چشمان کاملا بسته گرگش

اعلام کوتاهی در صفحه اینستاگرام رصدخانه ملی ایران مبنی بر اینکه قرار است پروژه رصدخانه ملی ایران روز دوشنبه هفتم تیر / ۲۹ ژوئن افتتاح شود، مانند نسیم خوش‌آیندی بود که در میانه خبرهای ناراحت‌کننده در میان جامعه نجوم و علاقه‌مندان علم ایران وزیدن گرفت. خبر چون شمعی روشن در تاریک بدخبری بود. خوش درخشید و صد افسوس که دولت مستعجل بود.

ایرانیان سال‌های طولانی است که در انتظار به ثمر رسیدن این پروژه هستند.

زمانی دور و حدود یک هزاره پیش در دورانی که ستاره‌شناسی به کمک ابزارهای غیر اپتیکی پیش می‌رفت، حوزه جغرافیایی ایران امروز میزبان ده‌ها رصدخانه (غیر اپتیکی) بزرگ بود و کانون مطالعات ستاره‌شناسی به شمار می‌رفت.

در دوران افول علم در ایران، ستاره شناسی در ایران نیز به طور قابل توجهی رو به فراموشی نهاد.

در دوران قاجار و همراه با تلاش‌های معدود برای آشنایی با پیشرفت‌های تمدن غرب گروه‌هایی از دانشجویان ایرانی به کشورهای اروپایی اعزام شدند و از جمله در رشته نجوم مدرن تحصیل کردند.

ما می‌دانیم حداقل یکی از این افراد در بازگشت خود به ایران پیشنهاد ساخت رصدخانه سلطنتی ایران را مطرح کرده بود.

اما مانند بسیاری از تفکرات نوگرای دیگر این پیشنهاد به جایی نرسید.

از آن زمان تا کنون ایرانیان و علاقه‌مندان علم در ایران به خصوص دوستداران ستاره‌شناسی برای داشتن تلسکوپ و رصدخانه‌ای حرفه‌ای و در تراز جهانی بی‌تابی می‌کنند.

این مساله فقط بازتاب دهنده علاقه ایرانیان برای مشارکت در یکی از علومی که سابقه طولانی در آن دارند نیست.

به دلیل شرایط مختلف منطقه ما که دارای برخی از نقاط رصدی جذاب جهانی است، رصدخانه‌ای فعال و متصل به شبکه جهانی رصدها ندارد و این باعث ضرری برای کل جامعه رصدگران جهانی است.

رصدخانه‌ای حرفه‌ای و کارآمد نه تنها می‌تواند باعث جهش در تحقیقات منجمان حرفه‌ای ایران شود که می‌تواند شریکی قابل قبول برای پروژه‌های بین‌الملی به شمار برود و از آن مهم‌تر برای ایرانی که با مساله توسعه نیافتگی علمی دست به گریبان است می‌تواند الهام بخش و عاملی باشد که افراد بیشتری مشتاق تحصیل و کار در حوزه نجوم حرفه‌ای به طور خاص و از آن مهم‌تر حوزه علوم پایه شوند.

پروژه رصدخانه ملی ایران به شکل فعلی‌اش بیش از دو دهه سابقه دارد و فراز و نشیب‌های فراوانی را طی کرده است.

فارغ از مسائلی مانند عدم تامین بودجه، عقب افتادن زمان تاسیس و ده‌ها مورد دیگر، این پروژه یکی از پروژه‌های پرچم‌دار علم در ایران به شمار می‌رود. پروژه‌ای که فراتر از رصدخانه می‌توانست و قرار بود مدیریت کلان پروژه‌های علمی را در ایران نهادینه کند و راه را برای سایر پروژه‌های مهم علم باز کند.

بعد از سال‌ها تلاش برای مکان یابی سرانجام قله گرگش انتخاب شد و تلاش‌ها برای طراحی و ساخت تلسکوپ آغاز شد.

آینه اصلی که بخش مهم و اصلی و در واقع قلب اصلی تلسکوپ است سفارش داده شد و تراش داده شد و به ایران منتقل شد. البته این آینه هنوز آینه نیست بلکه شیشه آینه است. بخش اندود و کوتینگ آن قرار است در مرحله نهایی در ایران صورت بگیرد.

همزمان با پیشرفت پروژه‌ها دعواها و اختلافات مدیریتی و نفوذ سیاسی و تلاش برای تحمیل نظرات مختلف به پروژه افزایش یافت که در نهایت منجر به تغییر در مدیریت آن شد.

با همه این‌ها وقتی خبر رسید که قرار است پروژه افتتاح شود بسیاری از اعضا اجتماع علمی در ایران هیجان زده شدند.

شاید میل به این اتفاق خوب باعث شد بسیاری برخی از نشانه‌ها را نادیده بگیرند یا امیدوار باشند که آن‌ها را بد تفسیر کرده‌اند.

تلاش برای عدم حضور خبرنگاران تنها رسانه نجومی کشور، عدم اطلاع به انجمن نجوم ایران که قرار است کاربر نهایی این پروژه باشند و خبرهای پیشین از وضعیت پروژه از جمله این سرنخ‌ها بود.

