ما است که درباره مفهومی که به طور عادی دور از زندگی روزمره مردم است صحبت کنیم.
این موفقیت مبارک برندگان آن و جامعه ریاضیات باد.

دیدگاه‌ها

  1. درود بر شما
    ممنون که به این موضوع پرداختین. به نظر من رسانه ها از مردم جدا نیستن. کسایی که در رسانه ها می نویسن از همین مردم هستن. من با خوندن کامنتای مردم در سایت های مختلف در رابطه با این موضوع به این نتیجه رسیدم که اتفاقا اظهار نظری که آقای کوچر ایرکار در مورد ملت کُرد انجام دادن و نبردن نام ایران باعث دلخوری مردم و همینطور رسانه ها شد. شنیدن اظهار نظر مردم در سطح جامعه در محیط کار و … دقیقا صحبتم رو تایید میکنه و این دلیل اصلی نپرداختن رسانه ها و سایت ها، به این موضوع هستش. من خودم با میهن پرستی مخالفم اما فکر میکنم که اکثریت مردم ما همچین ویژگی ای دارن و دوست دارن کسی رو در مجامع بین المللی داشته باشن که بهش افتخار کنن. مردم و به تبع اون رسانه ها آزادن که علایق و سلایق خودشون رو بیان کنن و این خیلی طبیعیه. مردم و رسانه ها ظاهرا چندان جذب دریافت این جایزه توسط شخصی که ایرانی الاصل هستش نشدن. ایرادی هم نداره. بگذریم.
    در یک جایی از متن کلمه ی “آشنا پنداری” (دژاوو) رو استفاده کردین. فکر میکنم این کلمه درواقع معنای مورد نظر شما رو نداشته باشه. چون این کلمه بیشتر در مسائل مربوط به روانشناسی و ذهن به کار میره و یک معنای تخصصی داره.
    ممنون

    1. ممنون از نظرتون. به هر حال به نظرم جای فکر دارد. البته دوستان تذکر دادند که بخشی از این تفاوت ممکنه به ساعت پخش خبر هم بستگی داشته باشد اما به هر حال همان طوری که گفتید واکنش شبکه های اجتماعی و چهره های رسانه ای در این شبکه ها متفاوت بوده. من حداقل امیدوارم مساله قومی نقش اساسی را حداقل در رسانه ها بازی نکرده باشد. اما شکی ندارم که این پوشش متفاوت قطعا می تواند به عنوان تاییدی روی تبعیض قومی به کار گرفته بشود.
      در مرود آشنا پنداری هم ممنون از تذکرتون ولی در اینجا منظور معادل روانشناسی آن یا دژاوو نبوده و منظور تصور آشنای بودن با سوژه ای بدون اینکه لزوما چنین آشنایی وجود داشته باشد بود. حتما نگاه می کنم و اگر واژه بهتری پیدا کردم جایزگین می کنم.
      ممنون

  2. پوریا جان من یک سوال دارم ، در مورد ایشون شنیدم که با پناهندگی که گرفتن باعث شدن دیگر دانشگاه تهران دانشجویان را در سالهای بعدی به این مسابقات اعزام نکنند!!! متاسفانه تنبه دانشگاه تهران خیلی غیر منصفانه و کلی بوده و شاید بهتر بود راهکاری دیگری می یافت اما حالا با توجه به عواقب خیلی ها ایشون را آدم غیر اخلاقی می داند که اخلاق مهتر از جایزه فیلدز است که باعث شد خیلی ها از این مسابقات علمی محروم شوند
    تناقض عجیبی است ؟ مسلما ایشون هم دلایلی برای کارشون داشتند اما در نهایت می توان گفت چه کاری درست است!!؟

  3. ۱-با تبریک
    ۲- فیض روح الهی ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
    ۳- نکته جالب در این خبر وجود یک هندی الاصل ویک یونانی الاصل در جایی عیر از وطن خود می باشد.کاش پوشش خبری را در زادکاه این دو نیز اضافه می کردید.
    ۴-ما هم میتوانیم با هدایت صحیح وحداقل حمایت (و نه مانند دوست منفی باف گالیور)در عرصه جهانی مطرح باشیم.ومنتظر اعلام ازسوی کشورهای خارجی نباشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.