اما هیچ کس انتظار نداشت در روز افتتاح شاهد چنین رویداد تلخی باشد.

افتتاح چشمخانه ای بی چشم

افتتاح پروژه رصدخانه ملی در یک رویداد اینترنتی و در قالب افتتاح یکی از پروژه‌های نوآوری دولت صورت گرفت و از همان ابتدا به مسیر عجیبی کشانده شد.

دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رییس جمهور در این رویداد درباره این پروژه اطلاعات اشتباهی را مطرح کرد از جمله اینکه در نیمکره شمالی تنها ۸ رصدخانه وجود دارد و تنها دو تای آن ها بزرگتر از چهار متر هستند. و اینکه در فاصله میان اسپانیا تا هندوستان هیچ رصدخانه‌ای در این ابعاد وجود ندارد.

همه این موارد را می‌شد با یک جستجوی ساده اینترنتی رد کرد و سوال این است که چطور معاون علمی و فناوری رییس جمهور و تیم او حتی از انجام یک فکت چک ساده آن هم در زمانی که قرار است به رییس جمهور گزارش داده شود عاجزند.

ادعای دیگر این است که از صفر تا صد این پروژه در ایران صورت گرفته است. این هم دروغ بزرگی است.

با تاکید بر اینکه در دنیای علم و فناوری امروز اصولا ادعای بومی بودم و داخلی بودن همه چیز هیچ ارزشی ندارد و امتیازی نیست که بخواهیم بر آن افتخار کنیم، این ادعا اشتباه است.

فارغ از گروه بزرگی از مشاوران بین‌المللی پروژه ما می دانیم که مکان احداث پروژه به طور ابتدایی از دل پروژه معروف مکان‌یابی خارج نشده و بر اساس توصیه یکی از مشاوران بین‌المللی انتخاب و بعد از بررسی تایید شده است.

همین طور دو بخش اصلی تلسکوپ یعنی آینه اصلی و مقر آینه ثانویه که بخش‌های حیاتی تلسکوپ هستند در خارج ساخته شده و به ایاران وارد شده است. باید دوباره تاکید کرد که در این همکاری هیچ ایرادی وجود ندارد و اتفاقا نکته مثبتی است که برای مثال تراش آینه اصلی به شرکتی سپرده شده بود که پروژه پیشین آن تراش آینه تلسکوپ فضایی هرشل بوده است.

اما چرا باید دروغ گفت؟

تلسکوپ بی آینه – IRIB NEWS

همچنین ادعاهای دیگر در زمینه اینکه ایران اکنون یکی از ده کشوری است که صفر تا صد تلسکوپ را می‌سازد و اینکه سایت رصدخانه در رده یکی از پنج سایت جهانی رصد است، ادعاهایی است که نیاز به سند و مدرک دارد.

اما شوک بزرگ و فاجعه بار زمانی بود که خبرهای پیشین تایید شد و معلوم شد آینه اصلی تلسکوپ نه تنها نصب شده است که حتی اندود نشده است.

به عبارت دیگر رصدخانه اپتیکی بدون تلسکوپ رصدخانه نیست و تلسکوپ بدون آینه اصلی تلسکوپ نیست.

پس دیروز چه چیزی افتتاح شد؟

برخی از ناظران سعی می کنند این موضوع را تفسیر کنند و به جای متن سخنان ارائه شده تاویلی از آن را ارائه کنند.

می‌گویند منظور آغاز فرآیند نصب آینه اصلی بوده است. در این صورت عنوان افتتاح چه جایی دارد؟ به خصوص که به گونه‌ای این موضوع به رییس جمهور ارائه شده است که وی در بیان افتتاح خود آغاز بهر برداری را اعلام می‌کند؟

به نظرم در این موارد نباید دست به تاویل زد. افتتاح رصدخانه دو معنی می‌تواند داشته باشد. یکی اینکه پروژه برای نورگیری آزمایشی جهت کالیبره کردن نهایی آماده شده است و از این جا به بعد تیم مهندسی آخرین تنظیمات و بررسی ها را انجام می دهند، یا اینکه کل کار تمام شده و رصدخانه برای نورگیری نجومی و تحقیقاتی آماده است و تحویل کاربران شده است.

برخی از ناظران می‌گویند ما باید این موضوع و این روند را در ظرف ایران بسنجیم. وقتی ناو بدون موتور افتتاح می شود یا پروژه‌ای که هنوز سنگ بنای آن گذاشته نشده ده‌ها بار افتتاح می‌شود چرا باید به این مورد خاص این قدر نقد کرد؟

دلیلش به نظرم ساده است:

نخست اینکه تمام آن کارها هم اشتباه بوده و باید به تک تک مواردی که ادعای دروغی مطرح شده واکنش نشان داد.

دوم اینکه اجتماع نجوم حرفه‌ای و آماتوری ایران، گروهی فعال است که در سال‌های اخیر به خصوص با تلاشی که برای توسعه رسانه علم داشته است چشمان تیزبینی برای رصد اوضاع اجتماع خود دارد . طبیعی است که با دقت بیشتری موضوع را دنبال کند.

نکته سوم این است که قرار بود این پروژه، پروژه‌ای راهبردی باشد به این معنی که نه تنها ما را به رصدخانه‌ای ملی برساند که راه و رسم کار درست علمی را به بقیه نیز نشان دهد. قرار بود وقتی دیگران خطا می‌کنند و می‌گویند جبر جغرافیایی نمی‌گذارد کار کنیم به آن ها رصدخانه ملی را در قالب بزرگترین پروژه فعلی علمی ایران نشان دهیم و بگوییم خیر با همه سختی‌ها و دشواری‌ها می توان کار درست کرد و می‌توان خطوط قرمز پر رنگی رسم کرد و از آن عبور نکرد. خطوطی مانند اینکه دروغ نگوییم، بر مبنای فکت صحبت کنیم و روش علمی را قربانی مسائل دیگر نکنیم.

همه این موارد دلیلی است که اتفاقا باید با دقت بیشتری این پروژه را زیر نظر داشت. فراموش نکنیم ادعای اینکه وضعیت ایران اینگونه است و همه چیز را باید بر این ظرف سنجید در بسیاری از موارد با پنهان شدن پشت مشکلات ابزاری برای توجیه بدکاری‌های ما را فراهم می‌کند.

تصور کنید همه ما در کار خرد و کلانی که انجام می‌دهیم بگوییم قبول شرایط ناهموار است اما ما کارمان را درست انجام می‌دهیم و در برابر هر اشتباهی سکوت نمی‌کنیم.

درباره رصدخانه ملی بیشتر بخوانید:
پشت آینه رصدخانه ملی ایران
به بهانه تغییر غیرمنتظره مدیریت در  رصدخانه ملی ایران

اما مساله مهم‌تری نیز در این اعلام دروغین وجود دارد.

اعتبار جامعه نجوم ایران به طور خاص و اجتماع علم کشور اکنون زیر سوال رفته است و این واقعیتی تلخ است. به خصوص اینکه ما از زحمات، تلاش ها مشکلات و همه تخصصی که در این دو دهه صرف این پروژه شده است خبر داریم. اکنون همه این تلاش‌ها زیر چتر این فریب قرار دارند. اعتبار آن‌ها خدشه دار شده است و از این پس هر حرف و خبری از سوی آن‌ها با تردید مواجه خواهد شد.

این اعتبار مساله ساده‌ای نیست که به این سادگی بتوان از دستش داد. اعتبار یک شبه و به شکل دستوری ایجاد نمی‌‌شود. دورانی که می شد از فراز برج عاج دستور داد تا به کسانی اعتماد کنیم تمام شده است. اعتماد در تعامل ساخته می‌‌شود و با اعتبار سنجی و راستی آزمایی تقویت می‌شود.

نکته دردناک این داستان این است که این بحران می‌توانست تنها با اضافه کردن یک جمله در سخنان مسئولان مهار شود. اگر به جای ادعاهای عجیب و غریب که صف تا صد پروژه در ایران انجام شده است و ما الان فخر علم هستیم و غیره گفته می‌شد امروز بخش مکانیکی و مقر تلسکوپ تکمیل شده است و ما اکنون آماده‌ایم که گام آخر را برداشته و آینه را نصب کنیم، اتفاق دیروز می‌توانست به رویدادی قابل قبول بدل شود.

حاشیه‌هایی دیگر بر صحنه سازی افتتاح

دلیل اتفاق چه بود؟ چه تفکری باعث شده است که چنین تصمیمی اتخاذ شود؟

حدسیات متفاوتی وجود دارد.

برخی معتقدند این یکی از روندهای افتتاح عجولانه در پایان دولت بوده و تحت فشار دولت این افتتاح نمایشی صورت گرفته است. من بعید می دانم چنین چیزی نقش اصلی را بر عهده داشته باشد. به این دلیل که اولا این افتتاح بخشی از افتتاح همزمان چند پروژه بود که بدون رصدخانه ملی نیز اتفاق می افتاد. در ثانی برای دولت اگر چنین اهمیتی وجود داشت، حتما باید امروز در روزنامه‌های حامی دولت و منتصب به آن بازتاب وسیع این افتتاح را می دیدیم در حالی که بسیاری از آن ها از جمله روزنامه ایران در حد یک تیتر کلی به مجموع افتتاح ها اشاره کرده است.

حدس دیگر این است که این فشاری از سوی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) که پروژه رصدخانه ملی ایران زیر مجموعه آن قرار دارد وارد شده است. بر اساس این حدس به دلیل رویدادهای حاشیه انتخابات ریاست جمهوری ایران، موضع برادران لاریجانی تضعیف شده است و احتمال دارد ریاست طولانی جواد اردشیر لاریجانی بر این مرکز در دولت تازه به پایان برسد و او خواسته است در آخرین روزهای حضورش در این مرکز این طرح را به نام خود افتتاح کند. از لحاظ فنی چنین موضوعی ممکن است. بر اساس نسخه موجود اساسنامه پژوهشگاه – که البته فقط در وب سایت انگلیسی وجود دارد) انتخاب مدیر با پیشنهاد شورا و تایید هیئت امنا صورت می‌گیرد.

اعضا شورا را رییس پژوهشگاه، معاون علمی او، روسالی پژوهشکده‌ها و ۴ تا ۶ نفر عضو هیات علمی که به پیشنهاد رییس مدیر هیات امنا (رییس پژوهشگاه) به عضویت در می آیند تشکیل می دهند. این گروه می توانند نامزد ریاست را به هیت امنا پیشنهاد دهند.

ترکیب این چنینی که تقریبا همه اعضا آن منصوب خود رییس هستند بعید است علیه او رای دهند.

البته اگر پیشنهادی از سوی این گروه و تحت فشارهای مختلف به هیئت امنا برسد در دولت بعدی امکان رای به نفع نامزد جدید وجود دارد. چرا که ترکیب هیئت امنا متشکل از وزیر علوم، رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی،  رییس پژوهشگاه و چهار تا شش نفر از اعضا جامعه علمی و فرهنگی هستند که با حکم وزیر علوم به این سمت می رسند و دولت به طور بالقوه توانایی رای به نفع نامزد خود را دارد.

اما واقعیت این است که حتی با در نظر گرفتن همه این احتمال ها و حتی بی توجهی به توان بقای سیاسی لاریجانی (او از ابتدای تاسیس این پژوهشگاه و در طی دولت‌های مختلف ریاست را بر عهده داشته است) نقدی که به این دیدگاه وارد این است که وزن سیاسی این افتتاح در مناسبت قدرت رییس آینده چقدر می تواند باشد؟ آیا این افتتاح غیر واقعی نمی تواند نقش منفی برای بازی احتمالی بعدی او ایجاد کند و به ابزاری علیه او بدل شود؟

گزینه سوم به نظرم بیش از بقیه محتمل است و برخی از مدیران رصدخانه نیز در گفتگوهای خصوصی به آن اشاره داشته‌اند. این گزینه این است که اصولا فشار بیرونی چندانی وجود نداشته است و این تصمیم مدیران پروژه بوده است که از این فرصت استفاده کنند. شاید آن ها فکر کرده اند که می توانند به این ترتیب ساختار سیاسی و مالی موجود را هک کنند و با افتتاح غیر واقعی از دولت فعلی بودجه طلب کنند.

اگر این مساله درست باشد نگرانی های ما جدی تر خواهد شد چون علاوه بر اینکه مشارکت در این فریب نه از روی اجبار که از روی تصمیم بوده است، اعتبار و صداقت پروژه برای همیشه زیر سوال می رود و از سوی دیگر نشان از بدفهمی مدیران از وضعیت سیاسی اقتصادی دارد که گمان می کنند با چنین کاری می توانند سیستم اقتصادی دولت را هک کنند.

چرا بعد از این افتتاح دولت باید بودجه ای به طرحی اختصاص دهد که افتتاح شده است؟ (بماند که دولت در حال حاضر تنها می تواند بودجه مصوب سال را تخصیص دهد و این دولت دیگر توان بودجه نویسی برای سال بعد را ندارد) و اینکه در نهایت این پروژه حداقل شش ماه تا یک سال دیگر زمان لازم دارد و بخشی از آن در دولت بعدی است. چطور مدیران می خواهند از دولتی که منتقد دولت فعلی است برای طرحی که در این دولت به بهره برداری رسیده است بودجه دریافت کنند؟

همه این احتمالات ار کنار بگذارید. یک واقعیت وجود دارد که نباید فراموش کرد و آن را به هر یک از این دلایل که باشد کم اهمیت خواند. مهمترین پروژه علمی ایران معاصر به آشکارا به مردم – که بودجه آن را تامین می کنند – دروغ گفته است.

روابط عمومی علم

فارغ از داستان محتوایی این افتتاح، این رویداد از منظر ظاهری و شکلی نیز تعجب برانگیز است. خبر افتتاح را این نهاد در اینستاگرام خود اعلام کرد. بیست و چهار ساعت پس از مراسم هیچ خبر و نشانی از این خبر در وب سایت رسمی رصدخانه ملی ایران و پژوهشگاه دانش‌های بنیادی وجود نداشت.

آیا این اتفاق برای مدیران پروژه ،با هر دلیلی که بوده باشد آن قدر اهمیت نداشت که در وب سایت رسمی خود به آن اشاره کنند؟

نحوه برخورد با خبرنگاران، عدم پاسخگویی به پرسش های اصلی، عدم حضور مدیران قبلی و انجمن نجوم ایران که قاعدتا باید کاربر اصلی این طرح باشد نشان از آشفتگی ارتباطات سازمانی علم در این نهاد دارد. شاید بخشی از مدیران این پروژه تفکر قدیمی IPM را مبنی بر مکروه بودن اطلاع رسانی به ارث برده باشند.

اما در دنیای امروز ،پروژه ای که قرار است معیار و طراز علم ایران و قابل مقایسه با پروژه های جهانی باشد، باید به همه بخش های پروژه و از جمله ارتباطات علم آگاه باشد و به آن عمل کند.

امروز چیزی که برای چنین پروژه ای اعتبار می آورد تنها تاکید بر ابعاد و سایز رصدخانه و تلاش برای تلقین غرور کاذب نیست. بلکه ارتباط درست با مخاطبان  و مردم است و رسانه ابزار این کار.

بازتاب این خبر در رسانه های اصلی را نگاه کنید. خبر ساعت ۲۱ صدا و سیما اصولا اشاره ای به آن نکرده است. روزنامه های امروز (غیر ا ز دو روزنامه جام جم و هفت صبح)  غیر از یکی دو مورد که اشاره کلی به افتتاح طرح ها داشته اند تنها در دو مورد با انتشار تیترهایی بی معنی نظیر اینکه ستاره ها ۷ میلیارد سال نوری به زمین نزدیک شدند (خراسان) به کلی گویی درباره این طرح و تکرار ادعاها پرداختند.

این بخش داستان نشان از وضعیت بد روابط عمومی علم در این نهاد است.

خوشبختانه اما حضور برخی از روزنامه نگاران علم حرفه ای با سابقه نجومی اجازه نداد که این روند به بدنامی رسانه های علمی در ایران بدل شود. در صبح روز دوشنبه در برنامه رادیوم، سیاوش صفاریان پور با پرسش مستقیم درباره آینه از دکتر خسروشاهی اعلام کرد که افتتاح تلسکوپ بدون آینه صورت می گیرد و امروز محمد جواد ترابی در هفت صبح و کاظم کوکرم در جام جم در یادداشت های خود در صفحه اول این روزنامه‌ها به نقد این روند پرداختند که باید به همه آن‌ها که در این شرایط سخت کار درست حرفه ای را ادامه می دهند و تن به «وضع موجود» نمی دهند درود فرستاد.

برخی از مخاطبان طی دو روز گذشته به من و دیگران پیام دادند که همین که این گروه با این مشکلات کار را پیش برده اند باید تشکر کرد و این نقدها خستگی را به تن آن ها باقی می گذارد. پاسخ من و نظر حرفه ای – البته شخصی من – این است:

وظیفه ما اطلاع رسانی درست و نقد روندهای اشتباه است. ما بیشتر از بسیاری از کسانی که به طور مستقیم در پروژه دست دارند مشتاق به نتیجه رسیدن آن هستیم اما این دلیل اشتیاق دلیل نمی شود چشم بر خطا ببندیم.

تنها اضافه کردن یک جمله در بیانات مدیران طرح باعث می شد تا هیچ یک از این بحران ها ایجاد نشود و ما هم بابت همه کارهای انجام شده تا الان تشکر کنیم. اما چطور می توانیم از این رفتار دفاع کنیم و نام خود را خبرنگار، علاقه مند علم یا مشتاق توسعه علمی ایران بگذاریم.

در نهایت اینکه اکنون زمان ایفای نقش فعال انجمن نجوم ایران است. این نهاد که به طور رسمی نهاد و صدای اجتماع نجوم حرفه ای ایران است نباید در برابر این موضوع سکوت کند.

(انجمن نجوم ایران روز یازدهم تیر در بیانیه ای به این افتتاح واکنش نشان داد که متن کامل بیانیه این انجمن را می توانید اینجا مطالعه کنید)

زمانی که ایران اعلام کرد به طور کامل به فناوری هسته ای دست پیدا کرده است انجمن فیزیک ایران در بیانیه‌ای مهم آن دیدگاه را نقد کرد و هم نقش حرفه ای خود را ایفا کرد و هم جایگاه خود در نقش مرجعی قابل اعتماد در زمینه فیزیک در ایران را تحکیم کرد.

حالا شرایط مشابهی است و شاید زمان مناسبی باشد که انجمن نجوم در این مورد سخن بگوید و دیدگاهش را درباره این پروژه به طور کلی و این افتتاح به طور خاص بیان کند.

دوشنبه روز تلخی برای علم در ایران بود.

امیدوار باشیم که مدیران این پروژه و سایر پروژه‌های ملی از این تلخی درس گرفته باشند و به جای توجیه آن کمی به سیاست های خود فکر کنند و اگر صلاح دانستند آن‌ها را اصلاح کنند.
بیایید امید داشته باشیم – هر چند که این امید دائم کمرنگ تر می شود – که همان طورکه قرار بود وقتی چشمان گرگش رو به آسمان باز شد، ایران رصدخانه حرفه ای داشته باشد که نجوم و علم ایران را به دنیای علم مدرن و همکاری های جهانی وارد کند نه اینکه چون سایر کشورهای اطراف، بنایی بزرگ و در حد وضع موجود.

دیدگاه‌ها

  1. از نظر من جهت گیریها و نوشته های شما برای تخریب مدیر فعلی پروژه است و کاملا واضح است که شما در جناح دکتر منصوری هستید و از قبل برای ایجاد این حجمه ها آماده شده بودید. زمانیکه پژوهشگاه یک آینه اندود نشده را وارد کرده بود به سفارش دکتر منصوری کلی خبر در رسانه ها منتشر شد و آنها بابت آینه خریداری شده حالا که پس از سالها تلاش مهندسین قسمتهای مکانیکی و ساختمان تلسکوپ به پایان رسیده است این همه حرف برای گفتن دارید!!چرا چند سال پیش که منصوری این همه پول از دولت برای پروژه میگدفت و تنها ۱۰ درصد پروژه پیشرفت داشت همگی زبان بر دهان داشتید. وای به حال شما و این دنیای کثیف… خدا میداند که چه چیزی پشت این نقابهای علم پسندتان میگذرد…

    1. اولا بر فرض اینکه حرف شما درست باشد آیا در مورد خرید شیشه آینه اندود نشده دروغی گفته شد؟
      دوما باز هم با فرض درست بودن حرف شما یعنی دیروز به مردم دروغ گفته نشد؟

  2. سلام
    به عنوان فردی که سابقه کار در پروژه رصدخانه ملی ایران را در زمان مدیریت اول (زنجان) دوم (ای پی ام- دکترمنصوری) و فعلی (ای پی ام- دکتر خسروشاهی) و عضویت در هییت مدیره انجمن نجوم ایران را داشته و در حال حاضر نه با انجمن نجوم و نه با طرح رصدخانه ملی ایران ارتباطی ندارد، خدمت شما عرض می‌کنم که حتی با فرض نصب اینه، فرایند ساخت و‌یا سفارش ابزار نجومی حداقل چند سال زمان میبرد و بخشی حیاتی در روند اتمام پروژه است. نکته مهم اینجاست که نتقال آینه و کوتینگ و نصب و‌نگهداری تنها بخشی از پروژه است که امکان آزمون و خطا در آن وجود ندارد و متاسفانه با شرایط فعلی و عدم همکاری های لازم بین المللی، عملا چشم انداز روشنی برای آن نمیتوان متصور شد. با این حال طراحی و ساخت بخش مکانیکی و کنترل و الکترونیک و محفظه با تمام تلاش داخلی و مشاوره خارجی به شکل قابل قبولی انجام شده و عملا پروژه در حد توان فعلی به سرانجام ممکن خود رسیده است.
    از سوی دیگر با توجه به فرارسیدم فصل سرما ( معمولا از نیمه مرداد ماه) ، نصب شتابزده آینه بدون امکان تست در طول شب های مناسب رصدی، به هیچ عنوان توصیه نمی شود و بهترین زمام برای انتقال و نصب اینه، انتهای فصل سرما می باشد ( که با توجه به ملاحظات سیاسی و مدیریتی، شاید دلیل این نوع افتتاح، صرفا نگاه داشتن موضوع در خاطره ها و برجسته کردن ان، قبل از خواب اجباری-فنی چندماهه پروژه تا بهار آینده باشد).
    از سوی دیگر شاید دلیل افتتاح شتابزده، این واقعیت باشد که قدم بعدی عملا قابل پیشینی نیست و با وضع بودجه فعلی و وضعیت سیاسی-علمی حاکم بر کشور، عملا قدم های بعدی سالها به طول خواهد آنجایمید. می‌توان گفت افتتاح فعلی، فارغ از نحوه ارایه موضوع توسط سیاستمداران حاضر در جلسه، صرفا اعلام پایان بخش انجام شدنی پروژه بود. از سوی دیگر، با جرات میگویم، حتی با فرض نورگیری رصدخانه، با توجه به ظرفیت علمی کشور، امکان پرکردن مقرون به صرفه برنامه رصدخانه (با توجه به هزینه های اجرایی هر شب رصدی) برای میان مدت وجود ندارد و عملا می‌توان گفت این افتتاح با هدف تلنگری به جامعه خواب آلود نجوم ایران بود که با فرض اتمام پروژه ، برنامه جامعه نجوم ایران برای استفاده و کاربری در سطح این تلسکوپ چیست. سوالی که سالهاست توسط پروژه مطرح شده و همواره بی پاسخ مانده. شما تنها بر جنبه ژورنالیستی و با نگاهی سیاسی به موضوع نگاه کردید. ای کاش، به جای نتیجه گیری، این سوال را از بخش های مختلف جامعه نجوم حرفه ای ایران میپرسیدید که چرا بعد از سالها، وضعیت اینگونه است. من به شخصه اذعان می‌کنم همین سازه و محفظه، بسیار بسیار بیشتر از توان و ظرفیت جامعه نجوم ایران است و تیم طراحی و ساخت، در عین ناامیدی و گاها سرخوردگی از ادامه کار، تلاش باورنکردنی در تحویل همین بخش پروژه انجام داده اند

    1. من با همه حرف های شما موافقم. من اصلا ایرادم این نیست که چرا الان افتتاح نشد. من تنها نکته ام اینه که چرا به دروغ گفتند افتتاح شد؟
      در مورد دوم هم حق با شما است. من در حد توانم که همین وبلاگ است چند باری در باره عدم حضور انجمن نجوم و عدم ارتباطش با پروژه و خطراتش نوشتم. اما حرف شما صد در صد درست است. این پروژه همان طور که موفقیتش وابسته به فعالیت درست صدها بخش مختلف فنی و اجتماعی است، شکستش هم قطعا بر عهده همه آن بخش ها است و هیچ کس از جمله انجمن نجوم، اجتماع نجوم آماتوری، منجمان حرفه ای و رسانه ها نمی توانند و نباید سهم خود را نادیده بگیرند.

  3. تلسکوپ بدون آینه مثل ماشین بدون چرخه و این افتتاح در پایان دولت میتونه نشانه های زیادی داشته باشه که شما به اون اشاره کردید…..و به نظر من قطعا کم کاری های متعدد انجمن نجوم ایران و روابط عمومی بسیار پایینی که دارن بر این امر صحه گذاشته…و معاون علمی که هر نقشی در دولت میتونه داشته باشه به جز سرپرستی بخش علمی…..هنگام مشاهده صحبت های آقای ستاری در سایت های خبری با خود میگفتم یکی از اشخاص تصمیم گیر در امور علمی جامعه ایران که این گونه دروغ میگویید وای بر زیر دستانش وای بر مدیرانی که در حوضه علم تصمیم گیر هستند…..فقط به قول شما باید امید داشت….
    از زحمات دکتر منصوری نیز کمال تشکر را دارم که در سال های قبل تلاش زیادی کردند ‌…

  4. برای کسانی که عاشق نجوم آماتوری هستند و با خواندن هر صفحه از مجله نجومی که این روز ها نفسش به شماره افتاده نام دکتر رضا منصوری نامی آشناست کسی که وجود او نعمتی ست برای نجوم آماتوری و حرفه ای ایران……

  5. سلام. موضوع این نیست که اشتباه نگفتند و کار غیرحرفه ای انجام ندادند و سیاست این پروژه رو به بازی نگرفت و اطلاع رسانی در ضعیف ترین حالت خودش هم از طرف خودشون و هم از طرف رسانه ها صورت گرفت. اتفاقا همه این ها متاسفانه رخ داد. من خودم وقتی این خبر رو شنیدم خوشحال نشدم چون از وقتی که با نجوم آشنا شدم، قرار بود این رصدخانه افتتاح بشه و گفتم مطمئنن نمی شم تا وقتی که اولین ثبت داده و نور گیری رو از این رصدخانه ببینم و حتی اصلا دلم رو صابون نزدم که بتونم یه بار رصدخانه رو از نزدیک ببینم. اما به نظرم باید منصف بود و در کنار این نقدها که باید داشت، در نظر داشت که تعدادی در این وضعیت خراب علم و بی توجهی به آن، این کار را پیش بردند و حداقل حداقل باعث شدند یه حرفی از نجوم در ایران در این روزها بشنویم. اصلا بالفرض که پروژه با پروژه چند سال پیش هیچ فرقی نداشت، اما باور کنید این قدر این حس بی توجهی و بی اهمیتی به علم و نجوم هست، که در کنار این حرفها که باید گفته بشه، باید از زحمات افرادی که کاری انجام دادند تشکر و قدردانی کرد و به شکلی حرف نزد که این تلاش و پای کار بودن افرادی که تو این شرایط کار کردن در کنار این نقدهای قابل قبول و درست، زیر سوال بره و عزم و اراده شون برای ادامه کار کم بشه و آرزوی داشتن یک رصدخانه ساده رو به گور ببریم. البته مخاطبم به طور خاص شما نیستید، به طور کلی گفتم و اینجا محلی برای نشر نظرم بود. موفق و سلامت باشید.

    1. فکر می کنم موضوع را اشتباه برداشت کردید. مساله سر زحمت کشیدن نیست. مگه کسی در زحمتی که دوستان کشیده اند شک دارد؟ مساله این است که با این کار این دوستان آبروی خود و اعتبارشون را در معرض شک قرار داده اند. هیچ زحمتی و هیچ تلاشی نمی تواند توجیهی برای اعلام خبر دروغ آن هم برای پروژه ای ملی باشد که بودجه اش را مردم می دهند

  6. دوست عزیز. واقعا دلیل عدم نشر کامنت خودم رو نمی‌دونم. امیدوار بودم بشه شما رو‌در دسته دلسوزان توسعه علم در ایران دسته بندی کرد اما به نظر میرسه بیشتر جنبه عامه پسند کار خبرنگاری علمی رو دنبال میکنید. امیدوار بودم مثل سایر خبرنگارهای علمی در دنیا، افراد مسوول رو به پاسخگویی وادار کنید نه اینکه با تیتر های زرد، بدنه ناامید جامعه رو ناامید تر کنید و خودتون رو در مقام قاضی بدانید و حکم صادر کنید.

    1. من هر دو سه روز یک بار سری به پنل می زنم و اگر شما برای اولین بار کامنت گذاشته باشید معمولا این کامنت منتظر تایید می ماند. متاسفم که به دلیل کم بود وقت نمی توانم هر روز به روز رسانی را انجام بدهم

  7. از ایندلحاظ میگم ناامید کردندجامعه، چون عملا یک‌رصدخانه حرفه ای، جز انگیزه دادن به جامعه نجوم آماتوری، و تهییج اونها، کار بیشتری انجام نخواهد داد و شما عملا این بخش رو نابود کردید. نورگیری رصدخانه عملا فرایندی هست که بهتره در جامعه تخصصی نجوم مورد ارزیابی قرار بگیره. اینو به عنوان عضو سابق هییت مدیره انجمن نجوم عرض می‌کنم که اگر هییت مدیره فعلی، در این مورد سکوت کرده، دقیقا به دلیل این هست که با اولین صحبت و نظر دادن، تمامی اشاره ها به سمت کم کاری خود انجمن خواهد رفت و به نظر میات انجمن نجوم، برای در امان موندن از انتقادات سکوت کرده. به خوبی به یاد دارم که پروژه رصدخونه، بارها از انجمن نجوم و سایر دانشگاه‌ها برای کمک درخواست کرد ولی در عرض ۶ سال حتی یک پروژه رصدی که برای اجرا توسط یک تلسکوپ ۳.۴ متری به صرفه باشه از سوی اونها ارایه نشد. شکی نیست که پروژه رصدخانه ملی میتونه به ایجاد انگیزه در جامعه آماتوری کمک کنه اما مخاطب اصلی این طرح، جامعه خواب آلود نجوم حرفه ای در کشور هست.

    1. صد درد صد درسته و نقد بزرگی به انجمن نجوم مطرحه. از آغاز پروژه و از زمانی که به هر دلیلی از فرآیند تصمیم گیری یا کنار گذاشته شدند یا دخالت نکردند. موضوع دقیقا همینه که بخشی از این اتفاق ها به دلیل سکوت های پیشین انجمن نجوم و اجتماع علمی نجوم کشور به طور کلی است. این نقد ربه بخش رسانه ای هم وارد است و بخش مروجین. ما به قدری مشتاق افتتاح این رصدخانه بودیم که به طور مکرر چشم بر ایرادها و روندهای غلطی بستیم که امروز اوجش را می بینیم

  8. همین رویکرد امثال شما، کشور را بدبخت کرده است.
    در پاسخ هرنقدی فقط و فقط اشکالات دیگران رو مطرح میکنید. اگر هر کدام از ما کاری را درست انجام داده باشد، از کار درست خود دفاع کرده و مخاطبین هم قانع میشوند. اینکه الان میشه گند زد چون قبلا کسایی دیگه هم گند زدن، منطق مضحک و مهوعی است.

    1. منظور شما اینه که رسانه به طور عام نباید اشتباهات اجتماع علمی را بیان کند و تنها باید تعریف و تبلیغ و پشتیبان یکند؟ این وظیفه رسانه نیست وظیفه روابط عمومی است

  9. ۱- آقای ناظمی سیستم درج دیدگاه این سایت ایراد داره. نظری که من درج کردم در پاسخ به اولین نظر درج شده توسط “ناشناس” بود. اما اینطور تلقی کردید که مخاطب نظر من شمایید.
    ۲- در مورد دیدگاه اخیر شما، توجه داشته باشید که شما رسانه نیستید.(به همون اندازه که روابط عمومی جایی نیستید). که اگر اینطور باشه همه مردم عادی رسانه هستند. و البته مجازید و مخیرید نظرات خود را پیرامون اجتماعات علمی و اشتباهات یا توفیقاتشان ارایه بدید. مثل سایر شهروندان.
    ۳- درمورد منظور من هم، اشتباه تقریر کردید. منظور من انچه شما متوجه میشید نیست. منظور من اینه که:
    ای دوستی که میفرمایید منتقدین این افتتاح در جناح آقای منصوری و به نیت حجمه نقد میکنند. در پاسخ هرنقدی فقط و فقط اشکالات دیگران مطرح نشود. اگر هر کدام از ما کاری را درست انجام داده باشد، از کار درست خود دفاع کرده و مخاطبین هم قانع میشوند. اینکه الان میشه گند زد چون قبلا کسایی دیگه هم گند زدن، منطق مضحک و مهوعی است. اینکه زمان آقای منصوری کار درست انجام نشده پس الان هم اگر نشده، اشکالی ندارد؛ منطق غلطی است. کشور بدبخت شد با این منطق که در قوه عاقله همه، جای گرفته.
    ۴- و نکته آخر اینکه کاش وقتی حرف از “وظیفه” میشود، آدمها بتونن کاری بیشتر از حرف زدن برای مردمشون بکنن. ان شاالله.

    1. ممنون از تذکرتون. حتما سعی می کنم ببینم مشکل چییست و اصلاح می کنم.
      در مورد رسانه نبودن اینجا هم درست می فرمایید این یک وبلاگ شخصی غیر رسمی است. البته من این روزها به دلیل کار فری لنسم همکار دائم هیچ رسانه ای نیستم. اما حرفه من روزنامه نگاری است که مواقعی که رسانه رسمی در اختیار ندارم در اینجا مطالب را منتشر می کنم. و در نهایت اینکه کاملا درست است هر چیزی که من بگویم باید مبتنی بر سند باشد و در غیر این صورت تنها نظر شخصی یک شهروند است.
      ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.